جاوید یاری
گروه سیاسی
از جمله اموری که برای اصولگرایان از بداهت و روشنی ویژه ای برخوردار است، تشکیل جبهه ای در جناح مخالف دولت اصولگرا پس از شکست اصلاحاتیان در انتخابات ریاست جمهوری و افول قدرت سیاسی ایشان در جهت ایجاد جنگ روانی علیه نیروهای اجرایی جبهه اصولگرایی علی الخصوص دولت نهم و سنگ اندازی در مسیر اجرای طرح ها و برنامه اصولگرایان در مجلس و دولت با هدف سلب اعتماد مردمی از توانایی های اصولگرایان در طرح و اجرای برنامه های موردنظر خویش در راستای حل و برطرف نمودن مشکلات و معضلات فراروی مردم و نظام میباشد.
جنگ و عملیات روانی این جریان که از اولین روزهای تشکیل دولت خدمتگزار در شکل ها و ابعاد گوناگونی آغاز گشته و با گذر زمان بر هجمه و گستردگی آن به نحو بسیار زیادی افزوده شده است.
در ماه های انتهایی سال جاری و با گذشت 9 الی 10 ماه از عملکرد دولت در سال 1385 و عینی شدن کارنامه عملکرد دولت در این مدت زمان نیز رسیدن پرونده هسته ای ایران به مراحل بسیار حساس خویش و اعلام ضرب الاجل آمریکا و همپیمانانش در شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر لزوم قبول تعلیق غنی سازی اورانیوم از سوی ایران و عدم پذیرش این امر از سوی ایران و نیز اعمال برخی تحریم ها از سوی آمریکا و غرب بر علیه ایران شاهد شدت گرفتن سمپاشی ها و سیاه نمایی های مدعیان اصلاحات و مخالفین مجلس و علی الخصوص دولت اصولگرا بوده به نحوی که ایشان تمام هم و غم و توان سیاسی و رسانه ای خویش را متوجه و معطوف به القای وجود وضعیت اورژانسی، خطرناک و فوق العاده در تمامی عرصه ها برای نظام جمهوری اسلامی بویژه در سه زمینه اقتصاد، مسئله پرونده هسته ای و امنیت کشور به واسطه برخی ادعاها و تحرکات سیاسی و نظامی آمریکا مبنی بر حمله نظامی علیه ایران نمودند.
استراتژی اصلاحاتیان در قبال پرونده هسته ای ایران در آژانس و شورای امنیت سازمان ملل، استراتژی برخاسته از احساس توهم ضعف فراوان در مورد ایران در برابر قدرت های استثمارگر جهانی مانند آمریکا و همپیمانان وی و ترس مفرط از حمله نظامی آمریکا و یا اعمال تحریم های گسترده اقتصادی علیه ایران بوده است. ایشان همواره با اتخاذ موضعی بسیار ضعیف در قبال پرونده هسته ای کشور و تبلیغ فراوان معتدلانه و معقولانه بودن این موضع بر لزوم تعلیق موقت فعالیت های غنی سازی اورانیوم همانند زمان دولت آقای خاتمی و نیز تداوم مذاکرات هسته ای با طرف های مدعی ایران حتی آمریکا در جهت ممانعت از اعمال تحریم های احتمالی بیشتر علیه ایران تاکید فراوان داشته و تنها راه موفقیت کشور در مسیر پرونده هسته ای را گذر از طریق موردنظر خویش معرفی نمودهاند.
اصلاحاتیان با ملاحظه سیاست های اصولگرایان و دولت جدید در قبال حق هسته ای ایران و نحوه تداوم مذاکرات و موضع گیری های ایشان دم را غنیمت شمرده و با استفاده از انتقاد از این سیاست ها علاوه بر معرفی و تبلیغ راهبرد تسامحی و سازشکارانه خویش اقدام به دامن زدن و گسترش جنگ روانی خویش علیه سیاست های اصولگرایان با تمسخر، تخریب، غیر کارشناسی و غیرمقعول نشان دادن مواضع دولت، مجلس و گروه های اصولگرایی نموده اند. مصادیق این نوع رفتار اصلاحاتیان را در مدل ها و رنگ های مختلف!!! به وفور می توان در ارگان های رسانه ای منتسب به ایشان ملاحظه نمود.
یکی از این مصادیق، تمسخر و سخیف نشان دادن موضع رئیس جمهور در خصوص دورانداختن ترمز قطار هسته ای ایران میباشد. آقای احمدی نژاد طی سخنانی عنوان داشته اند: “این [مسیر حرکت ایران در دستیابی به فناوری هسته ای] قطاری است که در حال حرکت است و ترمز و دنده عقب ندارد چون ما در سال گذشته ترمز و دنده عقب آن را کنده و دور انداخته ایم. اصول حرکت ما را مقام معظم رهبری تضمین می کند و ما مسئولان نیز این اصول را با کمک مردم به پیش میبریم.”(1)
نویسنده روزنامه اعتماد ملی با تشبیه قطار هسته ای مدنظر رئیس جمهور به “ماشین مشدی ممدلی نه بوق داره نه صندلی”(2)، با انجام تمسخرهای کودکانه و خارج از شان روزنامه ای منتسب به حزبی که به نوعی داعیه دار رهبری جریان اصلاحات در روزهای فعلی بوده و از طرف دیگر مدعی مخالفت با گروه ها و نگرش های افراطی و انحصارطلبانه در هر جریان سیاسی می باشد!!! به ظرافت گویی و نکته پردازی های دقیق و منطقی که قوه عاقله بسیاری از افراد از پی بردن به آنها اظهار عجز می نماید!!!
پرداخته و عنوان می دارد: “اما ظرافت قصه این است که بولدوزر آقای احمدی نژاد در حرکت به سمت قله نیست که سرعت می گیرد بلکه در سقوط به طرف دره است که هر آن بر سرعتش افزوده می شود هرچند بالاخره هیچ حرکتی از این دست تا ابد پیدا نمی کند و یک جا تمام می شود اما کجا؟ روشن است ته دره.” نویسندگان این روزنامه با استفاده از ادبیاتی سخیف به عقده گشایی از اصولگرایان علی الخصوص دولت نهم به واسطه از دست دادن قدرت اجرایی از سوی مدعیان اصلاحات در تیر 84 پرداخته و اوج عناد خود با دولت نهم و ناپختگی سیاسی خویش را در هنگامه لزوم حفظ وحدت و عدم نشان دادن اختلاف در صفوف خود و حمایت از ارکان و قوای نظام در امر خطیر هسته ای به نمایش گذارده است.
این روزنامه در راستای القای ضعف مفرط جمهوری اسلامی ایران در برابر توان نظامی و اقتصادی آمریکا و غرب در کنار مطالب انتقادی متعددی در خصوص مواضع رئیس جمهور در خصوص توان هسته ای ایران و برگشت ناپذیر بودن آن در کاریکاتوری آمریکا، غرب و شورای امنیت سازمان ملل را به شیری تشبیه نموده است که دولت احمدی نژاد و یا نظام جمهوری اسلامی ایران در حال آزردن، گاز گرفتن و بازی با دم این شیر میباشد.
همین روزنامه با درج مطلبی از جناب آقای صادق زیبا کلام به غیرمعتدلانه و غیرمعقولانه بودن مواضع دکتر احمدی نژاد تاکید کرده و با تفسیر مواضع دولت در برابر غرب به “بگردید تا بگردیم” قسمتی از حاکمیت و بسیاری از مقامات کشور را مخالف مواضع احمدی نژاد و موافق با مذاکره با “روش های معتدل و معقول” نشان می دهد. این نویسنده ادعای رئیس جمهور مبنی بر وجود رابطه تنگاتنگ میان دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته ای و پیشرفت ترقی صنعتی ناگهانی و پیشرفت در صدها رشته دیگر همچنین ورود ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه به کلوپ کشورهای پیشرفته هسته ای را بسیار سوال برانگیز و محل تشکیک وبحث نشان داده و “پیش فرض مساوی بودن دستیابی ایران به سوخت هسته ای با توسعه کلان کشور را” نیازمند به بازبینی معرفی نمودهاند.(3)
در پاسخ به جناب زیباکلام باید متذکر شویم که اولا ادعای ایشان مبنی بر مخالفت “قسمتی از حاکمیت و بسیاری از مقامات کشور” با مواضع رئیس جمهور و بالطبع مخالفت این گروه با روند فعلی مذاکرات به شدت قابل مناقشه و تردید بوده و تنها با تفسیر جمله “بسیاری از مقامات کشور” به مدعیان اصلاحات و مخالفین افراطی جناح اصولگرایی و دولت نهم می توان مدعی وجود مخالف و منتقد در خصوص روند فعلی مذاکرات آن هم در میان طیفی مطرود از عرصه قدرت سیاسی توسط مردم و منزوی از مردم بود.
ثانیا، استفاده مغالطه ای چنین فاحش در کلام از سوی جناب زیباکلام عجیب می باشد زیرا بسیار واضح است که منظور رئیس جمهور از پیشرفت و ترقی صنعتی ناگهانی به واسطه دستیابی به چرخه سوخت هسته ای نه آن است که این دستیابی علت تامه ترقی صنعتی بلکه یکی از عوامل در کنار عوامل دیگر و البته عاملی اصلی و بسیار تاثیرگذار خصوصا در طی سال های آتی و به دلیل رشد روزافزون نیازمندی به انرژی جهت فعال نگاه داشتن چرخه صنعتی کشور و بسط و گسترش آن میباشد.
با توجه به ورود تکنولوژی هسته ای در بسیاری از رشته های علمی منجمله پزشکی، کشاورزی و... و نیز تاثیرگذاری بی چون و چرای آن در بروز پیشرفت و تحول در این رشته ها چگونه می توان منکر این شد که پیشرفت هسته ای کشور در کنار اعمال مدیریت صحیح، استفاده از هوش سرشار جوانان ایرانی و تخصیص بودجه مناسب جهت تحقیق و پژوهش می تواند منجر به پیشرفت کشور در صدها رشته علمی دیگر گردد.
در جمع بندی بحث طرح شده بایستی متذکر و یادآور شد که اصلاحاتیان در حالی تاکید و اصرار بر تعلیق موقت فعالیت های غنی سازی نموده و روند طی شده در مذاکرات هسته ای را غیرمعتدلانه و غیرمعقولانه جلوه می دهند که مقام معظم رهبری (حفظه الله) در خصوص بحث هسته ای و موضع گیری مسئولین متذکر شده اند: “مسئولان حق ندارند از این دستاورد بزرگ (انرژی هسته ای) اجتناب کنند، مسئولان نباید از حرکت به سمت قله های بلند واهمه داشته باشند مسئولان باید با در نظر گرفتن جوانب امور، به هیچ وجه عزم جلو رفتن را از دل خود و ملت بیرون نکنند، متاسفانه برخی افراد با سخنان و مطالب خود و بزرگنمایی مشکلات و بیان برخی ضعف هایی که وجود ندارند موجب جرات پیدا کردن دشمن می شوند که این اشتباه است، مسئولان آگاهانه و با جدیت حق هسته ای ملت ایران را پیگیری می کنند و به جاهای بسیار خوبی رسیده اند که انشاءالله به جاهای بهتری هم خواهند رسید.”(4)
مدعیان اصلاحات در حالی به هجمه خویش علیه دولت اصولگرا ادامه می دهند که مقام معظم رهبری پشتکار و تلاش بی وقفه دولت را از نعمت های الهی برشمرده و در خصوص تلاش بی وقفه و خالصانه دولت عنوان داشتند: “مسئولان دولت به معنای حقیقی کلمه شبانه روز در حال مجاهدت هستند و با برنامه ریزی، اقدام و پیگیری اهداف نظام و مردم را دنبال می کنند که باید این نعمت را شناخت و قدر دانست.”(5)