* جناب صدیق سروستانی، از مدتی قبل طرحی در مجلس مطرح شد که به طرح مد و لباس معروف شد، تحلیل شما از طراحی لباس ملی و مد مشخص چیست؟
** باید نکتهای را متذکر شوم. پوشش و لباس به طور کلی دو کارکرد دارد یکی «حفظ فرد در برابر سرما و گرما» و دیگری «حفظ هنجارهای ارزشی». با این توضیح باید بگویم همه به نوعی مشکلات را زنانه میکنند. مشکل اساسی در این است که ما نظام کنترل اجتماعی غلطی در پیش گرفتهایم وگرنه با چنین طرحهایی مشکلات قابل رفع نیست.
* ما مدتی قبل هم شاهد این واقعه بودیم که مجلس با ارائه طرحی قصد تعیین مهریه برای دختران از طریق کمیتهای در فرمانداری هر شهر را داشت تا بتواند بر اساس شغل پدر دختر و یا مواردی مشابه مهریه را تعیین کنند. این کار نیز به نوعی همین برنامه یعنی دخالت در امور خصوصی مردم تلقی نمیشود؟
** این گونه کارها، غیر علمیترین کارهایی است که میتوان با انجام آن در تصمیمگیریهای خصوصی مردم دخالت کرد. یک خانواده هم وقتی نگرانیهایش از وضع جوان خود را با محدود سازی یا دخالت در امور او بروز میدهد خطاهای جبرانناپذیری را شکل میدهد. در این گونه موارد باید تا آنجا که ممکن است دولت کنار برود و همه نهادهای غیر دولتی مشارکت کنند. باید خانوادهها جلو بیایند.
در این گونه موارد نباید چنان وارد شویم که برچسبزنی کرده باشیم. اگر اینگونه دخالت کنیم محل کار هم میشود سربازخانه. باید دست به دست هم بدهیم و کاملا مردمی و غیر دولتی معضل را مرتفع کنیم. باز هم تأکید میکنم این یک کار فرهنگی است و نه دولتی. منظورم از دولت هم معنای اعم آن است. اگر دولت بخواهد در امر لباس پوشیدن مردم دخالت کند نتیجه مطلوبی نمیگیرد.
* به هر حال وقتی سخن از لباس و مد میشود ناخودآگاه همه به فکر لباس پوشیدن زنان میافتند. برای همین هم حساسیتهایی به همراه دارد. به نظر شما چنین بحثی میتواند درست باشد؟
** این نظر درستی نیست. ببینید ما خودمان هم هر کدام تابع مدی هستیم و براساس آن لباس میپوشیم. ست کردن لباس مقتضای سالمسازی محیط است و وقتی بتوانیم یک فضایی را ایجاد کنیم که در آن رنگها حضور دارند و تغییر در محیط قابل لمس است میتوانیم به سلامت محیط امیدوار باشیم. این وضع نباید با تجمل خلط شود.
* ببینید، مسئولان پلیس همواره عامل لباس را در وقوع حوادث تلخ دخیل میدانند. مثلا در همین چند ماه گذشته گروههای بزهکار زنان و دخترانی را ربودهاند و پس از آزار و اذیت آنها را رها کردهاند. پلیس در تحلیل این وقایع لباس پوشیدن را عاملی برای تحریک این قبیل بزهکاران برشمرده است. به نظر شما این حرف از نظر کارشناسی محلی از اعراب دارد؟
** بگذارید تأکید کنم که هیچ آسیب اجتماعی تک جنسیتی نداریم. به عبارت دیگر تا بیقانونی نباشد ارزش قانون مشخص نمیشود بنابراین شما هیچ جامعه نرمالی را پیدا نخواهید کرد که همه مثل هم باشند. جامعه نرمال ترکیبی از کثیری از همنوایان و قلیلی از کجروان است و برای همین هم یکسری الگوها را تعریف کرده یا میکنیم.
پس حتی اگر بیاییم و به زنان بگوییم از فردا در جامعه ظاهر نشوند یا اینگونه ظاهر شوند نمیتوانیم مشکلی را حل کنیم چرا که اگر مدت کوتاهی چنین کنیم خواهیم دید چه تبعات وخیمتری دارد. بگذارید سئوالی بپرسم اگر با پوشش مشکلات موردنظر حل میشد ما زمستانها نباید شاهد وقوع جرمی از این دست میشدیم چرا که زمستانها به دلیل برودت هوا پوشش به حد اعلای خود میرسید ولی چرا ما شاهد وقوع چنین جرایمی هستیم.
* اصلا چه الزامی برای وجود مد وجود دارد؟ همین که ما تابستان مجبور شویم یک لباس بپوشیم و پاییز لباسی دیگر و بعد این رویه ادامه پیدا کند هزینههای سنگینی را به جامعه تحمیل میکنیم، به نظر شما این وضع میتواند بر اقتصاد خانواده تاثیر منفی بگذارد و تبعات ناخوشایندی به همراه داشته باشد؟
** باید توجه داشته باشیم که پرداختن به مسئله مد و لباس نیازمند رویکردی چندوجهی است. باید ببینیم برای چه سنی در چه زمانی برای چه اقشاری و در چه مکانی میخواهیم به بررسی بپردازیم.
اصالتاً خود «مد» نه تنها اشکالی ندارد که به دلیل تلون و تنوعی که ایجاد میکند با احتساب مولفههای ارزشی جامعه میتواند مثبت باشد. ما موظفیم که تحول و تنوع در جامعه ایجاد کنیم. من در خود مد هیچ اشکالی نمیبینم. اما وقتی زندگی به سوی زندگی مصرفی پیش برود آن وقت خود این زندگی یک آسیبهایی دارد. اما این به معنای آن نیست که از طریق قانونگذاری و دخالت دولت کار قابل حل است.
* با این توضیحات بگذارید یک سئوالی مطرح کنم. شما میگویید مد و اصل آن برای سلامت جامعه خوب است. اما دستکم کسانی که طرح مد و لباس را پیش بردهاند معتقدند بیهنجاری در مد و لباس سبب شده که امروز در شهر لباسهایی بر تن زنان و دختران ببینیم که آن را برنتابیم. آیا این یک آسیب نیست؟
** تأکید کردم که خود مد هیچ اشکالی ندارد به جز آنکه باید هنجارهای اصلی با یک تنظیماتی در آن لحاظ شده و مورد توجه قرار بگیرد. نخست آنکه نباید به همراه مد آن عریانی مورد نظر در غرب رواج یابد. دیگر اینکه باید ضوابطی که در فرهنگ ماست مورد توجه قرار بگیرد.
* مگر همین طرح مد و لباس نمیتواند این کار را انجام دهد؟
** نه قبلا هم گفتم که کار دولتی نیست. با اندکی تسامح و تساهل میتوانیم این کار را از طریق خود جوانان حل و فصل کنیم. این تساهل و تسامح که میگوییم اغماض در قبال دشمن نیست.
این کار و این تساهل و تسامح برای همین جوانهای خودمان که سرمایه اجتماعی کشور هستند صورت میگیرد. این جوانها به هر حال نیازمند یکسری معافیتها هستند. باز هم تاکید میکنم ما معافیت به دشمن نمیدهیم بلکه جوانهای خودمان را فرصت میدهیم. در این صورت وظیفه ما بزرگترها هم این میشود که با ایجاد یک نظام کنترل اجتماعی صحیح و به دور از برخورد، ضوابط اساسی را که گفتم رعایت کنیم و اگر خودمان از تغییر محیط و رنگها حمایت کنیم و به دنبال آن باشیم میتوانیم جوانان را که متقاضیان اصلی این تغییر و تحول هستند جذب کنیم.
* شما مرتب از تغییر و تحول صحبت میکنید و میگویید این تغییر و تحول به سلامت جامعه کمک میکند. چرا چنین اعتقادی دارید؟
** نگاه کنید وقتی قدری از تهران خارج میشوید و چهره طبیعت نمایان میشود چه حال و هوایی پیدا میکنیم. بین وضع قبلی و وضع کنونیمان تحولی ایجاد میشود که در روحیه ما تاثیر میگذارد. این تغیر وقتی در نوع نگرش و حرکتهای ما نیز ایجاد بشود میتواند منشا اوضاع مثبتی باشد.
نسل جوان نیز نیازمند تحرک است. در شرایط مدرن و جدید باید باعث نوآوری شویم و تشویق به نوآوری کنیم. در این حالت جوانان خودمان اقدام به نوآوری و ایجاد مد مطابق اصول و ضوابط جامعه ما میکنند و از آن مصرفگرایی مورد نگرانی شما هم کاسته میشود.
وقتی در زندگی ما طیفی از رنگها به وجود آید سبکهای زندگی متفاوت وجود داشته باشد آن وقت وضع فرق میکند تا یک شرایط عادی معمولی. طبیعت را نگاه کنید. همهاش با هم تفاوت دارد. روز دارد، شب دارد اینها ضرری به یکدیگر نمیزنند و لازم و ملزوم یکدیگرند. بنابراین فرض اصلی غلط است. اینکه فکر کنیم با رنگارنگی پوشش تحریکپذیری بزهکاران افزایش مییابد به دلیل نظام کنترل اجتماعی ناقص ماست که جایی به نیازها درست پاسخ نداده و جایی دیگر با محدود سازش به عنوان حل ماجرا وارد عمل شده است.
* طبیعت چگونه میتواند برای سلامت اجتماعی ما مؤثر واقع شود و در قالب مد به کمک ما بیاید؟
** با ایجاد روح زیبایی پسندی. برای همین است که میگویم موظفیم که مد بیاوریم. ببینید حتی آدمی لحظهلحظهاش تغییر است. ثابت نیست. برای همین اول نوزاد خلق میشود و بعد بزرگ و بزرگتر میشود. تغییرات تولد تا مرگ حکایت از همان تنوع در طبیعت دارد که ما باید از آن و دیگر مولفههای طبیعی الگوبرداری کنیم. وقتی ما در طبیعت دو روز با روز دیگر متفاوت است آنوقت چرا میخواهیم همه افراد جامعه را شبیه هم و مشابه هم کنیم.