تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۰  ، 
کد خبر : ۴۲۵۲۹

بحران قره‌باغ در اغما


بهرام امیراحمدیان
ارامنه قره‌باغ با به دست‌گیری کنترل نواحی قره‌باغ کوهستانی، استانی خودمختار در جمهوری آذربایجان، و اشغال هفت ناحیه پیرامونی آن در خاک جمهوری آذربایجان به عنوان مناطق حائل، موفق شدند حدود یک پنجم اراضی جمهوی آذربایجان را به کنترل خود درآورند. این روند به تدریج از آغاز فروپاشی شوروی تا 1994 ادامه یافت و در ماه مه 2004، گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا (متشکل از نمایندگانی از یک شور منطقه‌ای، یعنی روسیه و دو کشور خارج از منطقه یعنی فرانسه و ایالات متحده) آتش‌بس را بین ارامنه و آذری‌ها برقرار کرد.
سئوال این است چرا ارامنه ساکن در استان قره‌باغ کوهستانی خواهان جدایی از جمهوری آذربایجان و استقلال کامل به عنوان یک جمهوری هستند؟ چرا در هنگام کنترل اوضاع قره باغ کوهستانی توسط ارامنه ساکن در قره‌باغ و اشغال هفت ناحیه مجاور، هیچ فردی در این اراضی همچون برخی نقاط جهان از جمله فلسطین، باقی نماند.
به نظر می‌رسد آذری‌های ساکن در قره‌باغ کوهستانی که کمتر از 20 درصد کل ساکنان این استان را تشکیل می‌دادند، به جهت عدم تعلق به خاکی که در آن ساکن بودند، نخواستند در این اراضی باقی بمانند و به سوی دیگر نقاط آذربایجان از جمله مترویل باکو سرازیر شدند، حرکتی که نشان از توزیع نامتعادل جمعیت و ثروت در این کشور داشت.
نکته لازم به یادآوری آنکه مرزهای بین جمهوری‌های تشکیل‌دهنده اتحاد شوروی، مرزهای بین‌المللی نبودند، بنابراین این مرزها تحدید حدود نشده و معاهده‌ای بین‌المللی بین این جمهوری‌ها امضا نشده بود. به همین سبب تعیین حدود بین جمهوری‌ها بیشتر بر اساس تقسمیات اداره داخلی اتحاد شوروی و برآورده کردن برنامه‌های مناطق اقتصادی هجده‌گانه‌ای بود که قفقاز جنوبی یکی از آنها بود. وجود بوم بسته‌های (enclave) یک جمهوری در نواحی مجاور جمهوری دیگر خود گویای این واقعیت است. با در نظر گرفتن این واقعیات می‌توان درگیری بین دو جمهوری ارمنستان و آذربایجان بر سر مسئله قره‌باغ را در این چارچوب ارزیابی کرد.
به همین سبب سازمان ملل متحد و شورای امنیت این مسائل را زیاد جدی نگرفته‌اند، هر چند در مورد فلسطین اشغالی نیز پس از گذشت چندین دهه از صدور قطعنامه‌های متعدد، هنوز اقدام عملی از سوی اسرائیل انجام نشده است. بنابراین نباید انتظار داشت که مسئله قره‌باغ در چارچوب‌ها و نرمهای متعارف بین‌المللی حل و فصل شود. لذا بحران می‌تواند سالها ادامه داشته باشد. آنچه مردم دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان از آن رنج می‌برند نه تصرف و کنترل استان قره‌باغ کوهستانی و نه نواحی پیرامونی آن است، بلکه ادامه حکومت هیأت‌های حاکمه‌ای است ک توانایی حل مشکلات اقتصادی مردم از جمله رفع بیکاری، مبارزه با مافیای اقتصادی، روشه و فساد اداری ندارد.
اکنون بحران قره‌باغ برای هر دو هیأت حاکمه و طرف سوم یعنی قره‌باغی به مسئله‌ای حیثیتی تبدیل شده است. اگر نهادهای بین‌المللی آن را به نفع آذربایجان تمام کنند، هیأت حاکمه ارمنستان به مردم خود که سالها از بحران اقتصادی و کمبودها و بیکاری و فقر و فساد و رشوه به بهانه وجود جنگ رنج برده‌اند، چه پاسخی می‌تواند بدهد. آیا آنها نخواهند پرسید اگر تصمیم بر این بود که قره‌باغ دوباره در ترکیب جمهوری آذربایجان قرار بگیرد، چرا سال اول مناقشه این کار نشد؟ چرا جوانان ما در جبهه شهید شدند و دهها سئوال دیگر.
