قاسم روانبخش
کمتر از یک ماه تا روز سرنوشتساز برگزاری انتخابات خبرگان رهبری و شوراها باقی است؛ انتخاباتی که در نوع خود در تاریخ انقلاب اسلامی کم نظیر است؛ زیرا از یک سو به دلیل تجمیع انتخابات شوراها و خبرگان، انتخابات پرشوری خواهیم داشت و از سوی دیگر احزاب و گروههای مختلف درصدد وزنکشی خود برآمدهاند؛ اصلاحطلبان درصدد گرفتن سنگر اول و آخر نظاماند. آنها هم شوراها را در قبضه خود میخواهند تا از همان جا که قدرت را واگذار کردهاند دوباره به قدرت بازگردند و بتوانند پس از آن مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم را از آن خود سازند و هم میخواهند سنگر نهایی یعنی مجلس خبرگان را تصرف کنند تا رأس هرم نظام اسلامی را دچار چالش کرده، با فتح آن به زعم خود راهی میان بر بروند.
برخی از گروههای دیگر نیز که در انتخابات نهم شانس خود را آزموده اکنون درصدد است بار دیگر با فتح شوراها و حاکمیت کامل بر مجلس خبرگان رهبری چنین وانمود کند که مردم از آنها نبریدهاند. از سوی دیگر ستادهای خودجوش مردمی که در انتخابات ریاست جمهوری نهم برای آقای احمدینژاد فعالیت کردهاند به این نتیجه رسیدهاند که شوراهای همسو با دولت اسلامی است که میتواند با حمایتهای دولت مردمی، شور و نشاط خدمت رسانی به مردم را در کشور ایجاد کند و مجلس خبرگان معتقد به مبانی نظام اسلامی و ملتزم عملی به ولایت فقیه است که میتواند کشور را در شرایط بحرانی خلأ رهبری به ساحل نجات رساند. از این رو ستادهای خودجوش مردمی در سراسر کشور جدا از احزاب و جناحها وارد عرصه شده، و این بار هم به فضل الهی، ملت بر احزاب پیروز خواهد شد. ولی آنچه باید بیش از گذشته مورد توجه مسئولان امر قرار گیرد، بداخلاقیهای انتخاباتی است که به سه بخش تقسیم میشود.
الف. بداخلاقیهای انتخاباتی قبل از زمان قانونی آغاز فعالیتهای انتخاباتی
ب. بداخلاقیهای انتخاباتی در وقت قانونی تبلیغات
ج. بداخلاقیهای انتخاباتی پس از انتخابات
بداخلاقیهای از نوع الف و ب، غالباً از سوی کسانی انجام میگیرد که یا حزبشان در میان مردم مقبولیت ندارد و یا نامزدهای شان مورد پسند مردم نیستند، اینگونه افراد سعی میکنند با تخریب گروه مورد قبول مردم و نامزدهای آنها، اعتماد مردم را به سوی خود جلب کنند! که در نوع خود بسیار زشت و خلاف اخلاق است و در عین حال برای سرپوش گذاشتن بر رفتارهای زشت خویش، رقیب را به تخریب و بداخلاقیهای انتخاباتی متهم کنند! امری که نمونه آن در انتخابات نهم ریاست جمهوری اتفاق افتاد؛ کسانی که دکتر احمدینژاد را زیر بمباران تخریب قرار داده بودند و حتی در برنامههای تبلیغاتی خود در رسانه ملی او را نالایق و... میخواندند، طرفداران احمدینژاد را به تخریب و بداخلاقی انتخاباتی متهم میکردند و...! نوع دیگری از بداخلاقی غالباً در زمانی اتفاق میافتد که فرد یا حزبی احساس شکست میکند، از این رو با اجرای ستاریو به تخریب خود پرداخته و آن را به گردن رقیب میاندازد تا بتواند با مظلومنمایی آرای ملت را جلب کند! البته ملت ما در انتخابات هفتم، هشتم و نهم ریاست جمهوری و دیگر انتخاباتها نمونههای آن را دیدهاند و در انتخابات نهم اینگونه خودزنیهای مصلحتی مورد توجه مردم ما قرار نگرفت. معالاسف در انتخابات جاری نیز مدتی است که این نوع بداخلاقی آغاز شده و خدا میداند که در زمان آزادی تبلیغات انتخاباتی چه اتفاقی خواهد افتاد! آنچه طی روزها و هفتههای گذشته در برخی از روزنامهها و سایتها.... اتفاق افتاده و میافتد و بیباکانه و با نام به تخریب چهرۀ آیهالله مصباح و شاگردانش میپردازند دقیقاً در همین راستا قابل ارزیابی است.
بداخلاقی انتخاباتی از نوع سوم ـ پس از انتخابات ـ که میتوان آن را از زشتترین پدیدههای انتخاباتی دانست متأسفانه در کشور ما کم و بیش دیده میشود. نامزد یا جناح شکستخورده، پس از انتخابات بعضاً سعی میکند در قالب «انتقاد» از رقیب یا نامزد پیروز «انتقام» بگیرد، با ایجاد چالشها و بحرانها و بزرگ کردن عیب و نقصهای کوچک و سرپوش گذاشتن بر موفقیتهای بزرگ دولت برآمده از آرای مردم، آن را به ناکارآمدی متهم کند تا در مرحله آینده زمینهای برای حزب و گروه او فراهم شود. آنچه در یک سال گذشته و پس از سوم تیر شاهد آن هستیم دقیقاً در همین راستا تفسیر میشود. اگر به پرونده یک ساله برخی چهرههای شاخص رقیب در انتخابات نهم نگاه کنید معالاسف این نوع بداخلاقی به روشنی قابل مشاهده است، آنها در مواضع خود به گونهای عمل میکنند که گویا یک نقطه مثبت هم در دولت نهم وجود ندارد! ولی در مقابل اگر انتقادها یا به عبارت دیگر انتقامها را بنگرید، خواهید دید که مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. با این موضعگیریها طبیعی است که افراد طرفدار آن جریان و آن شخصیت در رسانههای خود در سراسر کشور با دولت منتخب مردم چه میکنند! آیا جز این است که همان امری اتفاق بیافتد که مقام معظم رهبری در گرمسار از آن به لجنپراکنی مطبوعاتی تعبیر نمودند.