سیدمحسن حکیم
شاید هیچ خبری به اندازه خبر اعدام «صدام حسین» ملت مسلمان و ستمدیده عراق را خوشحال نکرد. حقیقتاً اعدام دیکتاتور قرن برای بسیاری از ملت عراق خوابی تعبیر نشدنی بود که الحمدلله این خواب بوسیله دولت مردمی و قانونی عراق محقق گردید. این اعدام محققات دارای پیامدهایی است که به اختصار به آن میپردازیم:
1- شاید مهمترین بازخورد این اعدام، تحقق سنت و وعده خداوندی به مؤمنان و صالحان است. صدام که در طول تاریخ عمر سیاسی شوم خود جز کشتار و ظلم و ستم و تجاوزگری به ملت خود و ملتهای مسلمان همسایه و فتنهانگیزی، چیز دیگری در پرونده شوم خود ندارد و با اتکا به عناصر استبدادی و سازمانهای مخوف امنیتی و پلیسی تلاش بسیاری کرد تا دیکتاتوری منطقهای را برای خود رقم بزند، سرنوشت او با ذلت و خواری و فلاکت و اعدام در این دنیا به پایان رسید همانطور که «هیتلر»، «استالین»، «رضا شاه» و «محمدرضا شاه» معدوم نیز چنین شدند و این سنتی الهی که باید تمامی حاکمان به آن معتقد باشند.
2- در طول عمر حکومت صدام شاهد حمایت برخی از نیروهای منطقهای و فرامنطقهای از کارکردهای ددمنشانه او بودیم که بیتردید بدون این حمایتها، توانایی ایستادگی و تحقق این تجاوزگریها را نداشت. محاکمه و اعدام او در حقیقت محاکمه و اعدام همین نیروهای فتنهسازی است که از اختلافافکنی و دشمنیسازی میان کشورهای همسایه عراق سود میبرند. برخی از کشورهای منطقه با ادعای اینکه «صدام دروازهبان دروازه شرقی اعراب است» از او همه گونه حمایت مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی، نظامی و حتی انسانی در راستای مقابله با انقلاب اسلامی و توسعه مناطق نفوذ آن کردند. همچنین با حمایت همین نیروها، صدام به کویت حمله کرد و این کشور را در عین ناباوری اشغال و آن را استان نوزدهم خود خواند. همچنین سیاستهای داخلی صدام در سرکوب وحشیانه و بیسابقه ملت خود که حتی با استفاده از سلاحهای کشتار جمعی بود. بر همگان مبرهن است که قضیه دجیل یکی از پروندههای نسبتا کوچک ظلم و ستم صدام حسین بود و پروندههای دیگری که انشاءالله در آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت ابعاد وسیعتری از رفتارهای بربرگونه صدام را نمایان خواهد ساخت. همه این فعالیتهای وحشیانه با کمک این نیروهای شرور انجام گرفت که متاسفانه برخی از آنها تاکنون از گروههای تروریستی که روزانه مردم بیگناه عراق را به خاک و خون میکشند حمایت میکنند. بدون شک محاکمه و اعدام صدام نسبت به این نیروها نیز ساری و جاری است و باید آنها مسئولیت معاونت و مشارکت در جنایات صدام را به عهده بگیرند.
3- اعدام صدام بوسیله دولت مردمی عراق و با طی شدن تمامی مراحل آئین دادرسی و اجرای محاکمه عادلانه و علتی (که برای هیچیک از معارضان صدام یک هزارم آن در نظر گرفته نشد) دال بر توانمندی و پتانسیل بالای دولت مردمی عراق است و پیامی روشن به تمامی مخالفان و معاندان ملت عراق که دولت این کشور از منافع و مصالح مردم خود علیرغم تمامی مشکلات موجود دفاع میکند و در راستای احقاق حق و ازاله ظلم و جور تمامی تلاش خود را انجام میدهد و صرفنظر از اتهامهای واهی نسبت به آمریکایی بودن محاکمه صدام با قاطعیت و بر پایه اراده ملی عراق این محاکمه را به بهترین شکل ممکن ساماندهی و مدیریت نمود.
4- اعدام صدام قطعا تاثیر مثبتی نسبت به بقایا و فریبخوردگان نظام او خواهد داشت چرا که با حذف فرماندهی این حزب فاشیستی و نظام استبدادی، دیگر سمبل و بت آنان وجود خارجی ندارد و راهی جز قبول و پذیرش نظام مردمی جدید عراق در پیش رو ندارند که دولت نیز با در پیش گرفتن پروسه آشتی ملی، درهای خود را به روی تمامی مخالفانی که دستان آنان به خون ملت عراق آغشته نیست باز کرده است و بستر مناسب ادغام مجدد آنان را در داخل جامعه عراق البته با قبول شرایط جدید فراهم آورده است. در پایان باید گفت که اعدام صدام یعنی پایان مرحلهای تاریک و سیاه از مراحل پیچیده تاریخ عراق نوین است که امید است با همگرایی و انسجام ملی در میان تمامی قشرها و طیفهای متکثر عراق، شاهد عراقی آباد، مستقل، آزاد و برادر نسبت به تمامی کشورهای دوست و همسایه باشیم.