تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۵  ، 
کد خبر : ۴۲۲۵۵

خود اغفالی


محمدرضا خباز / عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و نماینده ادوار مجلس
نگاهی گذرا به تاریخ ایران زمین و حوادث تلخی که در این سرزمین پهناور اتفاق افتاد ما را با یک تحلیل نامناسب که در بین حاکمان وجود داشت روبه‌رو می‌کند که این تحلیل برای شانه خالی نمودن از زیر بار مسئولیت خویش است، به عنوان نمونه کشتار بی‌رحمانه مغول، بی‌عرضگی حضرت سلطان حسین،‌ دیوانه شدن نادرشاه، زن بارگی فتحعلی شاه،‌ قتل قائم‌مقام و امیرکبیر ماجرای انحراف مشروطه، حاکم شدن رضاخان صددرصد انگلیسی، درگیری دکتر مصدق با آیت‌الله کاشانی، شکست نهضت ملی، ‌کودتای 28 مرداد همه و همه را اولاً رویدادهای تاریخی‌ای که از بد حادثه اتفاق افتاده است دانسته و ثانیاً دست شوم خارجی را عامل اصلی این حوادث ناگوار می‌دانستند و از آنجا که اَلنّاس عَلی دین ملوکهم یک حقیقت است این تحلیل مخرب حاکمان به مردم هم سرایت نموده است، لذا ناکامی‌های خود را به قضا و قدر الهی و دست شوم خارجی مربوط می‌دانند و کامیابی‌های خود را به عرضه و شانس و اقبال بلند خویش ارتباط می‌دهند. هنوز متاسفانه این فرهنگ غیراسلامی در جامعه اسلامی ما حاکم است در صورتی که خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: انًّ لا یغیر ما بقََوم حتَی یغَیروا ما باَنفسهم خداوند حال هیچ قوم و گروهی را تغییر نمی‌دهد. مگر اینکه خودشان سرنوشت خویش تغییر دهند، پس سرنوشت فردی و اجتماعی انسان را خدای سبحان در کف با کفایت خود انسان قرار داده است و هدایت تکوینی را هم حتی برای غیر مسلمانان به ارمغان آورده است تا راه را از چاه تشخیص دهند. با مقدمه کوتاه بالا این سوال پیش می‌آید که چرا دولت به اصطلاح اصولگرای ما ناکامی‌های خود را به گردن دیگری می‌اندازد؟ دلیلش روشن است؛ این دولت هم مانند بقیه دولت‌های بعد از انقلاب از درون مردم برخاسته و همان افکار و اندیشه‌های نامناسب که در بین عموم مردم به صورت فرهنگ درآمده است در میان دولتمردان هم وجود دارد. هیچگاه به دنبال علت واقعی نیستند و از آسان‌ترین روش یعنی فرافکنی استفاده می‌کنند و بار مسوولیت خود را به دوش دیگران می‌اندازند؛ به عنوان نمونه گرانی‌های طاقت‌فرسای چندین ماهه اخیر را ابتدا به گردن رسانه‌های گروهی و سپس منتقدان دولت و عوامل نفوذی داخلی که سر در آبشخور خارجی دارند، انداختند. در صورتی که تصمیم‌های غیر علمی و غیر کارشناسی و بلکه عجولانه دولت در ارائه بودجه تورم‌زای امسال و برداشت بی‌رویه از حساب ذخیره ارزی ما را به این روز انداخته است و همان اشتباه فاحش در ارائه متمم بودجه امسال و شکل‌گیری بودجه 86 دارد تکرار می‌شود. نمونه دیگر، سخنان آقای‌رئیس جمهور در جلسه هیات وزیران روز چهارشنبه 20 دی ماه جاری است؛ (قطعنامه‌ای که دشمنان ملت ایران صادر کرده‌اند نیز در همین جهت است تا برخی از عناصر در داخل کشور، میدان پیدا کنند و...) همه می‌دانند امروز همه ابزارهای حاکمیت در اختیار دولت است حتی جریان سیاسی منتقد دولت برای پیشبرد اهداق بلند نظام یا همنوایی کرد و یا با سکوت خود دولت نهم را یاری داد ولی دیپلماسی بسیار ضعیف این دولت اگر نتوانست از این فرصت به دست آمده بهره کافی ببرد تقصیر کیست؟ فرافکنی به منزله پاک کردن صورت مساله است. موقتاً می‌توان گفت کی بود، من نبودم ولی قضاوت تاریخ را چه می کنید؟ تولستوی می‌گوید: باید از گفتنی‌هایی گفت که احتمالاً بسیاری آن را می‌دانند ولی جرآت ابراز آن را حتی برای خودشان ندارند. وقتی دولت چهره‌های مدیر، ‌متعهد و بدون چشمداشت را به جرم اینکه در دولت‌های قبلی مسئولیت داشته‌اند و یا اینکه جوان نیستند بی‌حساب کنار می‌گذارد امروز در اداره کشور با قحط الرجال روبه‌رو می‌شود و این رمز اصلی عدم کامیابی دولت در تصمیم‌های خود است استقبال از شعار و دوری از شعور دولت از شعور دولت را از نخبگان تهی نموده است و از طرفی بزرگان سیاسی و فرهنگی کشور که دارای اعتباری در میان مردم هستند خود مهر سکوت بر لب زده‌اند که مبادا به وجاهت آنان لطمه‌ای وارد شود، در صورتی که این اعتبار موجود به دلیل اسلام و انقلاب اسلامی و خون مطهر شهدای عزیز این کشور است، سکوت در مقابل این هجمه‌ها جایز نیست البته عده‌ای انگشت نما با نصایح مشفقانه خود از ملکوک شدن ترسی ندارند. به صورت خیلی مختصر دولت را نصیحت می‌کنند که ما همه در یک کشتی نشسته‌ایم که ناخدای آن رئیس قوه مجریه است، باید برای نجات نظام همه بگویند و بنویسند و راهنمایی کنند، رهبران فکری، نخبگان سیاسی و مذهبی، شعر او نویسندگان در این شرایط حساس کشور باید مهر سکوت را بشکنند و این قدر محافظه‌کاری نکنند. شعارهای بی‌محتوا برای بیماری مزمن اقتصادی ما کارساز نیست. تا کی قرار است بر بالین مریض بنشینند و به‌به و چه‌چه کنند و با کلمات زیبا و رویا برانگیز بیمار را به خواب فرو ببرند؟
باید او را بیدار کرد و با متانت و استدلال او را برای درمان خویش آماده نمود و در گوشش نجوا نمود تا برای بهبود با پزشک همکاری نماید. باید مصالح کشور را بر منافع باندی و حزبی ترجیح داد. باید مسائل را صریح و شفاف و اگر لازم بود تلخ بیان نمود تا مصلحین به سخن آیند و دست‌اندرکاران به حرکت، خلاصه اینکه مشکلات کشور ما از خود ماست، کسی ما را عقب نگه نداشته بلکه خودمان باعث عقب‌ماندگی کشورمان شده‌ایم. چگونه در امور موفقیت‌آمیز آن را به عرضه و تلاش مدیران و نخبگان نسبت می‌دهیم ولی ناکامی‌ها را بر عهده رقبا و دشمنان خارجی می‌گذاریم، استعمار علت عقب‌ماندگی ما نشد بلکه ورود استعمار به دلیل عقب‌ماندگی‌‌مان بود و نه علت عقب‌ماندگی. دولت عزیز باید بداند سرعت دیگران هم می‌تواند برای ما که با سرعت بسیار کمی حرکت می‌کنیم عقب‌ماندگی بیشتری به میان آورد. امید است تجربه 16 ماهه دولت نهم و مشکلات پیش روی ملت باعث دقت و درایت بیشتر دولت گردد. از شتابزدگی و امور غیرکارشناسی جدا بپرهیزند تا در بقیه عمر دولت جبران مافات شود. ان‌شاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات