تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۴۲۶۰۰

آسیب‌شناسی اصلاحات از نگاه محتشمی‌پور


زهره آشتیانی
پنجمین جلسه آسیب‌شناسی اصلاحات از سوی شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی با حضور علی‌اکبر محتشمی‌پور برگزار شد. موضوع این جلسه آسیب‌شناسی عملکرد سیاست خارجی دولت اصلاحات بود.
وی انحراف بخشی از اصلاح‌طلبان ـ که آنان را همانند فرقه مصباحیه یزدیه در جناح راست خواند ـ را یادآور شد و تشریح کرد که این انحراف باعث رویگردانی بخش عظیمی‌از مردم از اصلاح‌طلبان بود و تنها راه بازگشت اصلاح‌طلبان نیز بازنگری آنها در عملکردشان و عمل کردن در چارچوب ضوابط و قواعد سیاسی و باورهای دینی و انقلابی است. البته به اعتقاد وی بازسازی جبهه اصلاحات نیز زمانی میسر می‌شود که بخشی از اصلاح‌طلبانی که چنین سرنوشتی را به جریان اصلاحات تحمیل کردند از این جبهه طرد شوند.
محتشمی‌پور برای ورود به بحث به تعریف رابطه مردم و حکومت از صدر اسلام تا کنون پرداخت. وی در این تعریف اشاره کرد که قدرتی که در چارچوب آزادی، استقلال و عدالت کار کند، سیاست داخلی و عملکردش با مردم عملکردی بسیار رئوفانه، مهربان و نسبت به دشمنان سخت و قاطع است و حق مردم را استیفا می‌کند؛ این حکومت، حکومتی قابل استمرار با ثبات داخلی و استقلال از قدرت‌های بیگانه است.
وی گفت: حاکمیت حکومتی که گمان می‌کند چون به قدرت رسیده باید مردم تابع بی‌چون و چرای آن باشند را موجب رسوخ تفکر فرعونی در جامعه اسلامی ‌دانست که همواره پیامبر(ص) با آن مبارزه می‌کرده است.
محتشمی‌پور پاره شدن رشته ارتباط میان مردم و حکومت را موجب نگاه حاکمان به قدرت‌های بیرونی دانست و افزود: با رسوخ فرهنگ حاکمان، طبیعتا رشته‌های ارتباط حکومت با مردم پاره خواهد شد؛ حکومت‌های داخلی تضعیف می‌شوند و اینجاست که نگاه حاکمان به قدرت‌های بیرونی دوخته می‌شود و به جای تکیه بر مردم به قدرت‌های بیرونی تکیه می‌کنند. قدرت‌های بیرونی هم منافعی دارند که باید تامین شود، این منافع قطعا با مصالح مردم یک کشور تناقض دارد و در نتیجه وابستگی‌های سیاسی، فرهنگی، نظامی‌ و اقتصادی رخ می‌دهد.
وی با بیان اینکه امام(ره) انقلاب اسلامی ‌را در چارچوب استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ‌مطرح کرد، گفت: از همان ابتدای انقلاب رمز قدرت در پیوستگی حکومت با مردم و ایستادگی در برابر قدرت‌های بیگانه بود و لذا در دوران مرحوم رجایی کشورهای دنیا به کشورهای دوست و کشورهایی که روابط شان با ما خصمانه است طبق‌ بندی شده بودند و همکاری جمهوری اسلامی ‌با هر یک از کشورها در پرتو این روابط معنا می‌یافت.
چارچوب اصلاحات
وی در حالی که به ترسیم فضای شکل‌گیری جمهوری اسلامی ‌براساس اندیشه‌های امام(ره) می‌پرداخت به خرداد 76 اشاره کرد گفت: در دوم خرداد 76 نیز ما با همان شعارها وارد عرصه شدیم و آقای خاتمی، دوستان ایشان و مجمع روحانیون مبارز همان شعارهایی را ارائه کردند که امام(ره) پیش از پیروزی انقلاب مطرح کرد. مردم هم براساس همان شعارها پای صندوق‌ها رفتند و همان معجزه تاریخی بار دیگر تکرار شد. طبیعتا اصلاحات باید در این چارچوب عمل کند.
