تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۰  ، 
کد خبر : ۴۲۶۷۰
در گفت‌وگوی «صدای عدالت» با رییس کمیسیون انرژی مجلس مطرح شد:

مشکلات اقتصادی؛ حاصل نگرش مجلس و دولت

اشاره: ایلیا ایرانی – یکی از مسایل مهم و اساسی اقتصاد کشور که در دولت نهم نیز به دلیل شعارهای مطرح شده در صدر توجه کارشناسان و مردم و نمایندگان آنها قرار گرفته است، مسایل مربوط به انرژی، یارانه‌های انرژی و مباحثی از این دست است اما بودجه 86 را می‌توان نقطه عطف مباحث مربوط به یارانه‌های انرژی و به خصوص مسئله کاهش اتکا به درآمدهای نفتی که در برنامه چهارم توسعه به آن توصیه اکید شده است، دانست. گفت و گوی صدای عدالت با کمال دانشیار رییس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در این خصوص است:

* آقای دانشیار در تمام شعارهای مربوط به روسای جمهور و وزرای دولت با نگاهی به چشم‌انداز بیست ساله همه مسئولین معترفند که برنامه‌های دولت در راستای برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز بیست ساله باید مبتنی بر کاهش اتکا به درآمدهای نفتی باشد؟ ما در کاهش اتکا به درآمدهای نفتی در سند چشم‌ انداز چقدر موفق بوده‌ایم؟
** حدود 80 درصد برنامه‌های دولت با سند چشم‌انداز بیست ساله و برنامه چهارم توسعه هماهنگ است اما بیست درصد این برنامه ها نیز با سیاستهای کلی نظام مطابقت ندارد که متاسفانه بیشتر این 20 درصد نیز در بخش نفت و کاهش اتکا به درآمدهای نفتی است یعنی در بودجه سال آینده پیش‌بینی می‌شود که جمعا 50 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی استفاده شود و البته این رقم در حال حاضر حدود 40 میلیارد دلار بیان می‌شود اما با اضافه کردن سایر مجوز‌هایی که به دولت برای برداشت از این حساب داده می‌شود این رقم به 50 میلیارد دلار میرسد.
* البته غیر از این عدد، حدود بیست میلیارد دلار نیز مالیاتی است که دولت از شرکت ملی نفت ایران می‌گیرد و در مجموع باید گفت هزینه‌های دولت که از محل درآمدهای نفتی حاصل می‌شود حدود 70 میلیارد دلار است. غیر از بودجه شرکتهای دولتی و این عدد بزرگی است و این درصد بالای وابستگی به بودجه نفتی را نشان میدهد اما چرا برنامه‌های دولت در راستای کاهش اتکا به درآمدهای نفتی نشد؟
** مهمترین نکته این است که ما در رفع موانع سرمایه‌گذاری در کشور و غیردولتی کردن پروژه‌های مهم کشور در بخش نفت و انرژی خوب کار نکرده‌ایم و بزرگترین دلیل که دولت نمی‌تواند اتکایش به درآمدهای نفتی را کم کند، این است که دولت می‌خواهد خود به ساختن جاده و نیروگاه برق و تاسیسات مختلف صنعتی و زیربنایی چون فرودگاه و راه آهن و مترو بپردازد و همه اتکایش نیز در درآمدهای نفتی است و اگر اینها را به بخش خصوصی واگذار می‌کرد اتکایش به منابع نفتی کم میشد و بودجه نفت صرف پرداخت وام به بخش خصوصی رشد و این سرمایه‌گذاری بازگشت داشت. 70 درصد بودجه کشور خرج هزینه‌های جاری می‌شود و اگر عدد 50 میلیارد دلار را به 70 میلیارد تقسیم کنیم، حدود 70 درصد می‌شود یعنی 70 درصد پول نفت صرف هزینه‌های جاری می‌شود و ما معادل کل درآمدهای نفتی کشورمان را صرف پرداخت حقوق و دستمزد کارمندان و پروژه‌های مختلف دولتی می‌کنیم. و این خطر بسیار بزرگی برای ایران محسوب می‌شود.
