تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۴۲۰۲۲

در لزوم پذیرش قطعنامه 1737 شورای امنیت


محمدکاظم کرمی‌
‌1ـ روشن است که تفکر هدف وسیله را توجیه می‌کند، ماکیا ولی اگر بپذیریم که پس از جنگ دوم جهانی و با استقرار دموکراسی در برخی کشورها و تسریع روند آن در اکثر کشورهای دنیا از عرصه داخلی رخت بربسته باشد اما در عرصه بین‌المللی و سیاست خارجی کشورها روابط آنها با یکدیگر را شکل می‌دهد. این که سیاست‌ها و اقدامات و مواضع دولت‌ها در عرصه بین‌المللی براساس منافع آنها است و در این راه چشم بر بسیاری از حقایق و حقوق می‌بندد و لشگر کشی‌های گاه و بی‌گاه به کشورهای دیگر آن هم به بهانه‌های نه چندان محکم صورت می‌پذیرد،... و هزاران شاهد دیگر مبین این مدعا هستند. به این اعتبار رفتار و عملکرد برخی از کشورها در مقابل برنامه هسته‌ای ایران نیز ناشی از سیطره این نظر ماکیاولی بر روابط بین‌المللی می‌باشد.
بیش از آن که واقعا به دلیل هراس از ایران هسته‌ای باشد وقتی رفتار و موضع کشوری چون آلمان پس از سخنان احمدی‌نژاد در باب هولوکاست رادیکالتر می‌شود می‌توان مدعی شد که این تغییر یا تندتر شدن مواضع نه به علل هراس از برنامه‌های هسته‌ای که به علت تلافی مواضع احمد‌ی‌نژاد است و این هم اثبات کننده سخن و مدعای فوق‌الذکر. البته نباید از نظر دور داشت که برخی پنهان‌کاری‌ها، اقدامات، مواضع و سخنان ناشیانه و ناسنجیده ما هم بهانه لازم را به آنها داده و موجب اجماع بی‌سابقه جهانی علیه ایران شده است.
بی‌تردید تداوم این روند بحران هسته‌ای را وارد مراحل حادتری می‌کند و هزینه‌های سنگینی را به ملت تحمیل خواهد نمود و حتی ممکن است امنیت ملی و استقلال ما را هم با تهدید مواجه سازد بنابراین باید با درک واقعیات از بازی کردن در زمینی که دشمنان برای ما تعیین می‌کنند تا از آن راه به مقاصد خود برای تقابل با نظام جمهوری اسلامی ‌برسند پرهیز نمود. اینکه صهیونیست‌ها و لابی‌های آنها یا... می‌خواهند به هر شکلی و با هر بهانه‌ای با ما برخورد نمایند تا راحت‌تر به مقاصد خویش دست یازند باید ما را هوشیارتر کند که در جهت خواست و میل آنها نظام و کشور خود را وارد بحران نکنیم بلکه براساس منافع ملی و مصلحت‌های موجود اقدام نماییم.‌
‌2ـ این که برخی از دوست محافظه‌کار و اقتدارگرایان عقیده دارند تقابل ما با نظام سلطه اجتناب‌ناپذیر است و ما باید جایی مقابل آنها بایستیم و هزینه آنها را هم بپردازیم پس چه بهتر این ایستادگی در قضیه هسته‌ای باشد که حمایت اکثریت ملت را به دنبال دارد به نظر نمی‌رسد چندان متین و درست باشد چه این که در دوران اصلاحات و با اقداماتی که برای اعتمادسازی و آن هم براساس مصلحت و درک واقعیات موجود و حاکم بر روابط بین‌المللی صورت گرفت اجتماع جهانی علیه ایران شکسته شد، نظرها تعدیل گشت و پرونده‌ در مسیری درست قرار گرفت که در آن مقطع و با آن روند صحبت از تقابل و اجتناب‌ناپذیری آن نبود.
بنابراین به نظر نمی‌رسد تقابل ما یا به تعبیر دوستان دست راستی نظام سلطه تحت هر شرایطی اجتناب‌ناپذیر باشد بلکه با دوراندیشی، در نظر گرفتن مصالح و درک واقعیات موجود و نیز پرهیز از ماجراجویی علاقه به خبرسازی‌! می‌توان پرونده را به مسیری درست هدایت کرد بی‌آن که هزینه‌ای به ملت تحمیل شود.‌ ‌
3ـ ژاپن و آلمان پس از شکست در جنگ جهانی دوم در ممنوعیت‌ها و محدودیت‌هایی که به دنبال آن جنگ برای آنها ایجاد شد هرگز دنبال ماجراجویی نرفتند، تسلیم قوانین بین‌المللی شده و آنها را پذیرفتند. بی‌سرو صدا و آرام به بازسازی کشورهای خود و برنامه‌ریزی و تلاش برای پیشرفت و ترقی در زمینه‌های دیگر همت گماردند تا جایی که اینک هر دو کشور از صنعتی‌ترین و پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا محسوب می‌شوند.
