دکتر محمدمهدی مظاهری
پس از عملیات موفقیتآمیز گروههای جهادی فلسطینی و اسارت یک سرباز صهیونیستی، نظامیان اسرائیلی در یک اقدام جنونآمیز، غزه را از زمین و هوا مورد هجوم وحشیانه خود قرار دادند. در چرایی این اقدامات وحشیانه به موارد ذیل باید اشاره کرد:
1- یکی از نقاط ضعف اسرائیل. کمی عمق استراتژیک و به تبع آن آسیبپذیری در مقابل هر حمله برقآسا به سرزمینهای اشغالی است. عملیات شهادتطلبانه فرزندان فلسطین و کشاندن جنگ به عمق استراتژیک این رژیم، ضمن آشکار کردن مجدد ضعف صهیونیستها، نشان داد اتحاد و همدلی میان جناحهای مختلف فلسطینی و اقدام مشترک آنان میتواند خط بطلانی بر تز «شکستناپذیری صهیونیستها» بکشد.
2- حمله به غزه تحت لوای دفاع از امنیت شهروندان یهودی و آزادی سرباز اسرائیلی بر اساس سیاست قبلی سران این رژیم یعنی «تبدیل غزه به زندان بزرگ» پیگیری میشود؛ چرا که اولمرت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و وارث شارون، قاتل «صبرا و شتیلا» در سفرهایی که به کشورهای غربی داشت.
بار دیگر بر حفظ شهرکهای یهودینشین در کرانه باختری و ادامه ساخت «دیوار حائل» تأکید کرد. به نظر میرسد اشغال غزه و کشتار مردم مظلوم فلسطین در جهت جاهطلبیهای سیاسی این رژیم صورت میگیرد. سران صهیونیستی در مناسبتهای مختلف ضمن اذعان به سیاست تجاوزکارانه خود اعلام کردند که حدود 2/1 میلیون فلسطینی ساکن غزه حق خروج از این نواحی را ندارند؛ در همان حال این رژیم از پذیرش حق آوارگان فلسطینی مبنی بر بازگشت به وطن خود خودداری میکند.
3- پس از توافق جناحهای مختلف فلسطینی مبنی بر توقف درگیریها و اتخاذ رویکرد مشترک در مقابل سیاستهای تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی، سران این رژیم با اقدامات تجاوزکارانه خود در تلاشند ضمن ایجاد شکاف بین گروههای فلسطینی، دولت حماس را عامل بروز بحران اخیر معرفی کنند این در حالی است که در ماههای اخیر با وجود فشارها و تنگناهای فراوان علیه دولت منتخب فلسطین (هنیه) بار دیگر سران حماس با رد شناسایی اسرائیل، مقاومت مسلحانه را تنها گزینه مطمئن برای احقاق حقوق فلسطینیان در سرزمینهای اشغالی دانستند.
4- با توجه به تحولات اخیر در خاورمیانه و تسلیح این رژیم به سلاحهای مختلف کشتار جمعی به این نتیجه میرسیم که رژیم صهیونیستی به رغم بکارگیری «سیاست زمین سوخته» در تحقق اهداف راهبردی خویش با شکست مواجه شده است.
تجربه جنوب لبنان نشان داد این رژیم نمیتواند حتی با بکارگیری جنگافزارهای نوین نظامی در مقابل اراده مردم مسلمان منطقه و تسلیمناپذیری آنان کاری انجام دهد. به طوری که ایجاد «نوار امنیتی» در جنوب لبنان و بکارگیری مزدوران لبنانی برای حفظ امنیت شهرکنشینهای صهیونیست هم نتوانست مانع اقدامات کوبنده حزبالله شود؛ لذا نظامیان صهیونیستی و حامیان غربی آن پس از تحمل شکست مجبور به عقبنشینی شدند.
از سوی دیگر، پیروزی حزبالله در منطقه، روحیه مقاومت در مبارزان فلسطینی را دو چندان کرد به طوری که با وجود فشارهای سیاسی و نظامی برای خاموش کردن شعلههای خشم فرزندان فلسطین، گروههای جهادی همچنان توان رزمی و عملیاتی خویش را برای وارد کردن ضربه نهایی به کیان صهیونیستی حفظ کردند.
پیامدهای تجاوز
1- تجاوز اخیر صهیونیستها به مناطق فلسطینی و کشتار مردم بیدفاع نشان داد که این رژیم بعکس ادعاهای آمریکاییها هیچ اعتقادی به توافقنامه و قراردادهای بینالمللی ندارد.
حمله به مناطق مسکونی و کشتار کودکان و زنان فلسطینی طبق قواعد بینالمللی جنایت جنگی محسوب میشود و اتخاذ نکردن رویه مشترک در قبال این تجاوز از سوی قدرتهای بزرگ، ناکارآمدی نهادهای بینالمللی و سازمان ملل متحد را آشکارتر میکند. این در حالی است که در طول تاریخ، آمریکا به عنوان حامی این رژیم مانع از تصویب هر قطعنامه ضد اسرائیلی در شورای امنیت سازمان ملل متحد شده است.
2- به رغم فشارهای سیاسی و نظامی بر دولت مردمی فلسطین (حماس) اقدام تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی وجهه سیاسی و مردمی این گروه را در داخل و خارج از منطقه تقویت کرده است این امر میتواند ضمن ایجاد جبهه واحد فلسطین در مقابل اشغالگران صهیونیست در داخل، تلاش دولتهای عربی و اسلامی را برای حمایت از انتفاضه و احقاق حقوق فلسطینیان دو چندان کند.
3- اقدام نیروهای جهادی فلسطین در نفوذ به عمق استراتژیک صهیونیستها نشان میدهد حماس و شاخه نظامی آن (گروههای عزالدین قسام) برای مردم فلسطین یک دارایی ارزشمند محسوب میشود و رژیم صهیونیستی بارها ثابت کرده تنها زمانی حاضر به مذاکره و مصالحه است که نه با ابزار دیپلماتیک و سیاسی بلکه با ابزار نظامی و فشارهای گسترده مواجه شود.