تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۴۲۲۸۹

مسیر ناهموار اتحادیه عرب


هادى جرقوئیان
موسى باز هم خبرساز شد. سران اتحادیه عرب در نشست ۲۸ مارس سال جارى میلادى خود که در خارطوم (پایتخت سودان) برگزار شد، بار دیگر «عمروموسى» را براى ۵ سال آینده به دبیرکلى این اتحادیه برگزیدند.فقط کافیست نگاهى به نقشه جهان بیندازیم و سرزمین هاى اعراب را بشماریم تا به اهمیت ویژه اتحادیه عرب براى کشورهاى منطقه و غرب پى ببریم .همچنین، اگر همسایگان ایران را مرور کنیم درمى یابیم به کدام دلیل، اتحادیه عرب و تغییرات و سیاست هایش براى تهران داراى اهمیت است.
هرچند قاره آفریقا و (بویژه) نواحى شمالى اش مهم تلقى مى شوند اما «خاورمیانه» سرزمین دیگریست. منابع سرشار نفت و گاز این منطقه، آرزوى هر شهروند و حاکمى است و شاید به همین علت باشد که خاورمیانه از خبرسازترین مناطق دنیا در ۱۰۰ سال گذشته بوده است. هنگامه اى که دیپلماسى همکارى کشورهاى مختلف و تشکیل مجامع و اتحادیه هاى گوناگون گرم بود، اعراب نیز خواستند از قافله عقب نمانند. ایشان پیش از آنکه براساس دین مشترکشان (اسلام) دور هم جمع شوند، برپایه نژاد و قومیت خویش اتحادیه عرب را تأسیس کردند. به بیان ساده، اتحادیه عرب قبل از سازمان کنفرانس اسلامى پدید آمد که این موضوع، جاى تأمل بسیار دارد.
در سال ۱۹۴۴ میلادى، نشستى با حضور ۶ کشور عرب در شهر اسکندریه مصر برگزار شد و طى آن، موافقت اولیه با تشکیل اتحادیه عرب شکل گرفت. یک سال پس از آن (سال ۱۹۴۵ میلادى) ۷ کشور مصر، عراق، لبنان، عربستان سعودى، سوریه، یمن شمالى (در آن زمان هنوز یمن شمالى و جنوبى متحد نشده بودند) و اردن، به صورت رسمى اتحادیه عرب را تأسیس کرده و به عنوان بنیانگذاران آن شناخته شدند.
زمان زیادى طول نکشید تا دیگر دولت هاى هم نژاد ایشان، به نقش (نسبتاً) مؤثر اتحادیه عرب پى برده و نیاز پیوستن به آن را احساس کنند. جالب است بدانیم نخستین کشورى که پس از اعضاى مؤسس، به اتحادیه عرب پیوست از آفریقا بود: لیبى. این کشور عرب آفریقایى، در سال ۱۹۵۳ با عضویتش موافقت و شخصیت جدید اتحادیه عرب شد. این، تازه ابتداى راه بود. پس از لیبى، ابتدا سودان و سپس مراکش و تونس نیز به اتحادیه عرب پیوستند؛ بدین معنا که سرزمین هاى شمالى قاره سیاه که مهم و حیاتى به شمار مى آیند، همگى به عضویت اتحادیه عرب درآمدند. در طرف دیگر قضیه، آخرین کشورى که از سوى اعراب به عضویت پذیرفته شد نیز از تبار آفریقا بود. جزایر کومورو با پیوستن خود به اتحادیه عرب در سال ،۱۹۹۳ آخرین کشور پذیرفته شده اتحادیه عرب محسوب مى شود.
با پیوستن کومورو، اعضاى اتحادیه عرب به ۲۲ کشور افزایش پیدا کرد که از این تعداد، ۱۰ کشور از قاره سیاه هستند. ده کشورى که از لحاظ مساحت و قدرت، تنوع فراوانى دارند: از سودان و الجزایر، وسیع ترین کشورهاى آفریقایى تا جزایر کوچک کومورو و یا دولت هاى قدرتمند مصر و لیبى تا سرزمین بحران زده سومالى.
از ابتداى تشکیل اتحادیه عرب، تنها کشور آفریقایى بنیانگذار آن مصر بود؛ با این وجود، نفوذ و تأثیر این دولت بر جامعه اعراب، چشمگیر و باور نکردنى است. از همان آغاز، مصر توانست موافقت اعضا را جهت برگزیدن «قاهره» (پایتخت مصر) به عنوان مقر اصلى اتحادیه عرب جلب نماید. از سوى دیگر، در سال ۱۹۴۵ مصر «عبدالرحمن حسن عزام» را به عنوان دبیرکل اتحادیه عرب پیشنهاد کرد و با رأى مثبت کشورها، نخستین دبیرکل اتحادیه عرب نیز از سرزمین فراعنه انتخاب شد. به این ترتیب با در اختیار گرفتن مرکز اصلى و دبیرکلى اتحادیه عرب، قدرت مصر براى همگان به اثبات رسید.
در برهه اى از تاریخ،رابطه مصر با اتحادیه و دیگر کشورهاى عرب، افول وحشتناکى داشت. آغاز مذاکرات مصر با اسرائیل و اعلام به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستى از سوى قاهره ، اعتراض شدید اعراب و مسلمانان را در پى داشت. رهبران عرب این اقدام را تضعیف ملت فلسطین و ضربه مهلکى بر پیکره خود تعبیر کرده و مسؤولیت اصلى این عمل را متوجه «انورسادات» رئیس جمهورى وقت مصر دانستند. براین اساس، بسیارى از کشورهاى عربى در روابط خود با مصر تجدیدنظر کرده و فعالیت هاى مختلف سیاسى را به حالت تعلیق درآوردند. از سوى دیگر، اتحادیه عرب نیز اقدامات تنبیهى فراوانى علیه مصر در نظر گرفت. در سال ۱۹۷۹ با رأى اعضا، عضویت مصر در اتحادیه عرب به حالت تعلیق درآمد. علاوه بر آن، مقر اصلى اتحادیه از قاهره به تونس منتقل شد. مسأله به اینجا ختم نشد و دبیرکلى اتحادیه عرب نیز در همین سال از «محمود ریاض» مصرى به «کلبى» ازتونس واگذار شد. با توصیفاتى که ارائه شد، مى توان گفت در سال ۱۹۷۹ رابطه مصر با اتحادیه کاملاً قطع شد.
روند تعلیق عضویت مصر، با رسیدن «حسنى مبارک» به ریاست جمهورى این کشور نیز ادامه یافت. مبارک که در اوایل دهه ۸۰ میلادى و با کشته شدن سادات، جانشین او شد اعلام کرد رابطه دوستانه مصر و اسرائیل دستخوش تغییر نخواهد شد. به رغم این موضع، مبارک و دولتش تلاش هاى فراوانى جهت ترمیم رابطه مصر و اعراب به انجام رساندند تا در نهایت، اواخر دهه ۸۰ میلادى موفقیت هایى به دست آوردند. در سال ،۱۹۸۹ بار دیگر مصر به عضویت اتحادیه عرب پذیرفته و مقر اصلى اتحادیه به قاهره منتقل شد. ۲ سال بعد نیز «احمد عصمت عبدالمجید» مصرى به دبیرکلى اتحادیه منصوب شد.
 با این اوصاف مى توان گفت از ابتداى تشکیل اتحادیه عرب تا به امروز، مرکز فرماندهى و دبیرکلى آن هرگز از سیطره آفریقایى ها خارج نشده است و حتى در زمان غیبت مصر، تونس جانشین شایسته اى براى این کشور بود و توانست اتحادیه عرب را در خاک آفریقا حفظ نماید. عده اى از کارشناسان بر این باورند که در سالهاى اخیر، جایگاه اتحادیه عرب رو به افول حرکت کرده است؛ براى ادعاى خود نیز دلایل متعددى ارائه مى کنندکه خارج از حوصله نوشتار ماست. این اعتقاد به ضعیف شدن جامعه اعراب، کم کم در میان رهبران ایشان نیز نمایان شد. «معمر قذافى » (رهبر لیبى) در سال ۲۰۰۲ تهدید کرد: از اتحادیه عرب خارج خواهد شد زیرا رهبران اعراب، توان حل مشکلات گوناگون ازجمله مسأله «فلسطین - اسرائیل» را در خود ندارند. عدم حضور ۸ رهبر از سران اتحادیه عرب (از جمله پادشاه عربستان) در نشست اخیر خارطوم، بر وجود اختلاف میان ایشان صحه مى گذارد. اختلافاتى که در صورت تشدید، باعث از بین رفتن وحدت اعراب بود.
دبیران کل
درست است که اتحادیه عرب از قسمت هاى مختلف و مهمى تشکیل یافته است اما، نقش دبیرکل و دبیرخانه تحت امرش برجسته و پررنگ به نظر مى رسد. البته قرار گرفتن عمرو موسى در این جایگاه، بر اهمیت آن افزوده است. اتحادیه عرب در ۶۱ سالى که از تأسیس آن مى گذرد، ۶ دبیرکل به خود دیده است. دراین میان ،«عبدالخالق حسون» مصرى با ۲۰ سال پیشینه دبیرکلى، رکورددار سایرین است.
اولین دبیرکل اتحادیه عرب، نامش «عبدالرحمن حسن غدام » و از کشور مصر بود. اقدامات او در اثبات و تعیین خط مشى ابتدایى اتحادیه، بسیار تأثیرگذار بود. پس از او نیز تمامى دبیران اتحادیه عرب تا به امروز از کشور مصر برگزیده شده اند، به جز «کلبى » که تونسى و ۱۱ سال دبیرکل اتحادیه بود. سالهاى دبیرى او مصادف بود با تعلیق عضویت مصر در اتحادیه عرب و مشکلاتى که در پى آن براى این کشور به وجود آمد. شاید اگر در سال ،۱۹۷۹ مصر با اتحادیه عرب مشکل پیدا نمى کرد، امروز تمامى دبیران این اتحادیه ، اهلیت مصرى داشتند و هرگز فرصت، نصیب کشور دیگرى نمى شد.
شرایط جدید
دوره جدید دبیرى عمروموسى با شرایط تازه اى نیز همراه است که هرکدام از این شرایط، تأثیرات خاص خود را داراست:
۱- مرگ : اگر اندکى به رخدادهاى سیاسى خاورمیانه در سالیان اخیر دقیق شویم، متوجه خواهیم شد بسیارى از رهبران سیاسى اعراب که مدتهاى طولانى بر مسند قدرت کشورهاى خویش تکیه زده بودند، دار فانى را وداع گفته و عرصه را به جوانترها واگذار کرده اند. امارات متحده عربى و کویت از جمله کشورهایى هستند که رؤساى خود را از دست دادند؛ پیشتر از آنها نیز «حافظ اسد» رئیس جمهور سابق دار فانى را وداع گفت.
اما بى شک مرگ رهبران ۲ دولت، تأثیرات شگرفى بر جهان عرب گذاشت: فلسطین و عربستان سعودى هنگامى که رژیم صهیونیستى ، «یاسر عرفات» را در مقر اصلى دولت خودگردان فلسطین تحت الحفظ داشت، عرصه را بر رئیس تشکیلات خودگردان بسیار تنگ کرده بود، پس از آن که وضع جسمانى عرفات بسیار وخیم شد، اسرائیل اجازه انتقال او به فرانسه را صادر کرد. اما این اقدام ، تأثیر چندانى در بهبود حال عرفات نداشت و در خاک فرانسه درگذشت. همگان تصور مى کردند پس از مرگ عرفات، فلسطینیان انسجام خود را از دست داده و تفرقه میان ایشان حاکم خواهد شد؛ زیرا هیچ شخصى میان فلسطینیان ، در حد و اندازه شهرت و اقتدار عرفات یافت نمى شد تا بتواند جایگاه او را در جامعه بین الملل از آن خود کند. از سوى دیگر ، رقابت میان گروههاى مختلف سیاسى در فلسطین براى جانشینى عرفات بالا مى گرفت و هر تشکلى ، ریاست تشکیلات خودگردان را حق خود مى دانست. در این شرایط، بهترین فرصت براى رژیم صهیونیستى پدید مى آمد تا نقشه هاى از پیش تعیین شده خود را در مورد فلسطینیان به اجرا گذارد. اما در ادامه، وجود دشمن مشترک (اسرائیل) باعث شد گروههاى فلسطینى به یک وحدت نسبى رسیده و «محمود عباس» را به عنوان جانشین عرفات بپذیرند. قضیه در مورد پادشاه عربستان تفاوت داشت؛ زیرا درگذشت ملک فهد، بیشتر به عنوان تغییر پادشاه یکى از مهمترین «کشورهاى عرب » داراى اهمیت بود. در سالیان اخیر و به دلیل بیمارى فهد، ملک عبدالله ... ولیعهد عربستان اکثر امور کشور را در دست داشت. پس از درگذشت فهد و رسیدن ملک عبدالله به پادشاهى، تغییرات وسیعى در سیاستهاى عربستان به وجود نیامد و بسیارى از کارشناسان نیز این اتفاق (عدم تغییرات وسیع در دیپلماسى ریاض) را انتظار مى کشیدند. به هرصورت، مى توان گفت با جایگزینى شخصیت هاى جدید در مقام رهبران چند کشور عربى ، دیپلماسى و تصمیمات ایشان در آینده نزدیک، شرایط تازه اى را رقم خواهد زد. این تغییرات (بویژه در سیاستهاى خارجى ) براى اتحادیه عرب حائز اهمیت است. از آنجا که اعراب در اکثر اوقات، تمایل بسیارى جهت وابستگى به قدرتهاى بزرگ جهانى را دارند، بى شک فعالیتهایى براى نزدیکى بیشتر به جهان غرب را آغاز خواهند کرد. ارتباط بیشتر با دولتهاى غربى، خواسته یا ناخواسته تأثیراتى (بزرگ یا کوچک) بر روابط میان کشورهاى عربى و در نتیجه اتحادیه عرب خواهد داشت. براى روشن شدن روابط جامعه عرب با رهبران جدیدشان، تنها مى بایست «زمان » بگذرد.
۲- طرح خاورمیانه بزرگ: زمانى که ایالات متحده اعلام کرد قصد دارد طرح خاورمیانه بزرگ خود را به اجرا گذارد و دولتهاى این منطقه را به رعایت دموکراسى و حقوق بشر ملزم کند، کمتر کسى تصور مى کرد دولت آمریکا سرسختانه درپى به سرانجام رساندن خواسته خود باشد. اما پس از گذشت مدتى، اعراب (که اکثر دولتهاى خاورمیانه را دراختیار دارند) دریافتند مسأله ساده نیست و این بار آمریکا در «مقابل» ایشان ایستاده است. درنتیجه کم کم قدم در راه اجراى این طرح گذاشته و اصلاحات حکومتى را آغاز کردند.
مى توان گفت اکثر کشورهاى عربى خاورمیانه گامهایى درجهت اصلاحات سیاسى برداشته اند: کویت که یکى از متحدین اصلى ایالات متحده در منطقه است، تغییرات را در حوزه زنان اجرا کرد. پارلمان کویت پس از بحث و جدل هاى فراوان، سرانجام حق رأى را به زنان این کشور اعطا و به ایشان اجازه مشارکت در انتخابات دوره هاى مختلف کشور کویت را صادر کرد. قائل شدن چنین حقى براى زنان در کشورهاى عربى بى سابقه بود. عربستان سعودى اصلاحات را به طریقى دیگر پى گرفت. این نظام پادشاهى عرب با برگزارى اولین دور انتخابات شوراها، گامى در جهت تغییرات سیاسى برداشت. با نگاهى به ساختار سیاسى عربستان، درمى یابیم تشکیل شوراها اقدامى قابل توجه اما نه بسیار بزرگ به حساب مى آید، زیرا پارلمان عربستان که بسیار قدیمى تر و قدرتمندتر از شوراهاست، تنها جایگاهى مشورتى در نظام سیاسى این کشور دارد.
براین اساس، تأثیرات شوراها بر دیپلماسى عربستان (حداقل در چندسال آینده) محسوس نخواهدبود؛ اما تشکیل این نهاد، دست کم اقدام این کشور عربى در حرکت به سوى دموکراسى به نظر خواهدآمد! کشور دیگرى که تن به اصلاحات داد، مصر بود و این اتفاق در انتخابات ریاست جمهورى تابستان گذشته این کشور رخ داد.
حسنى مبارک در تمام چهاردوره گذشته، تنها نامزد انتخابات ریاست جمهورى مصر بود و بدون هیچ رقیب جدى توانست ۲۴ سال، ریاست دولت این کشور را عهده دار باشد. اما سرانجام قانونى را از تصویب پارلمان مصر گذراند که طى آن، احزاب سیاسى مختلف حق معرفى کاندیداى ریاست جمهورى را پیدا مى کردند.
نمونه هایى که عنوان شد، تنها گوشه اى از اجراى طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا بود. بى شک دولت ایالات متحده نقشه هاى وسیع ترى براى منطقه اعراب درنظر دارد و در این میان، نقش اتحادیه عرب اهمیت دو چندانى پیدامى کند؛ زیرا از یک سو این اتحادیه درصورت عملکرد مثبت و ایجاد همسویى در سیاستهاى اعراب، مى تواند مانعى (بزرگ یا کوچک) براى رسیدن آمریکا به اهدافش در منطقه باشد. اما ازسوى دیگر، اگر اتحادیه اعراب منفعل عمل نماید، نه تنها سودى را نصیب مردم و دولتهاى عرب نخواهدساخت بلکه ممکن است علیه ایشان نیز به کار گرفته شود. زیرا آمریکا و دولتمردانش اثبات کرده اند از هر وسیله اى جهت رسیدن به نیات خود سوءاستفاده خواهندکرد، حتى از «اتحادیه عرب»! براى روشن تر شدن موضوع، باز هم در انتظار گذشت زمان خواهیم بود.
۳- سوریه: سوریه که به عنوان یکى از بنیانگذاران اتحادیه عرب محسوب مى شود، در یک سال اخیر تحت فشارهاى شدید بین المللى است. از زمان ترور رفیق حریرى، نخست وزیر سابق لبنان و همراهانش، مسؤولیت این حادثه متوجه مقامات بلندپایه سوریه بوده است؛ هرچند دولتمردان سوریه همواره این اتهام را رد و بارها تأکید کرده اند نقشى در کشته شدن نخست وزیر سابق لبنان نداشته اند. با وجود اعلام برائت سوریه از قتل حریرى، فشارهاى آمریکا و اروپاییان هرروز بیشتر شد تا آنجا که پرونده ترور نخست وزیر سابق لبنان، در شوراى امنیت موردبررسى قرارگرفت. نتیجه آن شد که شورا علاوه بر آنکه گروهى را مأمور تحقیق درباره قتل حریرى کرد، قطعنامه ۱۵۵۹ را نیز به تصویب رساند. مطابق این قطعنامه، سوریه موظف شد نیروهاى خود را از لبنان خارج کند.
حمایتهاى اتحادیه عرب تاحدودى توانسته از دردسرهاى سوریه بکاهد که دراین میان، نقش مصر و عربستان سعودى برجسته تر از سایر اعضاى اتحادیه بوده است. چه ملک عبدالله، پادشاه عربستان و مبارک، رئیس جمهورى مصر تلاشهاى فراوانى براى نجات سوریه انجام داده اند. این موضوع (حمایت از سوریه) بیانگر اهمیت این کشور براى اتحادیه عرب است. به هرحال، هنوز پرونده قتل حریرى مفتوح است و سوریه نیز تحت فشار. بى شک حمایت اعراب از سوریه، پشتوانه محکمى براى «بشار اسد» رئیس جمهورى این کشور و حل مسأله رفیق حریرى، آزمونى بزرگ براى اتحادیه عرب خواهدبود. موضوع «سوریه»، «طرح خاورمیانه آمریکا» و «رهبران جوان عرب»، شرایط جدیدى را براى اتحادیه عرب در آینده به وجود خواهدآورد و بدون شک سیاستهاى تازه اى را نیز مى طلبد. باید منتظر باشیم تا ببینیم «موسى» و اتحادیه تحت فرمانش، چه طرحهایى درسر دارند؟
اسرائیل
یکى از قدیمى ترین معضلات سیاسى جهان عرب، اسرائیل است. رژیم صهیونیستى سرزمین فلسطینیان را اشغال کرده و به عنوان خاک خود معرفى کرده بود. درنتیجه، مناسبات خاصى میان دولت هاى عرب و اسرائیل وجودنداشت.وضعیت به همین شکل ادامه یافت تا آنکه چند کشور عرب، تصمیم به برقرارى رابطه با اسرائیل گرفتند. ابتدا مصر پیشقدم شد و روابط خود را با دولت صهیونیستى عادى ساخت. بعدها، اردن هاشمى نیز راه مصر را درپیش گرفت. اما اقدام هردو کشور (مصر و اردن) مورداعتراض شدید دیگر کشورهاى عرب قرارگرفت و ایشان بر حمایت از فلسطینیان تأکید داشتند.
در ماههاى اخیر، باز هم شرایط تغییر کرده است. پس از عقب نشینى اسرائیل و تخلیه قسمتهایى از سرزمینهاى اشغالى، زمزمه هایى میان اعراب براى به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستى به گوش مى رسد. امارات متحده عربى اجازه تأسیس یک دفتر بازرگانى درخاک خود را به رژیم صهیونیستى مى دهد؛ تونس نیز پذیراى یک هیأت پارلمانى از اسرائیل بوده است. مراودات سیاسى میان قطر و اندونزى با رژیم صهیونیستى به وجود آمده است. مواردى از این دست در یک سال اخیر بسیار اتفاق افتاده اما همچنان نارضایتى هاى وسیعى در قبال به رسمیت شناختن اسرائیل (درجامعه عرب و غیرعرب) وجوددارد؛ ازجمله مخالفتهاى نه چندان جدى عربستان و اعتراض هاى شدید جمهورى اسلامى ایران.
با این توضیحات، یکى از وظایف اصلى اتحادیه عرب در آینده نزدیک، اتخاذ تصمیم درباره اسرائیل است و دراین میان، هماهنگ ساختن نظرات کشورهاى مختلف، کارى سخت و مشکل به نظر مى رسد. از دیگر سو پیروزى خیره کننده «حماس» در انتخابات پارلمانى فلسطین، نه فقط اعراب بلکه جهانیان را شگفت زده کرد. این گروه سیاسى توانست اکثریت پارلمان فلسطین را در انتخابات زمستان گذشته از آن خود کند. به قدرت رسیدن حماس از آن جهت داراى اهمیت است که این گروه فلسطینى، مواضع سرسختانه اى علیه اسرائیل داشته و تا به امروز، هرگز رژیم صهیونیستى را نپذیرفته است.
پس از به قدرت رسیدن حماس، آمریکا و اسرائیل تلاشهاى خود را جهت منزوى ساختن دولت خودگردان فلسطین و قطع کمکهاى مالى به این تشکیلات آغاز کردند. اما رهبران عرب و نیز دولتهاى اروپایى اعلام کردند مساعدتهاى مالى خود را به دولت خودگردان ادامه خواهندداد زیرا «حماس در یک انتخابات دموکراتیک به پیروزى دست یافته است.» ازسوى دیگر، اروپاییها فعالیتهاى وسیعى ترتیب دادند تا رهبران حماس را قانع سازند. اسرائیل را به رسمیت شناخته و مراوداتى با این رژیم داشته باشند. امرى که تاکنون به وقوع نپیوسته و همچنان اعضاى ارشد حماس به مواضع ضدصهیونیستى خود پافشارى مى کنند. با این اوصاف، وضعیت فلسطین شرایط تازه اى را پیش روى اتحادیه عرب قرارداده است. حساسیت موضوع زمانى بیشتر مى شود که بدانیم «فلسطین» مهمترین مسأله نیم قرن اخیر جهان عرب و خاورمیانه بوده است. بنابراین، موسى و اتحادیه عرب مى بایست دیپلماسى آینده خود را چنان ترسیم نمایند که «همگان» راضى باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات