مجید مختاری
« و اَصْبر نَفسَک مَع اَلذینَ یَدَعُونَ رَبِّهُم بِالغَداوَهء وَالعَشی یُریدوُنَ وَجْهَه وَلا تَعْدُ عًینْاک عَنْهُم تُریَدُ زینَهَء الحَیَوه الدَنّیا وّ لا تَطُعِ مَن اًغْفَلَنَا قَلبَه عَن ذِکرنا و آتْبَعَ هَوئه وَ کَاَن أمْرُهَ فُرُطاً » ( کهف / 28 )
امروز نشست سه روزه هفتمین مجمع عمومی انجمن مجالس آسیایی در تهران پایان می یابد، صرف نظرازهزینههای مستقیم اینگونه همایشها و اجلاسهای بینالمللی برای ملت ایران که از ابعاد مختلف قابل تامل و بررسی است آنچه در روزهای گذشته بیشتر جلب توجه می نمود اظهار نظر و تلاش بعضی نخبگان از جمله مقامات ارشد کشورمان در جهت تشکیل اتحادیه آسیایی مشابه اتحادیه اروپا (و پارلمان اروپا ) بود که جدای از بعضی انگیزههای خاص به نظر می رسد بخش عمدهای از این اظهار نظر و جهت گیریها ناشی از رفتار احساسی گروهی از مسئولان و فقدان دیدگاه استراتژیک در آنهاست به رغم اهمیت بنیادین این مهم برای جمهوری اسلامی ایران.
بنیانگذاران نظام ما و قانون اساسی کشور (بویژه در مقدمه و فصل اول که به اصول اساسی و تغییر ناپذیر می پردازد از جمله اصل یازدهم ) با استناد به منابع معتبر دینی ائتلاف و همبستگی مسلمانان را در اقصی نقاط جهان مورد تاکید قرار داده و دولت جمهوری اسلامی را ملزم ساختهاند که در هر زمان در راستای این مهم با بسیج امکانات برنامه ریزی و اقدام نماید.
همبستگی و وحدت مسلمانان از زوایای مختلفی قابل بررسی و پی گیری است و گاهی هم مسئولان ارشد می کوشند این آرمان را از طریق سازمان کنفرانس اسلامی که دولتهای 54 کشور مسلمان نشین در آن عضویت دارند پی گیری نمایند که خود در کنار تقویت نهضتهای اسلامی به صورت نظام مند، قابل بازنگری است.
با این حال کشورهای آسیایی هر چند به لحاظ جغرافیایی از قابلیتهای مناسبی جهت همگرایی بویژه در عرصه اقتصادی برخوردار میباشند اما تنوع گسترده فرهنگی و سیاسی در میان آنها و مهمتر از آن تضاد موجود در مبانی نظری این کشورها ( از منظر تمدنی ) مانع از آن است که بتوان برای اتحاد میان آنها سرمایهگذاری جدی را صورت داد و این مساله حتی در نشست جاری هیاتهای پارلمانی کشورهای مزبور که با شعار (( دوستی )) در تهران برگزار شده است خود را نشان میدهد چنانکه نماینده ژاپن به شدت از فعالیتهای هستهای کره شمالی انتقاد کرد و متقابلا نمایندگان پیونگ بانگ نیز توکیو را سخنگوی آمریکا دانست.
البته چنانکه اشاره شد نباید گمان کرد که کشورهای آسیایی فاقد عناصر لازم برای همکاری های موثر در عرصه بینالمللی هستند بلکه ویژگیهای مشترک آنها بویژه وقتی به صورت منطقهای مورد توجه قرار گیرند میتوانند در تامین منافع ملی و مصالح این کشورها موثر باشند با وجود این چنین اشتراکاتی جهت پیشبرد یک اتحاد راهبردی کافی نمی باشد.
واضح است که نگارنده بر آرمانهای بلندمدت جمهوری اسلامی نظر دارد و آنچه باید مسئولان در راستای آن برنامهریزی و اقدام نمایند، و نباید این مهم را با وضعیت موجود کشورهای مسلماننشین و موانع همبستگی آنها خلط نمود.
به هر حال آنچه در این نوشتار مورد تاکید میباشد این است که اهداف کلان و برنامههای استراتژیک نظام جمهوری اسلامی نباید دچار فراز و نشیبها گردد چه اینکه در غیر این صورت هزینههای آن برای مجموعه نظام بسیار سنگین خواهد بود و این مهم وقتی آشکارتر میگردد که به محدودیت منابع و امکانات خود به نسبت آرمانهای انقلاب و تحولات نظام بینالمللی بیشتر توجه نماییم، با این همه تلاش دستاندرکاران این اجلاس در جهت دفاع از مصالح اسلامی بویژه در موضوع فلسطین و فعالیتهای هستهای کشور شایان تقدیر است.