* در انتخابات شوراها ما شاهد دو رویکرد اصلی در میان گروههای اصولگرا بودیم. اگر بخواهیم ریشههای فکری گروههای سیاسی اصولگرای موجود و اختلافات آنها را شناسایی کنیم، به چه دیدگاه و نظری میرسیم؟ عقبه این نیروهای سیاسی به کجا میرسد؟
** من فکر میکنم در میان این دو گروه، جریان و خطی که خود را پیرو رییسجمهور میداند و خط فکری دکتر احمدینژاد را پیروی و نمایندگی میکند، در پی دفاع از خط عدالت است اما نه بر اساس تکیه بر ساختارهای سیاسی موجود. وقتی میگویم ساختار سیاسی، یعنی ساختار مدنی هم را شامل میشود. یعنی اینها احزاب را چندان بر نمیتابند و با مسایل و مشکلات برخورد تودهای دارند؛ و تلاش میکنند به صورت مستقیم به سراغ مسایل بروند. به بیان دیگر به جای نگاه پروسهای به مسایل و مشکلات، نگاهی پروژهای دارند و برآنند تا مستقیما مسایل را حل کنند. در مقابل، جریان دیگر نگاه کاملا متفاوتی به مسایل دارد.
* بعد از انتخابات شوراها، فکر میکنید چه تغییراتی در نیروهای سیاسی اصولگرایان پدیدار شود؟
** در واقع وجود اختلاف بین اصولگرایان از زمان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری آغاز شد و فرایند رسیدن به اجماع در زمان انتخابات ریاست جمهوری را با مشکلاتی مواجه کرد. این مساله نشان داد مشکلاتی در زمینههای تئوریک و همچنین در زمینه عمل در میان اصولگرایان وجود دارد. بحث بر سر اینکه عمق اختلافات تا چه حد است به صورت وجودی داشت. بعضی معتقد بودند این مشکلات فقط در عرصه تاکتیکهای سیاسی است، بعضیها آن را تا حد استراتژی گسترش میدادند و پارهای هم بر این عقیده بودند که ما حتی در مبانی تئوریک نیز دارای اختلافاتی با بعضی از جریانهای خط اصولگرایی هستیم.
مجموعه اینها نشاندهنده این بود که ما در هر حضور انتخاباتی، بخش دیگری از اختلافات موجود را به نمایش خواهیم گذاشت. بروز اختلاف سلیقه یا اختلاف دیدگاه در میان اصولگرایان و یا در میان هر جریان سیاسی طبیعی است، اما لازمه این امر آن است که اختلافات، مدیریت شود تا در زمان رسیدن به فرایند تصمیمگیری و اجماع، باعث خلل و مشکل نشود. بر همین مبنا وقتی انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم را با انتخابات دوره سوم شوراها مقایسه میکنیم، نشاندهنده این است که هرچه به انتخابات شوراها نزدیکتر میشویم، اختلافات بیشتر میشود، به تعدد لیستها میرسد و خود این نشاندهنده بروز مشکلاتی است.
* یعنی این اختلافات در آینده هم ادامه پیدا خواهد کرد؟
** مسایل سیاسی مسایلی نیست که بتوان با اغماض از آنها گذشت. جریان اصولگرا باید هم در حوزه مفاهیم و مبانی و در حوزه استراتژی و هم در چارچوب تاکتیکها به نوعی وحدت نظر برسد. به همین دلیل باید به صورت هوشمندانه و در عین حال واقعگرایانه، تا حدود زیادی نسبت به نقد گذشته دست یازد تا پس از آن بتواند ریشههای اختلاف را شناسایی کند. بعد از رفع حوزههای اختلاف، چه در زمینه مفاهیم و مبانی و چه در زمینه ساختار و تشکیلات، نهایتا میتواند در زمان انتخابات به لیست واحدی دست پیدا کند.
رسیدن به یک لیست واحد در انتخابات هم میتواند به این طریق باشد که از طریق شناسایی عناصری که باعث اختلاف هستند، آنها را حذف کند ـ که البته این راه به هیچوجه توصیه نمیشود ـ راه دیگر هم این است که فراکسیونپذیری را در جناح گسترش دهیم و بپذیریم که گروههای مختلف میتوانند در جناح با دیدگاههای مختلف ولی در چارچوب واحد عمل کنند. اما نکته مهمتر از همه این بحثها این است که باید ساختاری را ایجاد کرد که بتوان در نهایت به نوعی وحدت رسید.
* با این حساب شما اختلافات اصولگرایان را از چه جنسی میدانید؟ یعنی اختلافات به نوع نگاه متفاوت گروههای سیاسی اصولگرا در شیوههای مختلف کشورداری و عمل سیاسی بر میگردد؟
** در این مورد باید بررسی دقیقی صورت بگیرد. دیدگاههای بسیار متنوع و مختلفی در این زمینه وجود دارد. مثلا ما صحبت اشخاصی مثل آقای محسن رضایی را میشنویم که میگویند اصولگرایان باید تکلیف خودشان را با محافظهکاران سنتی روشن کنند. از دید وی اشکال اصولگرایان در محافظهکاران سنتی است، لذا باید از این به بعد با آنها صفبندی کرد و به سمتی رفت که با اصولگرایان طیف چپ هم بتوان نزدیک شد. دیدگاههای دیگری هم هست. اما به نظر من تا این مسایل به صورت دقیق و علمی عمقیابی نشود، به نتیجه دقیق و مشخصی دست پیدا نمیکنیم.
یک نکته دیگر هم در اینجا وجود دارد و آن این است که ریشههای واحدی در میان اصولگرایان وجود دارد، اما در اینکه این ریشههای واحد تا کجا بتوانند در هنگام تصمیمگیری سیاسی منجر به رسیدن به وحدت بشود، بحث وجود دارد. در واقع جواب سئوال شما را تنها زمانی میتوان داد که به صورت دقیق، ریشههای اختلاف مابین اصولگرایان بررسی شود.
* یعنی شما چند پارگی میان اصولگرایان را ـ همانند اتفاقی که چند سال گذشته برای اصلاحطلبان افتاد ـ محتمل میدانید؟ مثلا اینگونه که برخیها راه خود را به طور کلی از اصولگرایان فعلی جدا کنند؟
** تنها نکتهای که برداشت من است، این نکته است که اگر ما بخواهیم مسایل و اختلافات پیش آمده را پنهان کنیم، هیچگاه قادر به حل این مسایل و مشکلات نخواهیم بود. ما باید با درایت مشکلات را دقیقا شناسایی کنیم، آنها را مورد بررسی قرار دهیم، عمق آنها را ارزیابی کنیم و نهایتا مشخص کنیم چه رویکردی را برای مقابله با آنها میتوانیم داشته باشیم. به گمان من زمینههای فکری و عملی در بین اصولگرایان در این زمینه وجود دارد، اما لازمه حل این مشکلات این است که در یک پروسه علم ما شاهد این اتفاقات باشیم.
* به عنوان آخرین سوال، شما اوضاع و احوال گروه مقابل خودتان یعنی اصلاحطلبان را چطور میبینید؟ ائتلاف اصلاحطلبان را تاکتیکی میدانید، یا تصور میکنید این ائتلاف تا زمان انتخابات مجلس ادامه پیدا میکند؟
** ائتلاف در میان گروههای اصلاحطلب گرچه راحتتر پدید آمد، اما هنگام رسیدن به بزنگاههای حساس و رسیدن به قدرت، این مسایل را کنار میگذارند و اختلافات خودشان را نشان میدهند. ائتلاف موجود در میان اصلاحطلبان، ائتلاف در هنگام ضعف است، چنانچه به قدرت برسند تا مدتی میتوانند خودداری کنند اما بعد احتمال بروز اختلاف در میان آنها زیاد است.