*جناب یحیوی! ارزیابی شما از عملکرد دولت در حوزه احزاب چیست؟ آیا رویکرد مناسبی در این مقوله از طرف دولت اتخاذ شده است؟
**خوشبختانه دولت آقای احمدینژاد توانسته با حرکت فراجناحی خود گام مثبتی در تعامل با احزاب بردارد.
متأسفانه در برخی از دولتها احزاب دولت ساخته و گروههای در پناه آن قدرت را به دست میگرفتند و پس از رفتن دولت، قدرت آنها نیز کاهش مییافت.
*احزاب به هر صورت برای به دست گرفتن قدرت تلاش میکنند و طبیعی است پس از رفتن دولتی که از سوی آنها قدرت را در دست داشت، آنها نیز با کاهش عملکرد مواجه شوند.
**بله! این درست است. اما نه اینکه حیات یک حزب فقط به حیات دولت، وابسته باشد. احزاب اگر ریشهدار باشند، با از دست دادن اکثریت و یا قدرت به خودسازی میپردازند و در گذشته خود تجدیدنظر میکنند.
احزاب قدرتمند اگر با کاهش اقبال عمومی مواجه شوند، تلاش میکنند، نقاط افتراق خواستههای خود با خواستههای مردم را یافته و آن را اصلاح کنند، اما متأسفانه در کشور ما اینگونه نیست و بیشتر گروهها و احزاب، موسمی و برای انتخابات خاص بر سر کار آمدهاند.
*دولت نهم اعلام کرده حزبی نیست و با احزاب نیز کاری ندارد، آیا گمان میکنید این رویکرد مناسبی در مقابل فعالیت احزاب باشد؟
**اگر سازماندهی احزاب در کشور مسیر صحیح خود را سپری کرده باشد قاعدتاً حکومت نیز باید از درون حزب به وجود آید. اما مادامی که چنین نباشد، گروههای بیطرف میتوانند، فعالیت سیاسی را برای به دست گرفتن دولت یا فرستادن نمایندگان به مجلس انجام دهند.
در این حالت قطعاً حمایت نیروها و احزابی که خط فکری مشابهی با مجموعه بیطرف دارند، در روند پیروزی آنها بیتأثیر نیست. لذا مشکلی نیست که رئیسجمهوری یا مجموعه دولت اعلام کنند که ما به هیچ یک از گروههای سیاسی اصولگرا، اصلاحطلب و یا پیروان خط امام و رهبری وابسته نیستیم.
*وقتی دولت نسبت به گروههای مطرح اعلام عدم وابستگی میکند بدان معناست که دستورالعمل کاری خود را نیز از آنها نمیگیرد.
**من تصور میکنم در حال حاضر دولت آقای احمدینژاد دارای چنین ویژگی است و همانطور که اشاره کردم به دلیل نوع موضعگیریهای خود از سوی برخی گروهها مورد حمایت قرار میگیرد.