احمدرضا حجارزاده:
درباره عباس بازرگان
دکتر عباس بازرگان، متولد ۱۳۲۱ کرمان
اخذ مدرک لیسانس در رشته ریاضى از دانشگاه تهران - ۱۳۴۳
فوق لیسانس آمار ریاضى، دانشگاه تهران ۱۳۴۵
دکتراى تحقیقات آموزشى از دانشگاه شیکاگو و پیتسبورگ (پنسیلوانیا)
داراى دانشنامه آمارشناسى از مؤسسه آمار هندوستان
داراى دانشنامه عالى برنامه ریزى آموزشى از مؤسسه بین المللى برنامه ریزى آموزشى در پاریس (IIEP)
استاد گروه مدیریت و برنامه ریزى آموزشى دانشگاه تهران از آبان ماه ۱۳۷۴ تاکنون
پایه گذار نظام اطلاعات آمارى آموزش عالى کشور در مؤسسه تحقیقات و برنامه ریزى علمى آموزشى
مؤسس انجمن پژوهش هاى آموزشى ایران ۱۳۷۸
اولین دبیر انجمن پژوهش هاى آموزشى ایران و عضو هیأت مدیره آن ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۲
حضور در سازمان بین المللى کار، یونسکو و برنامه عمران سازمان ملل متحد به عنوان مشاور فنى ارشد در کشورهاى آفریقایى و آسیایى
نماینده و عضو هیأت ممیزه دانشگاه تهران به انتخاب دانشکده روانشناسى و علوم تربیتى
نماینده دانشکده علوم تربیتى در شوراى انتشارات دانشگاه
عضو منتخب انجمن بین المللى آمار [international statistical institute]
عضو انجمن تحقیقات آموزشى آمریکا [AERA] از ۱۳۵۳ تاکنون
عضو انجمن ارزیابى آمریکا [AEA] از ۱۳۶۵ تا امروز
عضو شوراى تحقیقات مؤسسه پژوهش و برنامهریزى آموزشى
عضو شوراى ارزشیابى مدارک تحصیلى خارج از کشور
مدرس دانشگاه هاى تهران، شهیدبهشتى، بوعلى سینا، تربیت مدرس و علامه طباطبایى در سطوح کارشناسى، کارشناسى ارشد و دکترى
تألیف و ترجمه بیش از ۱۵ جلد کتاب که از میان آنها مى توان آثارى چون: ارزشیابى آموزشى (تألیف ، کتاب برگزیده دانشگاهى در ۱۳۸۰)، روش هاى تحقیق در علوم رفتارى، برنامه ریزى استراتژیک در نظام آموزشى، مقدمه اى بر نظریه نمونه گیرى (ترجمه)، سیماى تحقیقات آموزشى در اندونزى، به سوى یادگیرى بر خط (الکترونیکى) و ریاضیات براى آمار مقدماتى را نام برد.
عضو هیأت تحریریه فصلنامه بین المللى HIGHER EDUCATION POLICY
عضو انجمن بین المللى علم آمار [ISI]
عضویت در هیأت تحریریه فصلنامه پژوهش و برنامه ریزى آموزش عالى، نوآورى هاى آموزشى، فصلنامه تعلیم و تربیت، مجله روانشناسى و علوم تربیتى دانشگاه تهران و...
احمدرضا حجارزاده: پندار همگان این است که علم آمار تنها در زیر شاخه هاى ریاضیات به کار مى آید. در حالى که امروزه از آمار استفاده هاى بسیارى مى شود که شاید این بهره گیرى ها، حداقل از نظر عامه مردم پوشیده باشد. با این حال در مملکت ما نیز خوشبختانه به مدد برخى نخبگان و صاحبنظران در این علم، آمار و مهمتر از آن روشهاى تحقیق و ارزشیابى همپاى پیشرفت هاى جهانى در حرکت است و در این رابطه چندان از جوامع بین المللى عقب نیستیم. از معدود افرادى که براى شناخت و به کارگیرى این علم وسیع، سالها تلاش و فعالیت کرده مى توان دکتر عباس بازرگان را معرفى کرد. او به واسطه رشته تحصیلى و البته حافظه قدرتمندش، تاریخ دقیق هر واقعه را چنان درست و هوشمندانه به خاطر سپرده است که هر شنونده اى در مصاحبت با او از ذکر این همه ارقام و تاریخ هاى عارى از اشتباه، به شگفت مى آید. علاوه بر حافظه مندى او، اهمیت بازشناخت بازرگان و آثارش از آن روست که هر جا نیاز به تحقیق، طراحى الگو و روش، آمارگیرى و ارزشیابى احساس مى شود امکان ندارد با ردپایى از عباس بازرگان برخورد نکنیم.