شما گفتید که حدود 70 درصد درآمدهای دولت صرف هزینه‌های جاری می‌شود و با این حال معتقدید که ما 80 درصد برنامه‌هایمان منطبق با اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله است اما این بیست درصد باقی مانده متاسفانه بزرگترین محلی است که می تواند اگر برخلاف برنامه‌ها در آن حرکت شود، به نابودی اقتصاد کشور بیانجامد. در برنامه چهارم توسعه دولت باید تنها به میزان 15 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی استفاده کند اما در سال آینده حداقل 40 میلیارد دلار و حداکثر 50 میلیارد دلار استفاده می‌کند و این اختلاف 25 میلیارد دلاری است که ضعف دولت را مشخص می‌کند که در چارچوب برنامه عمل نکرده و همانطور که گفتم این هم تنها مربوط به عدم حضور بخش خصوصی در برنامه‌ها و پروژه‌های دولتی است. بهادادن به بخش خصوصی و استفاده از توان این بخش در پروژه‌های مختلف عمران و انرژی کاری است که دولت خاتمی و دولت سازندگی دنبال آن بودند و اگر دولت آقای احمدی‌نژاد نیز به این راه ادامه ندهد، با کسری بودجه فراوانی روبرو خواهد شد و یکراست به سمت باتلاق استفاده از درآمدهای نفتی سوق پیدا خواهد کرد.
* در بودجه 86 به ظاهر در جهت کاهش اتکا به درآمدهای نفتی پیش رفته‌ایم اما در محاسبات دقیق معلوم شد که نفت بشکه‌ای 45 دلار تا 50 دلار محاسبه شده است. آیا این صرفا یک نوع حساب‌سازی برای این است که بگوییم بودجه را انقباضی بسته ایم و یا اینکه در این مسیر پیش خواهیم رفت؟
** چند عدد برای نفت در بودجه 86 در نظر گرفته شده است یک عدد همان نفت بشکه‌ای 19 دلار است که در برنامه چهارم توسعه آمده است که با ضرب این عدد در عدد 4/2 میزان تولید نفت و 365 روز سال، جمعا میزان استفاده از درآمدهای نفتی 15 میلیارد دلار می‌شود اما در جای دیگری عدد 50 دلار پیش‌بینی شده است یعنی شرکت نفت فرض کرده که نفت را بشکه ای 50 دلار می‌فروشد و براساس آن مالیاتها را پیش‌بینی کرده است و در جایی دیگر نیزاتین عدد 45 دلار فرض شده است که در آنجا هم اینگونه پیش‌بینی شده است که بتوانند درآمدهای جدید کسب کنند و در جای دیگر نیز 7/33 دلار بسته شده است. باید گفت در وزارت نفت این عدد 50 دلار است در برنامه چهارم این عدد عدد به 19 دلار رسیده و در بعضی جاهای بودجه 86 نیز 7/33 دلار دیده شده است و این نشان می‌دهد که دولت در جمعبندی بودجه 86 دقت نداشته و مرور کلی بر روی بودجه نکرده و سقوط قیمت نفت نیز موجب شد که در برخی موارد بودجه سال آینده نفت 33 دلار دیده شودر برخی بخشها به این عدد توجهی نشده که باید از کل درآمدهای نفتی کم می‌شده است و عملا در لایحه بودجه سال 86، چهار عدد برای نفت پیش‌بینی شده است که پیشهاد ما در بررسی لایحه بودجه در مجلس پیش‌بینی قیمت 40 دلار برای هر بشکه نفت است زیرا اعتقاد داریم که در سال آینده قیمت نفت و انرژی کم نخواهد شد و این فرصت خوبی را برای تکمیل پروژه هایمان فراهم می‌کند. علت اصلی پیش‌بینی 4 عدد برای قیمت نفت در بودجه 86 تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و آسیب‌های ناشی از این تغییرات در بودجه سال 86، بوده و از طرف دیگر سقوط قیمت نفت نیز باعث سردرگمی تدوین کنندگان این لایحه شده است و در عین حال باید گفت زمان کم و ناکافی دولت برای بررسی این لایحه باعث شد که دولت به جمع بندی نهایی در این بودجه نرسد و ما در کمیسیون تلفیق به رفع این مشکلات و نقصها خواهیم پرداخت.
