دو روز قبل از نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای بررسی پرونده هستهای ایران، دکتر احمدینژاد در مصاحبه خود با خبرنگاران در مورد پاسخ ایران به بسته 1+5 گفته است: «کسانی که اهل منطق و صلح هستند میدانند پیشنهادهای ما، زمینه مناسبی برای حل و فصل نه تنها مسائل ایران بلکه عالم است». شبیه به همین ادبیات در نامه احمدینژاد به جرج بوش وجود داشت و دعوت اخیر او از رئیسجمهور آمریکا نیز «دعوت به مناظره در مورد مناسبات جهانی و بینالمللی و راههای برونرفت از بحرانها» بود. در طی یک سال استقرار آقای احمدینژاد در جایگاه ریاست جمهوری اسلامی ایران، میتوان به جرئت ادعا کرد که حجم اظهارنظرهای او پیرامون مسائل بینالمللی و موضوعاتی همچون هولوکاست، موجودیت اسرائیل، صلاحیت عضویت برخی کشورها در سازمان ملل و شورای امنیت، گاه از میزان توجه او به موضوعات داخلی بیشتر بوده است.
البته اظهارنظر پیرامون برخی از این مسائل به دلیل ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم با منافع ملی ـ از جمله امنیت کشورمان ـ اجتنابناپذیر بودهاست. اما اینکه پاسخ ایران در مورد پرونده هستهای نیز به گونهای باشد که به قول رئیسجمهور ایران به دنبال «حل و فصل مسائل همه عالم» باشد، میتواند نگرانیهای زیادی ایجاد کند.
حقیقت آن است که امروزه انسانها در نقاط مختلف کره خاکی، رنجهای فراوان میبرند، قدرتمندان جهانی نیز هر روز نوع مدرنی از زورگویی و انحصارطلبی را بر ملتهای ضعیف تحمیل میکنند، روابط کشورها و ملتها با یکدیگر در شرایط نامناسبی قرار دارد و امکان استفاده عادلانه همه انسانها از امکانات خدادادی فراهم نیست. این مشکلات سابقهای به درازای تاریخ تمدن بشری دارند و حتی انبیاء الهی نیز موفق به حل و فصل همه آنها نشدهاند. پس قطعاً نظام جمهوری اسلامی ایران ـ یا به عبارت دقیقتر بخشی از نظام که همکاران رئیسجمهور هستند ـ نیز قادر نخواهند بود به حل و فصل همه آنها بپردازند. اگر این فرض را بپذیریم تلاش برای تبدیل پرونده هستهای به بستری برای حل تمام مشکلات و بیعدالتیهای جهانی، تنها میتواند حل و فصل موضوع اصلی را نیز در هالهای از ابهام قرار دهد. نکته دیگری که پس از سخن اخیر رئیسجمهور، به ذهن متبادر میشود احتمال موفقیت دولت نهم در حل و فصل مسائل جهانی است. در روزهای گذشته، تعدادی از فعالان سیاسی از جمله یک نماینده وابسته به ائتلاف آبادگران، زا ضعف دولت در توجه به نخبگان انتقاد کردهاند. در این صورت باور این نکته که دولت بتواند با بهرهگیری از مشاوره تعداد معدودی از همکاران خود، مشکلات داخلی را در حد قابل قبول حل و فصل نماید، بسیار مشکل است چه رسد به رفع معضلات جهانی!
حقیقت آن است که بلاتکلیفی پرونده هستهای ایران، بر کلیه شئون کشور و زندگی مردم تاثیر گذاشته است و مردم از کارگزاران حکومت توقع دارند که ضمن پافشاری بر حقوق خدشهناپذیر ایران، نزدیکترین و البته سنجیدهترین راه برای ختم به خیر شدن پرونده هستهای را برگزینند. اظهارات مسئولان اصلی پرونده هستهای نیز نشان میدهد که دستاندرکاران پرونده، با تکیه بر بسته 1+5 تلاش میکنند برای به دست آوردن بیشتری دستاورد، کمترین هزینه پرداخت شود. در حالی که گره زدن موضوع هستهای با حل و فصل مسائل عالم، این نگرانی را ایجاد میکند که یا با طولانی شدن این روند بلاتکلیفی موجود در بسیاری از عرصههای سیاسی و اقتصادی تداوم یابد و بسیاری از فرصتهای اقتصادی موجود در کشور و منطقه از دست بروند و یا آنکه فرصت مناسبی برای دشمنان ایران ایجاد گردد که جدیت ایران برای حل و فصل نهایی موضوع هستهای را زیر سوال ببرند و سایر کشورها را نیز برای اعمال فشار بر ایران با خود همراه نمایند.
کسی نمیتواند پیوستگی مسائل جهانی یا یکدیگر را انکار کند، اما اولویتبندیهای دقیق از جمله تسریع رد رفع نگرانیهای داخلی و خارجی پیرامون پرونده هستهای و پس از آن بهرهگیری از پتانسیلهای سیاسی و اقتصادی موجود، میتوان ایران را برای ایفای نقش در تحولات بینالمللی و حل و فصل آنها در موضعی بسیار قویتر قرار دهد.
این چیزی است که اکثریت ملت ایران از مسئولان خود میخواهند و به نظر میرسد بسیاری از دستاندرکاران پرونده هستهای ایران نیز به آن آگاهی دارند و بر پیگیری آن پافشاری میکنند.