با گذشت 5 ماه از تشکیل دولت فلسطین به رهبری حماس، تشکیل دولت وحدت ملی با مشارکت همه احزاب و گروههای فلسطینی برای برونرفت از بحران کنونی که در همه ابعاد گریبانگیر دولت و ملت فلسطین شده، در صدر اخبار، فعالیتها و اظهارات مقامات سیاسی و رسانهها قرار گرفته است.
سوابق طرح مساله دولت وحدت ملی
سال 2005 شاهد حضور جدی حماس در عرصه سیاسی بود. جنبش حماس پیشبینی میکرد که پس از تشکیل دولت با چالشهای عدیدهای مواجه شود، لذا سعی کرد دولتی را با مشارکت همه گروههای فلسطینی تشکیل دهد، ولی از همان ابتدا مشکلاتی در مسیر حرکت آن پدیدار شد.
اولین مشکل حماس، ناکامی در تشکیل دولت ائتلافی بود. این جنبش 25 ژانویه 2006 در انتخابات شورای قانونگذاری پیروز شد و کابینه خود را حدودا 2 ماه بعد و با ترکیبی از اعضای حماس و چند نامزد مستقل تشکیل داد، ولی با این شرایط دولت تحت رهبری حماس مجبور شد به تنهایی با مشکلات داخلی و خارجی مواجه شود.
دلایل ناکامی دولت حماس برای تشکیل دولت ائتلافی را میتوان به شرح زیر عنوان کرد:
مواضع قاطع فتح و حماس در خصوص اصول شناخته شده خود: عمده اختلاف فتح و حماس بر سر اصولی بود هر یک از طرفین به عنوان دلایل خود معرفی میکردند. جنبش فتح بر این عقیده بود که حماس اگر چه در به رسمیت نشناختن اسرائیل مختار است، ولی باید ساف را به عنوان نماینده مشروع ملت فلسطین و توافقنامههای امضا شده آن با اسرائیل را بپذیرد؛ جنبش حماس مصرانه این موضوعات را رد میکرد.
فشارهای خارجی: یکی دیگر از عوامل عدم دستیابی به ائتلاف، تهدید آمریکا مبنی بر درج نام وزرای حماس در فهرست تروریسم و نیز تهدید اسرائیل در خصوص ترور اسماعیل هنیه و اعضای کابینه وی بود. ساف نیز از این بیم داشت که با مشارکت در کابینه تحت رهبری حماس، کمکهای مالی به آن قطع شود.
بعد سیاسی
عرصه داخلی: با به قدرت رسیدن حماس، رقابتهای نهچندان سازنده میان دولت حماس و محمود عباس و عدم پذیرش عزل و نصبهای انجام گرفته توسط رئیس تشکیلات از سوی حماس و جنگ تبلیغاتی گسترده فتح و حماس، اوضاع داخلی فلسطین متزلزل شد.
اقدامات اسرائیل: دستگیری 8 وزیر و 37 نماینده شورای قانونگذاری به دست اسرائیل در جهت کاهش اثرگذاری حماس در زمینههای مختلف انجام گرفت و اجرای طرح عقبنشینی یکجانبه از کرانه باختری و طرح الحاق با شدت بیشتری دنبال و حتی مذاکرات با محمود عباس نیز قطع شد.
عرصه عربی: کشورهای عربی، دولت حماس را برای به رسمیت شناختن اسرائیل، ساف و توافقنامههای گذشته تحت فشار قرار دادند و کشورهای مصر و اردن نیز استقبال چندانی از این دولت به عمل نیاوردند. نقطه اوج فشارهای عربی بر حماس، درخواست از این جنبش برای پذیرش طرح صلح عربی است که در آن عقبنشینی همه جانبه اسرائیل از اراضی اشغالی 67 و تشکیل دولت فلسطین در این مناطق، در ازای به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوی کشورهای عربی مطرح شده است.
عرصه بینالمللی: با توجه به این که حماس از سوی بسیاری از کشورهای غربی به عنوان یک سازمان تروریستی قلمداد میشود، روی کار آمدن آن، موجب اعمال فشار بر حماس برای به رسمیت شناختن اسرائیل شد و تلاش کردند تا آن را در انزوای سیاسی قرار دهند و روابط دیپلماتیک خود را با آن قطع کردند. علاوه بر این به هیاتها و مقامات حماس نیز اجازه حضور در همایشها و اجلاسهای برگزار شده در خاک این کشورها داده نشد.
بعد نظامی: خشونت نظامی اسرائیل، یکی دیگر از مشکلات حماس محسوب میشود. این مساله پس از به اسارت گرفتن گیلاد شالیت، ابعاد تازهتری به خود گرفت، ترور گسترده رهبران مقاومت با مشارکت عوامل مزدور و جاسوس اسرائیل شدت گرفت تا جایی که گروههای مختلف، خواهان رسیدگی جدی به این مساله شدند.
تعدیل مواضع و نگرشهای جدید حماس: حماس پس از مواجه شدن با مشکلات ذکر شده، با نگرشهای جدیدی سعی کرد قدرت را با دیگران تقسیم کند و به این نکته پی برد که تداوم این وضعیت، علاوه بر این که ممکن است باعث وقوع جنگ داخلی شود، ایدئولوژی مقاومت را نیز به شکست خواهد کشاند. بنابراین حماس با تلاش برای تشکیل دولت وحدت ملی سعی دارد به جای این که یکباره مواضع سیاسی خود را در عرصه داخلی و منطقهای و جهانی مطرح کند، در یک مسیر آرام گام نهد.
تلاش فتح برای مطرح کردن مجدد خود در عرصه فلسطین: جنبش فتح که تا پیش از این انتخابات، قدرت شماره یک در عرصه سیاسی فلسطین محسوب می شد، اکنون پس از گذشت چندین ماه از تشکیل دولت حماس، نگران آن است که اگر فعالیت حماس در جایگاه اداره کننده دولت و شورای قانونگذاری تداوم یابد، امکان حذف تاثیرگذاری فتح وجود دارد. اکنون فتح می کوشد با توجه به مشکلات فراوان پیش روی حماس، امتیاز بیشتری از حماس گرفته و با پا نهادن به عرصه دولت، خود را به عنوان عامل نجات مردم فلسطین معرفی کند.
جنگ لبنان: تلاش لبنانیها برای کاهش تعارضات و اختلافات داخلی باعث شد تا فلسطینیها نیز نزدیک شدن دیدگاهها و از بین رفتن اختلافات به منظور به خطر نیفتادن موجودیت فلسطین را خواستار شوند.
احتمالات مطرح شده
تشکیل دولت وحدت ملی: با توجه به این که همه طرفهای تاثیرگذار در عرصه فلسطین، خواهان تشکیل دولت وحدت ملی هستند، گزینه تشکیل دولت وحدت ملی محتملتر است.
در صورتی که دولت وحدت ملی مورد قبول جامعه بینالمللی تشکیل شود، احتمال لغو محاصره، از سرگیری کمکهای دولتهای بزرگ، از بین رفتن مشکلات اقتصادی، اعتصابات و بهبود وضعیت معیشت مردم وجود دارد و از طریق محول کردن مذاکرات به جنبش فتح، احتمال مسترد شدن درآمدهای مالیاتی نیز موجود است. اما نباید انتظار داشت دولت وحدت ملی بتواند همه مشکلات و موانع را از سر راه بردارد.
عدم تشکیل دولت وحدت ملی: در صورتی که دولت وحدت ملی تشکیل نشود، محاصره همچنان ادامه خواهد داشت و اعتصابها گستردهتر خواهد شد که اگر اینگونه شود، احتمالا محمود عباس، دولت را منحل اعلام کرده و اعلام انتخابات زودرس خواهد کرد، در اینباره نباید از نقش منفی کشورهای خارجی و گروههای داخلی غافل بود. همچنین امکان دارد حماس پس از رویارویی با این مشکلات، تصمیم خروج از صحنه سیاست را اتخاذ کند و دوباره به روند مقاومت مسلحانه بازگردد که البته با توجه به رویکردهای حماس، این گزینه بعید به نظر میرسد.