علی اکرمی
نبردهای اخیر در منطقه خاورمیانه مقدمه تغییراتی برای کلیه طرفهای درگیر خواهد بود و کشورهای ایران؛ سوریه، لبنان، اسرائیل و فلسطین هر کدام پس از پایان این دوره با شرایط متفاوتی روبرو خواهند شد، شاید همانگونه که وزیر امور خارجه ایالات متحده اعلام نموده از این پس بسیاری از معادلات در منطقه تغییر نماید و در این میان ایالات متحده بالاترین بهرهبرداری را از بحرانی که هر روز هزینههای بیشتری را بر مردم ستمدیده منطقه تحمیل میکند، خواهد برد.
ممانعت ایالات متحده از تصویب قطعنامههای شورای امنیت برای پایان دادن به درگیریها و آتشبس در منطقه نیز به وضوح بیانگر آن است که ادامه این درگیریها آمریکا را به اهداف از پیش تعیین شدهاش در طرح خاور میانه بزرگ هر روز نزدیکتر میسازد.
اما در مورد کشورها و تاثیرگذاران منطقه:
اسرائیل
آخرین تلاشهای نیروهای تندروی اسرائیل برای مقاومت در برابر الزامات جامعه جهانی خواهناخواه محکوم به شکست است، نه جامعه جهانی و نه حتی افکار عمومی شهروندان اسرائیل حاضر به ادامه نیم قرن کشمکش مرزی میان اسرائیل و فلسطین نیستند، پس از تلاشهای بیحاصل شارون دولت بعدی اسرائیل با کمی تعلل و یا تغییر ناچار به تمکین به تشکیل کشور مستقل فلسطین در بخش شرقی بیتالمقدس خواهد بود.
تحرکات اخیر اسرائیل در مقابل فلسطینیان آخرین تیر ترکش نیروهای تندروی صهیونیست برای دریافت امتیازات بیشتر در قبال عقبنشینی از فلسطین اشغالی است.
تا پیش از حوادث اخیر اسرائیل بطور عام توجهی به هیچ یک از قطعنامههای شورای امنیت نمینمود اما در شرایط جدید اصرار اسرائیل به اجرای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در مورد خلع سلاح حزبالله، این کشور را ناچار به پذیرفتن دیگر مصوبات این شورا مبنی بر تخریب دیوار حائل و عقبنشینی از بخشهایی از فلسطین خواهد نمود.
فلسطین
دیر یا زود اسرائیل ناچار به قبول حاکمیت فلسطینیان بر بخشهای مهمی از سرزمینهای اشغالی خواهد شد، اگرچه اقدامات نسنجیده حماس در عدم رعایت کنوانسیونها و تعهدات دولتهای پیشین فلسطین به میراث موفق عرفات رهبر فقید فلسطینیان در باز پس گیری وجب به وجب خاک فلسطین با استفاده از دیپلماسی لطمه زده و عملا دست اسرائیل را در عدم رعایت قطعنامههای سازمان ملل و تعلل در اجرای آنها بازتر خواهد کرد.
لبنان
از عروس خاورمیانه امروز بر اثر حملات اسرائیل جز تلی خاک به چشم نمیخورد، اما درگیریهای اخیر اثبات کننده عدم توان اسرائیل در تغییر نقشه منطقه به سود خودش بود، پس از هزاران بار بمباران و با وجود درگیریهای پراکنده در مناطق مرزی هنوز اسرائیل جرات اشغال جنوب لبنان را ندارد، بیانیههای کشورهای صنعتی و سایر موضعگیریهای بینالمللی همگی بر حفظ تمامیت ارضی لبنان به وضوح تاکید نمودهاند و در صورت پایان یافتن بحران اخیر لبنان میتواند مطمئن باشد که حداقل دیگر هیچ معارضی نسبت به تمامی ت ارضی آن در دنیا وجود ندارد.
حزبالله
موفقیتهای چشمگیر حزبالله لبنان در روزهای اولیه نبرد، در هم شکستن بت اسرائیل و مقاومت در برابر اسرائیل به مدت سه برابر آنچه کل اعراب در سال 67 انجام دادند پیروزیهایی بزرگ برای یک حزب نظامی سیاسی و مذهبی است، اما در بلند مدت شرایط به نفع حزبالله لبنان نخواهد بود.
کشورهای عرب همچنانکه امروزه با مقاومت حزبالله در برابر اسرائیل، تحقیر شدهاند در آینده این تحقیر را نه در مقابل اسرائیل که در عدم کمک به مردم لبنان تلافی خواهند نمود. تبلیغات و پروپاگاند وسیع رسانههای وابسته به صهیونیسم در مورد این حملات موجب مظلومنمایی اسرائیل و موجه جلوه دادن حملات ویرانکننده اسرائیل علیه ملت لبنان خواهد شد.
تبلیغات بیش از حد حزبالله لبنان بر روی شخصیت دبیرکل این حزب نیز یکی از خطاهای استراتژیک حزبالله در مسائل اخیر بود، امروز حسن نصرالله به نماد حزبالله لبنان تبدیل شده که هر گونه اتفاق احتمالی برای وی میتواند موجب لطمات جبرانناپذیری برای این حزب باشد. عزم صهیونیستها بر ترور وی نیز موجب خواهد شد تا از این پس سیدحسن نصرالله ناچار به کمتر ظاهر شدن در اذهان عمومی باشد کما اینکه در روزهای اخیر نیز اینچنین شده است. تغییر فاز اجباری حزبالله از یک حزب رسمی و علنی و دارای کرسی در نهادهای مختلف لبنان به یک تشکیلات مخفی یا نیمه مخفی یکی از مهمترین بحرانهای آینده حزبالله خواهد بود.
سوریه
اتهام ترور رفیق حریری، تغییر موضع و حمله فرد دوم نظام سیاسی سوریه علیه اسد، بحرانهایی بسیار بیش از توان بشار اسد است و امروز خط و نشان کشیدن و تعرض احتمالی اسرائیل و جدا ماندن از اردوگاه کشورهای محافظهکار عرب عملا ادامه ریاست جمهوری موروثی را برای خاندان اسد با مشکل جدی مواجه نموده است. بیشک سوریه بزرگترین بازنده بحران اخیر خواهد بود. بدون هیچ دستاورد مشخصی از روز آغاز این ماجرا هر روز بیش از پیش بر مشکلات رژیم بعث سوریه افزوده شده است.
کشورهای عرب
سکوت توام با رضایت کشورهای عرب خاورمیانه در مورد حملات اسرائیل به لبنان و فلسطین موجب گسست روز افزون این دولتها با ملتهایشان که غالبا گرایشات ضد صهیونیستی دارند خواهد شد، شاید احساسات ضد صهیونیستی ملتهای عرب موجب فشار و یا برخوردی با اسرائیل نشود، اما مطمئنا در روند تحولات داخلی این کشورها تاثیر بسیاری خواهد گذاشت. ناراضیان داخلی و تحول خواهان در کشورهای عربی از رهگذر نقد حکومتهای استبدادی در این وادی به مرور پایههای امارت و خلافت را در این منطقه سستتر خواهند نمود.