تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۹  ، 
کد خبر : ۴۲۰۹۶

انگیزه بیگانگان در تکریم آقای خاتمی چیست؟‌(بخش دوم و پایانی)


مسعود شفیعی‌کیا
گورباچف تراشی و شخصیت‌سازی

در تاریخ 8/9/1996 برابر با مهر 1375 حدود هشت ماه قبل از انتخابات دوم خرداد سال 1376 «توماس آل فریدمن» نظریه‌پرداز مطرح سیاسی ایالات متحده طی مقاله‌ای در «نیویورک تایمز» با عنوان «در انتظار ظهور آیت‌الله گورباچف» برای تغییرات و اصلاحات آمریکایی در ایران رهنمودهایی داشت که در بخشی از آن می‌خوانیم: «چه چیزی باعث ظهور یک میخائیل گورباچف می‌شود؟ سؤال این است. می‌دانید! اگر قرار باشد تغییری در ایران پدید آید. این تغییر بدین صورت اتفاق نمی‌افتد که پسر شاه سوار بر اسبی سفید به ایران بازگردد و حکومت اسلامی ایران را برکنار کند.
این تغییر به وسیله دستیابی مجدد به قدرت در تهران به وسیله اوباش و اراذل مخالف مستقر در عراق (منافقین خلق) نیز صورت نخواهد گرفت، خیر اگر قرار است ایران تبدیل به آن‌چه غرب در جست‌وجوی آن است، یعنی یک عضو جامعۀ جهانی که واقع‌بین‌تر و کاملاً در برابر قانون مطیع است(!) شود، این کار تنها با ظهور یک گورباچف ایرانی صورت می‌گیرد. کسی که از میان هیأت حاکمه اسلامی که هم‌اکنون کاملاً بر این ملت تسلط دارد برخیزد و قادر باشد که از درون و بطن نظام، یک خط مشی متعادل‌تر و میانه‌روتر اما هنوز اسلامی را ایجاد کند... پس چه زمانی بحران به وجود خواهد آمد؟
وقتی درآمد نفتی ایران که به تدریج سیر نزولی می‌پیماید جوابگوی جمعیت ایران که دائماً در حال افزایش است، نباشد... تنها در آن زمان است که شرایط برای ظهور آیت‌الله گورباچف فراهم می‌شود یعنی یک روحانی که سعی خواهد کرد برای حفظ نظام اسلامی ایران آن را میانه‌رو کند...»(1)
واقع شدن توصیه‌های آلفریدمن در صحنه عمل و تحقق دیگر پیش‌بینی‌های او چون کاهش قیمت نفت در اوایل دولت خاتمی گواه بر جدی گرفتن توصیه‌های وی از سوی سلطه‌گران غربی بوده است، چنان‌که در تیرماه سال 1379 رهبر معظم انقلاب در سخنرانی افشاگرانه‌ای پرده از این طرح گورباچف‌تراشی برای براندازی نظام اسلامی کنار زدند.(2)
ایشان فرمودند: «یک طرح همه جانبه آمریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی طراحی شد و جوانب آن از همه جهت سنجیده شد، این طرح، طرح بازسازی شده‌ای است که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد.»
ایشان با تأکید بر این که این طرح یک طرح نظامی نبود بلکه با تکیه بر جنگ رسانه‌ای و نشریات و تبلیغات و ابزارهای فرهنگی و با انتقاد از این که بین گورباچف و خاتمی قیاس می‌شود، ریشه فریب‌خوردگی گورباچف را چنین بیان فرمودند: «در یکی، دو سال اول، به وسیله رسانه‌ها آواری از حرف و تحلیل و تفسیر و تشویق و جهت‌دهی و پیشنهاد بر سر گورباچف فرو ریخت و کار به جایی رسید که توسط مراکز آمریکایی، گورباچف به عنوان مرد سال معرفی شد! .... آغوش باز، چهره باز، چهره خندان، تجلیل و تبجیل و تشویق و احترام غربی‌ها گورباچف را فریب داد...» (3)
به رغم این که دوران دولت هشت ساله خاتمی، دورانی پرچالش و بسیار قابل نقد و بررسی در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ است و در انتخابات نهم نیز با وجود این که وی رأی به دکتر معین را رأی به خود دانست و در دور دوم هم از رقیب دکتر احمدی‌نژاد حمایت کرد ولی در دور اول، گزینه مورد نظر آقای خاتمی کم‌تر از 7 درصد آرای عمومی را به دست آورد و در دور دوم هم حمایت وی کارساز نشد.
شخصیت‌سازی صدا و سیما و مطرح کردن وی در برنامه کودک و نوجوان با پخش نماز جماعت او و پوشش سخنرانی‌ها و سفرهای وی حتی پررنگ‌تر از رئیس‌جمهور (چون پخش مستقیم سخنرانی شب بیست‌و یکم رمضان وی از شبکه اول سیما در صورتی که سخنرانی رئیس‌جمهور در روز قدس، نه مستقیم و نه غیرمستقیم پخش نشد.) به چه منظور است؟!
در دوران ریاست وی بر دولت سابق از آن‌جا که تأکید رهبر معظم انقلاب بر عدم تضعیف دولت بود و از طرفی با جنجالی پوپولیستی نقد آن دولت نیز گناهی مدنی به حساب می‌آمد، فرصتی برای نقد دیدگاه‌ها، رویکردها و عملکردهای جناب خاتمی به دست نیامد و حال که این فرصت به دست آمده عده‌ای با جنجال و به بهانه تندروی‌های مشکوک در این حیطه برآنند تا از خاتمی تابویی ساخته و با قرار دادن وی در هاله‌ای از تقدس، این بار نیز امکان انتقاد از او را سلب و مجالی برای بازسازی شخصیت وی در داخل و خارج فراهم کنند؛ غافل از این که مردم در انتخابات نهم به فرموده رهبر معظم انقلاب به کسی رو کردند که بوی روش و منش امام راحل را داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات