عباس لقمانی
پانصد سال پس از فتح کنستانتینوپل بدست سلطان محمد فاتح هنوز اروپا از کشوری هراس دارد که نه فقط دیگر فاتح کشورها نیست، بلکه به میعادگاهی برای داد و ستدهای سیاسی در منطقه تبدیل شده است. ترکیه که از زمان آتاتورک سعی در بریدن ریشههای عمیق شرقی خود و کاشتن بذر فرهنگ اروپایی کرد، امروز در پشت دروازهای به انتظار ایستاده است که روزی گشودن آن با نیروی قهرآمیز چندان دور از تصور نبود. دوباره محاصره وین یادآور آخرین تلاش امپراتوری عثمانی برای نفوذ به اروپا بود. فرزندان ینیچری ولی اکنون تا آن حد پیش رفتهاند که نه فقط ریشههای شرقی خود را کتمان میکنند، بلکه در جستجوی همپیمانی هر چند ضعیف در اروپا هستند تا راه ورود به اتحادیه اروپا را هموار کنند. برای این منظور قوانین داخلی با قوانین اروپا وفق داده میشوند، تقریباً همه در خواستهای اروپا برای همسویی اخلاقی پذیرفته میشود و کسانی با استقبال ترکها روبرو میشوند که خود در کشورهایشان چندان مورد پسند نیستند و در این میان کسانی به اتحادیه اروپا میپیوندند که هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ اقتصادی توان برابری با ترکیه را ندارند ولی صرف مسیحی بودنشان دلیل کافی برای تمایل اروپا به آنان است. ترکیه پس از چهل سال هنوز به اتحادیه اروپا وارد نشده است ولی رومانی و بلغارستان از اول سال آینده به این اتحادیه میپیوندند. کشورهای دیگر شرق اروپا نیز همانند صربستان،مونتهنگرو، آلبانی و حتی آنسوی آبهای دریای سیاه،گرجستان نیز چنین تمایلاتی دارند و دیر یا زود دروازه اروپا به روی آنان نیز گشوده میشود.
در این میان این پرسش مطرح است که ترس اروپا از ترکیه از کجا نشأت میگیرد. این فقط یک هراس تاریخی نیست بلکه ترس از فرهنگی است که علیرغم همه کوششهای آنکارا در پنجاه سال آخرین برای زدودن آن، هنوز بر جامعه ترکیه و آنهم نه چندان نهان بر دل و جان مردم حاکم است.
استانبول و آنکارای به ظاهر مدرن در درون خود هنوز همان دو شهر اسلامی هستند که صدای موذن بیش از گذشته در آن طنین انداز است. قونیه هنوز میعادگاه عاشقان مولاناست و آنچه در آنتالیا و ازمیر و سواحل دریای سیاه و مدیترانه میگذرد چهره واقعی ترکیه را نشان نمیدهد. پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا به معنی پیوستن حدود صد میلیون مسلمان درده سال آینده به اروپا خواهد بود. چندین میلیون مسلمانی که به علت مسایل اقتصادی پس از جنگ دوم جهانی به اروپا برای کار کوچ کردند نیز رابطه بسیار مستحکمی در دراز مدت برای نفوذ بیشتر ترکیه در اتحادیه هستند. همه این فاکتورها به اضافه ترس تاریخی اروپائیان از ترکیه باعث موضعگیری منفی بسیاری از محافظهکاران اروپایی نسبت به ورود ترکیه به اتحادیه اروپا شده است. طیفی که وزیر کشور دست راستی فرانسه سرکوزی شروع میشود، به راستهای افراطی در هلند و بلژیک وصل میشود و در نهایت در اتریش نیز با اظهارات رئیسان حزب دست راستی آزادی بیشتر نمایانگر میشود.
در برابر کسانی نیز در اروپا هستند که افقهای بازتری را به نظاره نشستهاند و درک میکنند که ترکیه برای اروپا یک امتیاز است. در همین رابطه و پس از سفر دو روزه صدراعظم آلمان آنگلا مرکل به ترکیه، ورنر فون هویگن کمیسر عالی توسعه اروپا در مصاحبهای با یک روزنامه آلمانی به شدت از سیاست اروپا در مورد ترکیه انتقاد کرد و گفت که اروپا فقط علایم منفی به ترکیه میفرستد.
برای بسیاری از فرهیختگان ترکیهای نیز این پرسش بیپاسخ مانده است که آیا خیر و صلاح ترکیه فقط وابسته به پیوستن به اتحادیه اروپاست و یا این که ترکیه در عین حال که میتواند دروازه مشرق زمین به اروپا باشد، باید نگاه خود بیشتر به شرق هم بدوزد؟ در مشرق زمین ترکیه بیگانه نیست، ولی ترکیه حتی هنگامی که عضوی از اعضای بسیار اتحادیه اروپا شود، کشسوری شرقی است که به آن تحمیل شده است.