همین‌طور اگر تصمیم بر این باشد که قره‌باغ مستقل یا به ارمنستان داده شود، چرا در آغاز مناقشه این کار انجام نشده بود؟ پاسخ به خانواده هزارها شهید و صدها هزار آوره جنگی را چه کسی عهده‌دار خواهد بود؟ باید توجه داشت که قفقاز بر‌خلاف آنچه پنداشته می‌شود، هیچ‌گاه یک نظام واحد نبوده مگر زمانیکه یک قدرت برتر، کل آن را در سیطره خود داشته است مانند دوره‌های ساسانی، صفوی و امپراتوری روسیه و شوروی. بنابراین در بررسی مسائل قفقاز جنوبی نمی‌توان آن را در چارچوب یک سیستم واحد مورد ملاحظه قرار داد.
از این رو، حل مناقشاتی که در این منطقه رخ داده است، از پیچیدگی‌های ویژه‌ای برخوردار است که تاکنون مدلی از پیش تعیین شده برای آن وجود نداشته است. شاید این بحران را بتوان به بحران کشمیر تشبیه کرد که بهترین وضعیت آن، بدترین وضعیت آن است و آن وضع موجود است. برای ملت ارمنی که از همه سو سرزمین‌های خود را از دست داده، قره‌باغ هویت جدیدی است که سالها به دنبال آن بوده است. در حالیکه ارامنه دارای سابقه‌ای کهن از دولتمداری بوده‌اند، آذری‌ها به تازگی بدان دست یافته‌اند.
حتی نام آذربایجان برای آنان، جعلی است. ملت ارمنی که آرارات کوه مقدس خود را همه روزه در جنوب کشور در منظر خود دارد به دنبال هویت جدیدی است که با نمادهای کهن و اسطوره‌ای‌اش پیش رو دارد. آرارات در ترکیه نزدیکی مرز ارمنستان قرار دارد و نماد زندگی و سربلندی برای ارامنه به شمار می‌رود. به دست‌گیری کنترل قره‌باغ کوهستانی از سوی ارامنه قره‌باغ، به زعم آنان حقی است که پیشترها از آن محروم شده بودند. بنابراین طرف سوم، با قدرت بیشتری نسبت به طرف اول (آذربایجان) و طرف دوم (ارمنستان) به مسئله قره‌باغ می‌نگرد.
در پائیز 2006 ارامنه قره‌باغ پانزدهمین سال آزادی قره‌باغ و پنجمین سال تأسیس جمهوری قره‌باغ را جشن می‌گیرند. ارامنه قره‌باغ با به دستگیری ارتفاعات مشرف بر دشت شیوان، هر نوع تحرکی را در جبهه آذربایجان تحت نظر دارند. هر نوع حمله زمینی از سوی دشت به طرف ارتفاعات مستلزم تلفات انسانی بسیار بالایی است از سال 1994 تاکنون، ارامنه قره‌باغ قدرت بیشتری گرفته‌اند و از نظر سیاسی موفق شده‌اند دفتر جمهوری قره‌باغ را در ایالات متحده آمریکا تأسیس کنند. آنان از سوی ارامه جهان حمایت می‌شوند و لابی ارامنه در ایالات متحده، فرانسه و دیگر کشورها بر تصمیم‌گیری رهبران تأثیر می‌گذارند.
تحولات دیپلماتیک اخیر در زمینه بحران قره‌باغ نشان می‌دهد که همه طرف‌های درگیر در این مناقشه، به نوعی بر این مسئله اذعان دارند که این مناقشه با وجود تأکید آنان به حل سریع آن، در یک وضعیت گیج کننده‌ای قرار دارد که حل آن را به تأخیر می‌اندازد. در جریان اجلاس کشورهای عضو GIS در 2/9/2005 در قازان (ناتارستان) بین علی اف و کوچاریان دیداری بی‌نتیجه انجام گرفت. در این زمان در دیدار دبیر کل ناتو در 25/10/2005 وی اظهار داشت که ناتو در صلح قره‌باغ مشارکت نخواهد داشت، موردی که بارها دبیر کل قبلی ناتو در دیدارهای خود از منطقه اعلام داشته بود. با این حال جمهوری آذربایجان در رسانه‌های خود وعده می‌دهد که ناتو به زودی قره‌باغ را از ارمنه باز پس گرفته و به آنان خواهد داد.
در اول و دوم فوریه 2006، نمایندگان گروه مینسک از ارمنستان و آذربایجان بازدید و رهبران دو کشور را به ملاقات و گفت‌وگو در فرانسه دعوت کردند. متعاقب آن سران دو کشور در 11-10 فوریه به دعوت ژاک شیراک به پاریس عزیمت و در رامبولی با یکدیگر ملاقات کردند، اما اختلاف نظر دو طرف به قدری زیاد بود که آنها ترجیح دادند درباره این موضوع کنفرانس مطبوعاتی نداشته باشند و اعلام موضع را به وزرای خارجه خود محول کردند.
مجدداً با تحرکات گروه مینسک وزرای خارجه دو کشور در 19 مه 2006 در استراسبروگ فرانسه دیدار و درباره تحولات مناقشه قره‌باغ به گفت‌وگو پرداختند که بی‌نتیجه بود. در این زمان، ارامنه قره‌باغ چهاردهمین سال بازگشایی دالان لاچین را جشن گرفتند. با این حال نمایندگان گروه مینسک در اول و دوم فوریه 2006 از هر دو کشور دیدار و در زمینه مناقشه گفت‌وگو کردند. دیدارهای فرانسه نشان داد که قدرت تأثیرگذاری فرانسه بر بحران قره‌باغ ناچیز است.
ایالات متحده با بهره‌گیری از ناکامی‌های فرانسه و برای اثبات قدرت تأثیرگذاری خود بر منطقه، با علی‌اف رئیس‌جمهور آذربایجان در آوریل 2006 در کاخ سفید ملاقات و درباره برخی مسائل جهانی و منطقه‌ای از جمله درباره برنامه هسته‌ای ایران و مناقشه قره‌باغ به گفت‌وگو نشست. به طور کلی دو مورد اساسی‌تر از دیگر موارد بحران قره‌باغ و ادامه آن را تشدید می‌کند. درخواست ارامنه قره‌باغ برای شرکت در مذاکرات صلح به عنوان طرف سوم که مورد تأیید ارمنستان و گروه میانجیگران است ولی آذربایجان به شدت با آن مخالفت می‌کند زیرا به منزله شناسایی رسمی جنبش قره‌باغی‌ها قلمداد خواهد شد.
برگزاری رفراندوم از سوی جامعه جهانی که آذربایجان به دفعات آن را رد کرده است. آذربایجان به خوبی می‌داند که جمعیت رسمی قره‌باغ قبل از بحران 86 درصد ارمنی بود و اکنون که در آنجا هیچ آذری اقامت ندارد، این رقم به 100 درصد می‌رسد و هر نوع همه‌پرسی تعیین سرنوشت، به نفع ارامنه خواهد بود چه رفراندوم استقلال و چه رفراندوم پیوستن به ارمنستان.
علاوه بر این دو مورد، آذری‌ها با طرح الحاق اساساً مخالفند و نمی‌پذیرند تحت هر شرایطی این موضوع مطرح شود. آنها پیشنهاد اعطای خودمختاری سطح بالا برای ولایت قره‌باغ کوهستانی در چارچوب حمایت آذربایجان ارائه می‌دهند و آن هم فقط پس از آزادسازی اشغال اراضی هفت ناحیه (رایون) خارج از ولایت قره‌باغ. در مورد پیشنهادهای گروه میانجیگران در زمینه تبادل اراضی برای امکان اتصال نخجوان به آذربایجان ارامنه با آن به شدت مخالفند زیرا در آن صورت ارمنستان در جنوب از دسترسی به مرزهای بین‌المللی و ارتباط مستقیم با ایران محروم خواهد شد.
البته آذربایجان و ترکیه با این طرح موافقت دارند زیرا ارتباط زمینی مستقیم ترکیه با خاک اصلی آذربایجان فراهم خواهد شد که آرزوی دیرینه پان ترکیست‌ها از گذشته دور تاکنون بوده است. ایران نیز با این طرح مخالف است زیرا از طرف شمال، در قلمرو ترک‌ها محصور خواهد بود و منافع ملی ایران و وحدت ملی آن را به مخاطره می‌اندازد.
آذری‌ها غرب را به هواداری از ارامنه متهم می‌کنند. به ویژه اینکه افتتاح دفتر جمهوری قره‌باغ در واشینگتن و فعالیت گسترده آن که موجب شناساندن قره‌باغ به جامعه جهانی شده است، نارضایتی آذربایجان را به دنبال داشته است. آذری‌ها می‌گویند به جای اینکه غربی‌ها از ارامنه بخواهند که به اشغال خود پایان دهند، از آذری‌ها که مظلومان این مناقشه‌اند، می‌خواهند که با ارامنه صلح کنند. دیپلمات‌های گروه صلح پیشنهادی را ارائه داده‌اند که عبارت است از استقرار سربازان حافظ صلح بین‌المللی بین ولایت قره‌باغ و آذربایجان و تخلیه نواحی هفت‌گانه اشغالی آذربایجان در پیرامون قره‌باغ و پس از آن برگزاری رفراندوم در 10 سال آینده.
با این پیشنهاد میانجیگران بر این باورند که اصول اساسی آنها شناسایی و پیشنهاد شده است و برای حل مناقشه راه‌حل منصفانه‌ای ارائه داده‌اند. آنها در 6 ژوئن 2006 اظهار تأسف خود را از اینکه طرفین هنوز به این اصول برای موفقیت دست نیافته‌اند، اعلام نموده‌اند. علی‌اف در مذاکرات سال گذشته در فرانسه از این ابتکار استقبال نکرد و استدلال کرد که این رفراندوم موجب پیوستن قره‌باغ به ارمنستان خواهد شد. او مخالف شناسایی دو ژور هر بخشی از خاک آذربایجان توسط جامعه جهانی است.
میانجیگران اعلام کرده‌اند چنانچه در سال جاری موافقتنامه صلح امضا نشود، این امر تا سال 2009 به تأخیر خواهد افتاد. زیرا در سال 2008 هر دو کشور انتخابات ریاست جمهوی خواهند داشت و علاوه بر آن در ارمنستان انتخابات پارلمانی نیز در سال آینده برگزار خواهد شد. در این میان گفته شده است که به نماینده آمریکا در گروه مینسک، استون مان در وزارت خارجه ایالات متحده پست جدید محول شده است. این نشانه آن است که آمریکا از برقراری صلح در قره‌باغ ناامید شده است.
دیدار علی‌اف و کوچاریان در رامبولی فرانسه در 11-10 فوریه 2006 که به ابتکار ژاک شیراک رئیس‌جمهور فرانسه برگزار شد، نتایج مثبتی به دنبال نداشت و آذربایجان را سخت آزرده کرد و رؤسای جمهور آذربایجان در تلویزیون «لیدرتی وی» اظهار داشت که آذربایجان مخالف برگزاری رفراندوم است و آن را نمی‌پذیرد. وزیر خارجه ارمنستان نیز از بی‌حاصل بودن نتایج مذاکرات به علت سرسختی طرف آذری اظهار تأسف کرد. دیدار رؤسای جمهور دو کشور نیز در 5-4 ژوئن در بخارست پایتخت رومانی در زمان برگزاری اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری کشورهای حوزه دریای سیاه که دومین دیدار آنها در سال 2006 بود، نتیجه‌ای دربر نداشت.
در کنفرانس بین‌المللی «قفقاز بدون مناقشه و تروریسم: گفتگوی تمدن‌ها در چهارراه قفقاز» که در 18-17 مه 2006 در ایروان برگزار شد، با وجود دعوت از آذربایجان، آنها نماینده‌ای به این کنفرانس اعزام نکردند. در این کنفرانس مواضع ارمنستان برای پیشنهاد گروه مینسک مثبت بود و از نرم‌تر شدن ارامنه و پذیرش مصالحه حکایت داشت. در این کنفرانس وزیر خارجه جمهوری قره‌باغ در کنار مشاور رئیس‌جمهور آرکادی قوکاسیان نیز شرکت داشتند. وزیر خارجه قره‌باغ اعلام داشت در جامعه‌ای که استقلال مونته‌نگر و از صربستان با رفراندوم پذیرفته می‌شود، حتماً رفراندوم قره‌باغ نیز می‌تواند به بحران قره‌باغ پایان دهد.
در همین رابطه و در 22 فوریه 2006، معاون پارلمان روسیه اعلام کرد استقلال کوزوو می‌تواند مدلی برای موارد مشابه در قفقاز از جمله قره‌باغ باشد. در این میان آنچه بیش از هر چیز دیگری به نفع ارامنه قره‌باغ پیش می‌رود، سرسختی آذربایجان برای پذیرش هر نوع روش مصالحه است که در نهایت جامعه جهانی را به سوی پیشنهاد طرح برگزاری همه‌پرسی رهنمون کرده است. آذربایجان به خوبی می‌داند که در صحنه بازی قره‌باغ موقعیت مناسبی ندارد و در روند بحران قره‌باغ مشکلات داخلی خود را فرافکنی کرده و به جای پرداختن به حل موضوع، پیروزی ارامه در آغاز درگیری‌ها را به کمک کشورهای همسایه و روسیه نسبت داده است. اما بحران همچنان ادامه دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات