تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۴۲۲۴۴

اقتصاد سیاسی انرژی و گاز طبیعی


پروفسور حمید مولانا
اشغال عراق و جنگ سرد بین ایران و آمریکا بر سر تسلیحات هسته ای نبوده و نیست بلکه علت اصلی آن تلاش برای دسترسی به منابع طبیعی و انرژی دنیا و بازارهای جهانی است. به عبارت دیگر، جابه جائی جغرافیای سیاسی به اقتصاد سیاسی محور اصلی سلطه گرائی و استعمار نو امروزی را تشکیل می دهد و تسلط بر مغزها شرایط اصلی برتری در این اقتصاد سیاسی است.
اگر عامل تورم و افزایش قیمت ها را در سطح جهانی در نظر بگیریم قیمت هر بشکه نفت خام در بازارهای دنیا در حال حاضر به مراتب ارزان تر از قیمت آن در بحبوحه انقلاب اسلامی و یا حمله اولیه آمریکا به عراق در 15 سال قبل است. قیمت واقعی یک بشکه نفت خام در بازارهای دنیا باید امروزه حدود 100 دلار باشد. موضوع و مسئله انرژی جهانی در حال کنونی بسیار پیچیده تر از نیم قرن گذشته است. آنچه نفت برای قرن بیستم بود گاز طبیعی برای قرن بیست ویکم خواهد بود. در عصر حاضر منابع انرژی ابعاد مختلفی دارد: نفت، گازطبیعی، فن آوری هسته ای، و انرژی آب و خورشید.
از موقعی که دولت هند اعلام کرد که در احداث لوله کشی گاز طبیعی بین آن کشور و ایران از طریق پاکستان شرکت خواهد کرد، مقامات دولت بوش در واشنگتن سعی کردند که از اجرای این پروژه جلوگیری کنند. بوش در مسافرت اخیر خود به هند اظهار داشت که آمریکا علیه پروژه های همکاری بین ایران و هند نیست ولی مخالف هر نوع توسعه فن آوری هسته ای در ایران است. آمریکا بیش از هر موقع دیگر برای استفاده سوخت ملی خود بر انرژی گاز طبیعی تکیه می کند. گاز طبیعی 14 درصد مصرف برق آمریکا، 45 درصد مصرف سوخت خانواده ها و 31 درصد مصرف سوخت انرژی را در بخش کشاورزی ایالات متحده تشکیل می دهد. در آینده نزدیک احتیاج آمریکا به گاز طبیعی به ویژه از کشورهائی مانند قطر، نیجریه و روسیه افزایش خواهد یافت؛ احتیاجات جهانی نیز با افزایش قیمت نفت در سطح بین المللی بالا می رود.
کشورهای روسیه، ایران، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی مجموعا 67 درصد گاز طبیعی مصرفی در دنیا را در دست دارند در حالی که ایالات متحده فقط 9/2درصد یعنی کمتر از 3 درصد گاز طبیعی را در جهان داراست. در اروپا مصرف گاز طبیعی از 18 درصد کل مصرف سوخت کنونی به 29 درصد در سال 2023 میلادی افزایش خواهد یافت. روسیه امروز سهم بزرگی از احتیاجات گاز طبیعی اروپا را تأمین می کند و این یکی از امتیازات آن کشور در بازی سیاسی با اروپائی ها بویژه همسایه های نزدیک مانند کشور اوکراین است که در سال های اخیر تحت نفوذ و تبلیغات واشنگتن قرار گرفته است.
نقش ایران در سال های آینده در تولید و پخش گاز طبیعی در سطح بین المللی بویژه به کشورهائی مانند هند و چین و به مناطق اروپای شرقی و منطقه مدیترانه بسیار در اقتصاد و سیاست ملی و بین المللی مؤثر خواهد بود. پیشکسوتی ایران در بسیج سیاسی کشورها در امر گازطبیعی می تواند یکی از محورهای قدرت سیاسی و اقتصادی ما باشد. آمریکائی ها در این امر نقشه موضعی و طولانی برای آینده دارند. مطابق یک قرارداد 10 میلیارد دلاری و 25 ساله ای که بین قطر و کمپانی «اکسون موبیل» آمریکا امضا شده است، آمریکائی ها بزرگترین پایگاه صدور گاز طبیعی مایع را در خلیج فارس احداث می کنند. انتقال گاز از نقاطی مانند خلیج فارس به آمریکا و مناطق دوردست به وسیله کشتی و نه توسط لوله کشی دریائی انجام می گیرد. در موضوع بسیار مهمی که مطبوعات و رسانه های آمریکا بدان توجه نکرده اند، لایحه جدید انرژی دولت فدرال آمریکا است که اخیرا به تصویب کنگره رسیده و مطابق آن دولت مرکزی این اختیار را دارد که از ساختن پایگاه های تولید گاز طبیعی مایع در داخل آمریکا خودداری کرده و این کار را در مناطق اقیانوس های اطلس و آرام انجام دهد. چنین سیاستگذاری حکایت از احتیاج آینده آمریکا به گاز طبیعی است که باید از خارج کشور وارد شود. در دریای چین جنوبی در یک قسمت خیلی کوچک و محدود که ذخیره های گاز طبیعی کشف شده است، از هم اکنون رقابت های فراوان بین چین و ژاپن و کره که به این منطقه نزدیک هستند، دیده می شود.
در سال 2003 میلادی مصرف نفت در سطح جهانی روزانه 68 میلیون بشکه بود که اکنون به 80 میلیون بشکه افزایش پیدا کرده است که قسمت مهم این افزایش نتیجه واردات و احتیاجات جدید چین و هند و صنعتی شدن آنهاست. احتیاجات مصرفی نفت آمریکا همچنان در درجه اول قرار دارد و این کشور با جمعیتی کمتر از 3 درصد جمعیت دنیا 25 درصد یا یک چهارم نفت تولیدی موجود دنیا را به خود اختصاص داده است. مطابق پیش بینی های «آژانس بین المللی انرژی» احتیاجات نفت چین در سال 2030 میلادی به مقدار مصرف کنونی آمریکا خواهد رسید. احتیاجات مصرفی نفت آمریکا با مقایسه با سه دهه قبل تقلیل یافته است زیرا این کشور با سیاستگذاری در رشته های فن آوری انرژی اتمی و گاز طبیعی و تا حدودی در جلوگیری از مصرف گرائی نامحدود انرژی توانسته است در استفاده منابع موجود تنوع ایجاد کند. احتیاجات نفتی آمریکا را در درجه اول کانادا و در درجه دوم ونزوئلا و سپس عربستان سعودی تأمین می کند. عربستان سعودی در حقیقت «بانک مرکزی نفت» و امپراتوری آمریکا است که هر وقت احتیاجات و کمبود نفت زیاد گشت، واشنگتن با همکاری آن کشور و با ازدیاد تولید نفت توازن مورد نظر خود را فراهم می کند.
بزرگترین دخائر نفت دنیا به ترتیب در عربستان سعودی، کانادا، عراق، امارات، کویت، و ایران قرار دارند. در حال حاضر عربستان سعودی، روسیه، آمریکا و ایران و چین پنج کشور تولیدکننده بزرگ نفت دنیا هستند در حالی که آمریکا، ژاپن، چین، آلمان و روسیه پنج کشور بزرگ مصرف کننده نفت به شمار می روند. احتیاجات اقتصاد چین و سیاستگذاری انرژی سوخت آن کشور و همچنین انرژی هسته ای در سال های آینده بسیار مؤثر خواهد بود، نقطه ای که ایران باید در مذاکرات و سیاستگذاری خود بدان توجه کامل داشته باشد، از طرفی درآمد مازاد تجارت چین به مناسبت ازدیاد صادرات آن کشور به دنیا و به ویژه آمریکا در سال جاری به بالاترین رقم خود 100 میلیارد دلار رسیده است. صادرات چین در سال جاری 28 درصد اضافه و واردات آن 18 درصد زیاد شده است (روزنامه وال استریت ژورنال، 12 ژانویه 2006). رسانه های چین از قول دولت خود اخیرا خبر داده اند که ذخیره ارزی آن کشور نیز به رکورد جدیدی که بالغ بر 819 میلیارددلار است رسیده است (روزنامه واشنگتن پست، 17 ژانویه 2006). چین بزرگترین قرض دهنده به دولت و خزانه داری آمریکا و در خرید اوراق بهادار آن کشور مرتبه اول را کسب کرده است.
به عبارت دیگر، وابستگی آمریکا به چین در تهیه پول و وابستگی چین به آمریکا در امور صادرات و بازارهای تجارتی، این دو کشور را محتاج یکدیگر کرده است.
از طرفی چین برای پایداری و دوام توسعه اقتصادی خود احتیاج فراوانی به نفت و گاز دارد که بدون آن سرعت ماشین صنایع و تجارت و اقتصاد آن کشور متوقف خواهد شد. ایران با هوشیاری و هوشمندی می تواند در این معادله جهانی نقش اساسی را ایفا کند. قرارداد پیشنهادی 100 میلیارددلاری نفت بین ایران و چین برای هر دو کشور مناسب ولی برای آمریکا تلخ است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات