1ـ ایدئولوژی مفید
ایدئولوژی مفید برای این سامان ناسیونال دموکراسی است، چون در پارادایم دولت ـ ملت زندگی میکنیم و هر جامعهای در جهان امروز با حاکمیتی در جهان شناخته میشود. فقدان حاکمیت ملی براساس رای مردم، چنین حاکمیتی را در صحنه جهانی و داخلی دچار بحران مشروعیت و مقبولیت میکند.
انقلاب مشروطه ناسیونال دموکراسی را طلب میکرد. این ایدئولوژی مفید و موثر از ابتدا مورد هجوم قرار گرفت. لیبرالها و گرایشات سوسیال و محافظهکاران هر یک ناسیونال دموکراسی را خدشهپذیر کردند. اما در این میان ایدئولوژی لیبرالها و سوسیالیستها دارای جذابیت و دیدگاه محافظهکارانه سلطنتی و مذهبی دارای قدرت در جامعه بودند.
در بررسی تیپولوژی طرفداران ایدئولوژیهای جذاب، زندگی سیدحسن تقیزاده قابل تامل است. وی که روحانی بود، دارای گرایشات سوسیال دموکرات بود و بعد از آن به سوی لیبرالیسم کشیده شد و بعد به سوی محافظهکاری سیر کرد. امثال تقیزادهها هیچ گاه در خدمت ایدئولوژی مفید که همان ناسیونال دموکراسی بود، درنیامدند. در هر فراز از تاریخ صد ساله این سامان، جمعی چنین بوده و برخی قربانی این ایدههای جذاب شده و عدهای در راه تحقق این ایدههای جذاب به انفعال رسیدهاند. به عبارتی 1- ناکامیافرادی مانند ملکالمتکلمین و حیدرخان عمواوغلی 2ـ تسلیم شدن 3ـ خودفروش شدن، سرنوشت طرفداران ایدئولوژیهای جذاب بوده است.
در مجموع در نهضت مشروطیت لیبرالهای جمهوری خواه یا سلطنت طلبان مشروطه خواه با ایده لیبرالیسم منافع ملی را لحاظ نکردند و در نهایت مهار کار به دست محافظهکاران افتاد که نظام پهلوی را برپا کنند. در دوران نهضت ملی، مصدق نماد ناسیونال دموکراسی شد، اما این بار ایدئولوژی جذاب مارکسیسم ـ استالینیسم بود و سمبل آن حزب توده ایران.
2ـ ایدئولوژی جذاب
در نتیجه ایدئولوژی جذاب زمانه برای ایدئولوژی مفید ناسیونال دموکراسی یاور مناسبی نبود و عاقبت محافظهکاری مذهبی از ترس ایدئولوژی جذاب کمونیسم منفعل شد و محافظهکاران دربار سلطنتی، ناسیونال دموکراسی را تبدیل به ناسیونال - سلطنتی کردند. ایدئولوژی جذاب در سالهای 1358 تا 1368 باز سوسیالیسم در انواع آن بود. چپهای افراطی مذهبی و غیرمذهبی عرصه را بر دولت موقت ناتوان و جریان ملی - مذهبی و ملی تنگ کردند.
اگرچه نباید فراموش کرد که نمایندگان ناسیونال دموکراسی در دهه 1350 و 1360 هجری شمسی در مجموع ناتوان از ارائه ایده، مدل مطلوب برای ناسیونال دموکراسی بودند، اما این کشمکش به نفع محافظهکاران سنتی مغلوب شد و باز ایدئولوژی جذاب چپ نتوانست برای ناسیونال دموکراسی ثمربخش باشد.
با فروپاشی شوروی و برآمدن نولیبرالیسم، باز میداندار ماجرا لیبرالیسم شد. دوران معروف به اصلاحات نولیبرالیسم مذهبی و غیرمذهبی در عمل تعلق به جمع و جامعه و مردمگرایی و ناسیونال دموکراسی و منافع ملی نداشت. نولیبرالهای این دوره که از دل بنیادگرایی برآمدهاند، از انترناسیونالیسم مذهبی به سوی انترناسیونالیسم لیبرالی سیر کردند و در تمام عمر سیاسی خود با ایده ناسیونال دموکراسی و منافع ملی بیگانه بوده و هستند.
نتیجه کار در پایان دوره اصلاحات به نفع محافظهکاران مذهبی بود که مطابق معمول بر ایدئولوژی جذاب غلبه کردند.
مدتی است در کنار لیبرالیسم جهانگرا، مساله قومیتها رخ نموده که البته در جای خود مبارک است. اما برخی جریانات از قومیتها ملیت میسازند و ایرانی بودن این اقوام را باور ندارند.
در کنار لیبرالیسم جهانگرا اقوامگرایی افراطی در حال رشد است که از هماکنون میتوان پیشبینی کرد که به سرنوشت ایدئولوژیهای جذاب گذشته دچار خواهند شد. هنوز ناسیونالیسم دموکراسی حتی در شتاب جهانی شدن پارادایم مسلط زمانه است. به نظر میرسد که اگر ایدئولوژی مفید ناسیونال دموکراسی که بر حکومت پارلمانی برای چرخش قدرت انجمنهای ایالتی و ولایتی برای مبارزه با تمرکززدایی و تاسیس بانک ملی برای سامان دادن به امور مالیه و تدوین قانون مدنی شرع پسند و عرفگرا مورد حمایت طرفداران ایدئولوژیهای جذاب قرار میگرفت، شرایط آزادی فردی و مالکیت که لیبرالها به آن باور دارند و اوضاع طبقات فرودست که سوسیالیستها در پی آن هستند، نقش همه اقوام ایرانی در قدرت برابر و آزادیهای مدنی که جنبشهای اجتماعی به دنبال آن هستند، بسیار بهتر از آن بود که تصور میکردیم.
در تحقق تدریجی ایدئولوژی مفید ناسیونال دموکراسی از صدر مشروطیت به وسیله یاری ایدئولوژیهای جذاب جامعه و جریانهای مختلف دارای دلیری امید و دستاورد میشدند. در حالی که شکست، ترس، یاس و بیدستاوردی در پی میآورد. از همین رو است که میباید ایدئولوژیهای جذاب به کمک ایدئولوژیهای مفید بیایند.
نتیجه
به نظر میرسد که ما را از وجود ایدئولوژیهای جذاب گریزی نیست، اما لیبرالها، سوسیالیستها، کمونیستها، اقوام گرایی و طرفداران حقوق زن و...اگر این جریانات دیدگاههای خود را بر اساس رای مردم قابل تحقق بدانند، میتوانند در تحقق ناسیونال دموکراسی تلاش کنند که در سایه آن امکان رشد مقبول این ایدئولوژیها در حوزه عمومی وجود خواهد داشت. چرا که در چارچوب دولت ـ ملت مدرن است که تمام ایدئولوژیها میتوانند در حوزه عمومی مخاطبان خود را در نهادهای مدنی سازمان دهند و آنگاه در حاکمیت و دولت نقش مفید خود را بازی کنند. چرا که همگان میپذیرند که دولت خانه ابدی هیچ جریان و حزبی نیست. از همین روی لازم میآید که ایدئولوژی مفید ناسیونال دموکراسی را با هر ایدئولوژی که داریم تقویت کنیم. به عبارتی میتوان سوسیالیست مذهبی و غیرمذهبی بود اما از ناسیونال دموکراسی با گرایش چپ حمایت کرد و همینطور امکانپذیر است که لیبرال بود و از ناسیونال دموکراسی با گرایش راست حمایت نمود. همچنین از حقوق مسلم اقوام ایرانی حمایت کرد، اما این حقوق را در چارچوب حاکمیت ملی فراگیر تعریف کرد. بایستی توجه داشت که با باور به ناسیونال دموکراسی میتوان انواع مدلهای غیرمتمرکز قدرت را تعبیه کرد که حقوق اقوام و هم رابطه مرکز و پیرامون در کشور معقول گردد. تا از تبعیض فارغ شود.