* از دیدگاه شما، آیا گفتمان تأکید بر خلع سلاح هستهای، سبب ایجاد سازوکاری برای عاری شدن جهان از این سلاحها خواهد شد؟
** پس از فروپاشی شوروی، اروپاییها گمان میکردند که خواهند توانست تا جایگزینی مناسب برای این خلاء قدرت شده و به یک قطب جدید در نظام بینالملل بدل شوند که در این راستا، تلاشهای زیادی برای ایجاد اروپای واحد، صورت دادند که پیشرفتهایی نیز حاصل شد و با رایج کردن پول واحد، باز کردن مرزها، تشکیل پارلمان و تصویب قانون اساسی کشورهای اروپایی، گامهای مهمی برداشتند. اما با وجود توسعه در شاخصهای مذکور، اروپاییها نتوانستند جایگاهی مناسب در ابعاد سیاسی و نظامی در عرصه بینالمللی به دست آورند. چرا که آمریکا در وقایع شبهجزیره بالکان و موضوع عراق، نقش کشورهای اروپایی را نادیده گرفت و آنها نتوانستند نقش یک قطب رقیب را بازی کنند.
البته اوج رقابتهای این دو، در بحث ایران است. به عبارتی آمریکا درصدد فشار آوردن به ایران است و در مقابل کشورهایی مانند فرانسه، انگلیس و آلمان نمیخواهند مخالف چنین رویهای باشند. اما شاهد هستیم که آمریکا بدون توجه به این کشورها، به سمتی میرود که موضوع هستهای ایران را به تنهایی پیش ببرد، هر چند که واشنگتن درصدد است تا اروپا، چین و روسیه را با خود همراه کند و در واقع آمریکا تمایل دارد تا در چنین فضایی بیشترین امتیاز را به تنهایی کسب کند.
اگر در چنین کنفرانسهایی سیاستهای دولت آمریکا به نقد کشیده میشود. تنها ناظر به سیاست این کشور مبنی بر «بیشترین امتیاز برای خود» محسوب میشود. زیرا آمریکا و اروپا در مباحث کلان جهانی از یک اتفاق نظر برخوردارند و مناقشه تنها در سهمخواهی بیشتر نهفته است.
* در این کنفرانس از سیاستهای دو گانه غرب در قبال کشورهای فاقد فناوری هستهای انتقاد شده است. آیا این شیوه انتقاد به تغییر سیاست قدرت بزرگ منجر میشود؟
** این تغییر سیاست در وضعیت کنونی بسیار بعید است، چرا که در شرایط فعلی، هنوز هم رقابتهای تنشآلود بخصوص در منطقه خاورمیانه مشاهده میشود این امر سبب میشود تا خلع سلاح کشورها در رویاها باقی بماند. اما با فرض حاکمیت بلامنازع آمریکا که بتواند ثبات مورد نظر خود را در منطقه حاکم کند. در این صورت میتوان به چشماندازهایی روشن در این زمینه امیدوار بود. ولی با تنشهای موجود در خاور دور و نزدیک یعنی مناقشات چین و تایوان، چین و ژاپن ضریب احتمال خلع سلاح به شدت کاهش مییابد.