سیدمصطفی تاجزاده
1- یکی از برنامههای آقای خاتمی که وعده داده بود اگر رئیسجمهور شود آن را اجرا میکند، اجرای اصول مربوط به شوراها مندرج در قانون اساسی بود. قانون اساسی ما به دلیل اینکه در فضایی ضد استبدادی نوشته شده بود بر تشکیل شوراها تاکید داشت. در قانون اساسی نه تنها بر تشکیل شوراها بلکه بر پیشبرد همه امور به صورت شورایی نیز تاکید شده است. اما اولین معضل ما در بدو ورود به وزارت کشور، محاکمه کرباسچی و شهرداران مناطق تهران بود که طبیعتا وزارت کشور را نیز درگیر خود کرد. پس از تشکیل دولت اصلاحات، انتخابات مجلس خبرگان رهبری باید در سال 1377 برگزار میشد. قبل از انتخابات خبرگان استیضاح آقای عبدالله نوری پیشآمد و وی به ناچار وزارت کشور را ترک کرد. سپس آقای موسوی لاری با رای اعتماد مجلس پنجم وزیر کشور شد. ما پس از برگزاری انتخابات خبرگان بلافاصه اعلام کردیم که قصد داریم انتخابات شوراها را چهار ماه بعد برگزار کنیم که این مساله با توجه به شرایط کشور بیسابقه بود.
در آن زمان فشارهای زیادی به ما وارد میشد که جلو برگزاری انتخابات شوراها را بگیریم. بخشی از این فشارها از سوی رئیس وقت سازمان صدا و سیما بود. ایشان پس از اینکه از رایزنیهای خود با بنده که در آن زمان معاون سیاسی وزارت کشور بودم و همچنین آقای موسوی لاری ناامید شد، موضوع را با آقای خاتمی مطرح کرد که از آنجا هم نتیجهای نگرفت و در نهایت اطلاعیه ستاد انتخابات کشور در مورد برگزاری انتخابات شوراها از رسانه ملی پخش شد.
حتی در آن زمان آقای کروبی به ما اعلام کرد که جهرمی (معاون سابق اجرایی شورای نگهبان) نزد وی رفته و پرسیده است که چرا وزارت کشور قصد برگزاری انتخابات شوراها و واگذاری شهرداری تهران را به دیگران دارد. پاسخ دادیم ما علاوه بر وظیفه قانونی که در مورد برگزاری این انتخابات داریم، به دنبال تشکیل نهادهای مدنی هستیم و وجود این نهادها را نیز به نفع کشور میدانیم. با تشکیل شوراها در واقع آرزویی که از مشروطه تا کنون مطرح بود، محقق شد.
2- در انتخابات دور اول شوراها حدود 24 میلیون نفر شرکت کردند که این رقم شش میلیون نفر بیشتر از شرکتکنندگان در انتخابات خبرگان رهبری بود که چهار ماه پیش از آن برگزار شده بود. در دوران شوراها، پایگاه اجتماعی اقدام متناسب با تعداد منتخبان بود. یعنی ترکها و کردها و عربها و... حدود 11 درصد منتخبین، از اهل سنت بودند. بیش از هزار نفر از زنان نیز که به لحاظ اجتماعی شهروند درجه دو محسوب میشوند در شوراها رای آوردند.
امروز که هشت سال از تشکیل این شوراها میگذرد هنوز بنده نشنیدهام که فردی بگوید تشکیل این شوراها در مناطق مرزی به منافع ملی و امنیت مرزها لطمه وارد کرده است. ضمن آنکه 99 درصد شوراها بدون وجود مشکلی به کار خود ادامه دادهاند. هیچکس در ایران وجود ندارد که اصل نهاد شورا را زیر سوال ببرد و بگوید که شوراها با جامعه ایرانی ناسازگار است و یک پدیده شکستخورده محسوب میشود. گرچه برخیها در اوایل تشکیل شوراها به دلیل اینکه منتخبان دور اول از اصلاحطلبان بودند، میگفتند که شوراها موفق عمل نکردهاند.
3- اگر لیست حامیان آقای احمدینژاد در این انتخابات رای آورد، به معنای آن است که تمام سیاستهای موجود کشور با شدت بیشتری دنبال خواهد شد ولی اگر اصلاحطلبان پیروز انتخابات باشند احتمال زیاد دارد که سیاستهای کلان کشور تغییر کند و اصلاح شود. در صورت عدم حضور مردم در انتخابات شوراها، این کاندیداهای اقتدارگرایان هستند که به شوراها راه مییابند. سقف و کف آرای اقتدارگرایان تقریبا نزدیک است. به علاوه تحریم انتخابات زمانی موثر است که نیروی تحریمکننده بتواند با عدم شرکت خود در انتخابات از آن به نفع اهداف دموکراتیک خود استفاده کند، در غیر این صورت تحریم به نفع طرفداران انسداد سیاسی در کشور رقم میخورد. به عبارت دیگر رای ندادن مساوی با رای دادن به نامزدهای حامی آقای احمدینژاد است. با تعطیلی روزنامه شرق و وجود احزاب پادگانی و دخالت آنها در روند انتخابات، دل را به دریا زدیم و وارد انتخابات شدهایم چون شرط اصلی پیروزی در انتخابات را مردم میدانیم. اگر شرایط کشور حساس شود و این حساسیت ایجاب کند که به نوعی یکصدا شویم و هماهنگ عمل کنیم، دست به ائتلاف میزنیم و زدیم. واقعیت آن است که ما ائتلاف کردهایم و جناح اقتدارگرا در ایجاد ائتلاف شکست خورده است.
4- لیست ائتلاف اصلاحطلبان در شورای شهر تهران، منهای جنبههای سیاسی، با سابقهترین و کارآمدترین لیست موجود در این انتخابات است. هر جا میزان مشارکت مردم در انتخابات بیشتر باشد، احتمال پیروزی اصلاحطلبان افزایش مییابد. علت شکست اصلاحطلبان نیز در دور دوم شوراها در تهران و شهرهای بزرگ عدم حضور مردم در این انتخابات بود. جناح اقتدارگرا در انتخابات دور دوم شوراها با سازماندهی احزاب پادگانی و تنها با 90 هزار رای در تهران پیروز انتخابات شد اما اگر حضور مردم در انتخابات آینده گستردهتر شود، با حزب پادگانی و لشگر نظارت هم نمیتوان پیروز انتخابات شد.
در جوامع دموکراتیک، احزاب حرف اول را میزنند، امروز کسی تردید ندارد که دموکراسی بدون احزاب وجود خارجی ندارد، چون مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جوامع امروز پیچیدهتر از آن است که یک فرد به تنهایی بتواند آن را حل کند، در واقع شناسایی و رفع معضلات این عرصه نیازمند کار گروهی است. ما باید به این بیندیشیم که به جای ایجاد موازنه منفی، موازنه مثبت بین احزاب ایجاد کنیم.
5- این عجیب است که آقای احمدینژاد بگوید من تئوری نمیخواهم، اگر احزاب در جامعهای کنار گذاشت شود، اختلافات سیاسی در آن جامعه کاهش نمییابد. در حکومت یکدست هم اختلاف وجود دارد کما اینکه ما این اختلاف مجلس و دولت در انحلال سازمان مدیریت و برنامهریزی به وضوح میبینیم.