علی علوی
تا روز جمعه 24 آذر و برگزاری انتخابات چهارمین دوره خبرگان رهبری و سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا چند روزی بیشتر نمانده و در آخرین روز هفته جاری ملت آگاه و فهیم ایران اسلامی در حضور گسترده در انتخابات دیگر شرکت خواهند کرد.
همه تلاشهای ناظران و مجریان دستاندرکار انتخابات [شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی، وزارت کشور] بر آن بوده و هست که انتخابات سالم، قانونی، رقابتی را فراهم سازند. هر چند براین باورم که شورای نگهبان میتوانست بهتر از این عمل کند. اما در میان ادوار چهارگانه انتخابات خبرگان این دوره شاهد رقابتی جدی هستیم. از سوی دیگر شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز شاهد پرشورترین انتخاب است. نهاد فراگیر و مردمی شوراها در این دوره همه بازیگران سیاسی و گروههای قانونی را دربرگرفته است.
سومین دوره انتخابات شوراها از ویژگیهای خاصی برخوردار است 1) رقابت میان جناحهای عمده سیاسی 2) رقابت درون جناحی 3) حضور چهرههای سرشناس و موثر از همه جریانات سیاسی 4) غلبه چهرههای اجرایی بر چهرههای سیاسی در مقایسه با دورههای گذشته 5) شکلگیری ائتلافهای جدید 6) واگرایی و همگراییهای تازه، 7) کاهش محسوس شعارهای غیرعملی و جایگزین شدن رویکرد برنامه محوری بجای آن 8) و بالاخره تمرکز بر اثبات خود تا تخریب دیگران را باید از ویژگیها و مختصات انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نامید.
آنچه که در این میان نیاز به تحلیل و بررسی بیشتری دارد شکلگیری ائتلافهای انتخاباتی است بسیار جای تعجب دارد که شخصیتی مثل آقای کروبی از دبیری و عضویت مجمع روحانیون مبارز کنارهگیری و با تشکیل حزب اعتماد ملی یک سره رفتارها و گرایشات دوستان سابق را مورد اشکال قرار میدهد و از «استقلال حزب اعتماد ملی» بدون «ائتلاف با دیگران» سخن میگوید. جای تعجب آنجا بیشتر میشود که وی قبلا دلیل ارائه لیست مستقل را فاصلهگیری با جریان رادیکال دوم خرداد (مشارکت/مجاهدین) و ایستادگی بر موازین ارزشی اعلام کرده بود.
اما یک باره کروبی با گرفتن عکس یادگاری با کاندیداهای دوم خردادی همه امیدهای بوجود آمد مبنی بر حاشیه راندن افراطیگری را بر باد میدهد. یا آقای خاتمی که با پایان مسئولیت 8 ساله ریاست جمهوری حتی از پذیرش عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام امتناع میورزد بدین بهانه که با نداشتن مسئولیت رسمی بهتر بتواند به نظام خدمت کند؟ او حتی پیشتر اعلام کرده بود که تمایل به کار حزبی سیاسی ندارد و مایل است تمرکز فعالیتهای خود را در حوزه نظری و فکری در بنیاد باران قرار دهد.
و همین خاتمی بود که بعد از انتخابات و نیز در واپسین ماههای دوره ریاست جمهوری خود صریحا اعلام کرد که برخی اصلاحطلبان رودررویی با نظام را از او مطالبه کردهاند. حال پرسش این است که گرفتن عکس یادگاری خاتمی با کاندیداهای دوم خردادی و درخواست حمایت از مردم و رای دادن به آنها چه محلی دارد؟ کسانیکه تعدادی از آنان خواهان خروج از حاکمیت و در حمایت از تحصن نمایندگان افراطی مجلس ششم از مسئولیت خود استعفاء دسته جمعی داده بودند اینجاست که «قدرت» معیار اصلی ائتلافها میشود و ادعاها، شعارها رنگ میبازد.
و این همان راهبرد دوم خرداد است که «بازگشت به قدرت را از شوراها» برای خود تعریف کردند و دستیابی به آن را به هر قیمتی تحقق بخشیدند. تردیدی نیست چنین ائتلافی از هماکنون محکوم به شکست است چرا که بر مولفهها و پایههای سست بنا شده است. در جریان اصولگرا بر عکس دوم خرداد شاهد ائتلاف یکپارچه نیستم. و این خسران بزرگی برای جریانی که «خدمت صادقانه به مردم و پرهیز از قدرتطلبی» را شعار خویش قرار داده بود به حساب میآید.
البته در این میان برخی از ائتلافهای پرابهام و سئوالانگیز نیز در جریان اصولگرایی بوقوع پیوسته است که جای بس تردید و تعجب دارد. حضور برخی تشکلهای سیاسی یا افرادی که از ابتدا بشدت با کاندیداتوری رئیسجمهور کنونی مخالف و رسما از رقیب او حمایت کردهاند. در ائتلاف برای حمایت از دولت در انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا بس سئوالانگیز و رازآلود است.
آیا واقعا سهمخواهی و باندبازی نیز در اردوگاه اصولگرایان راه یافته و بدون معیار اساسی صرفا برای در دست داشتن شورا تن به ائتلاف دادهاند، آیا به چنین ائتلافی میتوان امید بست؟ در صورت پیروزی به چه میزان این ائتلاف میتواند و قادر خواهد بود که چون چتری فراگیر همه نحلههای اصولگرایی را در برگیرد و آن دغدغه بزرگ اصولگرایان که کارآمدی، خدمت به مردم، آبادانی و پیشرفت همه جانبه ایران اسلامی است را جامه عمل بپوشاند. فارغ از این ائتلافهای موسمی این ایراد اساسی به اصولگرایان همچنان وارد است که چرا نتواستند در یک ائتلاف بزرگ شرکت کنند و امکان صددرصدی که در اختیار بود را دسترسی مجدد به آن را با اماها و اگرها مواجه کردهاند.
فراموش نکنیم اصولگرایی به ادعا و شعار نیست. اصولگرایی یک گفتمان، فرهنگ، پارادیم و الگو است. اصولگرایی اصیل یعنی خادم واقعی مردم بودن، مطیع ولایت و رهبری در عمل و نه ادعا، اعتقاد به خرد جمعی، اجتناب از سهمخواهی، باندبازی، قدرتطلبی، است.
اصولگرایی یعنی مخالفت با استبداد رای، یکه سالاری، تمامیت خواهی، انحصارطلبی، خودبزرگبینی و بالاخره اصولگرایی یعنی اعتدال و میانهروی، دوری از افراطیگری، بهرهگیری از تمام ظرفیتهای نظام، کاهش دشمنان و افزایش دوستان است. اصولگرایان حقیقی و دارای معیار در فراز و فرودها و آمد و شد قدرتها جوهره اصیل خود را بهتر نشان میدهند با پایبندی، وفاداری به ارزشها و اصول تمایز خود را با مدعیان اصولگرایی در گذر زمان اثبات میکنند.
مبادا سرنوشت اصولگرایان با میدانداری مدعیان اصولگرایی به سرنوشت اصلاحطلبان واقعی یکسان شود. امید که چنین مباد.