تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۱  ، 
کد خبر : ۴۲۲۶۹
گفت‌وگو با حبیب‌الله اصغرى کارشناس مراکز رشد علم و فناورى:

مراکز رشد به ایران مى‌آیند

محمدمحسنى مهر «مقدمه»: موضوع عدم ارتباط بین دانشگاه و صنعت اگرچه سالهاست مورد توجه محافل علمى کشور قرار گرفته و براى رفع آن تاکنون راهکارهاى بسیار، پیشنهاد و اجرا شده اما کارنامه چندان موفقى را براى مسؤولان امر به همراه نداشته است. امروزه گسترش اینترنت و دستاوردهاى آن، راهکارهاى نوین و متعددى را در راه رفع این مشکل که تقریباً به موضوعى نخ نما در کشور ما تبدیل شده، پیش روى مسؤولان امر قرار داده است. مراکز رشد یا انکوباتورها به عنوان یکى از این دستاوردها و حلقه واسط بین دانشگاه و صنعت، اکنون در شرایطى پا به عرصه عمل مى گذارند که مسؤولان امر امیدوارند این مراکز مرهمى هرچند کوچک بر زخم همیشگى محافل علمى کشور باشند.مراکز رشد، نهادهایى هستند که براى پرورش شرکت ها یا ایجاد کسب و کارهاى کوچک تأسیس مى شوند و در این راستا فضاى ادارى و آزمایشگاهى و سایر خدمات حمایتى را با حداقل هزینه تا رسیدن به مرحله خودکفایى در اختیار این شرکت هاى نوپا قرار مى دهند. هم اکنون حدود ۴ هزار مرکز رشد در دنیا فعالند که از این تعداد ۱۰۰۰ مرکز به آمریکا و ۴۲ مرکز به ایران اختصاص دارد. براى آشنایى بیشتر با کارکردها و وضعیت مراکز رشد در ایران با مهندس حبیب الله اصغرى، کارشناس مراکز رشد علم و فناورى و رئیس مرکز رشد رویش جهاد دانشگاهى گفت وگویى انجام شده است که مى خوانید:

* لطفاً در آغاز بحث در خصوص ضرورت ایجاد و توسعه مراکز رشد و موقعیت این مراکز در ایران توضیحاتى ارائه دهید؟
** آنچه اکنون به عنوان یک ضرورت در کشور مطرح مى شود، این است که باید ارتباط شایسته اى بین دولت، دانشگاه و صنعت وجود داشته باشد. یعنى دولت به عنوان کارفرماى اصلى، صنعت به عنوان پیمانکار و دانشگاه به عنوان محل وفق دادن دیدگاه هاى دولت با فعالیت ها باید در ارتباط نزدیک با یکدیگر باشند. زیرا تاکنون همواره شاهد مشکلاتى در این سازوکار بوده‌ایم.
در کشور ما گردش اطلاعات بین دولت و دانشگاه و صنعت پیوسته در قالب یک مثلث در اذهان جلوه گر مى شود در حالى که دیدگاه هاى امروزى چنین نیست. یعنى به نظر مى رسد دانشگاه در نقش پلى است که نظرات دولت را به واقعیت نزدیک کرده و به صنعت واگذار مى کند. علت اینکه دانشگاه هاى ما تاکنون نتوانسته اند این وظیفه را به خوبى انجام دهند، حاکى از وجود حلقه گم شده دیگرى در این زنجیره است. این حلقه گم شده تنها مراکز رشد نیستند، طبعاً باید سازوکارى وجود داشته باشد که حرکت تبدیل نیاز دولت را به محصول موردنیاز جامعه تصحیح کند.
به نظر مى رسد یکى از اجزاى این نظام مى تواند پارک هاى فناورى و مراکز رشد باشد. طبعاً مراکز رشد به تنهایى نمى توانند این امر را بهبود ببخشند. اگر نگاهى به سیر تحولى این پدیده داشته باشیم، باید به این نکات توجه کنیم؛ در گام اول دانش آموزان در مراکز نوآورى یا حتى دبیرستان ها خلاقیت هاى خود را بروز مى دهند. در گام دوم دانشگاه ها به پرورش ایده ها و خلاقیت هاى دانشجویان و فارغ التحصیلان کمک مى کنند. در گام سوم دانشجویان داراى یک ایده و فکر بوده و براى به نتیجه رساندن آن نیازمند حمایت هستند. در این مرحله نقش مراکز رشد اهمیت دارد. مراکز رشد مکان هایى هستند که عمل تبدیل ایده به یک محصول قابل عرضه و داراى بازار را انجام مى دهند. بنابراین مرکز رشد به دنبال یک محصول و حاصل تحقیق نیست بلکه در پى آن است که ایده را به کمک دانشگاه به محصول داراى بازار تبدیل کند. در گام چهارم، سعى بر رشد و اعتلاى شرکت هاى به وجود آمده در مراکز رشد، مى شود. این شرکت ها باید در داخل پارک هاى علم و فناورى به بلوغ برسند و حتى وارد بورس شوند. در گام آخر شهرک هاى علمى - تحقیقاتى هستند که کارآفرینان را درون شهرک ها اسکان مى دهند و براى گسترش صنعت اقدام مى‌کنند.
* فلسفه وجودى پارک هاى فناورى، شهرک هاى علمى و تحقیقاتى و در مقیاس کوچک تر مراکز رشد، رفع مشکل بیکارى است. آیا با افتتاح این مراکز مى توان تا حدودى به کاهش بیکارى در کشور امیدوار بود؟
** ایده اصلى ایجاد این مراکز، ایجاد اشتغال نیست اما حاصل فعالیت آن مى تواند ایجاد اشتغال باشد. در واقع با توسعه فناورى و با حمایت از فارغ التحصیلان، مى توان به ایجاد اشتغال مولد کمک کرد. اشتغال یک دانش آموخته دانشگاهى حالت تکاثرى دارد چون مى تواند زمینه اشتغال افراد دیگرى را نیز فراهم کند. مراکز رشد به نوبه خود ایجاد اشتغال مى کنند. در ۱۷ مرکز رشد ICT که در حال حاضر در کشور وجود دارد ۱۰۴۷ نفر فارغ التحصیل دانشگاهى مشغول به کار هستند. اگر سرمایه گذارى هاى در نظر گرفته شده براى ایجاد این مراکز را هم به شمار آوریم، درمى یابیم، ایده مراکز رشد مى تواند زمینه هاى شغلى را که لزوماً نیازى به هزینه هاى بالا ندارد، به وجود آورد.
* با توجه به ظرفیت محدود پذیرش این مراکز، آیا توانایى پاسخگویى به جمعیت بالاى فارغ التحصیلان دانشگاهى وجود دارد؟
**ابتدا باید دید هدف ایجاد مراکز رشد در کشور چیست؟ اگر هدف، رفع مشکل بیکارى است که این کار محال است. بیکارى در کشور ما از مسائل مختلف فرهنگى، مدیریتى، نحوه سرمایه گذارى و نظایر آن ناشى مى شود. ما نباید انتظار داشته باشیم صرفاً با ایجاد مراکز رشد بیکارى را در کشور از بین ببریم. ما در دوره هاى زمانى مختلف، شاهد نگاه هاى متفاوتى به مسأله بیکارى در کشور بوده ایم. در ابتدا نگاه دولت، اعطاى کمک مالى به کارجویان براى اشتغال بود که این مسأله موفقیت چندانى به همراه نداشت. در گام بعدى نگاه دولت به اعطاى کمک به کارفرمایان دوخته شد که این رویکرد نیز کارآمد و اثربخش نبود. آنچه اکنون به عنوان سیاست دولت جدید مورد توجه قرار گرفته، یک تفکر روشنگرانه است. این تفکر، بر مبناى کسب و کار است. براین اساس از محصولاتى که داراى خریدار مشخص در بازار باشند، حمایت مى شود. بنابراین بنگاه هاى کوچک و متوسطى ایجاد مى شوند که پایه اساسى اقتصاد هر کشورى به شمار مى آیند. دولت با نظارت بر این مراکز و حمایت از آنها، راه رسیدن ایده به محصول را میسر مى سازد و این حمایت تا رسیدن به نتیجه نهایى تداوم مى یابد. بنابراین وقتى نگاه به موضوع تصحیح شود، کمک بزرگى نیز به رفع بیکارى خواهد شد.
* به نظر شما آیا این مراکز را نمى توان به عنوان حلقه اى جدید محسوب کرد که بدون آنکه کارایى چندانى داشته باشند به زنجیره ناپیوسته آموزش کشور و بازار کار افزوده شده‌اند؟
براى پاسخ به این سؤال بد نیست اشاره کنم که در خصوص دانشگاه ها سه نسل را مى توان در نظر گرفت. نسل اول دانشگاه هایى **بودند که صرفاً به بحث آموزش مى پرداختند. دانشگاه هاى نسل دوم ضمن پرداختن به آموزش، مسأله پژوهش را نیز سرلوحه کار قرار دادند. اکنون بحث دانشگاه هایى نظیرMIT توجه به کارآفرینى در کنار آموزش و پژوهش مى شود. بنابراین وقتى این سه رکن در کنار یکدیگر به کار گرفته شوند، این نگرانى که دانشگاه صرفاً فارغ التحصیل تربیت مى کند، از بین مى رود. بحثى که دانشگاه هاى ما نیز باید آن را مورد توجه قرار دهند.
* اما در خصوص دانشگاه هایى نظیر MIT باید این موضوع را هم در نظر بگیریم که این مراکز همگام با سایر بخش هاى اقتصادى، سیاسى و اجتماعى جامعه خود رشد کرده و به مرحله فعلى رسیده اند و همانند دانشگاه هاى ایران، شاهد گسستگى و چند پارگى در سیستم آموزش و سایر بخش ها نبوده‌اند؟
** این مسأله پذیرفتنى است که بین اجزاى مختلف نظام فناورى نوین کشور هماهنگى وجود ندارد ولى برخى کارها باید انجام شود. ما چاره اى جز این نداریم که به توسعه بخش خصوصى و مراکز کسب و کار کوچک در کشور بیندیشیم. براساس برنامه چهام توسعه اگر بخواهیم به توسعه IT در کشور اقدام کنیم، نیاز به وجود ۷۵۰۰ شرکت در مراکز رشد داریم که این تعداد هم اکنون حدود ۱۰۰۰ شرکت است. لذا به نظر مى رسد توسعه کسب و کارهاى کوچک یک ضرورت باشد. از سوى دیگر اگر بخواهیم منتظر بمانیم تمام سازوکارها به خوبى عمل کنند و ارتباطات به صورت گسترده شکل بگیرد، از بسیارى از فعالیت ها عقب مى مانیم. متأسفانه در حال حاضر هیچ ارتباط مشخص و مدونى بین وزارت علوم و وزارت کار و این دو وزارتخانه با وزارت بهداشت وجود ندارد و براى فارغ التحصیلان دانشگاهى نیز نمى توان جایگاه مشخصى را در بازار کار تعریف کرد چون عملاً ارتباطى بین وزارتخانه ها و بازار کار وجود ندارد. با وجود این آیا باید متوقف ماند تا تمام سازوکارهاى ارتباطى ایجاد شود سپس به توسعه فناورى هاى نوین پرداخت؟ اکنون بحث مراکز رشد در دنیا یک الزام است. در نظر بگیرید پارک فناورى در آمریکا را که با فاصله تنها ۲ سال پس از طرح ایده مربوطه (۱۹۵۰) در سال ۱۹۵۲به مرحله اجرا رسید به طورى که هم اکنون ۱۱ شرکت جدید در هفته در دره سیلیکون محل ایجاد اولین پارک فناورى به وجود مى آید که این امر، اوج هماهنگى در فعالیت ها را مى رساند. آیا با وجود این و در حالى که حدود ۴ هزار مرکز رشد فعال در دنیا وجود دارد، باید تمام فعالیت ها را متوقف نگه داشت تا یک نظام جامع و کامل فناورى یا نوآورى در کشور اجرا شود؟
* در حالى که در کشور ما هنوز برخى پارک هاى فناورى و شهرک هاى علمى فناورى مجوز ندارند؟
** همه پارک‌ها مجوز دارند.
* روندى که حداقل در خصوص شهرک علمى - تحقیقاتى و پارک فناورى پردیس رخ داد، این بود که مراحل اجرایى آن قبل از اخذ مجوز مربوطه آغاز شد؟
** پارک پردیس و حتى شهرک علمى - تحقیقاتى اصفهان قبل از تشکیل سازوکارهاى لازم در معاونت فناورى وزارت علوم، شکل گرفته بود. با استقرار تشکیلات مربوطه در معاونت فناورى وزارت علوم، تصمیم بر این شد اشخاص حقیقى و حقوقى قبل از هرگونه اقدامى در خصوص ایجاد پارک هاى علم و فناورى یا سایر فعالیت هاى مرتبط باید مجوز بگیرند. این مجوز هم در ابتدا در قالب یک موافقت اصولى از سوى شوراى گسترش وزارت علوم به سازمان مؤسس ارائه مى شود. کما اینکه این موافقت در خصوص مرکز رشد «رویش» هم گرفته شده و قرار است عملیات اجرایى آن تا پایان سال به اتمام برسد. با گذشت مدت زمانى از فعالیت مرکز، کارنامه مرکز مورد ارزیابى قرار مى گیرد و در صورت داشتن شاخص هاى لازم، موافقت قطعى صادر مى‌شود.
* بحثى که اکنون در خصوص پارک هاى فناورى و مراکز رشد وجود دارد، کمبود امکانات زیرساختى است. با این وجود، این مراکز چگونه مى توانند به رفع بیکارى کمک کنند؟
** همانگونه که گفتم ایده اولیه در مورد ایجاد مراکز رشد و پارک هاى فناورى توسعه کسب و کار است نه رفع بیکارى!
* یعنى نتیجه توسعه کسب و کار، رفع بیکارى نیست؟
** اشتغال حاصل توسعه اقتصادى و توسعه اقتصادى هم حاصل گسترش بنگاه هاى کوچک و متوسط است. طبعاً هر کارى در ابتدا با مشکلاتى همراه است. مگر ما هم اکنون در آموزش دانشجویان یا دانش آموزان، شاهد مواردى از ریزش نیستیم؟ یا در خصوص دانشگاه ها مگر غیر از این است که برخى پیشرفته تر و برخى از امکانات محدودترى برخوردار هستند؟ در خصوص مراکز رشد و پارک هاى فناورى هم چنین موضوعى صدق مى کند. برخى از این مراکز ممکن است به دلیل مدیریت نامناسب با شکست روبرو شوند و تعدادى نیز به پیشرفت هاى قابل توجهى حتى در دنیا دست پیدا کنند. همان طور که در حال حاضر ایران به عنوان نماینده غرب آسیا در حوزه پارک هاى فناورى و مراکز رشد انتخاب شده و این حوزه (IASP) در مجامع بین المللى نیز حرفى براى گفتن دارد و در کنفرانس هاى معتبر دنیا هم مقالات محققان ایرانى با دقت مورد بررسى قرار مى‌گیرد.
هم اکنون ۴۲ مرکز رشد در کشور فعال هستند که ۶۷۴ شرکت نیز در داخل این مراکز ایجاد و حدود ۲۷۴۰ دانش آ موخته دانشگاهى در آن مشغول به کار شده اند. در بخش «IT» هم حدود ۱۷ شرکت با سرمایه ۳ میلیارد تومان ایجاد و ۱۰۴۷ نفر در آن مشغول به کار شده اند. به نظر مى رسد اگر به این مراکز از دید اشتغال مولد هم نگاه کنیم، مى توان عملکرد قابل قبولى را در آنها دید.
* چرا ایده ایجاد مراکز رشد و پارک هاى فناورى در دانشگاه ها پیاده مى شود. آیا امکان اجراى آن در رده هاى آموزشى پایین تر مانند مدارس یا دبیرستان ها نیست؟
** مدیران ارشد جامعه، دغدغه این مسأله را دارند. باید در نظر داشته باشیم، نظام اشتغال و توسعه فناورى در کشور ما بسیار پیچیده و در هم تنیده است. مسأله ما فقط دانشگاه ها نیست. اگر در خصوص موضوع اشتغال به خروجى دانشگاه ها توجه داریم، باید نسبت به ورودى آن نیز حساس باشیم. حتى معتقدم در این خصوص نباید فقط به دانشگاه ها محدود شد بلکه براى سایر بخش هاى نظام آموزش کشور باید برنامه ویژه اى داشته باشیم. هم اکنون هنرستان هاى فنى و حرفه اى در کشور ما بسیار مورد توجه مردم قرار گرفته اند چون همه آنها نسبت به اشتغال فرزند خود دغدغه دارند. در دانشگاه ها هم مى توان توصیه ها و برنامه هایى ارائه کرد تا تفکر آموزش هاى مهارتى را مورد توجه قرار دهند و صرفاً به مباحث تئوریک نپردازند. این موضوعى کاملاً پذیرفته شده است و معتقدم باید به تک تک اجزاى نظام آموزش کشور توجه شود.
* شما در مرکز رشد جهاد دانشگاهى در این خصوص برنامه‌اى دارید؟
**خیر، حوزه فعالیت هاى جهاد دانشگاهى همانگونه که از نامش پیداست، محدود به دانشگاه ها و مراکز آموزش عالى است. اگرچه برخى مراکز تعدادى از دانش آموزان را نیز به عنوان کارآموز مى پذیرند ولى این امر به عنوان یک وظیفه مدون براى جهاد دانشگاهى تعریف نشده است.
* در مراکز رشد و پارک هاى فناورى، فعالیت اصلى با بخش خصوصى است اما در ایران و از جمله جهاد دانشگاهى ما شاهد نقش پررنگ دولت هستیم. آیا این یک نقص نیست؟
** نه! اگر شهرهاى اینترنتى سایر کشورها را هم در نظر بگیرید، متوجه حضور دولت مى شوید. مثلاً زیرساخت اصلى شهر اینترنتى دبى را دولت این کشور ایجاد کرده و یا در ایجاد زیرساخت هاى اصلى دره سیلیکون و هایدن پارک چین، دولت نقش اساسى را ایفا کرده است. هم اکنون دولت هند با ارائه اینترنت و آب و برق رایگان در یک منطقه آزاد تجارى به شدت از گسترش زیرساخت هاى فناورى حمایت مى کند. تعداد مراکز رشد غیردولتى در دنیا بسیار محدود است. البته ایده اصلى مراکز رشد این است که پس از مدتى به خودکفایى مالى برسند اما در طول فعالیت همواره مورد حمایت دولت ها هستند. چون در مراکز رشد، شرکت هایى فعال هستند که فاصله ایده موجود در آنها تا دستیابى به ثروت، بسیار اندک است و برخلاف سایر صنایع پرهزینه و آلاینده اى چون فولاد و سیمان، سرعت رشد ایده به ثروت در آنها بسیار بالاست. حتى اگر مقایسه اى نسبت به عملکرد این دو صنعت با توجه به هزینه راه اندازى هر یک صورت بگیرد، فناورى نوین به مراتب در جایگاه بهترى قرار مى‌گیرد.
* پس معتقدید، دولت باید حضور پررنگ ترى در این مسأله داشته باشد؟
** دقیقاً! چون اولاً این حرکت در کشور ما جدید است و لذا براى پیشرفت، نیاز به حمایت گسترده دولت دارد و دوم آنکه هنوز بسیارى از سازمان هاى مؤسس و افراد جامعه، آگاهى چندانى نسبت به ثمرات مراکز رشد ندارند. از سوى دیگر چون این مراکز، از سرمایه گذارى و خرید سهام شرکت هاى زیر نظر خود منع شده اند، طبیعتاً درآمدى هم ندارند و لذا براى رسیدن به مرحله خودکفایى نیازمند حمایت و سرمایه گذارى جدى دولت هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات