با شدت گرفتن جنگ سرد، آمریکا نسبت به تمام مسایل سیاسی جهان حساس شد. در نتیجه از دست دادن حتی یک کشور در قبال کمونیسم، اگر چه به خودی خود تهدیدی برای امنیت فیزیکی آمریکا به حساب نمیآید، ولی نتایجی به دنبال داشت که به نظر مقامهای واشنگتن بسیار نگران کننده بود و آنها همواره صحبت از بازی «دومینو» به میان میآوردند.
نخستین حزبی که پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن تاسیس شد، حزب سوسیالیست بود که در دوم نوامبر 1945 میلادی توسط اعضای احزاب پیش از جنگ از جمله:«شاکای مین شوتو»، «نیهون رونوتو»، «نیهون موسانتو» و شماری از بوروکراتها، نویسندگان و اندیشمندان شکل گرفت.
حزب کمونیست ژاپن نیز چهارمین کنگره خود را در اوایل دسامبر 1945 میلادی پس از آزادی اعضای این حزب توسط اشغالگران برگزار کرد.
پس از اعلام قانون اساسی جدید ژاپن در آوریل 1947 میلادی،اولین انتخابات انجام شد که منجر به شکست حزب دست راستی و محافظه کار حاکم به رهبری «یوشیدا» و پیروزی احزاب مخالف به رهبری حزب سوسیالیست شد.
آمریکا که نمیخواست احزاب چپ در ژاپن به قدرت برسند،با صدور مواد غذایی، مواد اولیه برای صنایع،راهاندازی اقتصاد و تجارت ژاپن و ترمیم ضایعات جنگ، در راه اندازی مجدد زندگی به ژاپنیها یاری میکرد.
اصول سیاست همکاری آمریکا با ژاپن بر ادغام این کشور در نظام سرمایهداری غرب و دور کردن آن از کمونیسم، تامین مواد خام مورد نیاز صنایع،تضمین بازارهای خاور دور برای کالاهای ژاپنی، تاسیس مجدد خطوط کشتیرانی، واگذاری مجدد حکومت ژاپن به ژاپنیها و تشکیل ارتش جدید با نظارت آمریکا مبتنی بود.
در همین راستا در سال 1951 میلادی اولین پیمان امنیتی ژاپن و آمریکا منعقد شد. براساس این پیمان امنیتی، دولت آمریکا ضامن حفظ امنیت نظامی ژاپن شد، این پیمان در سال 1960 میلادی در دوره نخستوزیری «نوبوسوکه کیشی» سومین رهبر حزب لیبرال دموکرات با وجود اعتراضات خشونتباری که از سوی گرایشهای چپ سیاسی سازماندهی شده بود مورد تجدید نظر قرار گرفت و به امضا رسید.
اتحاد نظامی بین ژاپن و آمریکا هسته اصلی روابط بین دو کشور را تشکیل داده و به عنوان ستون اصلی امنیت ژاپن محسوب میشود.
استاد منتشر شده دیپلماتیک آمریکا نیز مشخص کرده است سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) از سال 1957 میلادی به مدت چند سال به گروههای سیاسی محافظهکار و طرفدار این کشور در ژاپن کمک مالی کرده است. در این اسناد اشاره شده،در آستانه انتخابات مجلس نمایندگان ژاپن در ماه می 1958 داویت آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا به سازمان سیا دستور داده است حمایت های محدود مالی و نیز مشاوره انتخاباتی به گروههای سیاسی کلیدی محافظه کار و طرفدار آمریکا بشود. بر اساس این اسناد، این کمکهای مالی به گروههای سیاسی مورد نظر تا دهه 1960 میلادی ادامه داشته است.
آیزنهاور به موجب این اسناد همچنین به سازمان سیا دستور داده بود که برنامهای برای ایجاد شکاف میان گروههای میانهرو و جناح چپ در ژاپن برای پر و بال دادن بیشتر به گروههای طرفدار آمریکا به اجرا گذارد. با توجه به این که در آن زمان پارلمان ژاپن عمدتا شامل نمایندگان حزب لیبرال دموکرات و حزب سوسیالیست بود، به نظر میرسد منظور از گروههای محافظهکار و طرفدار آمریکا، LDP و منظور از گروههای چپ، حزب سوسیالیست بوده است.
به موجب این اسناد، در سال 1964 میلادی «لیندون جانسون» رئیس جمهور وقت آمریکا با توجه به افزایش ثبات در ژاپن کمک های مالی یاد شده برای مدت طولانی را ضروری ندانست. این اسناد نشان میدهد،این کمکهای مالی تحت عنوان «برنامه ضد چپ در ژاپن» تا اوایل سال 1964 میلادی ادامه داشت و کمک مالی آمریکا برای قطع نفوذ گروههای چپ افراطی و تقویت گروههای سیاسی محافظه کار در این سال 450 هزار دلار بوده است. از سوی دیگر بازنگری در پیمان امنیت و همکاری متقابل در آسیا نقشی حیاتی به ژاپن بخشید و این کشور توانست در کنار تحولات سریع آسیا امنیت و آرامش خود را حفظ کند و به کشوری با اقتصاد معجزه آسا تبدیل میشود.
براساس ماده 6 (پیمان امنیت و همکاری متقابل) آمریکا میتواند برای حفظ امنیت ژاپن، صلح بینالمللی و امنیت خاور دور از فضا، امکانات و خاک ژاپن برای نیروهای سه گانه خود استفاده کند. به این ترتیب نیروهای آمریکایی به طور رسمی در خاک ژاپن مستقر شدند و پایگاه نظامی آمریکا در این کشور تاسیس شد.
در دوره رهبری «ایساکو ساتو» به عنوان پنجمین رهبر LDP از 9 نوامبر 1964 برای مدت 7 سال و 8 ماه نخستوزیر بود، پیمان امنیتی توکیو. واشنگتن بار دیگر تمدید شد. همچنین در دوره ریاست ماسایوشی اوهیرا در LDP و نخستوزیری ژاپن در سال 1978 میلادی تداوم همکاری با آمریکا از طریق پیمان امنیتی توکیو واشنگتن و حفظ قابلیتهای بالای دفاعی مورد تاکید قرار گرفت.
پس از حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی به آمریکا،همکاری امنیتی توکیو. واشنگتن رشد چشمگیری کرد. به طوری که «نیروهای دفاع از خود ژاپن» پس از این حملات از عملیات نظامی آمریکا حمایتهای بسیاری به عمل آوردهاند. دولت کوایزومی حملات تروریستی 11 سپتامبر را شدیدا محکوم و اقدامات بیسابقهای را برای حمایت از امکانات و تجهیزات آمریکا در ژاپن اتخاذ کرد. کوایزومی همچنین حمایتهای بسیاری از عملیات نظامی آمریکا علیه القاعده و طالبان درافغانستان به عمل آورد. ژاپن در حمله آمریکا به افغانستان سوخت و آب برای ناوهای جنگی آمریکا، انگلیس، فرانسه و سایر کشورهای متحد که دراقیانوس هند بودند فراهم کرد.
پارلمان ژاپن در اواخر اکتبر 2001 میلادی با تصویب 3 لایحه ضد تروریستی این امکان را فراهم آورد تا این کشور برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، دست به اعزام نیرو زده و در عملیات مختلف پرچم خود را برافراشته کند. طبق قانون «اقدامات ویژه ضد تروریستی» ژاپن از این امکان بیسابقه بهرهمند شد که برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم از نیروهای آمریکایی فعال دراقیانوس هند حمایتهای قابل توجهی به عمل آورد. این حمایتها عبارت بودند از: همکاریهای اطلاعاتی، کمکهای پزشکی و تخلیه سوخت و آب.
به طور کلی دوره رهبری «جونیچیرو کوایزومی» بر حزب لیبرال دموکرات را میتوان اوج همکاریهای بین دو کشور و نیز پیروی ژاپن از سیاستهای آمریکا در عرصه بینالمللی دانست.
با حضور شینز و آبه درسمت رهبری LDP و نخست وزیری ژاپن نیز همین رویه را شاهد خواهیم بود. وی که تحصیلاتش را در آمریکا به اتمام رسانده، کلیدیترین پست کابینه خود را به یک فارغالتحصیل از آمریکا سپرده است. آبه، یاسوهیسا شینزوکای را که در دانشگاه هاروارد تحصیل کرده به عنوان دبیرکابینه و سخنگوی دولت خود منصوب کرده است.
آبه همچنین تحت تاثیر و نفوذ افکار پدربزرگش (از طرف مادری) نویوسوکه کیشی که از رهبران LDP بود و از سال 1957 تا 1960 میلادی نخست وزیری ژاپن را به عهده داشت، قرار دارد. مهمترین دستاورد دولت کیشی ایجاد روابط دوستانه با آمریکا و بازنگری در پیمان امنیتی توکیو. واشنگتن بود. بنابراین گرایش به سمت آمریکا در آبه شدید است و در طول دوره زمامداری وی نزدیکی ژاپن به آمریکا را همچنان شاهد خواهیم بود.
نکته دیگر این که طی سالیان متمادی یک وابستگی متقابل اقتصادی بین ژاپن و آمریکا شکل گرفته است که در برگیرنده همکاریهای حتی نزدیکتری در زمینههای اقتصادی و امنیتی بوده است.
ژاپن و آمریکا در حال حاضر 45 درصد تولید ناخالص جهانی را در اختیار دارند.
بنابراین حداقل در اوایل قرن حاضر، جدایی اتحاد آمریکا و ژاپن از نظر اقتصادی غیرممکن، از لحاظ نظامی غیرعملی و از لحاظ سیاسی غیرقابل تصور خواهد بود.