آمریکاییها هنوز کوتاه نیامدهاند. علیرغم آنکه طی چند ماه گذشته تحلیلگران زیادی از تحریم ایران با عنوان یک گلوله دو طرفه یاد کردند اما باز هم واشنگتن با همان سیاست قبلی در مقابل ایران رژه میرود. به نظر میرسد باید در انتظار بود و با چشمان باز بده بستانهای دیپلماتیک اقتصادی را تماشا کرد چون به قول یکی از نویسندگان «شینهوا» تازه یانکیها سوت بازی را به صدا درآوردهاند.
این در واقع اصلیترین واقعیت نزاع اقتصادی امروز جهان است.
بحران هستهای ایران حتی در بدترین روزهای خود نیز تا بدین حد موجب خشم سیاستمداران آمریکایی نشده بود اما حالا واشنگتن اصرار دارد که بدون حضور رفقای اروپایی، باز هم ایران را در یک کوچه بن بست قرار دهد. البته به نظر میرسد فارغ از این موضوع روزهای خوبی برای ایران در راه نباشد چون بالاخره اروپاییها نتوانستند فشار ایالات متحده را تحمل کنند. دیروز «فرانک اشتاین مایر»ـ وزیر امور خارجه آلمان فدرال ـ در لوکزامبورگ به خبرنگاران گفت که به احتمال زیاد شورای امنیت نسخه تحریم را علیه ایران امضا میکند.
این اتفاق هیچ معنایی ندارد جز اینکه یانکیها حالا دیگر در این میان آنچنان هم تنها نیستند اما با این وجود همچنان دوست دارند که به دور از برنامههای منسجم شورای امنیت به تنهایی بدترین شرایط اقتصادی را به ایران تزریق کنند. برای همین دوباره تحریم مالی ایران را در دستور کار خود قرار داده اند. دیروز بسیاری از تحلیلگران اقتصادی جهان با نشستن این خبر در ویترین رسانههای جهانی تا حد زیادی دچار شوک شدند. موضوع واقعیت دارد آمریکاییها میخواهند باز هم با بانکهای ایران یک جنگ اقتصادی را آغاز کنند. جریان رویارویی با بانک صادرات در دو ماه گذشته در واقع نقطه آغاز این درگیری تازه بود. حالا یانکیها در قامتی تازه متحدان اقتصادی خود را برای این نزاع دعوت کردهاند.
این درست نقطه عطف حیرت کارشناسان اقتصاد جهانی است چون تحریم مالی و اقتصادی کشوری نظیر ایران آن هم با چنین گستردگیای به طور حتم میتواند پیام بسیار بدی برای اقتصاد آمریکا باشد؛ جایی که مراودات جهانی آن تا حد زیادی مدیون سنگینی دلار است اما فقط کافی است تا ایران به عنوان دومین قدرت نفتی جهانی در مقابل این تحریمهای تازه مالی مبادلات خود را از پایه پولی دلار به یورو یا ارزهای اسپانیایی تغییر دهد آن وقت فعالان آمریکایی در اقتصاد جهانی باید کلی از دارایی خود را صرف پر کردن چالههای زیان کنند. روز گذشته «نیویورک تایمز» با تحلیلی تازه به این روایت رنگ واقعیت زد.
در واقع این روزنامه آمریکایی از تلاشهای جدید واشنگتن برای اعمال محدودیتهای مالی و بانکی علیه ایران و استفاده از ابزارهای حقوقی برای قطع روابط ایران و کره شمالی با سیستم مالی بینالمللی و قطع ارتباط سایر بانکهای ایرانی علاوه بر بانک صادرات با سیستم بانکی آمریکا خبر داد.
براساس این گزارش مقامات آمریکایی و کارشناسان بانکی معتقدند تلاش آمریکا برای استفاده از قوانین مالی خود به منظور تحت فشار قرار دادن ایران و کره شمالی شامل مجموعهای از تهدیدات ضمنی همراه با اقدامات مشهود است.
طی یک سال گذشته مقامات آمریکایی با بسیاری از روسای بانکهای خصوصی خارجی دیدار کرده و به آنها نسبت به مخاطرات تجارت با ایران و کره شمالی هشدار دادهاند که کارشناسان معتقدند دولت آمریکا تاکنون توانسته است بانکهای کشور خود را نسبت به همکاری با دو کشور فوق به اتهام حمایت آنها از تروریسم بر حذر دارد.
آشکارترین اقدام آمریکا به ماه گذشته برمیگردد که وزارت خزانه داری این کشور بانکهای آمریکایی را از انجام هرگونه مبادله بانکی با بانک صادرات ایران به اتهام حمایت از گروههای تروریستی محروم ساخت. این اقدام آمریکا در واقع از لحاظ فنی میتواند مانع مبادلات مالی بانک صادرات ایران با سایر بانکهای جهان شود. نیویورک تایمز مینویسد: با وجود موفقیتهای یکجانبهای که آمریکا در تحت فشار قرار دادن اقتصادی ایران و کره شمالی به دست آورده است، برخی کارشناسان میگویند اقدام آمریکا علیه ایران میتواند به منافع اقتصادی آمریکا آسیب وارد کند چرا که ایران میتواند مبادلات نفتی خود را از دلار تغییر دهد.
این گزارش میافزاید: اگر تحریمهای سازمان ملل علیه کره شمالی که روز شنبه تصویب شد، اثربخش نباشد، اقدامات یکجانبه آمریکا در اعمال محدودیتهای مالی و بانکی علیه ایران و کره شمالی عقیم خواهد ماند، چرا که تلاش جمعی بینالمللی بسیار موثرتر از اقدامات یکجانبه آمریکا است و واشنگتن با استفاده از قوانین و مجازاتهای خود فقط ضربات کوتاهی به ایران و کره شمالی وارد خواهد آورد.
بسیاری از مقامات بانکی آمریکا معتقدند واشنگتن در ماههای آینده مبادلات مالی و بانکی سایر بانکهای ایران با بانکهای آمریکا را نیز همچون بانک صادرات قطع میکند که نتیجه چنین اقدامیسخت شدن فروش دلاری نفت برای ایران خواهد بود و برای بانکها و کشورهای اروپایی نیز به علت مبادلات بانکی با هر دو طرف، مشکل ایجاد خواهد کرد.
براساس این گزارش، تاکنون علاوه بر بانکهای سوئیسی Credit Suisse و UBS، بانک HSBC انگلستان و ABN Amro هلند نیز در قراردادها و مبادلات خود با بانکهای ایران تجدیدنظر کردهاند و یک مدیر بلندپایه موسسه Lehman Brothers نیز اعلام کرده که در حال بررسی چگونگی جلوگیری از جریانات مالی به ایران است و مجموعهای از بانکها را بدین منظور در نظر گرفته است.
در مقابل، ایران تهدید کرده است علاوه بر ذخایر ارزی، درآمد فروش نفت خود را نیز از دلار به یورو و ارزهای آسیایی تبدیل خواهد کرد که در صورت مثمرثمر بودن این اقدام، آمریکا به منظور حفظ جایگاه دلار و جذب خریداران دلار مجبور به افزایش نرخ بهره خواهد شد.
جان هایمان ممیز سابق در دولت جیمی کارتر معتقد است اقدام ایران در تبدیل ذخایر دلاری به یورو مستقیما به تضعیف دلار منجر خواهد شد.
مطالب بالا عین گزارش روزنامهنویسان آمریکایی است. آنها در واقع خود نیز این واقعیت را پذیرفته اند که تحریم ایران شاخصهای اقتصادی ایالات متحده را نیز دچار تحولاتی نه چندان خوشایند میکند اما اینکه چرا همچنان واشنگتن با اصرار در پی تشدید انفرادی تحریم علیه ایران است به نظر میرسد نشان در چالشهای بسیار قدیمیو تمایل آمریکا برای کشاندن تمام کشورهای منطقه به زیر پرچم یانکیها دارد. آنها بیشتر از هر زمان دیگری عصبانی هستند.
چندی پیش کاخ سفید قانون حمایت از تحریم یکجانبه آمریکا علیه ایران را تا سال 2011 تمدید کرد اما به نظر میرسد این مساله سیاستمداران آمریکایی را راضی نکرده است، آنها بدون شک بر این گمان هستند که با ایجاد تحریم مراوده مالی علیه بانکهای ایرانی میتوانند بسیاری از روابط تجاری با ایران را دچار سکته کنند. این مساله شاید بخشی از واقعیت باشد اما این نکته را نیز نباید فراموش کرد که در دایره اقتصاد جهانی چنین اتفاقی حتما یک ضربه دوطرفه را ایجاد میکند. اگر بازی اقتصادی ایران در جهان با یورو انجام شود آمریکاییها باید افت شاخص ارزش اقتصادی دلار را تحمل کنند. تازه این بخشی از واقعیت است.
ایران پیش از این بارها در اختیار داشتن تنگه هرمز را یادآور شده است. امروز تمام فعالان اقتصاد جهانی میدانند که اگر این تنگه توسط ایران قفل شود غرب باید نیاز خود را به نفت فراموش کند و این یک مساله امکانپذیر نیست. برای همین با هر گلوله تحریم آمریکا، جهان توسعهیافته غرب باید در انتظار واکنش ایران باشد. واکنشی که بدون تعارف هیچ پیامد خوبی برای اقتصاد وابسته به نفت غرب ندارد.
از همین منظر میتوان گفت که جهان اقتصاد اصلا روزگار خوبی را تجربه نمیکند؛ غربیها به تازگی با جدیت تحریم ایران را در بوق میکنند و مسوولان ایرانی نیز بیشتر از هر زمان دیگری با جدیت از حقوق طبیعی خود سخن میگویند. این رویارویی تازه به نظر میرسد کار اقتصاد جهانی را به زودی با مشکلات فراوان همراه کند. آیا یانکیها میتوانند با این نزاع تازه مالی جریان هستهای ایران را متوقف سازند.