مهمترین نمونه این حضور، راه اندازى مؤسسه تحقیقات برنامه ریزى علمى و آموزشى سابق در سال ۱۳۴۰ است که از دل آن ، مؤسسه پژوهش و برنامه ریزى آموزش عالى برآمد. این مؤسسه بیش از ۳۰ سال است که هر ساله اطلاعات مربوط به آموزش عالى را در قالب سالنامه منتشر مى کند و تاکنون بیش از سى جلد سالنامه آمارى آموزش عالى کشور به چاپ رسیده است. دکتر بازرگان ضمن ابراز خوشحالى از شروع این کار و ادامه مستمر آن، اضافه مى کند: «با آغاز این روند، ما مى توانیم در آموزش عالى تصویر کاملى از ثبت نام، فارغ التحصیلان، رشته ها و باقى اطلاعات مربوط به این زمینه را داشته باشیم.»
از دیگر اقدامات ارزشمند او، شرکت در شکل گیرى و تأسیس رشته هاى جدید تحصیلى و مراکز مهم علمى بوده است. زمانى که او در خردادماه ۵۳ پس از دریافت دکتراى خویش در رشته تحقیقات آموزشى از دانشگاه پیتسبورگ، به ایران بازگشت و بلافاصله در مقام استادیار مشغول به ارائه خدمات شد، فوق لیسانس رشته اندازه گیرى و ارزشیابى آموزشى را به تصویب رساند و به عمل درآورد که دو سال پس از آن، رشته نامبرده به عنوان اولین رشته اندازه گیرى و ارزشیابى کشور تأسیس شد و تعداد ۲۰ نفر دانشجو در آن رشته ثبت نام کردند که اغلب فارغ التحصیلان این رشته، هم اینک در هیأت علمى دانشگاه ها یا سمت هاى دیگر علمى نقش هاى تعیین کننده اى ایفا مى کنند. همچنین رشته تحقیقات آموزشى را در سطح کارشناسى ارشد در دانشکده روانشناسى و علوم تربیتى تهران بنیان گذاشت و پس از تدوین برنامه این رشته در سال ،۱۳۷۰ با طى کردن مراحل قانونى سرانجام در سال ۷۵ و در همان دانشگاه تأسیس شد.
علاوه بر این، رشته دکتراى سنجش آموزش را طراحى کرده و اظهار امیدوارى مى کند در آینده نزدیکى به پذیرش دانشجو در این رشته اقدام شود. رشته سنجش آموزش به ارزیابى کیفیت آموزش، آزمون سازى و امور آموزش سنجى در نظام آموزشى کشور بسیار کمک مى کند. بازرگان از افرادى بوده که قدم هاى اولیه را براى ایجاد پژوهشکده تعلیم و تربیت برداشته است. اما بخش اعظم شهرت و اعتبار علمى او برمى گردد به آفرینش طرح ارزیابى درونى که تا این زمان هیچ کس به اندازه او براى بهره ورى و ارتقاى این طرح زحمت نکشیده و عرق نریخته. هنگامى که از سال ۷۴ سلسله فعالیت هایى در راستاى افزایش کیفیت آموزش عالى کشور آغاز شد، براى دستیابى هرچه سریع تر و بهتر به این نیاز علمى کشور، در سال ۷۵ طرح ارزیابى درونى تدوین شد که براى شروع کار، این طرح به طور آزمایشى در شش گروه دانشگاهى مستقر در دانشگاه علوم پزشکى به اجرا درآمد. گویا این طرح از اهمیت ویژه اى برخوردار است که دکتر بازرگان با حساسیت و علاقه بالایى درباره آن سخن مى گوید: «طرح ارزیابى درونى به شکل آزمایشى ابتدا در گروه تغذیه و بیوشیمى، روماتولوژى، گروه لثه دانشکده دندانپزشکى، گروه پزشکى داخلى در دانشگاه شهید بهشتى در بیمارستان شهداى تجریش ، گروه زنان همان دانشگاه و گروه پزشکى داخلى دانشگاه علوم پزشکى کرمان به اجرا درآمد.
با گذشت یک سال از اجراى این طرح، وقتى نتایج ارزیابى را مورد بررسى قرار دادیم، آنقدر نتیجه ثمربخش بود که گروه پزشکى داخلى بیمارستان شهداى تجریش به دریافت تشویق نامه از طرف وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکى نائل آمد. «ارزیابى درونى» کیفیت خودش را به سطحى رسانده بود که مورد توجه مسئولان واقع شده بود. از این رو، وقتى طرح مذکور در وزارت بهداشت و درمان به این سطح از اثربخشى رسید، وزارتخانه تصمیم گرفت نتایج طرح را مورد نظر قرار داده و ارزیابى درونى را به عنوان یک چارچوب بررسى و ارتقاى کیفیت در همه دانشگاه هاى علوم پزشکى به اجرا درآورد. بنابراین از سال ۷۶ به بعد، دانشگاه هاى علوم پزشکى، طرح ارزیابى درونى را مورد تفحص قرار دادند و سعى کردند در این امر ساختارسازى کنند.
خوشبختانه سه سال بعد، دانشگاه هاى جامع یعنى دانشگاه هاى غیرعلوم پزشکى نیز به اهمیت این طرح پى بردند و آنها هم سعى کردند در خود ارزیابى درونى داشته باشند.
عباس بازرگان در ادامه حرفهاى خویش، براى بیان روشن ترشدن موضوع به ارائه مثالى مى پردازد که به درستى بیانگر درجه ارزشمندى طرح ارزیابى درونى است: «ما نمى توانیم دانشگاهى را که ۷۰ سال از تأسیس آن گذشته، همانند دانشگاهى بدانیم که تنها ۱۰ سال از عمر آن مى گذرد. شاید از نقطه نظر معیارهاى آموزشى، کارشان را به یک نحو مورد سنجش کیفیتى قرار دهند ولى هدفهایشان یکسان نیست. دانشگاه هفتاد ساله باید همسنگ با دانشگاه هاى دنیا به تولید دانش بپردازد و همسطح همان رشته خاصى که ادعاى برترى در آن مى کند، مقالات علمى تولید کند. اما یک دانشگاه جوان و تازه تأسیس اگر هدفش تربیت نیروى انسانى در رشته اى باشد خب طبیعى است که کوشش هایش را معطوف به تربیت نیروى انسانى مى کند و نسبت کمترى از آن را به تولید دانش اختصاص مى دهد. پس مى بینید که ارزیابى کیفیت دانشگاه ها در عصر حاضر امرى انکارناپذیر است.
در سطح منطقه اى ما حدود ۱۰ سال پیش این کار را به صورت آزمایشى و همزمان با هندوستان شروع کردیم. الآن هند داراى یک ساختار منسجم و پابرجا در ارزیابى کیفیت آموزشى است که به آن «شوراى ملى ارزیابى و اعتبارسنجى آموزش عالى» مى گویند، ولى ما متأسفانه در این ۱۰ سال هنوز نتوانستیم یک ساختار منسجم براى ارزیابى آموزش عالى مان درست کنیم. کوشش هاى ما طى این سالها، صرفاً جنبه پژوهشى و آزمایشى داشته. در حالى که اگر ساختارى مشخص داشتیم، همگام با کارهاى انجام شده مى توانستیم در سطح بین المللى هم نشان بدهیم کارهاى ما چیست؟ با این همه، خوشبختانه به جهت کارهایى که در ارزیابى کیفیت دانشگاهى در دانشگاه تهران صورت گرفته، دانشگاه تهران را به عضویت در سازمان APQN پذیرفته اند. دانشگاه تهران موفق شده ۳۰ گروه آموزشى اش را در فرآیند ارزیابى درونى دنبال کند و ما هم در دانشکده روانشناسى و علوم تربیتى، به ارزیابى درونى گروه مدیریت و برنامه ریزى آموزشى مشغول هستیم.»
فعالیت هاى علمى _ تحقیقى بازرگان چنان دایره وسیعى رادربرمى گیرد که ذکر همه آنها در این مجال نمى گنجد. با این همه عدم اشاره به پاره اى از آنها و یادآورى آرا و نظرات او، شاید به نوعى اجحاف نه در حق دکتر بازرگان، که جامعه علمى ایران زمین باشد. به عنوان مثال او تاکنون طرح هاى پژوهشى بسیارى را مورد اجرا گذاشته است که از مهمترین آنها، «ترکیب و توزیع نیروى انسانى کارآزموده در کشورهاى گامبیا، اوگاندا و تانزانیا» بوده است. اجراى این طرح مربوط به زمانى است که بازرگان در کشورهاى آفریقایى و آسیایى، در سمت مشاور فنى ارشد در تدوین و اجراى طرح هاى آمارى و برنامه ریزى توسعه منابع انسانى مشارکت داشته است.
به واسطه کوشش هایى که در اندونزى شکل گرفت، بازرگان کتاب «سیماى تحقیقات آموزشى در اندونزى» را در سال ۱۳۷۰ تألیف و منتشر کرد. در ادامه طرح هاى پژوهشى او باید از این طرح ها یاد کرد: ارزیابى فرصت هاى آموزشى بین المللى در کشور سودان، برابرى فرصت هاى آموزشى در دانشگاه تهران، رابطه آموزش و اشتغال در بخش غیرمتشکل شهر تهران، کیفیت در آموزش عالى و عوامل مرتبط با آن و نقش ارزشیابى درونى در افزایش کیفیت آموزش عالى پزشکى.
او در خانواده اى نسبتاً فرهنگى بزرگ شد که اطرافیانش همگى علاقه مند به کتاب و علم و توسعه کشور بودند. در نتیجه او به عنوان یک ایرانى همیشه در این فکر بوده که چگونه مى تواند نقش و سهم خود را براى اینکه شهروندى آگاه و مسؤولیت پذیر باشد ایفا کند.
دکتر عباس بازرگان که امروز در نخستین سال هاى دهه ششم زندگى، همچنان مشتاق تر از همیشه و با روحیه اى خستگى ناپذیر به تلاش هاى بى پایان علمى اش ادامه مى دهد، سال ها پیش تحصیلات ابتدایى و بخشى از تحصیلات دوره متوسطه را در زادگاهش به پایان رساند و پس از آن تحصیلات دبیرستانى را در مدرسه «هدف» تهران تمام کرد. بلافاصله وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران شد و لیسانس ریاضى گرفت. دوره فوق لیسانسش را مختص به تحصیل در آمار ریاضى و در همان دانشکده کرد. ضمن اینکه در سال ۴۴ از مؤسسه آموزش عالى آمار هندوستان (واقع در کلکته) دانشنامه عالى آمارشناسى دریافت کرد. توضیحات بازرگان در این خصوص خواندنى است: «در هندوستان مؤسسه آمارى با درجه اعتبار بین المللى وجود دارد که یکى از آمارشناسان مشهور و بنام جهان، «ماهالا نوبیس» آن را در دهه ۱۹۶۰ پایه گذارى کرد. نوبیس _ که حالا دیگر زنده نیست _ به کمک «سى آرا رائو» از دیگر آمارشناسان برتر جهان _ که زنده است و در آمریکا به پژوهش و تدریس آمار مى پردازد _ آن مؤسسه را دایر کرده بود که من در فرصتى یک ساله در آن مؤسسه بسیار آموختم...»
عباس بازرگان که بیش از ۱۰ سال درکرسى استادى مشغول به کار است مراتب علمى خویش را به ترتیب پشت سر نهاده است. این روند از سال ۵۳ و با مرتبه استادیارى آغاز شد. سه سال بعد او دانشیار بود و عاقبت در سال ۷۴ به سمت استاد گروه مدیریت و برنامه ریزى آموزشى دانشگاه تهران ارتقا یافت.
بازرگان در حدود هفتاد مقاله علمى منتشره در نشریات بین المللى دارد که از پراهمیت ترین آنها مقاله اى است در رابطه با آموزش سنجى یا پداگومتریکس که کلمه «پداگومترى» را چند سال قبل، در یکى از کنفرانس هاى بین المللى آموزش آمار، نخستین بار بازرگان ارائه کرده است. پداگومترى که پس از طرح در کنفرانس یاد شده بسیار مورد توجه واقع شد، در حقیقت کاربردى است از آمار در آموزش. واپسین مقاله عرضه شده توسط دکتر بازرگان به «دیدگاه هاى فلسفى زیربنایى معرفت شناسى در علوم انسانى و ضرورت توجه به آنها براى انتخاب روش تحقیق با تأکید بر روش هاى کیفى پژوهش و ارزیابى آموزشى» مى پردازد: «باید توجه داشت که تا ۲۰ سال قبل، بیشتر پژوهش ها بر دیدگاه فلسفى اثبات گرایى یا اصالت تحصیلى استوار بود و از همان هنگام ، نگرانى هایى راجع به استفاده از این دیدگاه براى انجام پژوهش هاى مربوط به علوم انسانى مطرح شد.
اصلى ترین علتش آن بود که در این دیدگاه، واقعیت امرى مادى و مستقل از پژوهشگر تصور مى شد. یعنى مثلاً اگر بخواهیم در نظام آموزشى، واقعیت پدیده افت تحصیلى را بررسى کنیم، فکر خواهیم کرد این پدیده اى است که مى توانیم بدون توجه به ارزش هاى پژوهشگر به آن پى ببریم و به طور دقیق ببینیم افت تحصیلى ناشى از چه عواملى بوده است. در حالى که این یک واقعیت مادى نیست. هرچندبرخى جنبه هاى افت تحصیلى مى تواند مادى باشد اما جنبه هاى دیگرش به تجربیات انسان از این پدیده بازمى گردد. افت تحصیلى دانش آموز از جنبه هایى مثل اجتماعى، فرهنگى، روانى و... قابل بررسى است. براى شناخت بهتر دیدگاه فلسفى این پدیده، سه دیدگاه به ما یارى مى رسانند: ۱- دیدگاه فلسفى تفسیرى ۲- دیدگاه فلسفى نظریه انتقادى ۳- دیدگاه فلسفى پساساختگرایى.