٭حضرت فاطمه(س)، به عنوان تنها یادگار پیامبر(ص)، جایگاه ویژهای نزد مسلمانان دارند. برای شروع بحث مایلیم از مقام ایشان به عنوان میراث مشترک مسلمانان بگویید...
٭٭ واقعیت این است که حضرت زهرا(س)، همواره و در طول تاریخ، یک شخصیت مورد اعتنا، تکریم و مورد علاقه اهل سنت هم بودهاند. در شرایط کنونی، یکی از مهمترین راهکارهایی که صهیونیستها و سایر دشمنان دیرینه دنیای اسلام در پیش گرفتهاند، تشدید اختلافهای فرقهای در کشورهای مختلف اسلامی و بویژه در عراق است که اگر مسلمانان و اندیشمندان جهان اسلام، به این موضوع توجه نکنند، پیامدهای آن، همگان را به خود مشغول خواهد کرد. البته شخصیتهای فهیم و اندیشمند دنیای اسلام ـ اعم از شیعه یا سنی ـ همواره متوجه این دشمن تراشیها و ایجاد کینه توزیهای فرقهای بوده و کوشیدهاند که مانع گسترش آنها شوند و یکپارچگی شیعه و سنی را به ظهور رسانند. درباره وجود تابناک حضرت زهرا(س) نیز باید نگاهمان اینگونه باشد که آن شخصیت، یک شخصیت مورد عنایت و توجه همه پیروان مذاهب مختلف اهل سنت هستند. در واقع جدای از بعضی موضوعات، باید گفت که پایهگذاران مذاهب اهل سنت و همه پیروان آنها، نگاهی همدلانه و الگوپذیر از حضرت زهرا(س) داشته و آن حضرت را بانویی شاخص و برجسته میان اهلبیت پیامبر(ص)، مورد عنایت قرار دادهاند، آنچه مهم است اینکه در فضای کنونی، باید به این سرمایههای مشترکی که بین شیعیان و اهل سنت وجود دارد، توجه بیشتری صورت گیرد. البته ممکن است در بعضی مسایل از جمله در مبحث امامت و عصمت، اختلافنظرهایی در بین باشد، ولی منهای این موضوع باید توجه داشت که اهلبیت(ع)، از جمله سرمایههای مشترک همه مذاهب اسلامی محسوب میشوند. سرمایههایی که باید نسبت به آنها توجه کافی داشت و از آنها به عنوان ابزاری برای همدلی و استواری بیشتر، در کنار یکدیگر بهره برد.
٭ آیا این رویکرد، در میراث مکتوب اهل سنت هم وجود دارد؟
٭٭ از دیرباز، در منابع مهم اهل سنت، روایاتی از فضایل حضرت زهرا(س) نقل شده است. میتوان گفت که با وجود گذر ایام، جایگاه بلند حضرت زهرا(س)، در منابع اهل سنت نیز حفظ شده است. یکی از قابل توجهترین این مجموعهها، مجموعه روایاتی است که "احمد بن حنبل" (متوفی 241 قمری)، پیشوای مذهب حنابله در یکی از کتابهای خود، گردآوری کرده است. میدانیم عمده کسانی که در طول تاریخ، بعضاً بوق دشمنی با شیعیان را سر دادهاند، به گونهای خود را به این پیشوای بزرگ اهل سنت، منتسب ساختهاند. یعنی بین چهار مذهب اهل سنت، فقط تعدادی از این افراد هستند که با انتساب خود به حنابله، به گونهای تمایل به برجستهسازی اختلافهای شیعه و سنی داشتهاند. با وجود برخی از این تلاشها، میبینیم که "احمد بن حنبل" پیشوای مذهب حنابله، در مجموعهای بزرگ، به گردآوری فضایل اهلبیت(ع) پرداخته که این مجموعه اخیراً تحت عنوان «فضائل اهل البیت(ع) من کتاب فواید الصحابه» منتشر شده است. من تنها به یک روایت از مجموعه روایاتی که در این کتاب آمده، اکتفا میکنم. احمد بن حنبل، این روایت را دو بار در کتاب خود نقل میکند که رسول گرامی اسلام(ص)، به مدت شش ماه، هنگامی که برای اقامه نماز صبح به مسجد تشریف میبردند، به منزل حضرت زهرا(س) مراجعه کرده و با صدای بلند ندا میدادند که «الصلاة الصلاة» و در جای دیگری نقل کرد که حضرت ندا میدادند: «یا اهل البیت الصلاة الصلاة» احمد بن حنبل ادامه میدهد که حضرت با ذکر این جمله، به آیه مشهور سوره مبارکه احزاب (آیه33) اشاره میکردند و میفرمودند: «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا».
فکر میکنم که این موضوع، به بحث و توضیح بیشتری نیاز نداشته باشد. زیرا مجموعه دلالتهایی که این آیه شریفه دارد و آن خطابی که پیامبر(ص) به زهرا(س) داشتند، تأکید بر این نکته است که وجود فاطمه(س)، مصداق اعلای این آیه شریفه است.
٭ آیا در گذر تاریخ و به خصوص در منابع معاصر اهل سنت هم چنین توجهی به چشم میخورد؟
٭٭ کاملاً! بررسی آثار علمای مشهور اهل سنت به خوبی نشان میدهد که حضرت زهرا(س)، همواره از جایگاه ویژه و برجستهای در منابع اهل سنت برخوردار بوده و آنان به شیوههای مختلف به ذکر فضایل حضرت و توجه رسولالله(ص) به ایشان پرداختهاند. شاید یکی از بهترین منابع معاصر در این زمینه را بتوان کتاب نویسنده مشهور و پرآوازه مصر یعنی «عبدالفتاح عبدالمقصود» دانست. وی در مورد حضرت امیرالمؤمنین(ع) کتاب مشهوری دارد و کتاب «فی نور محمد فاطمةالزهرا» نیز از جمله آثار مشهور اوست.
این کتاب توسط آن نویسنده مشهور اهل سنت نوشته شده که در سالهای اخیر با تصحیح و تحقیق دوباره، از سوی مجمع جهانی تقریب مذاهب به چاپ رسیده است. واقعاً میتوان گفت که آن گزارش که عبدالفتاح عبدالمقصود از سیمای نورانی حضرت زهرا(س)، از ابعاد مختلف شخصیت حضرت و به خصوص در فصلهای آخر کتاب از جنبههای علمی، معنوی و بلاغی آن بزرگوار ارایه میدهد، نمونه ای بسیار بالا و قابل توجهی از مکانت و منزلت بلند حضرت زهرا(س) نزد اهل سنت است.
٭ برجستهترین محور این کتاب، به چه مسألهای اشاره دارد؟
٭٭ مؤلف محترم، اگر چه در این کتاب بنای خود را بر نقل اسناد قرار نداده، اما روایت مهمیرا از عایشه استخراج کرده است. عایشه درباره حضرت زهرا(س) نکته ظریفی دارد که همین روایت مورد توجه عبدالفتاح عبدالمقصود در این کتاب قرار گرفته است. وی به نقل از عایشه آورده است: من هیچ کس از مخلوقات خداوند را به مانند زهرا(س) ندیدم که از نظر سخن گفتن و جاری ساختن کلام بر زبان، مشابه پیامبر(ص) باشد. طبیعتاً نمونههای دیگری از این دست در کتاب مذکور هست، ولی در پاسخ به سؤال شما به ذکر این یک روایت بسنده کردم. به هر حال این مسایل زاویه دیدمان را نسبت به وجود نازنین فاطمه زهرا(س)، این گونه هدایت میکند که این شخصیت، یک انسان مورد قبول و توجه قاطبه پیروان مذاهب اسلامی است.
نکتهای که در فضای کنونی، بشدت به تبیین آن نیازمندیم.
٭ یقیناً این ویژگی حضرت زهرا(س) نشانگر وجهه فرهنگی ایشان در ایام حیات خویش است که میتوان استمرار آن را تاکنون نیز مشاهده کرد، در همین راستا به فعالیتهای عمده حضرت که بیشتر جنبه فکری و فرهنگی دارد، در دوره پس از رحلت پیامبر(ص) اشاراتی داشته باشید...
٭٭ البته حضرت زهرا(س) در ایام حیات پدر بزرگوارشان، به عنوان یک بانوی مؤثر در صحنههای مختلف مطرح بوده اند، ولی نقش آفرینی عمده آن حضرت، مربوط به همان فاصله کوتاه رحلت پیامبر تا شهادت حضرت است. اینکه بانویی در یک فاصله کوتاه 75 یا 95 روزه بتواند چنین نقش به یادماندنی از خود برجای بگذارد، موضوع قابل توجهی است که از جهات مختلف میتواند برای ما الگو باشد. من معتقدم که ما میتوانیم از شخصیت ارزنده فاطمه(س)، چه در حد خرد و چه در حد کلان، الگو بگیریم. در حد خرد، همان الگوگیری در زندگی فردی و اجتماعی است که چگونه بتوانیم از این فرصتها بهره بگیریم و نقش مثبت خود را در جامعه ایفا کنیم. در حد کلان هم این که فرصتها و ظرفیتهایی را که در اختیارمان قرار میگیرد، چگونه مورد استفاده و بهرهوری قرار دهیم. بدون تردید اصلیترین محور فعالیتهای حضرت زهرا(س) در همان دوره کوتاه، بروز اجتماعی یک جریان فکری و اجتماعی بود که بعدها، "تشیع" نام گرفت. این سخن بدین معنا نیست که آن بزرگوار، پایه گذار تشیع بوده اند، زیرا ما تشیع را قرائتی از اسلام ناب میدانیم که پایه گذاری آن، به دست خود رسولالله(ص) انجام گرفته است، اما بروز اجتماعی جریانی که بعدها شیعه نام گرفت، به واسطه زحمات حضرت زهرا(س) بود. جریان زلالی که از آن مبدأ تاریخی جریان یافت و گرچه در یک مسیر پر فراز و نشیبی طی طریق نمود، ولی همچنان به شکل فزایندهای جریان دارد. یک مکتب وقتی میتواند به یک پدیده اجتماعی تبدیل شود که بروز پیدا کرده و بتواند خود را در صحنههای مختلف نشان دهد. تجلی و اعلام موجودیت تشیع ناب، در حقیقت مسألهای است که توسط حضرت زهرا(س) خلق و آفریده شد.
٭ بزرگان همیشه نقشهای فرازمانی داشتهاند. در این میان نقش بارز ائمه معصومین(ع) به عنوان پیشوایان الهی، برجستهتر جلوه میکند. نقش ارزنده حضرت زهرا(س) را از این زاویه، چگونه ارزیابی میکنید؟
٭٭ معمولاً این گونه برداشت میشود که نقشآفرینی هر فردی، متناسب با موقعیت و منزلتی است که دارد. یعنی یک فرد، در بهترین حالت میتواند در محدودهای که زندگی میکند، ایفای نقش کند. اما به نظر بنده کار سترگ حضرت زهرا(س) این بود که در یک موقعیت محکوم و محدود، نقشی را آفریدند که آن نقش، محدود به آن زمان حاضر نبود، زیرا همانطور که گفتم، ایشان جریان تشیع را در تاریخ، جاری ساختند این بدین معناست که ایشان صرفاً در محدوده زمانی خویش، به نقشآفرینی نپرداخت. بلکه توانست از آن مبدأ، حرکتی را آغاز نماید که یک جریانی، برای همیشه، در تاریخ شکل بگیرد. پس چنین فردی برای همه ما الگوست.
برای همه مردان و زنان و در یک نگاه کلان، ایشان برای جامعهای که در آستانه تحول بزرگی در دنیا قرار دارد هم الگو هستند. اگر بتوانیم براساس موقعیت و منزلتی که هماکنون در جهان داریم، نقشی فراتر از محدوده زمانی خویش را برعهده بگیریم، میتوانیم امیدوار باشیم که فرهنگ فاطمی، جوهره نظام فکری ما خواهد بود. همان تفکری که آینده را انشاءالله رقم خواهد زد و مدیریت آینده جهان را در دست خواهد گرفت. در حد خرد هم همین قاعده جاری است. یعنی اگر با الهام از سیره حضرت زهرا(س) بتوانیم به گونهای زندگی کنیم که همواره نقشهایمان را فراتر از موقعیتها و منزلتهایمان بیافریینم و نقشآفرینیها را محدود به قالب محدود زندگی روزمره نکنیم، حتماً خواهیم توانست در هر مقطع زمانی، ادامه زندگی دهیم. این درس مهمی از زندگی پر بار آن حضرت است که میتواند به درسی برای زندگی امروز مطرح باشد.
٭ بدون شک یکی از بزرگترین میراثی که میتواند ما را به افکار بلند و نورانی آن حضرت رهنمود کند، خطبه فدکیه ایشان است. به نظر شما آیا در تبیین صحیح آن موفق بودهایم؟
٭٭ دقیقاً همینطور است. ممکن است این تلقی وجود داشته باشد که متن این خطبه به تنهایی نوعی اعتراض به موضوع فدک است. اما واقعیت این است که حضرت در واکنش به آن موضوع، خطبهای را ایراد میکنند که در آن افقهای وسیع تر و صحنههای کاملاً نو و بلندمدتی را مدنظر قرار میدهند. ایشان در آن خطبه، به هیچوجه خود را محدود به موضوع فدک نگه نداشتهاند. من این نکته را در جای دیگر هم بر زبان آوردهام و در این فرصت هم از همه مسؤولان فرهنگی و بویژه از رسانه ملی خواهش میکنم که تبیین موضوع فدک را در دستور کار قرار دهند، زیرا سزاوار نیست که ما شخصیت بزرگ فکری حضرت زهرا(س) را به موضوع فدک محدود کنیم و آن افق دید ایشان را تبیین نکنیم. این خطبه حدود 19 محور علمی را پوشش میدهد که هریک از آنها به تنها قابلیت بحثهای گسترده و تحلیلهای اساسی دارد. موضوعاتی که بدون تردید، در بسیاری از موارد مورد تردید جوامع اسلامی قرار گرفته است. اگر ما به این خطبه حضرت و سیره نظری و عملی آن بزرگوار توجه کنیم، به طور حتم ذهنیت یکایک ما درباره حضرت زهرا(س)، ذهنیتی متفاوت خواهد شد.
به هر حال باید توجه داشت که این سرمایهها در اختیار ما هست. این خطبه و ابزارهای مناسب برای انتشار آن هم در اختیار ما قرار دارد. این ما هستیم که برای نشر و پراکندن آنها باید همت کنیم و در جهت رخنه دادن آن در ذهن و دل پیروان حضرت زهرا(س) تلاش کنیم.