تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۴۲۳۶۵

جبهه جدید!


دکتر محمد‌مهدی مظاهری
با برقراری آتش‌بس میان حزب‌الله و اسرائیل و عادی شدن نسبی اوضاع منطقه، فشار واشنگتن برای ایجاد اجماع بین‌المللی و به تبع آن، تعلیق غنی‌سازی در ایران روندی تصاعدی به خود گرفته است.
این در حالی است که دیپلماسی هسته‌ای ایران همچنان بر اصول پایدار خود ـ یعنی استفاده صلح‌آمیز از دانش‌ هسته‌ای و مذاکره بدون پیش‌شرط برای اطمینان بخشی و ایجاد اعتماد متقابل برای کاستن از دغدغه‌های امنیتی طرفین منازعه ـ استوار است؛ به طوری که در پاسخ به فشارهای اخیر کشورهای غربی در قبال بسته پیشنهادی 1+5 وزیر امور خارجه ایران به رغم ناعادلانه خواندن بحث تعلیق غنی‌سازی اورانیوم، اعلام کرد که این موضوع می تواند در جریان مذاکرات و نه به عنوان پیش‌شرط مورد بررسی قرار گیرد.
به نظر می‌رسد، بعد از ناکامی‌های واشنگتن و تل‌آویو در تحمیل سیاست های منطقه‌ای خود و همچنین ایجاد خاورمیانه جدید به محوریت اسرائیل، رویارویی مستقیم با تهران از سوی این دو کشور به شکل جدیدتری پیگیری شود.
اهرمهای فشار واشنگتن
1ـ تجهیز رژیم صهیونیستی به سلاح کشتار جمعی: رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه تنها رژیمی است که با پشتیبانی غرب بویژه آمریکا توانسته است بدون توجه به قطعنامه‌های سازمان ملل متحد و برخلاف مفاد پیمان ان.‌پی.‌تی برای تولید و انباشت تسلیحات هسته‌ای گام بردارد. کارشناسان مسائل نظامی از این رژیم به عنوان ششمین کشور هسته‌ای با داشتن حداقل 200 کلاهک هسته‌ای یاد می‌کنند.
تملک سلاح هسته‌ای از سوی رژیم صهیونیستی، امنیت خاورمیانه را به خطر انداخته و رقابت تسلیحاتی میان کشورها را تشدید کرده است.
دولتمردان واشنگتن در رفتاری دوگانه تجهیز رژیم صهیونیستی به تسلیحات هسته‌ای و دیگر سلاحهای کشتار جمعی را در جهت راهبرد بازدارندگی و تداوم امنیت این رژیم ارزیابی می کنند و از سوی دیگر، فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را برخلاف پادمان‌های بین‌المللی و امنیت جهانی می‌دانند.
2ـ بومی شدن فناوری هسته‌ای در ایران به‌رغم تشدید فشارهای بین‌المللی برای تعلیق غنی‌سازی اورانیوم، خشم دولتمردان کاخ سفید و تل‌آویو را برانگیخته است، به طوری که طیف تندروی نو محافظه‌کاران کاخ سفید مانند برنارد‌‌لوئیس، رویارویی ایران با آمریکا و اسرائیل را قریب‌الوقوع می‌دانند. از سوی دیگر حمله هوایی به تاسیسات هسته‌ای ایران، بار دیگر از سوی مقامات پنتاگون مطرح شده است. ناکامی نیروهای صهیونیستی در خلع سلاح حزب‌الله و پذیرش شکست در جنگ از سوی سران صهیونیست باعث شده آنان با تکرار ادعاهای واهی مبنی بر این که حزب‌الله به نمایندگی از ایران و سوریه با نیروهای نظامی این رژیم درگیر هستند، بسترهای لازم را برای فتنه‌افروزی بیشتر در منطقه فراهم کنند.
توانمندی‌های ایران
1ـ توانمندی نظامی: جنگ لبنان ثابت کرد برعکس تصورات دولتهای عربی، ارتش رژیم صهیونیستی دژی مستحکم و شکست‌ناپذیر نیست، به طوری که نظامیان این رژیم به رغم به کارگیری تمام تسلیحات پیشرفته نظامی نتوانستند در مقابل نیروهای اندک و چریکی حزب‌الله موفقیت چشمگیری داشته باشند. یک ماه حملات هوایی و زمینی اسرائیل، نه تنها به خلع سلاح حزب‌الله نیجامید، بلکه باعث رژیم جنگ طلب صهیونیستی در طول موجودیت نامشروع خویش، برای اولین بار طعم شکست را در لبنان تجربه کند.در قیاس با توانمندی‌های نظامی حزب‌الله و نیروهای ایرانی، این فرضیه مطرح است که بمباران هوایی تاسیسات هسته‌ای ایران و رویارویی مستقیم این رژیم، می تواند تداوم بقای آن را در منطقه به شکل جدی‌تری در معرض تهدید قرار دهد.
نداشتن عمق استراتژیک و دفاع‌پذیری سرزمینی، دو فاکتوری است که می‌توانند به عنوان برگ برنده در دست نیروهای ایرانی قرار گیرد. از سوی دیگر هر حمله احتمالی به ایران می‌تواند موقعیت نیروهای آمریکایی را در عراق و افغانستان با مشکل بزرگی مواجه سازد. در همین حال پاسخ ایران به هر تجاوز احتمالی می‌تواند فراتر از تصورات و محاسبات سران رژیم صهیونیستی باشد و باردیگر خواب آنان را آشفته‌تر کند؛ رژیمی که نتوانست در مقابل موشکهای پیشرفته پاتریوت از امنیت شهروندان صهیونیستی حفاظت کند، بدون تردید در مقابل موشکهای ایرانی با قدرت تخریبی بالا ناتوان و عاجز خواهد ماند.
2ـ توانمندی اقتصادی: موقعیت جغرافیایی نیز از جمله عواملی است که می تواند در صورت وقوع جنگ احتمالی به نفع ایران تمام شود؛ چرا که اشراف بر تنگه استراتژیک هرمز به عنوان گلوگاه اقتصادی جهان و همچنین برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز به عنوان چهارمین صادر کننده نفت در دنیا، آمریکا و هم‌ پیمانان آن را در تنگنای بیشتری قرار می‌دهد. در عین حال ملاحظات اقتصادی و بحران نفت می تواند به عنوان بازدارنده در مقابل پیگیری سیاست های جنگ‌طلبانه تیم بوش مطرح شود.
فرجام
گرچه آمریکا توانسته است با تطمیع متحدان خویش و با تصویب قطعنامه 1696 در شورای امنیت به برخی خواسته‌های خویش مبنی بر تشدید فشار بر ایران و تعیین ضرب‌الاجل در توقف غنی‌سازی اورانیوم (31 اوت) دست یابد، اما وخامت اوضاع منطقه به دلیل تجاوز اخیر اسرائیل به لبنان و نیز افزایش ناامنی‌ها در عراق و افغانستان باعث شده است سران کاخ سفید به رقم تندروی‌های لفظی درباره مسائل هسته‌ای ایران، از گشایش جبهه جدید در منطقه هراس داشته باشند. از سوی دیگر اصرار آمریکا مبنی بر تحریم اقتصادی ایرانی می‌تواند به پیچیده‌تر شدن مسائل هسته‌ای ایران بینجامد که نتیجه بارز آن، تغییر در مواضع هسته ای ایران و قطع ارتباط با آژانس دیگر نهادهای بین‌المللی خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات