ابوالقاسم قاسمزاده
بعد از شکست حزب جمهوریخواه به رهبری جرج بوش رئیسجمهور آمریکا در انتخابات سراسری این کشور که منجر به از دست دادن حدنصاب اکثریت در مجلس و سنای آمریکا (کنگره) شد، همه در انتظار سخنرانی بوش برای ارائه استراتژی جدید در دو سال باقی مانده از دوران ریاست جمهوری او بودند. بوش در این سخنرانی نشان داد که در پایان دوران هشت سال از ریاست جمهوری خود، هم با مشکلات گوناگون داخلی که مهمترین محور آن عدم مقبولیت از سوی مردم آمریکا و طرد سیاستهای نومحافظهکاران جدید در واشنگتن میباشد، مواجه است و هم در سیاست خارجی با ادامه محوریت «جنگ پیشگیرانه» و اشغال نظامی عراق و کشته شدن روزانه سربازان آمریکایی با اعتراض شدید افکار عمومی در سراسر آمریکا و در کنگره جدید روبرو است.
اذعان به برخی اشتباه خود در عراق و پذیرفتن مسئولیت آن و عذرخواهی از مردم آمریکا در سخنرانی نشان حالت بحرانی رئیسجمهور آمریکا داشت. او گفت: «اما در سال جدید میلادی مردم آمریکا برای پیروزی باید آمادگی قربانی دادن بیشتری را داشته باشند.»
موضوع اصلی درباره عراق برای دمکراتها در کاهش حضور نیروهای نظامی و ارائه طرحی زمانبندی شده برای خروج نظامی از عراق است که در گزارش «بیکر، هاملتون» آن را راهحل برونرفت از بحران عراق دانستهاند. جرج بوش، این طرح را رد کرده است و طرح افزایش سربازان آمریکا و روانه ساختن بیست و یک هزار و پانصد نفر از سربازان جدید آمریکایی به عراق، برای پیروزی بر تروریسم در حال رشد معرفی کرد. همه ناظران سیاسی معتقدند که جرج بوش در سخنرانی خود نه تنها استراتژی جدیدی را اعلام نکرد، بلکه با ارائه ماجرای جدید، بقول معرف روش «فرار به جلو» یا نواختن «یک نت بالاتر» از جنگ را پیش گرفته است. در ماجرای جدید جرج بوش که محوریت آن همچنان تشدید فضای جنگی در خاورمیانه است، ایران، سوریه و لبنان موازی با بحران کنونی عراق مطرح شده و سمت سوی ایجاد «حالت جنگی» که تشدید منحنی بحران را به زودی نشان خواهد داد با محوریت ایران در دستور کار او قرار گرفته است. موجی از اعتراض از سوی نمایندگان و سناتورهای دمکرات و تعدادی از جمهوریخواهان برای پیش گرفتن طرح فرار به جلو یا ماجرای جدید در سخنرانی بوش در آمریکا بوجود آمده است. سناتور مشهوری بنام «سناتورنت» که فرزند او هماکنون در میان سربازان آمریکایی در عراق است از وزیر خارجه جرج بوش خانم رایس در کنگره پرسید که در مصوبه قبلی کنگره به ایران حمله نظامی کند. آیا دولت چنین هدفی، یعنی حمله نظامی به ایران را در دستور کار خود قرار دارد؟ او در این پرسش به خانم «رایس» گفت، «من خواهان یک پاسخ روشن و دقیق از شما هستم.» خانم رایس در پاسخ به این سناتور آمریکایی، ضمن شرحی از فضای کنونی در عراق و خاورمیانه از او خواست تا اجازه دهد که به این پرسش به زودی پاسخی کتبی ارائه دهد!!
اکنون «رایس» به خاورمیانه آمده است تا از فلسطین اشغالی، اردن، عربستان، کویت و مصر دیدار کند، او بصورت علنی هدف اصلی از این دیدارها را تشکیل محوری از کشورهای اسرائیل، مصر، عربستان و اردن برای هماهنگی و حمایت از طرحهای فشار آمریکا و بطور مشخص علیه جمهوری اسلامی، عنوان کرده است، در حالیکه، همزمان با این جملات تهدیدآمیز از سوی وزیر خارجه آمریکا، معاون ارشد او، «نیکلاس برن» در واشنگتن در مصاحبه با شبکه بی،بی،سی گفته است، اگر ایران، حتی، بصورت موقت فعالیت غنیسازی اتمی خود را به حالت تعلیق درآورد و مرکز و مرکز «نطنز» را برای مدتی بسته نگهدارد، وزارت خارجه آمریکا، خانم رایس و هیئت همراه او حاضر به مذاکره مستقیم با دولت جمهوری اسلامی ایران درباره همه مسایل از جمله درباره عراق و بحرانهای منطقه و روابط دوجانبه است.
شرایط سیاسی و خبری در سراسر خاورمیانه از آغاز سال جدید میلادی در هالهای از ابهام همراه با ابرهای تیره بحران پیچیده شده است. این پیچیدگی لحظه به لحظه افزونتر میگردد. برای این نویسنده که در چند مقاله از حدود شش ماه گذشته با عنوان «دو سال خطرناک» با نگاه به دو سال باقی مانده از دوران هشت سال ریاست جمهوری جرج بوش مطالبی را نوشته است، بار دیگر یادآور میشود که همه طرحهای جرج بوش و ماجراآفرینی او بر محوریت بسترسازی برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و جبران شکست حزبی در برابر دمکراتها است. موضوع انتقال قدرت در نگاه جرج بوش و در میدان سیاست آمریکا محور اصلی است. ریسک برتری حتی با استقرار موشکهای «پاتریود» و یا آوردن ناوها و زیردریاییهای عظیم جنگی به منطقه خلیجفارس و تشکیل محور جدید با همکاری چند دولت عربی و ... همه و همه برای تحقق این جمله «جرج بوش» در سخنرانی او است که گفت: «ما ناچار به پیروزی هستیم.» مفهوم این پیروزی همان فراهم آوردن بستر مناسب برای موفقیت در دو سال آینده در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است. وادی سیاست برای «جرج بوش» میدان اخلاق و نصیحت و اندرز نیست، صحنه ماجراجویی و اجرای عملیات برای پیروزی است. دو سال خطرناک را بر این منحنی باید رصد کرد، متاسفانه برخی از کشورهای عربی منطقه و بخصوص دولت حسنی مبارک در مصر که روابط سیاسی کامل با اسرائیل دارد، بیش از مقاومت، سمت و سوی دستور پذیری از واشنگتن را خواهند داشت، اگرچه به خوبی به عواقب چنین ماجراجوی و فضای بحرانی آینده در دو سال خطرناک آگاهی دارند. در پایان این نوشته کوتاه شاید همچنان این پرسش برای بسیاری از اصحاب مطبوعات و محافل سیاسی کشور مطرح باشد که دیپلماسی وزارت خارجه ما براساس کدام راهبرد و تا چه حد فعال در فضای بحرانزده کنونی حرکت میکند و اقدام مینماید؟