آمادگی عراق
پس از عملیات فتحالمبین در منطقه شوش و دزفول، عراق متحمل شکست نظامی بزرگی شد؛ بنابراین، به فکر حمله آینده و قریبالوقوع نیروهای اسلام در جنوب و منطقه اهواز و خرمشهر افتاد و اقدامات سریع و گستردهای را برای تمرکز و بسیج نیرو و تهیه طرحهای پدافندی انجام داد تا حمله نیروهای اسلام را به شکست کشانده و انتقام عملیات فتحالمبین را بگیرد. اطلاعات موجود نزد فرماندهی عراق و عکسهای هوایی، فعالیتهای شناسایی گروههای گشتی، بالگردها، استراق سمع و افسران اطلاعاتی که مأمور به شناسایی نیروهای ایران بودند، حاکی از آن بود که نیروهای اسلام قصد انجام عملیات عبور از رود کارون در منطقه پل هالوب و منطقه کوت العبید (طاهری) را دارند.
آغاز عملیات توسط نیروهای ایران
در نخستین لحظات روز 10/2/61، نیروهای اسلام حملهای که انتظار آن میرفت از 3 محور به شرح زیر بر سپاه سوم انجام دادند:
الف) نیروهای اسلام با تلاش اصلی از منطقه طاهری، با عبور از رود کارون، نیروهای تاخیری را پشت سر گذاشته و توانستند به جاده اهواز ـ خرمشهر برسند؛
ب) حمله با تلاش پشتیبانی فرعی به جبهه لشکر 5 مکانیزه در منطقه اهواز که نیروهای اسلام توانستند مواضع جلویی این منطقه را منهدم کنند، ولی به دلیل مقاومت شدید نتوانستند به عمق مواضع رخنه کنند؛ و
ج) حمله با تلاش فرعی به جبهه لشکر 6 زرهی در منطقه هویزه که نیروهای اسلام در این منطقه نیز نتوانستند به عمق مواضع رخنه کنند و فقط توانستند نیروهای خط مقدم را عقب برانند.
تجزیه و تحلیل عراق از وضعیت جبههها و اتخاذ تصمیمات لازم
عراق وضعیت جبهه را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تصمیمات نظامی سریعی اتخاذ میکند. بعد از پیشروی خوب و مؤثر نیروهای اسلام به سمت مرزهای بینالمللی و راندن کلیه نیروهای عراقی و تمرکز اغلب نیروهای اسلام در سمت چپ جاده اهواز ـ خرمشهر موارد زیر برای فرماندهی عراق نمایان شد.
الف) چنانچه نیروها به پیشروی خود از خاکریزهای مرزی ادامه دهند به تنومه در بصره و نشوه خواهند رسید و این به این معنی است که کلیه پلهای شطالعرب را به تصرف خود درآورده است؛
ب) به این ترتیب نیروهای اسلام با پیشروی در پشت لشکر 5 مکانیزه، لشکر 9 زرهی و لشکر 6 زرهی آنها را محاصره و اسیر نموده و سرانجام سپاه منهدم میشود؛
ج) نیروهای مستقر در خرمشهر نیز بدون درگیری به محاصره و اسارت درخواهند آمد؛
بنابراین، فرماندهی عراق تصمیمات زیر را اتخاذ کرد:
الف) عقب کشیدن لشکر 6 زرهی از محور نشوه به عراق و تخلیه و انهدام شهر هویزه با مواد منفجره؛
ب) عقب کشیدن لشکر 5 به شلمچه؛
ج) انتقال لشکر 9 به منطقه کتیبان؛
د) کلیه لشکرهای مزبور پس از انتقال به عقب برای مقابله با تعرضهای احتمالی دشمن به پلهای شطالعرب آماده باشند؛
هـ) افزایش نیروها و اصلاح موضع پدافندی در منطقه خرمشهر به سمت نیروهای اسلام که البته لازم است یادآوری شود خرمشهر در برابر نیروهای اسلام به صورت نعل اسبی قرار داشت و تصمیم گرفته شده بود که کلیه نیروها شهر را تخلیه و به مرزهای بینالمللی انتقال یابند؛
و) صدام شخصاً تصمیم گرفت نبرد در داخل خرمشهر به هر قیمتی که تمام شود انجام گیرد.
طرح دفاعی عراق از شهر خرمشهر
تنها هدف فرماندهی نیروهای مسلح عراق حفظ و نگهداری خرمشهر به هر قیمت ممکن بود، به طوری که در این مورد رهنمودهایی از شخص صدام صادر شد. وی هم چنین، معاون خود عزتالدوری و بعضی از اعضای فرماندهی کشوری را برای بررسی وضعیت و آگاهی از نظرات آنان درباره نبرد آینده خرمشهر، به سپاه سوم اعزام کرد و به این موضوع به دلیل وجود نیروهای عراقی در داخل خرمشهر که امکان محاصره آنها وجود داشت اهمیت داده شد و بهترین روش مقابله با وضعیت موجود تشخیص داده شد. و هیچ کس جرات دادن پیشنهاد عقب کشیدن نیروها را نداشت.
فرماندهی عراق به رسته مهندسی دستور داده بود پل مهندسی از نوع پیامپی بر شطالعرب در فاصله دو کیلومتری شمال جزیره امالرصاص احداث کنند. این پل که آمادگیهای نصب آن از قبل انجام شده بود در اثنای عملیات ظاهری نصب گردید.
طرح دفاعی فرماندهی عراق از خرمشهر به شرح زیر بوده است:
الف) لشکر 11 پیاده مسئولیت اداره عملیات را به عهد داشت؛
ب) سرهنگ احمد زیدان فرمانده تیپ 113 مسئول فرهنگی واحدهای زیر امر لشکر در خرمشهر بود؛
ج) تیپ 33 برای مقابله با رخنههای احتمالی در جبهه، احتیاط لشکر و در خرمشهر مستقر بود (این تیپ احتیاط محلی و مستقیم خرمشهر به شمار رفته و به محض صدور دستور لشکر وارد عمل میشد)؛
د) شهر به وسیله نیروهای اضافی تقویت شده؛
هـ) جبهه یگانها به سمت رود کارون بود و سپس به سمت اهواز قرار داده شدند، اما بعضی از واحدها برای مقابله با عبور احتمالی (با تلاش فرعی) نیروهای اسلام در فاصلهای نزدیک رود کارون همچنان باقی ماندند؛
و) ذخیره کردن مهمات به مقدار زیاد؛
ز) تقویت واحدهای توپخانه؛
ح) مامور کردن تیپ 23 پیاده به لشکر 11؛
ط) فرماندهی کل نیروهای مسلح عراق لشکر 7 پیاده را برای بهرهگیری در صورت نیاز زیر امر سپاه سوم قرار داد؛ و
ی) تیپ 32 نیروی مخصوص نیز به سپاه سوم مامور شد.
خلاصه طرح پدافندی عراق از خرمشهر
الف) مقاومت و پایداری در سنگر تا آخرین گلوله و نفر دنبال شود؛
ب) به محض ایجاد رخنه در یکی از مواضع، تیپ 33 نیروی مخصوص موظف بود فوراً با آن مقابله کند.
چنانچه رخنه گسترده بود و تیپ 33 نیروی مخصوص قادر به مقابله با آن نبود به ترتیب لشکر و سپاه نیروی احتیاط خود را وارد عمل میکردند.
طرح تک و بازپسگیری خرمشهر توسط نیروهای ایران در 1/3/61
خلاصه طرح تک نیروهای اسلام به شرح زیر است:
الف) رخنه و پیشروی به وسیله دو ستون در جبهه نیروهای عراقی در شمال نهر عرایض که ستون نخست: ستونی به سمت شطالعرب و ستون دوم: ستونی به سمت نیروهای مستقر در نزدیک جاده اهواز. خرمشهر برای محاصره آنها بود؛
ب) نگهداری منطقه تصرفی بعد از موفقیت رخنه با تکیه بر نهر عرایض به عنوان یک مانع اصلی و قوی تا از شکستن محاصره توسط نیروی مستقر در شهر جلوگیری به عمل آید؛
ج) نیرویی به سمت راست نهر عرایض، برای تنگ کردن حلقه محاصره و وادار کردن آنان به تسلیم شدن، پیشروی نماید؛ و
د) نیرویی به غرب نهر عرایض برای پدافند به سمت شلمچه اعزام بشود تا از رسیدن نیروهای کمکی سپاه برای محاصره شهر جلوگیری به عمل آید.
تک نیروهای ایران در روز 1/3/61
الف) در ساعت13:30 روز 1/3/61، نیروهای اسلام تک سریع و برقآسای خود را بر جبهه تیپ 22 و تیپ 422 انجام دادند و توانستند به آسانی خط را شکسته و به سرعت به جاده خرمشهر. بصره برسند. همچنین، پیشتازان این نیروها به نزدیک پل نو و قرارگاه تیپ 33 که گردان 9 و گردان10 را اعزام کرده بود، رسیدند و توانستند کلیه نیروهای تاخیری و تعویقی را منهدم کنند به طوری که قرارگاه تیپ 33 به عقبنشینی به سمت شطالعرب وادار شد؛
ب) لشکر 11 فوراً به تیپها برای اجرای طرح از پیش تعیین شده درباره دفاع از خرمشهر دستوراتی صادر کرد، ولی بدون نتیجه ماند و نیروهای اسلام توانستند بخش عظیمی از تیپهای 22 و 422 را منهدم و پیشروی خود را به سمت شطالعرب ادامه دهند؛
ج) گزارش های واصله از تیپها دقیق و واضح نبود، تیپ 33 به گردان 9 دستور داد که گروههای کشتی را به عقب برگرداند، اما این گروهها از نقطه رهایی واقع در منطقه گردان 1 تیپ 48 حدود ده تا دوازده کیلومتر دور گشتند که این امر به تیپ گزارش شد و تیپ فوراً به گردان 10 که در پادگان دژ به عنوان احتیاط گردان 9 مستقر بود برای مقابله با رخنه ایجاد شده در جبهه دستور حرکت داد گردان 10 به سمت قرارگاه تیپ حرکت کرد، ولی به علت تاریکی و آشنا نبودن فرمانده جدید آن که چند روزی بیش از انتصاب وی به این سمت نگذشته بود، نتوانست ماموریت خود را انجام دهد و در بامداد روز 2/3/61 در قسمت غرب ساختمانهای مسکونی (پیش ساخته) در محاصره کامل قرار گرفت و مجبور شد خود را به نیروهای اسلام تسلیم کند، اما گردان 9 توانست یک گروهان به علاوه یک دسته به پادگان دژ اعزام دارد تا منتظر بازگشت گروههای گشتی شوند و خود را برای ماموریت آینده آماده کند؛
د) پس از بازگشت گروههای گشتی، گردان به سمت پادگان دژ حرکت کرد و با توجه به تماس بیسیمی خوبی که با قرارگاه برقرار بود، وضعیت به تیپ گزارش داده شد. همچنان وضعیت برای اغلب یگانها به دلیل آشنا نبودن با محورهای پیشروی و اماکن متصرفی نیروهای اسلام نامشخص بود و این که آیا تردد از جاده خرمشهر به سمت پل نو توسط نیروهای خودی انجام میگیرد. در ساعت 30:5 روز 2/3/61 گردان 10 گزارش داد که در منطقه نزدیک مواضع توپخانه و ساختمانهای مسکونی در میان نخلستانهای پراکنده محاصر شده و بعد از تسلیم نیروها قادر به انجام کاری نمیباشد.
با تسلیم شدن گردان 10، مشخص شد که نیروهای اسلام بر جاده خرمشهر تا قرارگاه تیپ 33 کنترل دارند و پل نو و قرارگاه تیپ 33 نیز به دست این نیروها سقوط کرده و روشن شد که نیروهای اسلام به طور کامل بر نهر عرایض مسلط و حلقه محاصره را بر نیروهای عراق تثبیت کرده است. در این حین تماس با قرارگاه تیپ قطع شد تا پایان نبرد این وضع ادامه پیدا کرد و این مسئله به دلیل به اسارت در آمدن نیروهای گردان 10 بود که باعث تغییر فرکانسها شد و غلی رغم آن، تماس همچنان قطع بود؛
هـ) ما از داخل پادگان دژ مشاهده کردیم که یگانهای عراقی به سمت خرمشهر در حرکت بودند و دلیل آن را نمیدانستیم. شخصاً با قرارگاه تیپ 113 تماس گرفتم آنها اعلام کردند لشکر به یگانها دستور عقبنشینی به داخل شهر داده است این تصمیم بسیار اشتباه بود؛ زیرا، یگانها در داخل شهر متراکم و کنترل آنان دشوار میشد و چنانچه نیروها به دلیل وجود مهمات و تدارکات در مواضع خود باقی میماندند، کنترل آنان نیز آسان میشد. این تصمیم را میتوان یکی از اشتباهات اصلی فرماندهی عراق در نبردهای خرمشهر به حساب آورد؛
و) در ساعت9:00 سرهنگ احمد زیدان فرمانده تیپ113 و فرمانده نیروهای مستقر در خرمشهر، بنا به دستور لشکر 11، دستور داد که منطقه بندر برای انجام حمله و شکستن محاصره شناسایی شد. سرهنگ احمد زیدان کنترل خود را از دست داده و دستپاچه شده بود و حتی در حین شناسایی بندر به طور آشکار معلوم شد که وی در حال شناسایی جستوجوی محلی برای عبور از اروندرود است.
در ساعت 15:00 سرهنگ احمد زیدان دستورات لشکر را به نیروهایی که به طور انباشته و فشرده تجمع کرده بودند (به طور غیرقابل صوفی کپه شده بودند) ابلاغ کرد. همچنین، شنیدیم که ایشان در داخل یکی از میادین مین خرمشهر رفته و سرهنگ ستاد خمیس مخیلف، فرمانده تیپ 48، به جای وی منصوب شده است. نیمه شب 2/3/61 تمام یگانها داخل بندر بودند؛
ز) در ساعت8:00 روز 3/3/61، لشکر 7 پشتیبانی در منطقه شلمچه پاتک کرد، ولی با شکست روبهرو شد، همچنین، از نیروهای عراقی محاصره شده در شهر خواسته شد برای شکستن محاصره، از بندر به سمت قصر شیخ خزعل اقدام به حمله کنند، ولی باپاتک نامنظم به دلیل وجود نهر عرایض و اجرای آتش انبوه سلاحها با شکست روبهرو شد، و نیروهای عراقی متحمل تلفات زیادی شدند؛
ح) نیروهای اسلام حلقه محاصره را در منطقه بندر تنگتر کردند به طوری که تا دروازه بندر رسیدند در این حال، تمامی مهمات نیروهای عراقی که در موقع عقبنشینی از مواضعشان با خود حمل کرده بودند تمام شده و هزاران نفر خود را تسلیم نیروهای اسلام کردند؛
ط) فرماندهی عراق، سرتیپ ستاد سعید محمدفتحی را از سمت فرماندهی لشکر 11 برکنار و هدایت عملیات به عهده سرلشگر ستاد قدوری الدوری، دبیر فرماندهی کل نیروهای مسلح، واگذار شد. وی از نیروهای عراقی خواست مقاومت کند و قول داد که نیروهای المنصور با پشتیبانی نیروهای زرهی در حال پیشروی به سمت خرمشهر میباشند، ولی این اظهارات به طور کلی نادرست بود؛
ی) وضعیت به همین صورت ادامه داشت و هزاران نفر از جمله فرماندهی تیپها و گردانها در قرارگاه نیروهای کماندویی موجود در بندر گرد آمدند که ترس، اضطراب و دستپاچگی همه را در بر گرفته بود و توپخانه نیروهای اسلام به اجرای آتش خود ادامه میداد که باعث کشته و زخمی شدن دهها نفر (به طوری که از درد مینالیدند) شد. در ساعت 18:00 روز 3/3/61، نیروهای اسلام موفق شدند بندر را تصرف کنند و هزاران نفر از نیروها و فرماندهان عراقی که در محاصره بودند را به اسارت در آوردند و به این ترتیب تصرف بندر خرمشهر پایان یافت.