اگر آنان هم رویه کره شمالی را در پیش می‌گرفتند، قطعنامه‌ها معاهدات بین‌المللی را زیر پا می‌گذاشتند، به تقابل با دیگر کشورها پرداخته و جنجال‌آفرینی می‌کردند نه تنها به این حد از پیشرفت و ترقی و توسعه دست نمی‌یافتند که منزوی شده و الان وضعیتی چون کره شمالی داشتند. بنابراین جا دارد ما به واقعیت‌ها فکر کنیم و در این مساله مذاکره و گفت‌وگو را پیش روی خود قرار دهیم و مقامات سعی کنند با یک دیپلماسی قوی بحران هسته‌ای کشور را حل کنند و راه مذاکره با غربی‌ها را باز نمایند.
‌4ـ گذشتن از حق به خاطر مصالح، پذیرفتن واقعیات و مصلحت‌اندیشی علاوه بر این ریشه در دین و مذهب ما هم دارد حضرت محمد به عنوان پیامبر و بنیانگذار مکتب اسلام، حضرت علی پیشوای اول شیعیان امام حسن و امام حسین و دیگر امامان و بزرگان دین و مذهب ما که الگوی ما هستند هرگاه تقابل با مخالفان و دشمنان را به مصلحت نمی‌دیده‌اند از حق خود گذشته و صلح را پذیرفته و سکوت کرده‌اند. حضرت محمد بارها و بارها براساس مصلحت حتی با مشرکان صلح کرد حضرت علی 25 سال از حق خود گذشت و با خلفای اسلامی ‌بیعت نمود امام حسن با معاویه صلح و حتی بیعت نمود.
اما حسین که قیام سرخ او را الگوی خود در مساله هسته‌ای قرار می‌دهیم با وجودی که قیام او شهادت او بر تمام زندگی‌اش سایه افکنده و نام او را مساوی شهادت می‌دانیم براساس مصالح موجود بارها طریق صلح و سکوت را در پیش گرفته است.
وقتی پس از شهادت امام حسن مردم کوفه برای او نامه نوشتند تا ضد معاویه قیام نماید نپذیرفت با اینکه با دستگاه حکومتی معاویه مخالف بود حتی در قیام تاریخی خود آن‌چنان که از واقعیات تاریخی فهم می‌شود او ابتدا برای حفظ جان و پرهیز از بیعت با یزید به مکه هجرت کرد و سپس از آنجا براساس دعوت کوفیان بود که راه آن شهر را در پیش گرفت و آن زمان که از عهدشکنی کوفیان مطلع شد و سپاهیان حر و عبیداله بن زیاد راه او را سد کرده بودند تلاش بسیار کرد تا از جنگ و خونریزی دوری گزیند اما وقتی خود را در دو راهی شهادت و بیعت دید راه شهادت را انتخاب کرد یعنی آن‌گونه نبود که اساسا برای شهادت رفته باشد.
او حاضر بود از راه خود برگردد یا به یکی از سرحدات برود حتی براساس اعتقاد برخی از مورخان و صاحب‌نظران حاضر بوده با یزید مذاکره نمایند تا جنگی رخ ندهد. بنابراین با تاسی و الگوگیری از آن بزرگواران می‌توان براساس مصلحت از حقوق خود برای مدتی گذشت و از بحران جلوگیری کرد.
5ـ انرژی هسته‌ای حق مسلم ما است همچنان که خلافت حق علی، حسن و حسین علیه‌السلام بود کیست که این مهم را نداند یا نپذیرد اما باید واقعیت را پذیرفت که ما در راه رسیدن به انرژی هسته‌ای اشتباهاتی داشته‌ایم که بهانه به دست طرف‌های مقابل داد. برخی سیاست‌ها، رفتارها و سخنان متولیان دیپلماسی خارجی باعث ایجاد اجماع جهانی علیه ما شده است.
همچنین باید قبول کرد که با وجود سیطره تفکر ماکیاولی بر سیاست خارجی دولت‌ها و اجماع صورت گرفته علیه ما، نه هرگز توان مقابله با کل دنیا را داریم و نه در صورت توان، این تقابل به صلاح است پس باید با تدبیر و دوراندیشی کشور را از این مرحله و گذرگاه حساس و پرمخاطره عبور داد آن هم با پرداخت کمترین هزینه و این می‌تواند دستاوردی بزرگ برای دولتمردان ما باشد و به آن هم بنازند وگرنه جنگ‌افروزی و بحران‌سازی هنر نیست که تداوم این بحران بی‌تردید بحران اقتصادی، فشار بر طبقات فرو دست جامعه و حتی تهدید امنیت و استقلال کشور را به دنبال دارد. ‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات