تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۴۲۲۶۸

آسیب‌شناسى روابط عمومى در ایران


گزارش از: هادى رئیسى
در بیان اهمیت روابط عمومى، گفته دکتر «حمید نطقى» پدر علم روابط عمومى در ایران را نباید از نظر دور داشت که: «یک روابط عمومى خوب همیشه نزد مدیر سازمان خود، مدعى العموم و نزد مردم، مدافع سازمان است».
اما به نظر مى رسد که همه روابط عمومى ها آن گونه که مورد انتظار این فن و علم ارتباطى است همیشه به شعارهاى اساسى این حرفه مانند، مردمدارى، اطلاع رسانى و... پایبند نیستند و احتمالاً آنها را در صحنه عمل رعایت نمى‌کنند.
این در حالى است که نهاد روابط عمومى به مرور زمان بدون اینکه خدشه اى به شعارها و اصول حرفه اى آن وارد شود، مثل بسیارى از وسایل امروزى مثلاً وسایل مختلف ارتباط جمعى، از پیشرفت هاى علمى و فناورى‌هاى نوین، به ویژه فناورى هاى تازه وسایل ارتباط جمعى نوین نیز بهره مند شده است تا آنجا که در این مسیر امروزه از آن با عنوان روابط عمومى الکترونى یاد مى‌شود.
ولى از منظر کارشناسان و صاحبنظران این رشته و حرفه علمى و هنرى، روابط عمومى واقعى آن است که با وجود همه پیشرفت هایى که در فناورى هاى ارتباطى به وجود مى‌آید، هیچ گاه از شعارها و اصول حرفه اى و متعارف این شغل غافل نشود و در رعایت آنها از خود کم توجهى و قصور نشان ندهد و بیش از پیش نسبت به آنها وفادار باقى بماند. حتى زمانى که وظایفش را در قالب سیستم هاى رایانه اى با بهره گیرى از شبکه ها و سایت هاى اینترنتى انجام مى دهد، اما با وجود این تحولات و پیشرفت هایى که در زمینه ارتباطات اجتماعى در جوامع مختلف امروزى از جمله در ایران صورت گرفته و با وجود همه کمک هایى که از ناحیه این امکانات نصیب این نهاد شده، به نظر مى رسد که هنوز این نهاد نیاز به آسیب‌شناسى دارد. شاید بر اثر این مشکل است که هرچند وقت یک بار مردم و گاهى مسؤولان از این نهاد یا عملکرد کارکنانش گله و شکایت مى کنند و در واقع کارکردهاى چنین نهادى را در بعضى دستگاه ها و سازمان هاى مختلف به زیر سؤال مى برند و نسبت به عملکردشان ابراز نارضایتى مى‌کنند.
در این باره ذکر دو نمونه جدید از مجموعه شکایات و انتقاداتى که در ماه هاى اخیر از گوشه و کنار جامعه مطرح شده، ممکن است مهر تأییدى بر این گفته و مثل قدیمى باشد که «مشت نمونه خروار است». همچنین مى تواند دلیلى بر این ادعا باشد که نهاد روابط عمومى در ایران بى نیاز از آسیب شناسى نیست.
اولین نمونه این که در یکى از مطبوعات کشور برحسب تصادف به خبرى رسیدیم که تیتر آن به ظاهر به تکثر خبرگزارى هاى داخلى مربوط مى شد، اما با ملاحظه لید معلوم شد که مقصود آن، طرح معایب و ایرادات روابط عمومى ها و انتقاد از عملکرد آنها بوده است. متن خبر تقریباً این بود که: تعداد خبرگزارى هاى دولتى، سازمان ها را به جزایر پراکنده تبدیل کرده است. استاد «پارسا خاتمى» استاد دانشگاه همدان در گفت وگویى اعلام کرد، به علت ناکارآمدى بخش روابط عمومى سازمان ها و مؤسسات و حتى دانشگاه ها بخصوص در بخش دولتى، منابع خبرى شخصاً به برقرارى ارتباط با خبرنگاران اقدام مى کنند و تداوم این وضعیت در سال هاى اخیر، از یک طرف باعث ایجاد باندهاى خبرى در وزارتخانه ها و سازمان ها و از طرف دیگر باعث رشد قارچ گونه خبرگزارى هاى دولتى در ایران شده است. اغلب خبرهاى این خبرگزارى ها هم از سوى خبرنگاران کسب شده، در حالى که اطلاع رسانى این اخبار به عهده مسؤولان و کارکنان روابط عمومى هاست که باید در نقش اطلاع رسانى خود به آن عمل کنند. همین استاد دانشگاه با انتقاد از ضعف روابط عمومى ادامه داد: «در حال حاضر این بخش مهم از سازمان ها فقط جنبه ظاهرى و دهان پرکن دارد و نهایت فعالیت آنها اعلام خبر عزل و نصب ها و جلسات مسؤولان است و نه چیز دیگرى.»
اما شاهد دوم موضوع این گزارش، گفته هاى یک شخصیت حقیقى و حقوقى است که باز اشاره به ضعف روابط عمومى هاى ایران در سطح کلان آن دارد. خبر مربوط به یکى از گفته هاى اخیر معاون امور مطبوعاتى وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى (در ۱۲ آذر ماه ۸۴) مى شد. مبنى بر اینکه «روابط عمومى ها توجیه گر دستگاه هاى خود شده اند. در حالى که وظیفه اصلى روابط عمومى ها انتقال و انعکاس دیدگاه ها، نظرات و خواسته هاى مردم به مسؤولان دستگاه هاست و ضرورى است با این نگاه به فعالیت بپردازد و...»
در این باره با برخى از استادان باسابقه رشته هاى دانشگاهى روابط عمومى و علوم ارتباطات اجتماعى دانشگاه در تهران گفت‌وگو کرده‌ایم.
استاد «هوشنگ عباس زاده» مدرس رشته روابط عمومى در دانشگاه علامه طباطبایى مى‌گوید: « روابط عمومى ها باید در کار خود صداقت و اخلاق حرفه اى خویش را حفظ کنند. امروزه به پشتوانه کنفرانس هاى بین المللى روابط عمومى که در کشور برگزار مى شود، بستر و زمینه هاى لازم براى ارتقاى سطح توان علمى و عملى روابط عمومى ها فراهم مى شود و بر اثر چنین کنفرانس هایى، روابط عمومى هاى فعلى ما مى توانند از تجربیات و دستاوردهاى دیگران نیز بهره بگیرند.»
هوشنگ عباس زاده افزود: «در طول یک دهه اخیر شاهد هستیم که علاوه بر خبرگزارى هاى اندکى که در گذشته وجود داشتند، در حال حاضر بیش از ۲۰ خبرگزارى جدید و تا حدودى غیردولتى در کشور ما تأسیس شده است. از نظر من در درجه نخست باید این حرکت را به فال نیک گرفت و در این زمان آن را مغتنم دانست، اما براى اینکه این ها به همه مسائل جامعه از جمله مسائل فرهنگى، اقتصادى، سیاسى و اجتماعى آن آگاهى یابند و در اقدام خود براى اطلاع رسانى موفق باشند، لاجرم با واحدهاى روابط عمومى در سطح مؤسسات، سازمان ها و دستگاه هاى مختلف (دولتى یا غیردولتى) در وضعیت تعامل و ارتباطى باشند و به لحاظ ضرورت دست اندرکاران روابط عمومى ها و رسانه هایى چون خبرگزارى ها در یکسرى نشست هاى صمیمى با هم باید به تفاهم و تعامل لازم دست یابند.
از سوى دیگر واحدهاى روابط عمومى باید این نکته اساسى را بپذیرند که تنها از طریق رسانه ها (دیدارى، نوشتارى و شنیدارى) و بویژه خبرگزارى ها است که مى توانند اخبار و گزارش هاى مربوط به سازمان متبوعه خود را در اختیار افکار عمومى بگذارند و به مساعدسازى افکار عمومى نسبت به سازمان خود کمک کنند. نکته دیگر اینکه، وجود خبرگزارى ها در کنار روابط عمومى ها امرى بدیهى است و همان طور که مطبوعات و روابط عمومى‌ها دو همسایه دیوار به دیوار محسوب مى شوند، این موضوع در مورد روابط عمومى ها و خبرگزارى ها هم صدق مى‌کند.
در نهایت اینکه، در برهه‌اى از زمان به سر مى بریم که دانستن حق طبیعى انسان هاست و در نتیجه وسایل ارتباط جمعى (یعنى خبرگزارى ها، رادیو، تلویزیون و مطبوعات) همه به عنوان ناشران افکار عمومى و واحدهاى روابط عمومى نیز به عنوان پل هاى ارتباطى بین دستگاه ها، سازمان ها و مؤسسات با مردم، باید به اطلاع یابى و اطلاع رسانى (ارتباطى دوسویه) بپردازند و رسالت واقعى و حرفه اى خویش را به منصه ظهور برسانند.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «به هر حال دست اندرکاران روابط عمومى و رسانه ها و خبرگزارى ها طى یک سرى نشست ها با هم همسو شوند و در واقع به تفاهم و تعامل لازم دست یابند. در آن زمان است که شاهد رشد و شکوفایى افکار عمومى و دیدگاه هاى مثبت و تغییر طرز تلقى ها نسبت به مسائل جارى جامعه در میان مردم خواهیم بود که این مى تواند دستاورد کاملاً شایان توجهى در راستاى عملکرد رسانه روابط عمومى و خبرگزارى هاى داخلى ما باشد.»
جایگاه درون سازمانى
براى اینکه بیش از پیش در این زمینه به اهمیت روابط عمومى در ایران و جایگاه این نهاد در درون سازمان ها، دستگاه ها و مؤسسات عمومى و خصوصى پى ببریم، این مشکل را با رئیس گروه علوم ارتباطات اجتماعى دانشگاه علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبایى نیز در میان گذاشتیم.
اشاره به چند نکته در این زمینه خالى از فایده نیست. اول اینکه چرا روابط عمومى هاى ما برخلاف یکى از اصول کارى خودشان که همانا مردمدارى است، بعضاً عملکردشان سبب بروز نارضایتى‌هایى در بین قشر ارباب رجوع، مردم با افکار عمومى مى شود، ریشه اصلى ضعف هاى جارى روابط عمومى جارى چیست و در حال حاضر چه مسائل و موضوعاتى بیشتر از همه در نظر روابط عمومى هاى ایران اهمیت و ارزش پیدا کرده است و یا در این باره چه نکات و طرحها و پیشنهادهاى تازه اى به چشم مى خورد که مى تواند در رشد و توسعه و آگاهى روابط عمومى ایران و تقویت جایگاه واقعى آنها در سطح دستگاهها و دانشگاههاى کشور مؤثر باشد؟ در این باره نظر دکتر «على اصغر کیا»، استاد رشته روزنامه نگارى، روابط عمومى و رئیس گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبایى را جویا شدیم.
از دیدگاه ایشان بحث آسیب شناسى روابط عمومى در ایران نیاز به این دارد که براى پیش نیاز کار، مقدمه ها و پیش شرط هاى مربوط به آن، مورد توجه قرار بگیرد، بویژه اینکه با توجه به سابقه تقریباً طولانى روابط عمومى در ایران که حالا به شکل جدیدش مطرح شده و پیش شرط هایى که در نقش ها و کارکردهاى آن ایجاد شده توجه خاص خود را مى‌طلبد.
از نظر استاد على اصغر کیا، در ابتدا به روابط عمومى ها در ایران به عنوان نهادى محورى توجه شده و در کنار این موضوع، بر اثر پیشرفتى که در تجارت و صنایع و شرکتهاى مختلف به وجود آمده در واقع بخش خصوصى هم به تدریج به سهم خود به سراغ تأسیس و ایجاد واحدى با عنوان روابط عمومى رفتند. بنابراین مى توان گفت که روابط عمومى از یک اهمیت و جایگاه ویژه اى در دوران اخیر برخوردار شده و امروزه پیوند زیادى نیز با مقولاتى چون گردشگرى، موضوعات مختلف اقتصادى و اجتماعى پیدا کرده است. کما اینکه روز به روز مدیران دستگاهها، سازمانها و مؤسسات مختلف و اجرایى و دولتى به دنبال این هستند که اهمیت بیشترى به روابط عمومى درون سازمانهاى خود بدهند با این هدف که بتوانند بدینوسیله، بین افکار عمومى در جامعه و سازمان خود، هماهنگى ایجاد کنند و بهتر بتوانند به اهدافشان دسترسى پیدا کنند، ولى در عین حال این عملکرد در همه جا یکسان به نظر نمى‌رسد.
دکتر کیا دراین باره مى گوید: «به نظر من پیشرفت تکنولوژیهاى نوین ارتباطى که نقش ابزار را بازى مى کنند ، در خدمت روابط عمومى ها قرار گرفت، که مثلاً روابط عمومى بتواند درست و به موقع به یکى از وظایفش که اطلاع رسانى است به درستى عمل بکند. اما در اینجا بود که روابط عمومى با یک سرى مشکلات مثلاً داشتن یا نداشتن نیروهاى متخصص انسانى ، عدم آشنایى خیلى از مدیران روابط عمومى ها و سایر این موارد مواجه شدند و همین مسائل خود باعث شد تا روابط عمومى هاى ما نتوانند آن نقش اصلى خودشان را که در واقع آموزش در جامعه و همچنین اطلاع رسانى در کنار آن هست، به درستى انجام بدهند.
بنابراین مى توانیم بگوییم که روابط عمومى وقتى مى تواند یک روابط عمومى مطلوب و واقعى باشد که اولاً، طرح مسأله کند و براى حل آن هم طرح و برنامه ارائه کند، در گام بعد، اقدام به ارزیابى نتایج و بازخوردهاى پیامش در داخل و خارج از سازمان متبوعش کند و حتى نتایج آن را هم انتشار دهد. براین اساس است که مى بینیم زیرمجموعه اى چون بخش طراحى و برنامه ریزى (planing) در روابط عمومى هاى امروزى ما قدرى در حوزه عمل ضعیف به نظر مى رسد که این هم بیشتر ریشه در خلأ این زیربخش در مجموعه اى چون روابط عمومى هاى فعلى ما دارد.
براى مثال الآن وقتى خود من به این بخش در دستگاههاى دولتى نگاه مى کنم، در عین حال که مى دانیم روابط عمومى ها وضعیت یکسانى ندارند، ولى در کل از بین اینها معلوم مى شود روابط عمومى هاى آن واحدهایى که ارتباط مستقیم بیشترى با مردم داشته اند یا مشکلات بیشترى دارند، مکانیزه شده اند. مثلاً در نگاهى به بانکها و سازمانها معلوم مى شود که آنهایى که ارتباط مستقیم بیشترى با مردم و ارباب رجوع دارند، روابط عمومى ناگزیر بوده اند که در واقع این خلأیى را که به آن اشاره شد تا حد امکان پر کنند و یک مقدار هم آموزش هاى لازم را ارائه کنند با این هدف که بتوانند بهتر عمل کنندو با شناخت بیشترى از امکانات خود بهره بگیرند.»
مدیریت نیروى انسانى
استاد کیا ادامه مى دهد:«به نظر من یکى از آسیب هایى که در بخش روابط عمومى فعلاً به چشم مى خورد و باید به آن توجه بشود بیشتر بحث کمبودها نیروى انسانى کارآمد و متخصص و خلأ چنین نیروهایى در داخل روابط عمومى هاى ماست. در واقع در روابط عمومى هاى ایران، بیشتر به زیر مجموعه هاى آن نقش اطلاع رسانى، نقش آموزش یا نقش طراحى و برنامه ریزى براى حل مشکل کمتر توجه شده است که البته این بخاطر آن ضعفى است که گفتیم درحوزه نیروهاى انسانى و متخصص دیده مى شود و یک مقدار هم به عدم باور مدیریت سازه هاى متبوع این روابط عمومى ها و دیدگاهشان نسبت به اهمیت روابط عمومى برمى گردد. بخصوص وقتى که این مدیریت وظایف روابط عمومى را درحد مثلاً امورخدماتى یا امور عمومى سازمان مى‌بیند یا تعریف مى کنند که کارش فقط براى مثال، به انجام امور جارى آن سازمان محدود شده است و یا اینکه وظیفه اش را فقط در این مى داند که بتواند مراسم ها و مناسبت هاى خاصى را برگزار کند.
به عبارت بهتر مى توان گفت که این نوع مدیریت یک روابط عمومى خوب را اینطور تعریف کرده که فقط بتواند تشریفات جارى اداره را خوب انجام دهد. این همان تصور کلى است که به عقیده من الآن قدرى بهتر شده است. اگرچه هنوز آن جایگاه تشکیلاتى را که یک روابط عمومى باید داشته باشد، ندارند. به لحاظ اختیارات قانونى و حقوقى و اجرایى قضیه، در بدنه چارت سازمانى درخیلى از وزارتخانه ها تا حد ممکن مثلاً معاون وزیر یا معاون آن خود روابط عمومى از زیر مجموعه هاى حوزه وزارتى و یا مدیریتى به حساب مى آید. زیرا درواقع این واحد باید ارتباط مستقیمى با حوزه مدیریت با بالاترین مقام سازمان متبوعش داشته باشد.
در واقع باید نقش چشم و گوش و زبان را در آنجا داشته باشد نه اینکه بخواهد نقش جاسوسى و اطلاعاتى را ایفا کند و صداقت عمل روابط عمومى در نزد افکارعمومى داخل سازمان خودش باید به حدى باشد که همه به آن اطمینان کنند و در انجام وظایف اصلى متعارف و شناخته شده خودش نیز حرفه اى عمل کند.
بنابراین من فکر مى کنم که مدیر روابط عمومى به لحاظ ساختارى باید آنقدر قدرت داشته باشد که در کنار اعضاى هیأت مدیره آن شرکت یا سازمان متبوع خود قرار داشته باشد و از آن به عنوان یک عضو فعال یادشود و در نشست هاى آنها حضور و شرکت فعال و مؤثر داشته باشد، حتى درانعکاس اخبار و اجراى نقش اطلاع رسانى خود باید به درستى و با صداقت عمل بکند.
پس معمولاً مدیر روابط عمومى کسى است که علم مدیریت، روانشناسى، جامعه شناسى و حتى ارتباطات اجتماعى را مى داند و مى تواند اینها را با هم پیوند داده و از این طریق به حل مشکلات سازمان خود بپردازد.
اما بررسى ها نشان مى دهد که بعضى از مدیران روابط عمومى ها در ایران این ویژگیها را ندارند. براى مثال ممکن است یک مدیر درواقع در یک بخش یا کار اجرایى قوى باشد، ولى درهمان حال ممکن است دانش لازم را براى آن شغل نداشته باشد. بنابراین هنگامى که این دانش و اطلاعات مربوط به شغل یا حرفه خود را نداند، معنایش این است که او مدیریت را هم نمى داند و نمى تواند مدیریت (manage) بکند و به جاى توجه به ابعاد مختلف کار روابط عمومى، به اصطلاح بخشى عمل مى‌کند.
تشکیل بخش‌هاى جدید
بنابراین من فکر مى کنم از لحاظ ساختار سازمانى، باید روابط عمومى بخش هاى مختلف را براى خودش طراحى کند. یعنى مدیر روابط عمومى مطلوب با علم به ویژگیهایى که یک روابط عمومى باید داشته باشد، مى تواند بخش هاى مختلف ازجمله بخش تحقیقات، انتشارات، اطلاع رسانى، تبلیغات، طراحى، بازاریابى و تشریفات و ... را باتوجه به اهداف و برنامه هاى اساسى سازمان متبوعش طراحى، فعال یا دایر کند، براى مثال مى تواند به کمک امکاناتش به امورى چون پیمایش، سنجش افکار کارکنان یا ارباب رجوع و غیره نیز دست بزند، ولى حالا درعمل ملاحظه مى شود که فرایند فعالیت ها در روابط عمومى هاى ما کامل نیست و دیده مى شود که همیشه تا نقطه اى پیشرفت داشته، ولى بعد دچار انقطاع شده است.
به عبارت دیگر روند آن سیر تکاملى خود را به سوى پیشرفت و توسعه ندارد، که از نظر من این ضعف ها بیشتر از هرچیز به نبود جایگاه مناسب روابط عمومى در درون ساختار سازمانى، نداشتن اطلاعات و دانش حرفه اى خود مدیران روابط عمومى و درواقع عدم توجه مدیریت اصلى آن سازمان نسبت به روابط عمومى برمى گردد که اگر روزى اینها اصلاح و تغییراتى حاصل شود، بى شک روابط عمومى هم براى سازمانها و هم براى عموم مى توانند مثمرثمر باشند. نکته آخر اینکه آمدن این تکنولوژیهاى نوین ارتباطى و استفاده از آنها در روابط عمومى ها درواقع براى کمک به روابط عمومى در انجام وظایف اش به نحواحسن آمده و بنابر این وسائل و فنون نوین نقش و کارکرد روابط عمومى را هم الآن تغیر داده است و بر این اساس مدیران را موظف مى کندکه اولاً این تکنولوژیهاى نوین را کامل بشناسند، ثانیاً با وظایف روابط عمومى هم آشنا باشند و این ابزارهاى جدید مثل اینترنت، ماهواره و... همه کمک مى کند تا مدیران روابط عمومى ها بتوانند وظایف خود را بهتر انجام دهند.
در مورد نقش و کارکرد همایش ها و سمینارهاى دوره اى روابط عمومى ها در ایران هم باید اضافه کنم که امروزه برگزارى این نشست ها به طور کلى از اهمیت و درجه ضرورت بالایى برخوردار است. در واقع برگزارى همایش هاى بین المللى در بعد ارتباطات سابقه اى تقریباً پنجاه ساله دارد، چه به صورت همایش هاى بین المللى کلى و چه به صورت همایش روابط عمومى خاص، در سطح آسیا و اروپا هم اکنون انجمن هاى علمى خاص روابط عمومى وجود دارد، بنابراین هیچ شکى در اهمیت برگزارى چنین همایشهایى وجود ندارد. زیرا این نشست ها مى تواند به مبادله اطلاعات و تجارت داخلى و خارجى و هر دو منجر شود. بنابراین نحوه اجرا و محتواى این سمینارها و همایش ها، مى تواند از برنامه هاى مهم برگزارکنندگان آنها باشد.
نکته دیگر ارزیابى نتایج و کارکردهاى این همایشهاست که باید این را واقعاً مورد ارزیابى قرار داد. اینکه برگزارى این همایش ها تا چه مفید بوده و اینکه تأثیراتشان چه بوده هر کدام از این موارد مى تواند به موقع خود مورد ارزیابى و بررسى قرار گیرد. آنچه در اینجا در مورد همایش روابط عمومى ها باید به آن توجه شود، ثمرات این نوع نشست هاست که باید علاوه بر طرح نوآورى، توانایى افراد را هم ارتقا ببخشد. نباید به شکل تجارى به این همایش ها نگاه کرد. در مورد برگزارى این نوع همایشها لازم به ذکر است که همایش هاى بین المللى هزینه هاى زیادى در پى دارد که باید معلوم شود این هزینه هایى که مى شود حداقل چه بازخوردها یا ثمرات یا برون دادى داشته است. به این دلیل اگر اینها به صورت عملى براى کارشناسان روابط عمومى بارى نداشته باشد و فقط به اهداى یک برگ یاد داشت با یک کیف و قلم اکتفا شود و شرکت کنندگان هم پس از اتمام همایش از سازمان متبوع خود حق مأموریتى دریافت کنند و هزینه هاى عمومى را بالا ببرند، منصفانه و منطقى نیست. بنابراین من مى خواهم بگویم که وجود یا برگزارى همایشهاى روابط عمومى به طور کلى اگرچه ضرورى است، اما باید به محتواى آن توجه کرد و اینکه این محتوا باید چگونه باشد، سخنرانانش باید چه ویژگى هایى داشته باشند. بخصوص اینکه این امور نیاز به برنامه ریزى دارد و بعد هم باید به صورت عملى و کارگاهى برگزار شود. به نحوى که شرکت کنندگان در آن فقط کارشان به انجام یکسرى سخنرانى محدود نشود، بلکه باید به صورت کارگاهى و تخصصى و در قالب مقوله هاى مختلف کارى مشخص نیز امور همایش برنامه ریزى شود. بنابراین اگر سمینارى قرار است برگزار شود باید در بحث آموزش روابط عمومى به مباحث فرعى کار هم توجه شود و موضوعات مختلف باید از سوى شرکت کنندگان به صورت تخصصى مورد بحث و بررسى قرار بگیرد و دیگر اینکه باید مراکز تحقیقاتى و دانشگاهى هم در این قضیه درگیر بشوند، برگزارى آنها باید براساس نیازهاى جارى صورت بگیرد. به طور کلى اگر سمینارها و نشست هاى روابط عمومى در ایران هر سال تکرار بشود و فقط جنبه تبلیغاتى و تجارى داشته باشند و این تکرار هم هیچ تغییر و تحولى در پى نداشته باشد، بى شک نمى تواند مثمرثمر باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات