* با توجه به اینکه سابقه نمایندگی در مجلس پنجم و ششم را دارید، انگیزهتان از نامزدی برای انتخابات میاندورهای مجلس هفتم چیست؟
** انگیزه من به هدفی باز میگردد که در انتخاب راه زندگی خود آن را برگزیدم. من به عنوان یک زن ایرانی، فعالیت سیاسی را انتخاب کردم و در طول سی سال گذشته، در سطوح مختلف و عرصههای متفاوت کار سیاسی داشتم. در ادامه همین فعالیت، برای نمایندگی میان دورهای مجلس شورای اسلامی کاندیدا شدم.
* فعالیتهای شما در زمانی که از مجلس دور بودید، حول چه محورهایی بود و در صورت ورود به مجلس چه برنامههایی را در اولویت قرار خواهید داد؟
** من دو برنامه را خارج از مجلس پیگیری کرده بودم. یکی از برنامهها، مسئله حمایت از سرمایهگذاری داخلی و سرمایههای ملی بود که در کمیته مشورتی جمع تشخیص مصلحت نظام، در تدوین قانون جمع حمایت از سرمایهگذاری داخلی مشارکت داشتم. دیگری، حمایتهای اقتصادی از جامعه زنان کشور و فقرزدایی است که در همین راستا، طرح تاسیس بانک زنان را در دست اقدام داشتم. بنابراین احراز جایگاه نمایندگی مردم به من کمک خواهد کرد هم در حیطه اقتصادی و هم در ارتباط با جامعه زنان بتوانم تلاش کنم.
* چنانچه به عنوان نماینده وارد مجلس هفتم شدید، این برنامهها در اولویت فعالیتهای شما قرار خواهد گرفت؟
** با توجه به شناختی که از وضعیت مجلس هفتم به دست آوردم، به نظر میرسد که بیش از نیمی از نمایندگان خواستار حمایت از سرمایهگذاری داخلی و ملی بوده و فقرزدایی را به عنوان آرمان خود در دستور کار قرار دادهاند.
* ارزیابی شما از فعالیتهای مجلس هفتم و نحوه تعامل آن با دولت چیست؟
** مجلس هفتم، امروز بسیار متفاوت است با زمانی که فعالیت خود را آغاز کرد. اخبار مجلس و برخی از موضعگیریهای مجلس هفتم نشان از دغدغه نمایندگان برای ساماندهی امور کشور بخصوص در حوزه اقتصادی است.
* فراکسیون اقلیت با توجه به تعداد اندک نمایندگان آن آیا تاکنون در جریانهای مجلس تاثیرگذار بوده است؟
** فراکسیون اقلیت دو محصول و دو مشکل داشته است اما نسبت به تعدادشان، در حفظ دغدغه ساماندهی، امور کشور و همراهی کردن با سایر نمایندگان در این زمینه موفق ظاهر شدهاند. اعضای فراکسیون اقلیت را عموما نمایندگان شهرستان تشکیل دادهاند. نمایندگان شهرستانها بخصوص در شهرهای کوچک و با توجه به نوع نگرش مردم به نماینده مجبور هستند که بیشتر فعالیتهای عمرانی و در سطح منطقه را انجام دهند.
همین امر سبب میشود که آنها بعضا نتوانند جسارتهای لازم را در ارتباط با مسائل کلی کشور داشته باشند. اما به رغم این محذوریتها، فراکسیون اقلیت تلاش کرده است در حیطه نمایندگی فضای خوبی را ایجاد کند. امروزه آنها در طرحها و برنامههایشان میتوانند تا حدود 100 رای را داشته باشند و این موفقیت خوبی است.
* خانم جلودارزاده! فکر میکنید تعامل با جریان اصولگرا اما منتقد دولت چقدر میتواند از برخی تندرویهای موجود در ارگانهای اجرایی جلوگیری کند؟
** به اعتقاد من باید با نمایندگان تعامل به صورت کامل وجود داشته باشد چرا که نظام قانونگذاری ما باید فعال باشد با هر اقدام نامناسب سیستم قانونگذاری کشور؛ هزینههای زیادی به ملت تحمیل میشود. بنابراین هر نمایندهای در شرایط فعلی باید با تعامل کامل، حسننیت و تحمل مسائل و مشکلات سعی کند خردجمعی مجلس را به سمت مصالح ملت و منافع ملی حرکت دهد. همچنین فعالیت نمایندگان باید در جهت کاهش هزینههایی که ممکن است مردم پرداخت کنند، صورت بگیرد. در ارتباط با دولت هم باید تا جایی که ممکن است طرحهای مثبت، سازنده و در جهت منافع عمومی را پیگیری کنند.
* آیا نمایندگان زن مجلس میتوانند فراتر از گرایشهای اصولگرا و اصلاحطلب با یکدیگر همکاری کنند؟
** قطعا میتوانند. به دلیل اینکه جامعه زنان ما مسائل مشترک بسیاری دارند. در مجلس پنجم به رغم اینکه ما به صورت پنجاه، پنجاه از دو جناح سیاسی کاملا متفاوت و مخالف بودیم. اما فراکسیون زنان، وحدت صددرصدی داشته و برخی از مهمترین طرحها و برنامههای به نفع زنان را با همکاری یکدیگر (در فراکسیون زنان) به تصویب رساندیم. همچنین کمیته زنان، جوانان و خانواده را در این مجلس به تصویب رساندیم، اما در مجلس اصولگرایان به رغم اینکه باید به خانواده اهمیت زیادی بدهند، نتوانستند فراکسیون زنان را احیا کنند.
* همانگونه هم که شما اشاره کردید، فراکسیون زنان مجلس هفتم چندان پویا و فعال ظاهر نشده است. فکری کنید ضعف فعالیت آنها در کجاست؟
** من فکر میکنم باید تاحدی، تعارضهای سیاسی و شخصی را کنار گذاشت. در مجلس هفتم با توجه به مسائل و مشکلات زیادی که زنان در بخشهای اقتصاد و فرهنگ دارند. مجلس هفتم باید سعی کند در این فرصت باقی مانده مشکلات اساسی و کلیدی را شناسایی کرده و به وسیله مذاکره با دولت آنها را مرتفع کنیم و دست کم یکی دو مورد آن را از بین ببریم.
* لطفا به برخی از این مشکلات که باید با فوریت حل شوند، اشاره بفرمایید.
** باید ظرفیتهای سند چشمانداز 20ساله و برنامه پنج ساله چهارم را در نظر گرفته، حل مسائل و مشکلات اقتصادی زنان و اشتغال آنها را در نظر بگیریم. از سویی مجلس هفتم در اواخر عمر خود باید بتواند برنامه توسعه پنج ساله پنجم را نیز تدوین کند.
لذا حل معضلات اقتصادی زنان باید در این برنامه هم دیده شود. علاوه بر این زنان سرپرست خانوار و زنان نیازمند به رغم بودجههایی که کمیته امداد، بهزیستی و... به آنها اعطا میکنند، حتی بخش کوچکی از نیازهای زنان سرپرست خانوار را هم تضمین نمیکند. این زنان باید خود اشتغال، شاغل و یا تحت پوشش بیمههای تامین اجتماعی قرار بگیرند. این مسئله با توجه به جایگاه و پایگاهی که در سند چشمانداز دارد، میتواند اجرایی شده و مشکلگشا باشد.
* در آستانه انتخابات شوراهای سوم، شکاف در جریان اصولگرا عیان شده است. از سوی روند حرکتی مجلس و دولت نشان از اختلاف این دو نهاد به خصوص در بخشهای اقتصادی دارد، آیا با وجود این اختلافها که شاید نقطه آغازین آن مجلس باشد، به ائتلافی در آستانه انتخابات خواهد رسید؟
** به بیان خودم مسئله را به این شکل طرح میکنم. ائتلاف جناح اصولگرا در یک مقطع زمانی خاص با انگیزههای مشخصی شکل گرفت. پس از به قدرت رسیدن، انگیزههای متفاوت و نیتها از هم جدا شدند. یعنی فاصله خود را نشان دادند. در جناح اصولگرا برخیها وجود دارند که میخواهند واقعا بر مبنای اصول خدمت کنند. عدهای هم هستند که قصد دارند از پستها و جایگاههای سیاسی به نفع تجارت و فعالیتهای شخصی خود استفاده کنند.
لذا این عده نمیتوانند در درازمدت با یکدیگر همراه باشند چرا که وقتی نیت متفاوت میشد، نوع انگیزه هم فرق میکند و انگیزه متفاوت ممکن است، اختلاف هم ایجاد کند. لذا ما مشاهده میکنیم که امروزه این اختلافها به این شکل خود را نشان میدهد. این مسئله در مورد اصلاحطلبان حتی شخص من هم ممکن است رخ دهد. یعنی هماهنگی و همسانی نیتهاست که میتواند یک ائتلاف را روزبهروز مستحکمتر کند و یا آن را کمرنگ، متزلزل؛ ناپایدار جلوه دهد.
* بحث ائتلاف مطرح شد. ائتلاف بین اصلاحطلبان را چگونه ارزیابی میکنید. آیا این ائتلاف در شرایط فعلی موفقیتآمیز خواهد بود؟
** خیلی خوشحالم که ائتلاف به نتیجه رسید و امیدوارم گروههایی که هنوز به ائتلاف نپیوستند به جمع ائتلاف بپیوندند و بتوانند نقش داشته باشند. باید بگویم به طور طبیعی در کشوری که از استبداد رسته و در حال تجربه دموکراسی و نظام جمهوری است، احزاب فراگیر و قوی شکل نمیگیرند. ضرورت این مقطع ایجاب میکند که احزاب کوچک و متعدد شکل بگیرند. چنانچه مسئله ائتلاف حول مشترکات وجود نداشته باشد، این نوع نظام حکومتی هرگز پانخواهد گرفت. این نظام یا به یک جمهوری فرمایشی مبدل میشود و در این صورت هم احزاب فراگیر مستبد و مرتبط با کانونهای قدرت دولتی به وجود آمده و قدرت را همواره دست به دست خواهند کرد.
لذا این سیستم دموکراسی مورد نظر ما، یعنی جمهوری اسلامی نخواهد بود. از سوی دیگر جنگ داخلی و فروپاشی ایجاد میشود. بنابراین باید تلاش کنند که چند ائتلاف بزرگ شکل بگیرد. این ائتلافها باید با شعارهای مبتنی بر قانون اساس و تامین منافع ملت ایجاد شوند و به طور دورهای و در ازای خدمتی که به مردم ارائه میدهند، اعتماد لازم را کسب کنند. وقوع چنین امری، دستهبندیهای سیاسی کشور را به تقسیمبندیهای مفید، اصولی و مناسب با شرایط و ساختار حکومت تبدیل میکند.
* و اما ... آقای خاتمی! حضور آقای خاتمی چه کمکی به تحکیم ائتلاف اصلاحطلبان میکند؟
** آقای خاتمی باید نیت صادقانه و تلاش صمیمانه خود را کاملا به مغز و فکر گروههای موجود در ائتلاف منتقل کند و در انی امر پایداری کند. اگر آقای خاتمی بخواهند اصل تفکر را قربانی روشها کند، ایشان هم نمیتواند به ائتلاف کمک کند. چنانچه اطرافیان خاتمی تلاش کنند، نیتهای حزبی خود را به وحدت منافع، رویه و مسیر غالب کنند، خاتمی هم نمیتواند بر این ائتلاف اثرگذار باشد. اما اگر همه به عقلانیتی که تاکنون از خود نشان دادهاند، پایبند بمانند، احتمال تاثیر حضور آقای خاتمی و پیروزی اصلاحطلبان بالاست.