رئیس فراکسیون اکثریت در دوره ششم مجلس شورای اسلامی گفت: وقتی می‌گوییم استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛ هم استقلال می‌خواهیم، هم آزادی، هم جمهوریت و هم اسلامیت؛ اینها ترکیباتی هستند که نمی‌توان برخی از آنها را گرفت و برخی دیگر را رها کرد. وقتی به نام اصلاحات شعارهای خلاف اصول فکری انقلاب و امام(ره) را می‌دهند، اسلامیت و استقلال زیر سوال می‌رود.
وی گفت: به نظر من ـ علی‌رغم وجود دلسوزان اصلاحات مانند آقای خاتمی ‌و آقای کروبی ـ آنچه موجب رویگردانی قشر عظیمی ‌از جامعه نسبت به اصلاحات شد، این بود که مردم می‌دیدند جمع ویژه‌ای از نخبگان حرف‌هایی می‌زدند و می‌گفتند که با اصل اسلامیت نظام مخالف هستند یعنی ما در جمع اصلاح‌طلبان فرقه‌ای داشتیم که معادل آن در جناح راست فرقه مصباحیه محسوب می‌شود که آنها مخالف جمهوریت نظام هستند و همانطور که مردم از این فرقه مصباحیه یزدیه که مردم را در خدمت اهداف خود قرار داده است منزجر هستند با این تفکر در جبهه اصلاحات نیز مخالفند زیرا اندیشه‌های اسلامی ‌در عمق و جان مردم است و نمی‌توان مردم را از باورهای خود جدا ساخت.
راهکار بازسازی اصلاحات
این عضو مجمع روحانیون مبارز تاکید کرد: چنانچه احزاب اصلاح‌طلب بخواهند خود را بازسازی کنند، باید به صورت شفاف و روشن در چارچوب انقلاب و اندیشه‌های امام(ره) و در خدمت مردم عمل کنند و صرفا شعار ندهند، چراکه در غیر این صورت وقتی قدرت را در دست گرفتند، مسائل اصلی را فراموش می‌کنند.
محتشمی‌پور با بیان اینکه «انحراف در عمل به اندیشه‌های امام(ره) و نقض آنچه در سال 76 با مردم پیمان بسته بودیم باعث رویگردانی مردم از اصلاحات شد» ادامه داد: در زمان پیامبر بنی‌اسرائیل پیمان شکنی کردند، پس از دوم خرداد 76 نیز بخشی از اصلاح‌طلبان نقض پیمان کردند و نتیجه همان است که برای بنی‌اسرائیل اتفاق افتاد؛ چراکه به قول امام(ره) مردم با ما عقد اخوت نبسته‌اند، وقتی انحرافی می‌بینند آنها را کنار می‌گذارند. در بخشی از اصلاح‌طلبان نیز انحراف رخ داد و به هر حال وقتی عذاب الهی می‌آید، تر و خشک با هم می‌سوزند و کسی که صالح است باید قیام کند و در برابر منحرفین بایستد.
وی گفت: رهبران اصلاح‌طلب آن‌گونه که امام(ره) با انحراف رژیم شاه مبارزه کرد، با انحراف در جریان اصلاحات مبارزه نکردند. وقتی از درون اصلاحات برخی اعلام می‌کردند که مشکل ما اصل 110 قانون اساسی است، آیا باید او را طرد می‌کردند یا می‌بینیم که امروز همچنان هستند.
بنابراین وی تنها راه بازسازی در جریان اصلاحات را طرد تمام کسانی دانست که چنین سرنوشتی را برای اصلاحات رقم زدند و خاطرنشان ساخت: کسانی که مانیفست جمهوری نوشته‌اند امروز در آمریکا نشسته‌اند و بسیاری از سخنرانی‌هایشان تمجید می‌کنند! لذا هرچه که داریم باید در چارچوب ضوابط و قواعد سیاسی، باورهای دینی و انقلابی خودمان باشد.
محتشمی‌پور وظیفه بزرگان اصلاحات را مبارزه با این انحرافات دانست و گفت: به نظر من بزرگان جبهه اصلاحات باید با این انحرافات مبارزه می‌کردند تا اعتماد مردم باقی می‌ماند و شاید علت رویگردانی این نخبگان که عملکردشان در زمان حیات حضرت امام(ره)به گونه دیگری بود و بعد از اصلاحات اندیشه‌ها و روش‌های شان تغییر کرد، در عملکرد برخی دولت‌های پس از رحلت امام(ره) خلاصه شود.
انتقاد قبل از دوران اصلاحات
وی در بخش دیگری از سخنان خود به انتقاد از عملکرد دولت سازندگی هم پرداخت و گفت: طیفی از نیروهای انقلاب در دهه اول دارای سیره و روش و اندیشه و عملکردی بودند؛ پس از ایشان، دولت سازندگی شعارهایی را مطرح و در عمل، بخشی از ارزش‌های انقلاب را تعطیل و طیفی از نیروهای خوب انقلاب را منزوی و با آنها برخورد حذفی کرد.
به اعتقاد وی انحراف در اصول اولیه انقلاب پس از رحلت امام(ره) به وجود آمد و هرچند که کسانی که دارای ریشه‌های قوی از اندیشه‌های امام(ره) و انقلاب بودند را دلسرد نمی‌کرد و موجب نمی‌شد آنها دست از رفتار اسلامی ‌و انقلابی خود بردارند اما برخی بر اثر برخوردهای حذفی عقایدشان سست شد و به جای تحکیم ارتباط با مردم، فکر کردند که برای رسیدن به قدرت باید به خارج از مرزها متمرکز شوند.
وی ادامه داد: با روی کار آمدن دولت اصلاحات این قشر هم با اصلاحات آمدند و لذا در دوره اصلاحات علی رغم اینکه شعارهای امام(ره) و انقلاب سر داده می‌شد در عمل اصلاح‌طلبان روش دیگری را اتخاذ می‌کردند و رودربایستی بزرگان اصلاحات با برخی از دوستان باعث شد تا به این افراد چیزی نگویند هرچند که به نظر من رهبران جبهه اصلاحات باید جلوی آنها را می‌گرفتند و بدنه اصلاحات آن قدر قوی بود که می‌توانستیم بدون وجود آنها نیز کار را پیش ببریم.
این نماینده سابق مجلس به یادآوری شرایط انتصاب وزارتش پرداخت و به برخورد‌های برخی از منتقدانش اشاره کرد و گفت: در زمان مجلس دوم به من پیشنهاد شد وزارت کشور را به عهده بگیرم اما همان مجلس مخالفت کرد؛ به این دلیل که من پیش از انقلاب 10 سال با امام(ره) در نجف بودم و پس از انقلاب به سوریه رفتم و این در حالی است که مسوولیت وزارت کشور وظیفه بسیار عمیقی است و باید نیروهایی که به خوبی از اوضاع کشور با خبر هستند، آن را به عهده بگیرند، مجلس می‌گفت؛ کسی که سال‌ها در ایران نبوده چگونه می‌تواند وزیر کشور شود؟ من معتقد بودم در ایران نیروهای لایق زیادی داریم که بدون هرگونه گرایش حزبی و سیاسی بتوان با آنها وارد مراوده شد و این دیدگاه را از امام(ره) دارم. چنانچه جریان حجتیه به رهبری مرحوم حلبی که با شاه مخالف بود، پس از پیروزی انقلاب به امام(ره) گفت ما نیروهای متخصص زیادی داریم که می‌توانیم به شما کمک کنیم اما امام(ره) پاسخ دادند که کشور ما نیازی به متخصصان شما ندارد. همان جوانانی که انقلاب کردند، می‌دانند چه کار کنند. من نیز زمانی که وارد وزارت کشور شدم با دعوت جوانان به کار، دانشکده وزارت کشور را تاسیس کردم اما این کار با مخالفت شدید جناح راست آن زمان مواجه شد.
عدم توجه به انتفاضه فلسطین نمونه‌ای از انحراف
وی در ادامه بحث خود نتوانست انتقاد از موضع اصلاح‌طلبان را درباره انتفاضه فلسطین نادیده بگیرد و ضعف حمایت بخش عظیمی‌از اصلاح‌طلبان از سرنوشت جهان اسلام و کشورهای اسلامی ‌از جمله فلسطین و لبنان را به عنوان یکی از نمونه‌های پشت کردن نخبگانی از جبهه اصلاحات به اصول انقلاب و قانون اساسی نامید هرچند که در تمام طول مدت سخنرانی‌اش از عملکرد مثبت شخص خاتمی ‌در مورد حمایت از انتفاضه فلسطین قدردانی کرد.
وی گفت: در مجلس ششم علی رغم داشتن ریاست جبهه اصلاحات و فراکسیون اکثریت در مجلس، تنهای تنها بودم؛ یعنی همواره برای یک حمایت جزئی از انتفاضه فلسطین باید کلی وقت صرف می‌کردم. با نمایندگان مجلس با روحیه صاف و قلبی بدون غل و غش صحبت می‌شد و آنها نیز قبول می‌کردند اما سران آنها نه. بدون اینکه وقتی برای فعالیت‌ها با بدنه اصلاح‌طلبان جهت تعامل داشته باشم، با مخالفت و برخورد قیم‌مابانه با نمایندگان مردم مواجه می‌شدم. مثلا پس از انتفاضه مسجدالاقصی در مجلس مطرح کردیم که یک کنفرانس بین‌المللی گذاشته شود، آقای خاتمی ‌و آقای کروبی نیز موافقت کردند اما در مجلس ششم دچار چالش عجیبی شدیم و بهانه‌های مختلفی در این مورد مطرح شد مبنی بر اینکه از این کنفرانس استقبال نخواهد شد اما من دلایلی داشتم که تعداد خوبی شرکت می‌کنند و به هر حال کنفرانس برگزار شد و استقبال نیز خوب بود. پس از پایان کنفرانس تصویب شد که دبیرخانه دامی‌تشکیل شود اما پس از مدتی هیات رئیسه مجلس بدون حضور آقای کروبی تصویب کردند که دبیرخانه کنفرانس باید تعطیل شود. در حالی که آنها حق این کار را نداشتند، چون در قطعنامه پایانی کنفرانس چنین چیزی آمده بود لذا در جلسه هیات رئیسه دوم این موضوع مجدد تصویب شد. پس می‌بینید که ما با چنگ و دندان توانستیم مساله حمایت از فلسطین را حفظ کنیم.
خبرگان بحث حاشیه‌ای جلسه
در پایان جلسه روح‌الله اوحدی رئیس شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی با ارائه تحلیلی از انتخابات خبرگان دوره چهارم از علی اکبر محتشمی‌پور دعوت کرد تا کاندیدای این انتخابات شود و این در حالی بود که محتشمی‌پور با تحلیل شرایط انتخابات پیش رو که انتقادات بسیاری به نحوه برگزاری آن داشت به رد درخواست او پرداخت و اعلام کرد: من در این شرایط هیچگاه کاندیدا نمی‌شوم.
وی افزود: متاسفانه در انتخابات خبرگان بدعتی گذاشته شد مبنی بر اینکه مسوولیت تشخیص صلاحیت کاندیداهای این مجلس برعهده شورای نگهبان باشد. در گذشته تشخیص صلاحیت به عهده حوزه‌های علمیه و مجتهدین بود و دو نفر از مجتهدین حوزه علمیه صلاحیت علمی ‌کاندیدایی را تایید می‌کردند نه یک دستگاه دولتی ـ حکومتی؛ چراکه موضوع انتخاب رهبری فوق موسسات حکومتی است.
وی افزود: باید صلاحیت علمی ‌و معنوی رهبر را کسانی تعیین کنند که مورد تایید بالاترین مقام‌های علمی ‌حوزه‌ها هستند نه در درون حکومت. هیچ منطق و سیستم حقوقی این را نمی‌پذیرد، مضاف بر اینکه شورای نگهبان و برخی نهادهای دیگر مانند وزارت کشور خود منصوب رهبر هستند، چگونه می‌توانند کسانی را که می‌خواهند به کار رهبر نظارت داشته باشند، تایید یا رد صلاحیت کنند.
محتشمی‌پور با اشاره به تلاش‌های شاگردان مصباح‌یزدی برای ورود به انتخابات خبرگان تاکید کرد: جریانی در چارچوب یک فرقه سازمان یافته پا به عرصه گذاشته تا مجلس خبرگان را در قبضه خود نگهدارد. در این دوره با شعار جوانگرایی، عده‌ای از شاگردان این فرقه برای حضور در مجلس خبرگان تشویق شدند و مشخص است که شورای نگهبان نیز آنها را تایید صلاحیت خواهد کرد تا اکثریت مطلق مجلس خبرگان را بگیرند. این جریان، جریان آقای مصباح یزدی است که ممکن است کسانی گمان کنند که چون این فرقه پایگاه مردمی ‌ندارد، نمی‌تواند خطری برای نظام باشد اما نظر من غیر از این است؛ جریانی که اندیشه حجتیه داشته باشد همواره خطری برای مردم و نظام است. وی ادامه داد: من حتی معتقدم این جریان تهدیدی برای رهبری نیز محسوب می‌شود و در نهایت موجب فروپاشی ناخواسته‌ای در آینده خواهد شد لذا بستگی دارد که برخورد شورای نگهبان با کاندیداها چگونه باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات