تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۴۱۹۶۵

باز هم ایران برنده جنگ عراق


علی‌اکبر عبدالرشیدی
امروز دیگر تردیدی وجود ندارد که ایران برنده بی‌چون ‌چرای جنگ هشت ‌ساله‌ای بود که صدام حسین با کمک آمریکا و دیگر متحدان واشینگتن بر ایران تحمیل کرد. در یک جنگ، آن چه تعیین‌کننده برنده و بازنده است اهداف آن جنگ است نه میزان تلفات یا نوع سلاح به کار رفته و مولفه‌هائی از این دست.
اگر قرار بود میزان بمب‌های به کار رفته در یک جنگ ملاک پیروزی قرار گیرد قطعاً آمریکا در ویتنام برنده بود. آمریکا حجمی اسطوره‌ای از بمب را در انواع مختلف در ویتنام به کار برد اما در دنیا کسی یافت نمی‌شود که آمریکا را برنده جنگ ویتنام بداند. چرا؟ چون هدف آن جنگ ماندن یا نماندن آمریکا در ویتنام بود که در نهایت به نفع مردم ویتنام شد و آمریکا این کشور را ترک کرد.
خروج خفت‌بار آخرین دیپلمات‌های آمریکایی از بالای ساختمان سفارت آمریکا در 30 آوریل 1975 در سایگون بود که پایان جنگ را رقم زد و آن روز به عنوان روز پایان جنگ ویتنام رقم خورد، نه یکی از آن روزها که بمب‌افکن‌های غول‌پیکر ب.52 آمریکایی دلتای مکونگ را با هزاران بمب خوشه‌ای و ناپالم شخم می‌زدند.
در جنگ صدام علیه ایران نیز، هدف آن جنگ برنده و بازنده آن را رقم می‌زند. هدف جنگ چه بود؟ تصرف منابع نفتی جنوب ایران، اشغال سه روزه ایران، اردو زدن در تهران، مقابله با انقلاب اسلامی و از این دست رویاها که در سر دیوانه‌ای به نام صدام حسین بود.
ایران به دلیل برنده قطعی و ب‌چون و چرای آن جنگ است که در موضع دفاعی می‌جنگید تا اجازه ندهد و رویاهای صدام تحقق یابد. صدام و متحدانش به هیچ ‌یک از آرزوهای خامشان دست نیافتند پس بازنده جنگ‌اند. ایران به همه اهداف خود که در دفاع از ایران خلاصه می‌شد رسید، پس برنده این جنگ است چون حتی یک وجب از خاک مقدس این سرزمین در اشغال دشمن نماند.
گروه مطالعاتی عراق 1به ریاست جیمز بیکر در گزارش خود اعلام کرده است که نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه، آمریکا را در تنگنا قرار داده است. در همین گزارش آمده است که اقتدار و نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه پس از حمله آمریکا به عراق روبه فزونی گذاشته است.
مصطفی علنی2‌مدیر مطالعات امنیت و تروریسم در مرکز مطالعات خیلج‌فارس دوبی گفته است که گزارش گروه مطالعاتی عراق به طور مشخص به ایرانیان اعلام کرده است که‌: (ای ایرانیان! شما قدرت منطقه‌اید! شما شکست ناپذیرید!)
من سخنان این آقای علنی را حاکی از نوعی احساس ناخوشایند ایشان هم می‌بینم‌. اما این سخنان در عین حال تائیدی است بر این که دیگر در قدرت ایران در منطقه تردیدی باقی نمانده است.
اینکه گروه مطالعاتی عراق در واشنگتن سخنی بگوید و آقای علنی هم در خلیج‌فارس آن را بشنود، یعنی دولت جرج بوش هم دیگر اهرمی برای توقف نفوذ ایران در منطقه ندارد تا چه رسد به برخی متحدان خرده‌پای آمریکا، بوش امروز نه تنها در داخل کشورش شکست‌خورده و منتظر تحویل قدرت به رقیب است که در خارج از کشور هم پا درآمده است.
در آمریکای لاتین چپ‌های ضدآمریکائی باز با عزت به قدرت رسیدند. من اوضاع در آمریکای لاتین را پس از پیروزی مجدد آقای جاوز در ونزوئلا در ادامه موفقیت‌های رهبران چپ دیگر در بولیوی، اکوادور و نیکاراگو بازگشت کابوس دهه‌1960.1970 برای کاخ سفید می‌دانم.
در عراق آمریکا به زانو درآمده فرض می‌شود. من گمان می‌کنم که آوازه ناتوانی آمریکا در عراق به عنوان ویتنامی دیگر، این روزها در انشای کودکان دبستانی آفریقایی هم مورد اشاره قرار می‌گیرد.
همین دیروز بود که دونالد رامسفلد، وزیر دفاع اسبق آمریکا مخفیانه به عراق رفت و با فرماندهان نظامی آمریکائی خداحافظی کرد. بدون تردید برکناری رامسفلد و متعاقب آن بالا رفتن میزان تلفات نظامیان آمریکائی در عراق، روحیه فرماندهان نظامی آمریکا را در عراق متزلزل کرده است‌. سفر رامسفلد به بغداد بیشتر شبیه به تسلی‌دادن عزاداران از سوی صاحب عزا بود.
آمریکا می‌داند که تلاش پراشتباه رامسفلد و دوستانش در جرگه بازها در کاخ‌سفید کراراً به نفع ایران تمام شده است. چه آن روز که رامسفلد در میانه جنگ صدام با ایران به بغداد رفت و از سوی جرج بوش پدر وعده تحویل پنج‌ هزار موشک زمین به زمین را به صدام حسین داد و چه آن روز که از نیروهای نظامی آمریکائی مستقر در بغداد پس از سرنگونی صدام سان دید.
چه کسی منکر است که بازتاب تلاش رامسفلد برای ریشه‌کن کردن جمهوری اسلامی ایران امروز در قالب تقویت طرفداران حکومت مبتنی‌بر آئین اسلام در افغانستان‌، عراق، لبنان و حتی فلسطین در حال عروج است؟
همه آمریکائیان امروز از خانم رایس و آقای رامسفلد می‌پرسند که «کجاست آن دموکراسی آمریکائی که وعده تحقق آن در خاورمیانه داده شده بود؟»
اما به نظر من بازنده اصلی جنگ آمریکا در عراق، اسرائیل است. محاسبات اسرائیل هم در مورد آینده عراق اشتباه از آب درآمد. افرایم سنه3 معاون وزیر دفاع اسرائیل می‌گوید: (اسرائیل بر آن بود که از عراق بعد از صدام متحدی برای خود در جمع اعراب میانه‌رو دست و پا کند. در حالی که چشم باز کرد و مشاهده کرد عراق به دوست و متحد ایران تبدیل شده است).
نکته حائز اهمیت این است که آمریکا و اسرائیل شیعه بودن مردم ایران را نقطه ضعفی در اتحاد بین مسلمانان منطقه فرض کرده بودند در حالی که امروز همه مسلمانان منطقه نشان داده‌اند که الگوی رهائی‌بخش ضد‌استعماری ایران را راهی برای نجات خود فرض‌ کرده‌اند و به همین دلیل نوعی اتحاد نانوشته بین همه مردم منطقه اعم از شیعه و سنی علیه منافع آمریکا ایجاد شده که این نیز خبر از شکست آمریکا‌. اسرائیل و پیروزی ایران می‌دهد. جمهوری اسلامی ایران برخلاف سیاست و تفرقه‌افکنانه آمریکا و متحدانش در منطقه از الگوی اتحاد و وحدت اسلامی پیروی کرده که نتایج روشنی به بار آورده است.
دولتمردان غربی از اعتراف به پیروزی ایران در عراق اکراه دارند، اما به طور تاریخی قبول دارند که «‌ایران در دور اول پیروز شده است.» منظور آن‌ها از نگاه به دور دوم وارد کردن عناصر جدیدی به صحنه تحولات شامل عربستان سعودی و کشورهای متحد ریاض است. امید غرب به ایجاد اختلاف بین مسلمانان و استفاده از این اختلافات است. حتی در برخی از تحلیل‌ها شکل‌دهی اتحادی بین دمشق و ریاض برای تضعیف موقعیت ایران نیز دیده شده است.
«جرج پرکوویچ»4، نایب رئیس مطالعات بین‌المللی صلح در موسسه کارنگی در آمریکا می‌گوید: «تا این جا این ایران است که در عراق برنده شده است. آمریکا در بحث هسته‌آی در برابر ایران ضعیف شده است. در نتیجه آمریکا دیگر اهرمی برای فشار بر ایران در اختیار ندارد. در حالی که ایران اهرم‌های زیادی برای مذاکره با آمریکا در اختیار دارد. مهم‌ترین اهرم همان توان ایران برای پایان دادن به بحران امنیتی جاری در عراق است. آمریکا با واقعیتی روبرو است که باید با آن کنار بیاید.»
آمریکا به توصیه گروه مطالعات عراق آماده مذاکره با ایران است. اما مقامات آمریکائی می‌کوشند برای آغاز این مذاکره امتیازات بزرگی را از ایران طلب کنند. مهم‌ترین امتیازی که آمریکائیان به دنبال آن هستند در حوزه فعالیت‌های هسته‌ای ایران است.
آمریکا امروز شاهد است که در اثر مباحث حقوقی که ایران در عرصه فناوری هسته‌ای مطرح کرده کشورهای دیگری هم که تا به حال به فکر استفاده از فناوری هسته‌ای نبوده‌اند، نیاز خود را به این فناوری ابراز می‌دارد. از این جمله می‌توان از مصر، نیجریه، الجزایر و اندونزی اسم برد که کفه تحولات را در مجامع بین‌المللی به نفع ایران تغییر داده است.
عرصه فناوری هسته‌ای ایران نیز صحنه جنگ دیگری بین ایران و آمریکا است. من بر این باورم که اگر ایران در عرصه فناوری هسته‌ای با موفقیت و بدون دادن امتیاز پیروز شود شکست دیگری بر آمریکا تحمیل کرده است‌. در این جنگ هم هدف است که برنده و بازنده را تعیین می‌کند.
بحثی که امروز در واشنگتن به طور جدی مطرح است این است که آیا ایران با چنین قدرت و نفوذی که در منطقه پیدا کرده اصولا حاضر است برای حل مشکلات آمریکا در عراق یا در منطقه خاورمیانه کمک کند؟ و اصولاً آیا احساس نیاز برای حل مشکل آمریکا در منطقه می‌کند؟
نگرانی آمریکائیان این است مبادا ایران برای چنین مساعدتی، آن هم در صورتی که عزم آن را داشته باشد، امتیازاتی طلب کند که باقی‌مانده آبروی آمریکا درعراق‌، منطقه و در جهان بر زمین بریزد.
«مارک فیتز پاتریک»5 تحلیل‌گر ارشد موسسه مطالعات استراتژیک لندن می‌گوید: «آمریکا با تضمین حق ایران برای در اختیار داشتن فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای و غنی‌سازی اورانیوم، لغو تحریم‌های موجود به خصوص در عرصه نفت و گاز می‌تواند شانس خود را امتحان کند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات