فقدان یک سیاست واقعگرایانه و بویژه بیتوجهی به اختلافات قومی، نژادی و مذهبی در داخل عراق، نبود برنامهریزی دقیق برای ایجاد ثبات و امنیت پس از سقوط صدام، اطلاعات اشتباه سازمانهای اطلاعاتی امریکا و انگلستان، همکاری نکردن کشورهایی نظیر ترکیه که مانع استفاده از خاک و قلمرو هوایی خویش برای حمله به عراق شدند و در این راستا مشکلاتی برای موفقیت نظامی امریکا ایجاد شد، عدم توقع آنها در ظهور و بروز شورشهای داخلی با هدایت تروریست ها، بمبگذاری ها، عملیاتهای تروریستی و بحرانهای داخلی و حوادثی نظیر آنچه در زندان ابوغریب اتفاق افتاد و در نهایت شکست اطلاعاتی آنها در زمینه وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق، موجب شد تا کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا در انتقاد از پنتاگون اعلام کند که ایالات متحده امریکا اشتباهات تاکتیکی فراوانی را در عراق مرتکب شده است. این اظهارنظر واکنشهای مختلفی را در وزارت دفاع و دیگر بخشها در ایالات متحده برانگیخت و این واقعیت را آشکار کرد که امریکا پیش و پس از حمله به عراق اشتباهات گوناگونی را مرتکب شده است که میتوان از آن جمله به امور زیر اشاره کرد:
برآورد بیش از حد از نفوذ دیپلماتیک امریکا در جلب پشتیبانی بینالمللی و ایجاد اجماع در سازمان ملل متحد: ایالات متحده و انگلستان انتظار داشتند پس از حمله به عراق از جانب سازمان ملل متحد و متحدان خویش مورد حمایت قرار بگیرند! آلمان و فرانسه در این وضعیت به آنها بپیوندند و بازرسان سازمان ملل متحد نیز نگرش امریکا نسبت به وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق را تایید کنند و شورای امنیت نیز با کمک به آنها، حمله را مشروعیت بخشد. اما هیچ کدام از این انتظارات به وقوع نپیوست و ایالات متحده و انگلستان خود را در یک فضای ناسازگار دیپلماتیک گرفتار کردند.
اعتماد بیش از حد به گروههای مخالف صدام و میزان نفوذ آنها در عراق: انگلستان و ایالات متحده در برآورد میزان نفوذ و کارآیی گروههای مخالف در تبعید رژیم بعث درست عمل نکردند.
ضمن این که به این موضوع توجه ننمودند که این گروهها با وجود اشتراک نظر در سقوط صدام در بسیاری موارد با هم اختلاف دارند و هماهنگی آنها کار بسیار دشواری است. پس از سقوط رژیم بعث این گروهها با توجه به ویژگیهای قومی، مذهبی، نژادی و زبانی هر کدام نگرش خاصی نسبت به شکلگیری حکومت پس از صدام داشتند.
شکست اطلاعاتی و تحلیل نادرست ساختار سیاسی و اقتصادی داخل عراق: بررسی و مطالعه کافی در خصوص ویژگیهای سیاسی، اقتصادی و تجاری عراق پیش از حمله صورت نگرفت و اطلاعاتی که از درون عراق دریافت می شد، موثق نبودند.
ناتوانی در ارزیابی دقیق ماهیت ملیگرایی عراقیها، مقیاس و میزان مشکلات آنها و تفاوتهای فرهنگی: بیتوجهی به تفاوتهای قومی و نژادی جامعه عراق، ضعفهای اقتصادی، مشکلات نوسازی مجدد ساختارهای تخریب شده جامعه 27- 28 میلیون نفری، برآوردهای غیر واقعگرایانه در بهرهگیری از ثروت نفت، تنشهای سکولارها و مذهبیها، قبیلهگرایی و کمکهای بسیار زیاد رژیم سابق به مناطق سنینشین و اختلاف آنها با شیعیان، همگی از جمله مسائلی بودند که مورد توجه قرار نگرفتند.
برنامههای بسیار خوشبینانه در جهت جلب پشتیبانی نظامیان عراق: آمریکاییها انتظار داشتند واحدهای نظامی عراق کاملا منفعلانه عمل کند و استقبال گرمی از نیروهای مهاجم صورت بگیرد و پس از اشغال نیز آنها به آمریکاییها بپیوندند؛ ولی شواهد حاکی از آن است که حداقل در یک سال اول اشغال عراق نیروهای گارد سابق صدام در قالب گروههای شبهنظامی به مقابله با نیروهای نظامی ایالات متحده پرداختند.