تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۵  ، 
کد خبر : ۴۲۶۲۶

روزی روزگاری، ایران (بخش پایانی)


مرتضی کاظمیان / mortezakazemian@yahoo.com
با توقف رشد قیمت نفت و کاهش درآمدهای حاصله در نیمه دهه 1350 رژیم پهلوی به ناگاه با یک بحران و تنزل شدید در وضع اقتصادی روبه‌رو شد؛ این در حالی بود که دامن زدن به مصرف و تبلیغ رفاه، و روی آوردن بخش قابل توجهی از کشاورزان و اقشار فرودست به شهرهای بزرگ، و نیز تبلیغ نیازهای زندگی مدرن، سرانجام، مطالباتی را در طیف وسیعی از جامعه (از جمله گروه‌های یادشده و نیز طبقه کارگر و کارمند و متوسط) ایجاد کرد که رژیم را با بحران‌های جدی مواجه ساخت. همزمانی این وقایع با آزادسازی فضای سیاسی پس از سال‌ها سرکوب و اختناق، هژمونی بلوک قدرت را در تحمیل پروژه‌های اقتصادی و اجتماعی‌اش به زیر سوال برد و با پرسش‌های اساسی روبه‌رو نمود. اصلاحات شاه از یک سو، به علت عدم توزیع درست ثروت، موجب فراهم آوردن تدریجی یک تهدید اجتماعی قوی از سوی اقشار و لایه‌های محروم شد؛ از سوی دیگر، به علت عدم بازسازی ساخت قدرت و پرهیز از توزیع قدرت و نیز سرکوب طبقه متوسط جدید، رژیم، استیلای سیاسی خود را نیز از دست داد و خود را از یک پشتوانه حمایتی عمده محروم نمود. گفتنی است، گسترش شهرنشینی جدید، توسعه آموزش عالی و افزایش دانش‌آموختگان و به ویژه بازگشت تحصیلکرده‌ها از غرب، همراه با ظهور طبقات متوسط اجتماعی از درون نظام اداری و پدیده «کارمندی»، به تقویت حوزه جامعه مدنی در برابر حوزه ساخت قدرت، و مطالبات مبتنی بر مشارکت، مدد رساند؛ خواست‌هایی که نه تنها از سوی بلوک قدرت فهم و پذیرش نمی‌شد، بلکه با نفی و سرکوب همراه می‌گردید. به بیان دیگر، ساخت سیاسی ایران، متناسب با ساخت اجتماعی ـ اقتصادی پیشرفت نکرده بود. افزون بر این، هرچند دستگاه ایدئولوژیک رژیم توانسته بود جامعه را تا حدودی سکولا ریزه نماید اما در سلب کامل قدرت مخالفان و به حاشیه راندن ایدئولوژی آنان ناموفق بود. اوج تبلیغ گفتمان انقلابی و طراحی یک دستگاه ایدئولوژیک، بازخوانی مذهب سنتی به وسیله دکتر شریعتی بود. شاهکار شریعتی، ارائه یک تبیین و تفسیر نو، اجتماعی (عدالت‌طلب و آزادیخواه) و تهاجمی ‌و موثر از اسلام بود که البته با اقبال وسیع طبقه متوسط جدید همراه شد. تلاش‌های دیگر نیروهای رادیکال اسلامی ‌و رادیکال چپ و نیز حضور بخش سنتی مذهبی که توانمند به نظر می‌رسید و با مبارزات و راهبری سیاسی امام خمینی، به شدت سیاسی شده بود، جملگی دستگاه ایدئولوژیک نظام سیاسی را به چالش و پرسش کشاندند. اینچنین در نیمه دوم دهه 1350 و در ورای اقتدار ظاهری بلوک قدرت، رژیمی‌متزلزل و بی‌پشتوانه و بی‌بنیان، قابل تشخیص بود که نه بر طبقات و لایه‌های اجتماعی اتکا داشت و دستگاه ایدئولوژیک آن واجد هژمونی بود، و نه سرکوب و اختناق ابتدای دهه 50 ـ به علت مجموعه‌ای از فشارهای اپوزیسیون در خارج از کشور، و نهادهای بین‌المللی حقوق بشری و نیز گفتمان مسلط وقت در عرصه جهانی (حقوق بشر) که متاثر از انتخاب کارتر در آمریکا بود ـ در جامعه قابل اعمال و تحقق به نظر می‌رسید. فراهم آمدن یک دوره از فضای نسبتاً باز و آزاد، موجب شتاب گرفتن و عمق یافتن جنبش انقلابی گردید. تحولات بین‌المللی هم شرایط مساعدی را برای مخالفان رژیم در داخل کشور فراهم نمود تا بدون هراس از مجازات‌های سنگین - در مقایسه با دوره قبل از آن ـ به مبارزه با شاه برخیزند؛ این‌گونه اپوزیسیون تشجیع شد تا حضور خود را علنی سازد و فعالیت‌های خود را علیه رژیم، سازماندهی نماید. راهپیمایی‌های تاسوعا و عاشورای 57، تبلور پاسخ مثبت لایه‌های مختلف اجتماعی به اپوزیسیون ـ به رهبری امام خمینی ـ برای تغییر نظام سیاسی بود. شاه با علم به اینکه امکان عملی کردن سیاست سرکوب و «مشت آهنین» مقدور و میسر نیست، چاره‌ای جز ترک صحنه و خروج از ایران نیافت. همزمان با عدم قاطعیت شاه و در اوج تردید و بی‌ارادگی رژیم سیاسی، برای مواجهه یکسره خشن و قهرآمیز با اعتراضات عمومی ‌شده، نزدیک‌ترین ـ و مهم‌ترین ـ متحد نظام سیاسی، یعنی ایالات متحده نیز به علت در پی گرفتن سیاستی ناهماهنگ، از به کار گرفتن ساز و کاری قطعی و جدی برای رویارویی با بحران انقلابی فرو ماند.
بحران‌های ساختاری نظام سیاسی که از سویی همه تصمیم‌گیری‌ها و فرامین و راهبردها را متوقف به شخص شاه کرده بود و از سوی دیگر، طیف محدودی از نخبگان را همچون کارگزار ـ و نه مشاور و طراح و ایده‌پرداز ـ به خدمت گرفته بود، در کنار عدم توانایی رژیم برای اعمال هژمونی ایدئولوژیک و سیاسی، منجر به ناتوانی مبرهن نظام شاهنشاهی در غلبه بر جنبش انقلابی و خواست عمومی ‌برای تغییر نظام سیاسی شد. نشست سران چهار کشور غربی در گوآدلوپ و تصمیم واشنگتن، لندن، پاریس و برلین مبنی بر لزوم ترک ایران توسط شاه، تمکین غرب به واقعیت‌های رخ داده و در حال تکوین و وقوع ایران (جنبش انقلابی) بود. انقلاب مردم ایران، تغییر نظام سیاسی را با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» هدف قرار داده بود و سرانجام، در بهمن 57 نظام سلطنتی به تاریخ پیوست...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات