«محمدمهدى شریعتمدار» کارشناس مسائل عراق دراین باره به «ایران» مى گوید: «به نظر مى رسد در روزهاى اخیر استراتژى آمریکا درمورد عراق تغییرکرده است.»
شریعتمدار با اشاره به انتخابات سال گذشته عراق و روند تعیین نخست وزیر که درنهایت به برگزیده شدن مالکى انجامید، تأکید مى کند: «آمریکایى ها دنبال نیروهایى بودند که با سیاست هاى آنان هماهنگ باشد؛ اما نتایج انتخابات عراق موردنظر آمریکا نبود.»
سیاست آمریکا پس از انتخاب مالکى چه بود؛ همکارى با این دولت یا سنگ اندازى در مسیر آن؟
شریعتمدار در پاسخ به این سؤال مى گوید که آمریکا یا باید به نتیجه انتخابات که لازمه دموکراسى مورد ادعاى آمریکاست، تن مى داد و با دولت مالکى همکارى مى کرد و یا تغییر این روند را در دستور کار خود قرارمى داد.
به باور شریعتمدار سرانجام دولت بوش راهبرد دوم (تغییر روند سیاسى بغداد) را دردستور کار خود قرار داد. اعمال فشار بر دولت مالکى، طرح موضوع تشکیل دولت وفاق ملى، کمک به مخالفان دولت، مذاکره و دادوستد با گروه هاى مسلح، تشکیل نشست هاى اپوزیسیون در داخل عراق و کشورهاى اطراف مانند اردن ازجمله راهبردهاى دولت نومحافظه کاران براى برخورد با دولت منتخب مردم عراق بوده است.
شریعتمدار در ادامه تأکید مى کند: «آمریکا در عراق سیاستى را درپیش گرفته که براساس آن اکثریت برآمده از انتخابات را تاجایى که ممکن است تضعیف کند و براساس آنچه دموکراسى توافقى نامیده مى شود و نه دموکراسى عددى، اوضاع را به سود آمریکا به پیش ببرند.»
این صاحبنظر با تأکید بر این که «آمریکایى ها به عراق نیامده اند که به این زودى ها از عراق خارج شوند.» مى افزاید: حضور آمریکا در عراق مایه تقویت حضور آمریکا در منطقه از سویى و استفاده از منابع نفتى سرشار از عراق از سوى دیگر است.
«آمریکایى ها براى اجراى این سیاست ها مایلند دولتى در عراق برسر کار باشد که بیشترین هماهنگى با آنها را داشته باشد.»
وى با تصریح بر این که «مالکى گزینه موردنظر آمریکایى ها نبود»، مى افزاید: «گزینه موردنظر آمریکا قطعاً کسان دیگرى بودند و دقیقاً به همین دلیل است که با کنار رفتن جعفرى از پست نخست وزیرى و آمدن مالکى چیزى در عراق تغییرنکرد و اکنون آمریکا احساس مى کند نمى تواند اهداف خود را با وجود این دولت به پیش ببرد و آمریکایى ها از همان روز اول نخست وزیرى مالکى، به دنبال محدودساختن، تضعیف و نهایتاً سقوط دولت او بودند. وى یادآور شد: اقدامات خلیل زاد (سفیر آمریکا در بغداد) و چرخش نگاه آمریکا از همکارى با طیف اکثریت به تعامل بیشتر با گروه هاى اقلیت عراق و نیز نزدیکى آمریکایى ها به بقایاى صدام و تأکید بر بازگشت بعثى ها به مراکز قدرت و تشکیل دولت وفاق ملى در همین راستا طراحى شده است و امروز این سیاست و طراحى ها بیش از گذشته آشکار شده است.
شریعتمدار البته موج نارضایتى جامعه امروز عراق را در آنچه از زبان اعتراض مالکى علیه آمریکا مى رسد، بى تأثیر نمى داند و مى گوید: «امروز جامعه عراق با آشکار شدن نقش و طرح آمریکا براى منطقه و عراق به جایى رسیده که ادامه این روند را غیرقابل قبول نمى داند.»
به گفته این کارشناس، امروز همه ملت ها برسر یک انتخاب قراردارند که یا باید گزینه مقاومت علیه اشغالگران و یا باید گزینه سکوت و سازش و به اصلاح پذیرش اشغالگران را به عنوان یک واقعیت انتخاب کنند که گزینه دوم در جوامع اسلامى با چالش هایى روبه رو شده و کارایى خود را ازدست داده است و طبعاً هردولتى به سادگى نمى تواند این گزینه را انتخاب کند و دولت عراق هم از این روند مستثنى نیست.»
شریعتمدار در بخش دیگر این گفت وگو به نقد مدیریت بحران آمریکا در پیچ و خم امور امنیتى عراق پرداخته و مى گوید: «شواهد و قراین بسیارى هست که آمریکایى ها نه تنها به مسئولیت خود در این زمینه عمل نمى کنند، بلکه در بسیارى نقاط از اقدام هاى تروریستى چشم مى پوشند یا به آنها چراغ سبز نشان مى دهند و یا حتى به تروریست ها کمک مالى، لجستیکى و تسلیحاتى مى کنند.»
شریعتمدار مى گوید: «مذاکرات مستمر آمریکا با گروه هاى مسلح و نشست هاى متعدد با آنها و اخبارى که از ارائه کمک آمریکایى ها به آنها مى رسد مؤید این واقعیت است.»
این کارشناس، ماجراى دستگیرى تروریست ها توسط دولت مالکى و تحویل آنان به آمریکایى ها را مصداقى از این دوگانگى سیاست آمریکا مى خواند و مى گوید: درموارد بسیارى افراد دستگیر شده توسط دولت مالکى با اعطاى پول، کمک و تسلیحات توسط آمریکایى ها آزاد شده اند تا مأموریت هاى جدیدى را انجام دهند و همه اینها نشان مى دهد آمریکایى ها خود در ایجاد ناامنى نقش دارند.»
شریعتمدار در پایان ادعاى مقام هاى واشنگتن مبنى بر ضرورت تجهیز و آموزش نیروهاى نظامى و امنیتى عراق را «ترفندى تازه» مى داند و مى گوید: «نیروهاى بیگانه تاکنون هیچ اقدامى براى تقویت نیروهاى نظامى عراق انجام نداده اند.»
على الموسوى، روزنامهنگار ساکن بغداد و صاحبنظر در اوضاع خاورمیانه به «ایران» مى گوید: قرائن حاکى از آن است که روند حمایت آمریکا از مالکى تغییر کرده است.
او تأکید مى کند: دولت مالکى از روند اوضاع ناراضى است و ادامه مى دهد: آمریکایى ها مى خواهند اشتباهات خود را در عراق به گردن دیگران و مالکى بیندازند. وى در تحلیل چالش فزاینده بغداد ـ واشنگتن از یکدیگر مى گوید: «مشکل خود آمریکاست، آمریکایى ها وقت جبران ضعف هاى خود را در عراق ندارند و این ارتباطى به دولت مالکى ندارد.»
وى در تشریح این دیدگاه خود گفت: «نتیجه انتخابات و وضع داخلى آمریکا و فشار افکار عمومى بر ضد بوش همه بر این محور متمرکز است که باید در عراق روند با ثباتى پیش آید، درحالى که این گونه نیست و فشارهاى تازه کاخ سفید بر دولت مالکى هم در همین راستا قابل ارزیابى است.»
الموسوى موضوع کودتا برضد دولت مالکى را نشان از سوء استفاده دشمنان عراق از شرایط امنیتى این کشور عنوان کرد و تأکید کرد که اگر دولت عراق سرنگون شود، ما به نقطه صفر مى رسیم. این خبرنگار ساکن بغداد تأکید مى کند: با وجود تلاش هاى تازه آمریکا شرایط منطقه تغییر یافته است.
محمدعلى مهتدى استاد دانشگاه و کارشناس خاورمیانه از منظر دیگرى رویکرد آمریکا براى انزواى دولت مالکى را تحلیل مى کند. او معتقد است: «مالکى کسى است که با انتخاباتى دموکراتیک بر سر کار آمده و منصوب آمریکا نیست. بنابراین کسى نیست که در مشت آمریکا باشد و هر کارى که نومحافظه کاران به مصلحت دیدند انجام دهد.»
این کارشناس با بیان این که آمریکا مدت هاى مدیدى است که براى تضعیف دولت مالکى تلاش مى کند، تأکید کرد: «این ادعا که دولت مالکى ضعیف است (حتى بر فرض صحت) نتیجه اقدام هاى نومحافظه کاران کاخ سفید است.»
مهتدى در تشریح این سخن خود مى گوید: «پرونده امنیتى عراق در دست آمریکاست و از این رو، نمى توان دولت مالکى را مسئول ناامنى هاى عراق دانست چرا که بسیارى از ناامنى ها، انفجارها و ترورها در عراق توسط خود نیروهاى متحد آمریکایى ها صورت مى گیرد و خود آنها مسئول ناامنى هستند.»
«راهبرد ایجاد فتنه مذهبى و قومى در عراق» چیزى است که مهتدى از آن به عنوان محور استراتژى آمریکا در عراق و خاورمیانه یاد مى کند و مى افزاید: «ایجاد درگیرى و کشمکش قومى ـ مذهبى میان دولت هاى منطقه از نظر برنامه ریزان آمریکایى و محافل صهیونیستى تنها راهى است که امنیت اسرائیل و منافع آمریکا را تأمین مى کند.»
این استاد علوم سیاسى در ادامه تأکید مى کند: «هدف آمریکا با توجه به تفاهماتى که با برخى کشورهاى عربى و در رأس آنها اردن، عربستان و مصر انجام داده، سرنگون کردن دولت مالکى است.»
به گفته مهتدى: «مالکى خود از این نقشه مطلع است و اظهارات اخیر وى نیز نشان داد که دولتمردان بغداد دست آمریکایى ها را خوانده اند.»
مهتدى در ادامه به ارزیابى استراتژى جدید آمریکا در عراق، پرداخته و مى افزاید: «در قاموس دولتمردان کنونى آمریکا واژگان گفت وگو و تفاهم جایى ندارد و مفهوم تقسیم مسئولیت، کلمه اى بى معنا است، پس باید این انتظار را داشت که آمریکایى ها باز هم شکست طرح خود را به گردن دولت مالکى بیندازند.»
مهتدى در این باره به ماجراى خلع سلاح شبه نظامیان جیش المهدى وابسته به مقتدى صدر اشاره کرده و حوادثى از این دست را، توطئه اى براى درگیرى شیعه ـ شیعه و سنى ـ شیعه مى داند. وى تأکید مى کند: تردید نباید داشت که طرح جدید بوش به هیچ عنوان به سود عراق نیست و از آن بوى توطئه مى آید.
مهتدى در این راستا به سخنان مالکى اشاره مى کند و مى گوید: «مالکى مدت ها بود تصمیم داشت حقایق اوضاع عراق را علنى کند و مصاحبه اخیر ایشان نیز آغاز این روند است.»
مهتدى افزود: «مقصود آمریکا از آنچه که آن را حکومت نجات ملى مى نامد، روى کار آوردن افرادى چون ایاد علاوى و عدنان پاچه چى است. چه آن که از نظر آمریکا هر حکومتى که در عراق بر سر کار آید باید مانند سدى در برابر ایران عمل کند و علت همه تشویش واشنگتن این است که هر حکومتى منتخب مردم عراق لاجرم روابط خوبى با ایران برقرار مى کند.»
از این رو مهتدى نتیجه گیرى مى کند: «آمریکایى ها وجود حکومتى منتخب در عراق را تاب نخواهند آورد و قاعدتاً تضاد بین حکومت مالکى و آمریکایى ها رو به گسترش خواهد نهاد.»