کمالالدین پیرامون
در فضایی که امنیت باشد سرمایهگذاری تشویق میشود. شهرسازی رشد میکند، کارخانجات احداث میگردند و در نتیجه تولید و مصرف بیشتر و بدنبال آن رفاه اجتماعی در جامعه حاکم میگردد. مهمتر از همه مغزها و استعدادهای نهفته کشف و به کار گرفته میشوند که این مغزها و استعدادها پشتوانه اجتماعی و اقتصادی جامعه گردیده و همگی در افزایش سرمایه و سرمایهگذاری نقش مهمی را ایفا مینمایند.
قدرت صنعتی آمریکا که با توجه به درصد جمعیت آن نسبت به جهان دارای بیشترین سرمایه دنیاست مرهون امنیت ایالات متحده می باشد زیرا هیچ جنگی در آمریکا غیر از جنگهای داخلی الغای بردگی روی نداده است حتی در جنگهای جهانی نیز دور از میدانهای جنگ بوده است.
تاریخ دو هزار و پانصد ساله ایران و قبل از آن هم همگی گواهی میدهند که ایران از امنیت کامل برخوردار نبوده است. ناامنیهای داخلی و تحمیلی بیگانگان سبب شدهاند که اندوختههای چندین نسل را یکباره غارت کرده و به جای غرس نهال رشد و توسعه، نهال تخریب و فقر نشاندند، این وضعیت تا زمان سلسله صفویه ادامه داشته است تا قیام دلاوری از اردبیل به نام شاه اسماعیل صفوی، ایران یکپارچه میگردد و قدرت مییابد و این مرز و بوم پایتخت ایران میشود، اما با توجه به اوضاع جغرافیایی منطقه شاهان بعد از شاه اسماعیل جهت تامین امنیت خویش و دوری از حملات عثمانیها، پایتخت را به قزوین و بعد به اصفهان انتقال میدهند و اصفهان با توجه به موقعیت جغرافیاییاش در ایران از امنیت کافی برخوردار میگردد. وجود امنیت در اصفهان، زیباسازی و توسعه و آبادانی آن شهر را باعث شد و از چهار صد سال به این طرف هنوز هم، آثار تاریخی و هنری اصفهان باقی مانده است و سرمایهها هم تقریبا دست نخورده باقی ماندهاند.
در زمان سلسله صفویه، اردبیل نیز شهر باشکوهی بوده و اولین لولهکشی آب شرب شهری در کشور، در این شهر انجام پذیرفته بود، همچنین اردبیل یکی از باراندازهای معتبر تجارت زمینی ایران بود، راههای تجاری تفلیس، لنکران، دربند، بادکوبه، گیلان و تبریز از این شهر میگذشت، بنا به نوشته پتروشفسکی بازرگانان گیلان، کردستان، گرجستان و سایر کشور به اردبیل رفت و آمد داشتند. تاورنیه اردبیل را چهارراه و مرکز تلاقی راههای کاروان رو و محل انبار کردن ابریشم از شماخی و گیلان به اردبیل میآمدند و از آنجا به مقصد ازمیر و استانبول حرکت میکردند.
ناامنیهای حاصله از جنگهای ایران و عثمانی و جنگهای روسیه و ایران و غائله آذربایجان موجب از دست رفتن موقعیت تجاری اردبیل و منطقه و نیز خرابی آثار باستانی آن و از بین رفتنشان گردیده است.
مشکلات و ناامنیهای تحمیلی بیگانگان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای زیانبار جنگ تحمیلی نه تنها در نابودی سرمایههای کشور بلکه در عدم جذب سرمایهها و بویژه فرار سرمایه های متعدد نقش بسیاری داشته است.
اکنون نیز کشور در شرایط و وضعیت تهدید، بحران و جنگ قرار گرفته و در این میان اظهارات و حرکات تحریکآمیز برخی سیاستمداران میتواند به ایران و ایرانی خسارات سنگین و آسیبهای فراوان برساند. کمبود و فرار سرمایهها، بعنوان علت العلل عقب ماندگی کشورهای توسعه نیافته، در این شرایط بیش از پیش بر ایران تحمیل خواهد شد.
امنیت، عدالت و فراوانی معاش اولین و بیشترین نیازمندی انسان است. اعتلای سطح زندگی مردم و افزایش سطح درآمدهای ناچیز اقشار جامعه مستلزم حفظ سرمایهها و جذب سرمایهگذاریهای جدید و وسیع و همچنین وجود امنیت در کشور است. با شعار و حاشا کردن مشکلات سیاسی و اقتصادی کشور نمیتوان رفاهیات حداقل مردم کشور را تامین کرد. پر واضح است در این مقطع حساس کشور، که ملت کم و بیش در جریان امور و وضعیت کشور است، یکی از عوامل ضد توسعه ایران و تشدید شرایط کشور، خودمان هستیم چرا که اگر شهروندانی روشن بین، آگاه و سختگیر نباشیم سیاستمدارانی بلند مرتبه نخواهیم داشت. امروز کشور، بیش از هر چیز، نیازمند جهادگران عرصه تولید، سرمایهگذاری و آرامش سیاسی است. باید با اعتمادسازی و توجه حتمی و ویژه به منافع ملی کشور از مهمترین میوه تمدن نوین، یعنی مرزناپذیری تعقل و تتبع علمی، به بهترین وجه برای بهتر کردن شرایط جامعه امروزی بهره ببریم.
امروز بسیاری از مردم دریافتهاند که اگر جامعه پیشرفته از برخی عوارض منفی مرحله نوین تاریخ رنج میبرد، جامعه عقب مانده امروزی نیز دقیقا به همین عوارض، آن هم به گونهای مضاعف (کثرت دختران خیابانی، مشکلات اقتصادی طبقه متوسط و ضعیف جامعه و...)، مبتلاست بیآنکه از منافع پیشرفت بهره چندانی برده باشد، زیرا جامعه عقبمانده نه به الگو و سیاق ما قبل سرمایهداری شباهتی دارد و نه بطور کامل به واقعیت جامعه سرمایهداری.
نیمی از این جامعه مشکلات زندگی در مرحله سرمایهداری را همراه با فقر و بیماری و معضلاتی که جوامع پیشرفته بر آن تحمیل میکنند تجربه میکند، نیمی دیگر بدترین ویژگیهای جامعه ما قبل سرمایهداری را همراه با مواهب متصور آن اعصار تحمل مینماید، در همان حال جامعه عقب مانده به خاطر شرایط مسلط بر جهان امروز حتی امکان رجعت به گذشته را نیز از دست داده است.
جهان امروز را دنیای کوچک نامیدهاند، دنیایی مخلوق ترقی حیرتآور تکنولوژی ارتباطاتی و تحرک بیسابقه ابتکار در نظم سرمایهداری. در این دنیای کوچک، هیچ نقطهای نمیتواند در انزوای کامل دوام آورد و هیچ نظامی نمیتواند به مقابله با نظام چیره برخیزد مگر اینکه نخست به مرحله سرمایهداری پیشرفت دست یافته باشد.
امروز ایران و کشورهای توسعه نیافته با دو گزینش روبرو هستند، ماندن در برزخ توسعه نیافتگی، سکون و بیراهه رفتن و عوام فریبی و به عبارت بهتر حفظ فاصلهای روز افزون با ملل پیشرفته، یا توسعه به استقرار نظم نوین اجتماعی و رقابت با ملل دیگر، شاید رقابتی در جهت استقرار عدالت جهانی.