* اگر پیشنهاد شما 40 دلار است و اعتقاد دارید که قیمت نفت کاهش پیدا نمی‌کند پس چرا عربستان با این درآمد عظیم نفتی، در بودجه سال آینده خود، نفت را با فرض بشکه‌ای 35 دلار بسته است؟
** ما به مانند عربستان نیستیم و تعداد پروژه‌هایی که در کشور ما وجود دارد به مراتب بیشتر از کشورهای نفت‌خیز حوزه خلیج فارس است اما اگر قیمت نفت به پایین‌تر از 40 دلار رسید باید نگران باشیم زیرا هر دلار کمتر در بودجه باعث کاهش 900 میلیارد دلار از درآمدهای کشور می‌شود و باید به همین میزان پروژه‌هایمان را بخوابانیم و برای ما در حال حاضر دو راه وجود دارد یا باید 40 دلار را بپذیریم و ریسک ناشی از آن را نیز بپذیریم و یا اینکه 35 دلار بگیریم و ریسک ناشی از آن را نیز بپذیریم و یا اینکه 35 دلار بگیریم و ریسک کمتری داشته باشیم و در عین حال اجازه برداشتهای بیشتری به دولت برای برداشت از حساب ذخیره ارزی در جهت استفاده برای پروژه‌های عمرانی بدهیم. عربستان با 15 میلیون جمعیت حتی اگر نفت را بشکه‌ای 30 دلار هم بگیرد درآمد ارزی‌اش خیلی بالاست و فرقی به حالش نمی‌کند ولی ایران 70 میلیون جمعیت دارد و حدود 700 میلیارد دلار پروژه آماده در کشور داریم که یا در مرحله آغاز فعالیت قرار دارد و یا هنوز اجرا نشده‌اند و این عدد 40 دلار یا 35 دلار باعث تغییرات بسیاری در حوزه عمل می‌شود.
* عددی که برای فروش نفت در بودجه پیش‌بینی می‌شود تفکر دولت و مجلس را می‌رساند که تا چه اندازه سطح تفکراتشان با اهداف چشم‌انداز هماهنگ است و چه افقی را پیش‌بینی کرده اند و آیا مجلس قصد ندارد که دولت را اجبار کند برای کاهش اتکا به این درآمدها و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی؟
** دولت و مجلس گرفتار آفتی هستند به نام روزمرگی و بر اساس مشکلاتی که روزانه با آن سرو کار دارند می خواهند تصمیم بگیرند و به همین دلیل تصمیم‌گیریها مقطعی شده که این امر ضربات مهلکی را بر بدنه اقتصاد کشور وارد می‌کند ما اگر بخواهیم به کاهش اتکا به درآمدهای نفتی بپردازیم باید سه شرط را رعایت کنیم: اول اینکه 700 میلیارد دلار پروژه در کشور وجود دارد که با درآمد نفتی 50 میلیارد دلار امکان تامین منابع مالی‌اش وجود ندارد و منابع مالی دیگری را می‌طلبد که داشته باشیم. دوم اینکه اگر بپذیریم که منابع مالی دیگری می‌خواهد به سرمایه‌های دیگری نیز نیاز داریم و باید امنیت سرمایه‌گذاری ایجاد کنیم و یا حتی عفو عمومی در سرتاسر جهان داشته ایجاد کنیم که همه ایرانیان خارج از کشور در ایران سرمایه ایجاد کنند. 300 هزار صاحب علم و صاحب سرمایه در سرتاسر جهان وجود دارند که باید بازگردند و سرمایه‌های خارجیها نیز باید در ایران از امنیت کافی برخوردار باشد. سوم اینکه خود ایرانیان باید سرمایه‌گذاری کنند و مسئله دیگر که مهمترین آن نیز هست، این است که نگرشی که معتقد است با همین سرمایه و با این درآمد موجود کشور، می‌توان کشور را اداره کرد و با این روش 27 سال کشور را اداره کرده است باید تغییر یابد و اگر این تغییر نگرش ایجاد نشود، دچار پیشی گرفتن خرجمان بر دخلمان می‌شویم. باید با مثالی روشن به بررسی این وضعیت بپردازم: وزارت نیرو تنها در بخش برق دو هزار میلیارد تومان کسری دارد و در بخش آب یک میلیارد دلار. وزارت نفت برای واردات بنزین و طرحهایش نزدیک 6 میلیارد دلار نیاز داشته و سال آینده این رقم به 9 میلیارد دلار می‌رسد وزارت بهداشت نیز یک میلیارد دلار و جاده‌ها دو میلیارد دلار و با جمع اینها و بودجه‌های سایر وزارتخانه‌ها نزدیک 50 میلیارد دلار برای جبران کسری بودجه هایشان نیاز دارند. اقتصاددانان ما می‌گویند شما نباید هزینه کنید باید طرح‌ها را بخوابانید زیرا نقدینگی زیادی می‌شود ما در ده سال آینده در صورت اجرای پروژه‌ها به 700 میلیارد دلار احتیاج داریم و تغییر نگرش در دستگاه دولتی، قضایی و مجلس باید ایجاد شود.
اگر 70 میلیارد دلار را بین 70 میلیون نفر جمعیت کشور تقسیم کنیم نفری 1000 دلار می‌شود که مشکلات هیچ بخشی حل نمی‌شود و همین موضوع است که دولتها را به وجود آورده و یا آنها را سقوط می‌دهد و همانطور که اصلاح‌طلبان در بین نارضایتی مردم بر سر کار آمدن و همانطور نیز اصولگرایان دوباره با نارضایتی مردم بر سر کار آمدند و اصلاح‌طلبان کنار رفتند. اگر ما بتوانیم این نکته را جا بیندازیم که موانع سرمایه‌گذاری بر طرف شود، پول دولت زیادی می‌شود و کارهای اساسی‌تری انجام می‌دهیم.
* در این تغییر نگرش مجلس چه سهمی دارد؟
** نمایندگان مجلس از طبقات متوسط به پایین جامعه هستند و افتخار ما این است که اکثر مسئولان کشور از طبقات محروم جامعه هستند و این مسئله باعث شده که قوانین تصویب شوند که خود به خود دولتی است و از طبقه مرفه و سرمایه‌دار برای پیشبرد طرحهای عمرانی استفاده نمی‌شود چرا که پایگاه طبقاتی همه ما در مجلس و دولت طبقه مستضعف است و قانونی تصویب نمی‌شود که دولت را کوچک کند و مرتبا دولت بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. کاری که ما باید در حال حاضر انجام دهیم این است: 200 کشور در دنیا وجود دارد ما در برخی از موارد از 100 کشور پیشرفته جهان عقبیم و از 100 کشور جهان سوم نیز جلوتر هستیم و باید ببینیم چرا از این کشورهای پیشرفته عقب مانده‌ایم و از راههای آنها برای پیشرفت استفاده کنیم. به طور مثال در کشورهای پیشرفته اروپایی تمام کارهای اجتماعی از طریق مالیاتها انجام می‌گیرد و درآمد کشور نیز از طریق مالیاتها انجام می‌گیرد و درآمد کشور نیز از طریق مالیاتها است اما اقتصاد ایران براساس درآمد نفتی است و هیچ درآمد محسوس و موثر دیگری وجود ندارد ما در مجلس شورای اسلامی از اینکه همه نمایندگان دلسوز هستند و از هیچ کاری در جهت پیشرفت کشور فروگذار نمی‌کنند شکی نداریم اما اشکال اصلی در روشهاست ما سوبسید کلانی به بنزین می‌دهیم و در عوض 10 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا در کشور می‌میرند و از نظر تلفات جاده‌ای مقام اول دنیا را کسب می‌کنیم ظاهرا در فکر خدمت به مردم هستیم اما در نهایت با ایجاد تورم و خسارت به مردم روبرو می‌شویم و ما باید به راهکارهایی بیندیشیم که کشورهای دیگر را به اهداف ما رسانده و از آنها درس بگیریم.
* نمایندگان مجلس در خصوص استفاده مکرر دولت از حساب ذخیره ارزی هشدار می‌دهند و بسیار گله مندند اما این نمایندگان هستند که به دولت اجازه می‌دهند از حساب ذخیره ارزی برداشت کند برای ریشه‌یابی آسیب هایی که به حساب ذخیره ارزی وارد می‌شود ما باید به به دنبال نمایندگان مجلس باشیم و یا دولت؟
** مجلس هفتم اینطور نبوده و در بسیاری موارد به دولت اجازه برداشت از حساب ذخیره ارزی را نداده است به طور مثال دولت لایحه 5/3 میلیارد دلاری به عنوان متمم بودجه آورد اما به او پولی داده نشد دو میلیارد دلار نیز برای وزارت نیرو درخواست کردند که تخصیص پیدا نکرد و رد شد و دولت در 6 ماهه گذشته هر چه لایحه برای برداشت از حساب ذخیره ارزی به مجلس آورد است رد شده است و از این بابت به شدت ناراحت و نگران است و اذعان می‌کند که اگر برای پروژه‌های عمرانی پول داده نشود، پروژه می‌خوابد و روزی که خواست دوباره به کار بیافتند، حداقل 25 درصد به هزینه‌های آن پروژه اضافه می‌شود و مجلس می‌ماند که بین موفقیت و پیشرفت کشور و مهار تورم کدام راه را برگزیند لذا دولت با این نیت که به پروژه‌ها سرعت ببخشد و باعث بازگشت این سرمایه‌ها به اقتصاد کشور شود، درخواست اعتبارات بیشتر می‌کند و مجلس هم می‌گوید تورم بالا می‌رود و جلوی بودجه را می‌گیرد و هر دو نیز درست می‌گویند و باید گفت رونق اقتصادی به نفع مردم است و باید تورم را تحمل کنیم اما برخی دیگر از نمایندگان نظر دیگری دارند. اشکال کار دولت و نمایندگان مجلس در بررسی طرحهای عمرانی و اعتبارات مربوط به آنها این است که هنوز مسئولین دولتی و نمایندگان مجلس نمی‌دانند در کشور ما حدود 700 میلیارد دلار پروژه‌های عمرانی وجود دارد و باید یا از سرمایه‌گذاری خارجی استفاده کنیم یا بخش خصوصی زیرا تا 700 میلیارد دلار دولت بدهکار است و باید خرج کند، همیشه کسری دارد و طرحهای نیمه تمام عمرانی بر طرفهای نو پیشی گرفته است.
* اما اینکه در کشور ما 700 میلیارد دلار پروژه آماده کار وجود دارد تهدید است و یا فرصت؟
** اگر این پروژه‌ها اجرا شود، فرصت است و اگر اجرا نشود، تهدید در کشورهای دیگر سرمایه وجود دارد و پروژه‌های عمرانی وجود ندارد اما در کشور ما پروژه‌های مختلفی وجود دارند و سرمایه وجود ندارد و ما می‌توانیم آنها را جذب کنیم و باید فضا را برای سرمایه‌گذاری خارجی چه توسط ایرانیان مقیم خارج و چه شرکتهای خارجی و حتی ایرانیان داخل ایران باز کنیم تا روزی که دیگر در کشور پروژه‌ها همه اجرا شده باشند و به مرحله تامین درآمد رسیده باشیم.
* اگر نمایندگان مجلس و مسئولین اجرایی کشور به این نتیجه رسیده‌اند که پروژه‌های اقتصادی باید با سرعت بالایی به اتمام برسند و به مرحله بازگشت سرمایه نزدیک شوند پس چرا در سالهای اخیر سرعت انجام عملیات‌های عمرانی کند شده است؟
** سیاستهای داخلی با سیاستهای بین‌المللی کاملا ارتباط دارد در دولت قبل سیاست تنش‌زدایی وجود داشت و این سیاست در بحث جلب سرمایه‌گذار خارجی موثر واقع شده بود و در بخش نفت نیز بسیارم وثر واقع شده بود اما در دولت جدید با سیاست جدیدش تنش زدایی را ادامه نداد و دوم اینکه دولت در اوایل کارش است و به قول معروف هنوز آب‌بندی نشده است اما از آنطرف قضیه فکر نمی کنم میزان جلب سرمایه‌گذاری در ایران کمتر شده باشد و در مجموع بیشتر نیز شده است اما میزان جلب سرمایه‌ها در بخش نفت کمتر شده است. در حال حاضر میزان جلب سرمایه‌گذاری در ایران دارای بیشترین میزان در چند سال گذشت بوده است و باید به دولت توصیه کنیم که سیاست تنش‌زدایی را در پیش‌رو بگیرد و به آن توجه کند و دوم اینکه سرعت تسلطش بر امور را بیشتر کند و به این ترتیب کارها آسانتر انجام می‌شود.
* گفته می‌شود که یکی از مهمترین مشکلات ما در بخش سرمایه‌گذاری نفت و انرژی این است که ما در بخش استخراج نفت در کشور دارای مشکلاتی هستیم، شما آینده این بحث را چطور ارزیابی می‌کنید؟
** ما حدود 60 تا 70 مخزن نفت داریم که 3000 متر مربع در آن نفت جمع می‌شود هر میدان نفتی خودش چند مخزن دارد که در دوران دوم عمرشان بوده و رو به کاهش هستند و تعداد کمی از میادین نفتی ما رو به افزایش است و سالی حدود 200 هزار بشکه نفت نیز از تولید ما کم می‌شود و برای جبران آن چاه نفت جدیدی نزده‌اند مسئولین ما در گذشته اینها را نمی‌فهمیدند یعنی هر کاری می‌کردند همان 4 میلیون بشکه را هم نمی‌توانستند استخراج کنند و باید گاز تزریق می‌کردند تا انرژی بیشتری نصیبشان شود و متاسفانه در دولت گذشته حتی نتوانستند یک میدان نفتی آقاجاری را تزریق گاز کنند و ما مردد هستیم که در آینده نیز این کار انجام شود زیرا متوجه صورت مسئله نیستند صورت مسئله به این سادگی است ما 6 میلیون بشکه استخراج نفت داشتیم و حالا به 4 میلیون رسیده‌ایم و تا چند سال آینده همین را هم نخواهیم داشت و اقتصادمان به اقتصاد کشور افغانستان نزدیک می‌شود و نسل آینده ما را محکوم می‌کند که چرا مخازن نفتی را گاز تزریق نکردید تا ما نیز از این نعمات خدا و این منابع حیاتی استفاده کنیم؟ اگر تزریق گاز به میادین بزرگ نفتی کشور انجام نشود، بین 10 تا 15 سال آینده استخراج ما به دو میلیون بشکه در روز می‌رسد. به طور مثال در میادین نفتی سروش و نوروز که سعی کردند با تزریق آب نمک از نفت بیشتری بهره ببرند، آب نمک اشتباها وارد لوله‌های نفت شد و مخازن را خراب کرد و نفت را هم خراب کرد و کل لوله‌ها باید عوض شود. تولید از مخازن باید علمی باشد و زیاد از این مخازن نفتی حساس برداشت نکنیم که گاز و نفت و آب نمک با هم مخلوط شود و باید تولید متناسب با حرکت نفت در مخازن و مخرج مخازن نفتی باشد.
* مخارج استخراج نفت در کشور چگونه است؟ شنیده شده که هزینه‌های استخراج نفت در کشور ما به مراتب از کشورهای دیگر بالاتر است؟
** نه! استخراج نفت در کشور ما ارزانتر از کشورهای دیگر است علت نیز این است که تقریبا ما 95 درصد تولید نفتمان را توسط ایرانیان انجام می‌دهیم و این نیروی کار ارزان، هزینه استخراج را پایین آورده است ما هر بشکه نفت خام را در خشکی با هزینه یک دلار استخراج می‌کنیم و در دریا این هزینه به 5/2 دلار می‌رسد و حدود 48 دلار سود می‌کنیم و تنها در قراردادهای بیع متقابل است که هزینه استخراج برای ما گران شده و به بشکه‌ای ده دلار نیز می‌رسد اما در مناطق نفت خیز جنوب که 4/3 میلیون بشکه نفت در روز تولید می‌کند سود خوبی می‌کنیم. ما دو نوع قرارداد بیع متقابل در پارس جنوبی داریم که قراردادهای مربوط به نفت را با تسامح قبول داریم اما در قراردادهای تبدیل گاز به LNG هیچ نفعی برای کشور نمی‌بینیم بطور خلاصه باید گفت: یک متر مکعب گاز را با 5 سنت می‌فروشیم و طرفین قرارداد بیع متقابل همین گاز را 20 تا 25 سنت می‌فروشند اما در این میان سودی نصیب ایران نمی‌شود. یک متر مکعب گاز معادل یک لیتر گازوئیل است که 50 سنت است یعنی 5 سنت می‌دهیم و 50 سنت وارد کنیم در صورتی که می‌توانیم از این گاز در کارخانه‌ها و نیروگاهها استفاده کنیم لذا ما در کشورمان گاز را باید تبدیل کنیم و به صنایع انرژی بر فرستاده و یا در مخازن نفتی تزریق کنیم و اگر مازادی داشتیم صادر کنیم حتی من استنادم این است که ما باید از ترکمنستان و قطر گاز بخریم.
* یکی از مسائل مهم که در بودجه 86 نیز دیده نشده است، بحث هدفمندسازی یارانه‌هاست آقای دانشیار! بالاخره تکلیف دولت و مردم در هدفمندسازی یارانه‌ها چیست؟
** صورت مسئله این است که تنها در مورد بنزین ما در سال، 15 میلیارد دلار یارانه می‌دهیم اما این یارانه چه مسائلی ایجاد کرده است؟ باید گفت از این یارانه‌ها 5 مشکل بزرگ ایجاد شده است، یکی اینکه هوا را آلوده کرده و نزدیک 10 هزار نفر کشته شده‌اند، دوم اینکه در جاده‌ها 30 هزار نفر کشته داشته‌ایم و ده برابرش نیز مجروح و خسارات‌های کلان، سوم اینکه ما این پول را که می‌توانستیم صرف سازندگی کنیم خرج دود شدن بنزین در اتوموبیل‌ها می‌کنیم و چهارمین اثر نیز این است که اگر اتفاق خاصی رخ بدهد و تحریم شویم با کمبود شدید بنزین مواجه خواهیم شد و یکی از اثرات مهم و منفی این سوبسید این است که خودروسازان داخلی هیچ‌گاه مجبور نخواهند شد که به تولید خودروهایی بپردازند که مصرف کمتری دارد. صورت مسئله این است که ما باید در سال 86، 9 میلیارد دلار بنزین وارد کنیم و همچنین یک میلیارد دلار گازوئیل که منابع مالی برای این واردات نداریم و حالا که این پول نیست 5 راه‌حل وجود دارد اول اینکه 9 میلیارد دلار بدهیم و روند موجود را ادامه دهیم که با ادامه این روند تا 5 سال آینده به 50 میلیارد دلار پول نیاز داریم، دومین راه‌حل این است که بنزین موجود را با کوپن توزیع کنیم و دیگر بنزینی وارد نکنیم و با این کار نیز مفاسد کوپن فروشی دوباره آغاز میشود، سومین راه‌حل این است که بنزین را وارد کرده و با نرخ خودش بفروشیم و چهارمین را حل نیز گرفتن قیمت میانگین و گران شدن بنزین برای تمام مردم است و راه‌حل دیگر این است که بنزین را سهیمه‌بندی کرده و برای مازاد مورد نیاز نیز بنزین وارد کنیم. حالا سال آینده کدامیک از آنها عملی می‌شود بستگی به تصمیم دولت دارد که دولت نیز در تبصره 13 بودجه 86 راه‌حل شماره 5 را پیشنهاد کرده کمیسیون انرژی مجلس نیز در یک نظرسنجی که قرار است تا پایان سال انجام شود نظر مردم را در مورد این 5 راه‌حل جویا شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات