* آقای محبیان! چه ضرورتهایی سبب شده که احساس کردهاید باید یک حزب تازه در کشور تشکیل شود؟
** ما احساس کردیم شرایطی در میان احزاب به وجود آمده که هر کس برای اثبات خود در پی دیگری است و مارکزنی به دیگران بسیار شدید شده است. این نکته دغدغههای ذهنی شدیدی را در بین دوستان ایجاد کرد که ما باید از نفی دیگران به سمت اثبات خود پیش برویم و در مسیری حرکت کنیم که در نهایت بتوانیم اخلاق سیاسی را در جامعه تا حد امکان اصلاح و پالایش کنیم. از طرف دیگر ما دغدغه جدی در قبال رادیکالیسم داریم یعنی افراطگری در رفتارهای سیاسی به نظر ما نوعی نابخردی را در درون خود مستتر دارد و باعث خواهد شد که جامعه از مسیر واقعی خود خارج شود. خطر دیگر که انگیزه تشکیل حزب جدید را تقویت کرد، قشریگری و حتی کهنهپرستی بود که گاهی تلاش میشد بیشتر به یک سری ظواهر اکتفا شود. از طرف دیگری کهنهپرستی نوعی معاندت و مخالفت بود با هر چیزی که نام نو بر آن داشت.
از سوی دیگر در مقابل کهنهپرستی که بعضی افراد ممکن است در آن گرفتار شده باشند نوعی «نوپرستی» وجود داشت که این هم به نظر ما خطرناک است. «نوپرستی» به معنای آن که هر چیزی که نام نو دارد شیفتگی داشته باشیم. بنابراین برای ایجاد اعتدال در اخلاق سیاسی و اخلاقیتر کردن جامعه بخشی از انگیزه ما برای شکلدهی حزب نواندیشان شد.
* آیا میتوانید مثال شفافتری در این خصوص بیان کنید؟
** به عنوان مثال، ما معتقدیم که یک سیستم حزبی باید بتوانند به نظام اسلامی کمک کند و بسیاری از فیلترهایی که ما توسط شورای نگهبان انجام میدهیم و بعضیها به آن نقد دارند و حتی در سطح جهانی نیز ما را زیر سئوال میبرند میتواند به صورت فیلترهای تخصصی و دقیق در درون احزاب تعریف شود و وقتی که افراد به سطح ریاست جمهوری، مجلس یا شوراها میرسند در درون احزاب بارها فیلتر شده و انسانهای لایق و شایسته انتخاب شده باشند که به اهداف نظام و بالندگی آن کمک کنند.
* آقای دکتر! این روزها یکی از مسایل درگیر احزاب موسومی بودن آنهاست که بیشتر در ایام انتخابات فعال میشوند و پس از آن دوره خواب را طی میکنند تا انتخابات بعد. آیا حزب نواندیشان هم برای این کار تشکیل شده به خصوص آن که ما انتخابات خبرگان و شوراها را نیز در مقابل خود داریم.
** احزاب ما در طول تاریخ خود با آفت عمده مواجه بودهاند یا شخصیتی و حول محور قدرت فردی خاص شکل گرفتهاند که با رفتن فرد کنار گذاشته میشدند یا این که فقط برای انتخابات فعال میشدند، بنابراین یکی از مواردی که به دقت آن را دنبال خواهیم کرد این است که مطلقاً بحث انتخابات محوری در دستور کار ما قرار نگیرد.
اما ما تقریباً هر سال در کشور خود انتخابات برگزار میکنیم و اگر ما حزب را به دلیل این که ممکن است موسمی تلقی شود تأسیس نکنیم پس باید تمام احزاب تعطیل شوند. چون در هر صورت هر وقت حزب تشکیل شود در نزدیکی یک انتخابات قرار خواهد گرفت. درباره انتخابات شوراها هم باید بگویم این انتخابات آنقدر گسترده است که هیچ حزبی توان شرکت در آن بصورت تشکیلاتی را ندارد، مگر این که برای تهران سرمایهگذاری کند. استراتژی ما برای انتخابات شوراها به جز تشویق مردم برای شرکت در انتخابات این نیست که لیستی بدهیم و افرادی را برای رأی گرفتن معرفی کنیم. روش عاقلانه این است که احزاب بعد از پیروزی افراد بویژه در انتخابات شوراها به یارگیری بپردازند، چون هیچ کس قدرت سرمایهگذاری روی این انتخابات را برای دریافت یک اکثریت ندارد.
* بگذارید یک مقدار صریحتر از شما سؤال کنم. حزب «نواندیشان ایران اسلامی» در کدامیک از جناحهای سیاسی قرار خواهد گرفت. آیا قرار است هدایت جریان سوم را بر عهده بگیرد. اگر اینگونه است قبلاً آقای رضایی نیز چنین صحبتهایی را مطرح کرده بود که جریان سوم را تشکیل خواهد داد. البته همچنین گفته شده که جریان سوم قرار است با هدایت آقای هاشمی حرکت کند. جایگاه شما در این تعاریف و نقل قولها چیست؟
** اولاً ما در تقسیمبندی خود معتقدیم به عنوان یک حزب که میخواهد فراگیر باشد مراحل گزینش نیروها را نباید در آغاز کار قرار دهیم. یعنی به عبارتی افراد برای این که در چارچوب حزب قرار بگیرند، نباید نمره بیست بگیرند، بلکه آن چیزی که باعث رشد یک فرد خواهد شد کسب اعتبار وی در مسیر آموزش حزبی است.
از سوی دیگر درباره گرایش کلی حزب، شکی نیست که هم سابقه فکری بنده و هم دوستان دیگر نشان میدهد که ما خودمان را متعلق به جریان ارزشگرا میدانیم. اما در مورد شخصیتهایی که شما گفتید نه، ما به آنها اتصال نداریم و حتی در مورد حزب کارگزاران هم موضع روشنی و همواره انتقاداتی را داشتیم. البته این به معنای آن نیست که ما میخواهیم رابطهای را مبتنی بر تخاصم با احزاب برقرار کنیم و اساساً یکی از نکاتی که ما به صورت جدی به دنبال آن هستیم، این است که ما در پی اثبات خود باشیم نه نفی دیگران، نه نفی ایثارگران، نه نفی کارگزاران، نه نفی مؤتلفه و نه نفی مشارکت.
پس بنابراین آن جریان سومی که ما را به گروه یا فرد خاص متصل کند و شاید مدنظر شما بود در دستور کار ما نیست. باور ما این است که نواندیشی و آیندهنگری یک ضرورت تام برای جامعه ماست ما چنان گرفتار مسایل روزمره شدهایم که نمیتوانیم در برخی موارد مسایل آینده کشور را در نظر بگیریم. ما معتقد هستیم که میتوانیم ظرفیت جدیدی را به صاحبان اندیشه و مدیران جامعه بیفزاییم.
* درباره دولت چه موضعی خواهید گرفت؟
** ما معتقدیم یاوری و حمایت از دولت در نگاه شیفتهور به آن نیست، بلکه معتقدیم اگر میخواهیم به دولت آقای دکتر احمدینژاد کمک کنیم، باید با چشمان باز حرکت کنیم. در این شرایط حتی اگر دشمن هم باشد با چشمان باز کمک بیشتری خواهد کرد تا دوستی که برای کمک چشمان خود را بسته ولی در واقع ریشه دولت را میزند.