Newsweek
«این روزها دیوار حاشا بلند است. همه میگویند اطلاعاتی که در خصوص عراق در اختیار جورج بوش قرار داده شده بود، درست نبود؛ اشتباه به عرضش رسانده بودند و خلاصه بهانههایی از این قبیل. حتی اگر ذهن شما هم یاری نکند و در یادآوری این مثالها کم بیاورد، جورج بوش خودش وارد مهلکه میشود و چند مورد دیگر از این اطلاعات اشتباه را به شما گوشزد میکند. اصلاً اگر اینها همه درست باشند، آیا باز هم میتوانیم چشممان را به روی مشکلات اصلی عراق و خاورمیانه ببندیم؟»
فرید زکریا چنین ادامه میدهد که: «بوش در برخی موارد حق داشت. او از همان اول هم میگفت عراق به شکل یک دموکراسی مدرن و لیبرال میتواند الگویی برای پیشرفت تمام کشورهای خاورمیانه باشد. اما الان مشکلی پیشآمده است. عراق امروزی، دقیقا نتیجه برعکس را بر کشورهای خاورمیانه گذاشته است و حالا همه چشمشان از عراق ترسیده است. اگر بوش میخواهد برنامههایش برای خاورمیانه را واقعا به اجرا درآورد، باید هر چه زودتر فکری به حال وضعیت عراق بکند وگرنه دچار دردسرهای جدی در تمام خاورمیانه خواهد شد.»
یادداشتنویس نیوزویک سپس مینویسد: «جورج بوش معتقد بود که ریشههای تروریسم را باید در افراطگریهای جهان عرب جستوجو کرد و برای اثبات اظهارات خویش، به پسرفتهای جهان عرب در چهل سال گذشته اشاره میکرد و آن را زمینهساز افراطگرایی در این کشورها میدانست. واقعیت هم این بود که در آن زمان رژیمهای غربگرا در کشورهای عربی مثل مصر و سوریه باعث تشکیل گروههای اپوزیسیون قدرتمند و مذهبی در این کشورها شده بودند و ایدئولوژی خود را به سایر نقاط جهان هم تسری داده بودند و حالا هم در تمام دنیا، از اندونزی گرفته تا انگلیس، میتوان پیروان این ایدئولوژی را مشاهده کرد.»
فرید زکریا سپس افراطگرایی را پدیدهای نشأت گرفته از مشکلات جوامع عرب خوانده و میافزاید: «شاید بتوان این مشکلات را با فرهنگ لیبرال و میانهروی تا حدی مرتفع کرد.» وی سپس به الگوی موفق دو کشور غیر عرب و مسلمان اشاره کرده و مینویسد: «مردم در دو کشور مالزی و ترکیه، کاملا مذهبی و در عین حال محافظهکار هستند. این دو کشور اما اقتصاد موفقی دارند و جامعه باز و دموکراسی را میتوان در آنها مشاهده کرد و به همین جهت است که خاستگاه تروریسم نشدهاند.»
زکریا در ادامه، عراق پس از صدام حسین را فرصتی صلایی برای چرخاندن فرمان تاریخ به سمت میانهروی و تعادل خوانده و مینویسد: «دولت بوش به جای آنکه تغییر مسیر دهد، ماشین را به دیوار کوبید و عملا سیاستهای اشتباهی را در عراق در پیش گرفت. به همین جهت، عراق به الگویی برای دموکراسی در خاورمیانه تبدیل نشد و در عین حال، خطرات بزرگتری در منطقه رخ نمود.»
یادداشت نویس نیوزویک، یکی از این خطرات را احتمال معرفی عراق به عنوان نمونه دموکراسی مورد نظر آمریکا در خاورمیانه خوانده و مینویسد: «مردم منطقه و سایر جهان به عراق مینگرند و شاهد خشونت، آشوب و افراطگرایی در این کشور هستند و به همین جهت است که سعی میکنند تا حد امکان از در پیش گرفتن چنین الگویی سرباز بزنند و این دقیقا در خلاف هدف آمریکا عمل خواهد کرد.»
Guardian
سایه سنگین بلر بر سر حزب کارگر
اما روزنامه انگلیسی گاردین، طی مقالهای انتقادآمیز علیه تونیبلر، سیاستهای نخست وزیر انگلیس در سالهای اخیر را به شدت مورد حمله قرار داده است. در این یادداشت که به قلم «جکی اشلی» نوشته شده، آمده است: «هر چه میگذرد، اوضاع انگلیس بدتر میشود. حالا اعضای کابینه دارند نفسی به راحتی میکشند و با خود میگویند خب، این بحران هم گذشت. اما بر سر اعتبار و آبروی از دست رفته دولت انگلیس و حزب کارگر در خصوص رسوایی «رشوهگیری در مقابل ارائه مقام» چه خواهد آمد؟ آیا باز هم مقامات دولتی بدون آنکه به محاکمه کشیده شوند از زیر بار این اتهامات شانه خالی خواهند کرد؟»
اشلی اقدامات افشا شده دولت انگلیس مبنی بر رشوه گرفتن برای ارائه کرسیهای مجلس اعیان این کشور را خجالتآور توصیف کرده و نوشته است: «مجلس اعیان، بخشی از قوه مقننه انگلیس است و تصمیمگیریهای آن، به طور مستقیم بر مردم تأثیر میگذارد. اما اکنون شاهد هستیم که دولت انگلیس رشوه گرفته تا کرسیهای این مجلس را واگذار کند و هیچ کس حتی ککش هم نمیگزد.»
یادداشت نویس روزنامه گاردین میافزاید: «رسواییهایی که در سالهای اخیر توسط اعضای حزب کارگر در عرصه سیاسی انگلیس به بار آمده است، بسیار بدتر از وضعیتی است که محافظهکاران انگلیسی در گذشته به وجود آورده بودند؛ اما به نظر میرسد هر حزبی که در رأس قدرت قرار میگیرد نهایتا به سمت تلاش برای سوءاستفاده از موقعیت خود روی خواهد آورد.»
جکی اشلی مینویسد: «این رسواییها زمانی به بار میآید که دولتمردان انگلیسی جلساتی را با دانه درشتهای بازاری لندن تشکیل میدهند و برای حفظ موقعیت سیاسی خود، حرف آنها را به کرسی مینشانند. اما همین دولتمردان، فرصت و موقعیتهای مناسب برای رایزنی و آگاهی از خواستههای گروههای اجتماعی و مردمی را مورد بیتوجهی قرار میدهند و نتیجه چنین سیاستی، کاملا در وضع کنونی انگلیس مشهود است.»
یادداشت نویس گاردین در پایان تأکید میکند که تونی بلر دیگر زمانی برای ترمیم چهره خود و کابینهاش در اختیار ندارد؛ اما شاید گوردون براون– جانشین او– بتواند راههای جدیدی را در این خصوص کشف کند.