تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۸  ، 
کد خبر : ۴۲۶۸۵

رؤیاهای پوچ صهیونیسم (بخش یازدهم)


محمدمهدی گنجیان‌مقدم
پیش از تولد صهیونیسم سیاسی، صهیونیسم ادبی پدید آمد و نخستین جرقه‌های سیاسی کردن دین یهود را برافروخت. به دیگر سخن، صهیونیسم نخست در عرصه‌ زبان، گفتار و اندیشه و آنگاه در عرصه سیاست قد برافراشت. در این روند، صهیونیسم ادبی، زبان عبری را به خدمت گرفت و در بالندگی آن کوشید و یهودیان عبری‌زبان را تشویق کرد و پاداش داد.
بدون شک تاریخ مشخصی که با دقت و سندیت کامل، احیا و تجدید حیات زبان عبری را معین کند، دست یافتنی به نظر نمی‌رسد اما دوره و عصر خاصی که فرهنگ یهودیت و به صورت مشخص زبان خاص آن، عبری، سر برآورد و نه به عنوان یک زبان حاشیه‌ای و الزاماً مخفی، بلکه به صورت زبانی مجاز و قانونی مورد استفاده قرار گرفت به زمان "هنری(Henry) " هشتم، پادشاه انگلستان برمی‌گردد.
وی در سال 1538م، دستور ترجمه‌ تورات به زبان انگلیسی، انتشار و در دسترس عموم مردم قرار دادن آن را صادر کرد و به این صورت یهودیت را از لحاظ تاریخ، عادات و قوانین، جزئی از فرهنگ انگلیس قرار داد تا در سه قرن پس از آن در این فرهنگ تأثیر سرسام‌آوری داشته باشد. حالتی پدید آمد که به تورات ترجمه‌شده، "تورات ملی انگلستان" اطلاق می‌شد و بیش از هر کتاب دیگری بر روح حیات انگلیسی‌ها تأثیر نهاد و داستان‌های تاریخ یهودی، ماده‌ اصلی فرهنگ انگلیسی‌ها و شناخت تاریخی آنان شد. از این گذشته، فلسطین در قرائت کلیساها و مواعظ آن و در اندیشه‌ مسیحیت اروپای پروتستانیست به صورت سرزمین یهودی و یهودیان، ملت غریب فلسطین در اروپا، دورماندگان از وطن خود و بازگشت‌کنندگان به آن در زمان مناسب به حساب آمدند.
زبان عبری نیز به این اعتبار که زبان تورات است، در کنار زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، لاتینی و یونانی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار و جزء پذیرفته‌شده‌ای از فرهنگ اروپایی محسوب شد. اصلاح‌طلبان آن را برای فهم محتوای تورات ضروری دانستند تا این که در اواخر قرن شانزدهم، عبری به حیطه‌ حروف چاپی راه یافت.
حمایت از پدیده‌ عبری‌گرایی به رجال و پیروان کلیسای پروتستان محدود نشد، بلکه به حوزه‌ روشنفکران و از همه مهم تر حوزه هیأت‌های قضایی بسیار مؤثر در جامعه نیز راه یافت. به دنبال آن، پژوهش‌های عبری به دانشگاه‌های انگلستان و سایر دولت‌های اروپایی ـ غربی دیگر وارد شد که به کثرت پژوهشگران حوزه عبری انجامید و "جمیز اول در ترجمه‌ عهد قدیم از آن‌ها بهره گرفت.
انتشار عبری‌گرایی و پژوهش‌های یهودی در دانشگاهها و فرهنگ اروپایی تأثیرات متعددی برجای گذاشت که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1. امکان قبول تفسیر یهودی از عهد قدیم، به‌ویژه تفسیر متعلق به آینده‌ بازگشت یهودیان به فلسطین.
2. اطمینان دانشجویان دانشگاه‌ها و پژوهشگران به این که کلمه اسرائیل که در عهد قدیم وارد شده، به معنای همه گروه‌های یهودی در جهان است.
3. قبول تفسیر مربوط به زمان پایان جهان با بازگشت دوباره‌ مسیح و این که این بازگشت با مقدمه‌ای در ارتباط است که به بازگشت یهودیان به فلسطین اشاره دارد.
بنابراین کاملاً طبیعی است که در انتظار ادبیات صهیونیستی باشیم که از سوی مسیحیان و به طور کلی غیریهودیان نوشته شده باشد و این امر به وضوح نشان می‌دهد که آن چه ادبیات صهیونیستی خوانده می‌شود، بسی فراتر از زبان عبری و نوشته‌های یهودیان است. ادبیات صهیونیستی، به ترسیم چهره یهودی یا یهودیان ناراضی نپرداخته، بلکه کوشیده است تا چهره‌ای نیک و انسانی از یهودیان به دست دهد، تا آنان راه کسب امتیازات اجتماعی بیشتری را بازیابند و آن را برای ظهور صهیونیسم به کار گیرند.
در مجموع، ادبیات صهیونیستی کوشیده است تا با رواج همبستگی یهودیان جهان، مبارزه با تبلیغات ضدصهیونیستی، رنج و ستمدیدگی یهودیت را به تصویر کشد، و به پندار خود وحشیگری اعراب علیه یهودیان را نمایان سازد و به ترویج اندیشه برتری قوم یهود بپردازد. صهیونیسم جهانی با تفکر شیطانی و برتری جویی و نژادپرستی، از بدو شکل‌گیری و پس از کشف ابزار سلطه و استیلا بر جهان، با به کارگیری تمام توان و دست یازیدن به ترفندهای فریبکارانه، درصدد برآمد تا این ابزار و عوامل انسانی را به خدمت گیرد. در این میان، رسانه‌های ارتباط جمعی، به ویژه هنر ـ صنعت سینما، از جایگاه خاصی برخوردار بوده است.
سیطره‌ صهیونیسم بر رسانه‌های فراگیر جهان، امروزه انکارناپذیر است. اهدافی را که "راشوردن"، خاخام یهودی، در سال 1896 در سخنرانی خود در شهر "پراگ" مبنی بر الزام سیطره‌ کامل یهود بر رسانه‌های جمعی اعلام کرده بود، اکنون محقق شده است.
راشوردن معتقد بود که پس از طلا، دستگاههای خبررسانی به ویژه مطبوعات ـ که در آن زمان مهم‌ترین ابزار اطلاع‌رسانی در دنیا محسوب می‌شد ـ دومین ابزار صهیونیست‌ها برای استیلا بر جهان است، بنابراین از همان آغاز با برنامه ریزی‌های دقیق، حساب شده و صرف هزینه‌های کلان، تلاش بی‌وقفه‌ای را برای به‌دست گرفتن جریان‌های اصلی خبررسانی و مطبوعات در سرتاسر دنیا آغاز کردند.
وابستگی بزرگترین رسانه‌های خبری دنیا، همچون خبرگزاری رویتر، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، شبکه‌های A.B.C ،N.B.C،C.B.S و نشریات معتبری همچون: نیویورک‌تایمز، واشنگتن پست، تایمز، دیلی‌اکسپرس و صدها عنوان نشریه‌ دیگر به لابی صهیونیست‌ها حاصل همان تلاش‌های پیگیرانه‌ قوم یهود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات