تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۰  ، 
کد خبر : ۴۲۶۶۲

انقلاب اسلامی‌ و آسیب‌ها


محمدعلی مشفق / عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
صاحبنظران جدید، اصطلاح انقلاب «Revolution» را به تغییرات ناگهانی و بنیادینی که در اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی جامعه روی می‌دهد و یا تغییراتی از نوع بنیادی و غیرسیاسی اطلاق می‌نمایند. هرچند که تغییرات مورد بحث، ممکن است به کندی و بی‌خشونت روی داده باشد. کارل مانهایم جامعه‌شناس آلمانی معتقد است که در دوران انقلاب هیچ دولت خالصی وجود ندارد و در شرایط انقلاب، هیات‌ها و گروه‌های پراکنده، بخش‌هایی از قدرت را برای اعمال فشار تصاحب می‌کنند. سوروکین تغییر انقلابی را نتیجه گسترش یافتن اختلاف میان قانون رسمی‌ گروه حاکم و الزامات قانون غیررسمی ‌برخی از اعضای آن تلقی می‌نماید. حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی ‌را انفجار نور توصیف و از آن به پیروزی حق بر باطل یاد می‌کنند. صاحبنظران خارجی هم از انقلاب اسلامی، به عنوان مردمی‌ترین انقلاب یاد می‌کنند. لذا انقلاب‌ها اعم از اینکه صبغه دینی و یا غیردینی داشته باشند علی‌الاصول مصون از آسیب‌ها، انحراف‌ها، تغییرات و دگرگونی‌ها نیستند و برخورداری از پشتوانه‌های ایدئولوژیک هم، نمی‌تواند تضمین کننده ماندگاری دائمی ‌انقلاب‌ها باشد. خیزش انقلابی مردم ایران برخلاف تعبیر مارکسیستی نه براساس شعار «نان، مسکن، آزادی» بلکه بر اساس شعارهایی چون استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ‌بوده است. بدون شک عنصر وابستگی حکومت به اجانب و حاکمیت استبدادی شاه به نمایندگی از جانب آمریکا از دیگر عوامل به حساب می‌آید. از جانب دیگر بیرون راندن مردم از عرصه‌های تصمیم‌گیری و مشارکت در تعیین سرنوشت خود و کشورشان، موتور محرکه انقلاب در سایه رهبری‌های حضرت امام بوده است. شاه خود قانون و برتر از قانون تلقی می‌شد و هرگونه افاضات شاه قانون و دستورالعمل بوده است. مقوله انتخابات هم در نظام ستمشاهی، بیشتر بازی دموکراتیک سرسپردگان شاه در عرصه سرنوشت کشور و ملت بود به طوری که مردم تنها جز حضور در انتخابات و رای به فهرست کاندیدای مورد تایید شاه تکلیفی نداشتند. با پیروزی انقلاب اسلامی ‌به رهبری حضرت امام(ره)، ملک و ملت و دین و آیین از حیطه نفوذ قدرتهای استکباری رهایی یافت و ایرانی آزاد و مستقل بر پایه جمهوری پایه‌ریزی گردید و مردم توانستند سرنوشت خود و کشورشان را با تکیه بر عزم و اراده ملی رقم بزنند و حاکمان را در تمامی ‌ارکان مختلف نظام نصب و عزل نمایند. اما با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب و کم رنگ شدن فضای مردمی ‌اوایل انقلاب، این سوال به ذهن متبادر می‌گردد که آیا متولیان نظام توانسته‌اند ضمن پاسداری از استقلال، آزادی و جمهوریت نظام، در نهادمند کردن آزادی‌های سیاسی و مدنی و حقوق اساسی آحاد ملت فارغ از گرایش‌ها، سلایق، قومیت، مذهب و... گام‌های قابل دفاعی بردارند و با اجرای اصول مختلف قانون اساسی از جمله اصل 168 که متضمن عینیت یافتن آزادی‌های سیاسی موافق و مخالف و منتقد حکومت است مخالفان و منتقدان دولت و حاکمیت را مجرم و برانداز محسوب ننمایند؟ پاسخ روشن و مبرهن است. آیا مردمی ‌که تعیین کننده همه ارکان نظام هستند می‌توانند در یک انتخابات آزاد، چهره‌های مطلوب و دلخواه خود را در چارچوب قوانین جاری کشور، بدون اعمال سلایق فراقانونی برگزینند؟ اگر پاسخ منفی است کدام مرجع صلاحیت‌دار تاکنون به حقوق تضییع شده داوطلبان رد صلا حیت شده بدون استنادات قانونی رسیدگی و اعاده حق کرده است و آیا نمونه یا نمونه‌هایی که تاکنون به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده در محاکم صالحه رسیدگی شده باشد وجود دارد؟ به نظر می‌رسد خیر. بدون تردید اعتبار، مشروعیت و مقبولیت تمامی ‌ارکان نظام ناشی از رای و اراده ملت بوده و نه عکس آن؛ در اصل قدرتی فراتر از قدرت مردم وجود ندارد و این مهم‌ترین وجه ممیزه نظام جمهوری اسلامی ‌با نظام ستمشاهی و استبدادی است که مردم در آن بیشتر تماشاچی‌اند، به گونه‌ای که چو فرمان یزدان چو فرمان شاه رابطه ملت و شاه را مشخص می‌کرده است معهذا پس از سه دهه از پیروزی انقلاب مردم آیا نمایندگان منتخب آنان سهمی ‌در تصمیم‌گیری‌های کلان و سرنوشت‌ساز اعم از انرژی هسته‌ای و کم و کیف مناسبات با دیگر کشورها دارند؟ که اگر بپذیریم که کمترین سهم را ایفا می‌نمایند طبیعی است وجه مردم‌سالارانه نظام به حاشیه رانده شده و آسیب‌دیده است و اگر اکثریت داوطلبان عرصه انتخابات از طریق فیلترهای نظارت استصوابی از مشارکت و سهیم شدن در قدرت محروم می‌شوند؛ آیا انحراف در اهداف اولیه انقلاب ایجاد نشده است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات