دکتر محمدمهدی مظاهری
پاکستان کشوری است که اغلب در سطح سیاست داخلی و خارجی با چالشهایی مواجه است.
دو چالش مهم داخلی که اکنون ژنرال مشرف با آن دست و پنجه نرم میکند عبارتند از: ناسیونالیسم قومی بلوچ و انترناسیونالیسم اسلامی. چرخش این دو جریان به سمت رادیکالیزه شدن اکنون برای دولت پاکستان دردسرساز شده است و لذا ژنرال مشرف را به مقابله با آن واداشته است. پاسخ ژنرال مشرف به این دو جریان در شکل قتل رئیس قبیله بگتی و دستگیری سران بعضی از جریانهای اسلامی رادیکال ازجمله بازداشت مجدد رهبر لشگر طیبه خودنمایی کرده است.
ناسیونالیسم قومی در پاکستان ریشه طولانی دارد. به گونهای که پس از استقلال پاکستان به استثنای قومیت پنجاب هیچ یک از سایر گروههای قومی دیگر (سندی، بلوچی و پاتانی) به استقلال پاکستان رأی ندادند.
آنها فقط در مقابل کتاب مقدس هندیها، به کتاب مقدس مسلمانان یعنی قرآن کریم رأی دادند و از دید آنها این به معنی رأی به استقلال پاکستان نبود بلکه به معنی امکان حق تعیین سرنوشت برای مسلمانان شبه قاره ازجمله گروههای قومی مختلف بود. بدین ترتیب از همان ابتدای استقلال پاکستان، قومیتهای مختلف این کشور به اشکال مختلف درصدد تجزیه یا خودمختاری ویژه برآمدند.
جنبش بلوچ یکی از پویاترین گرایشهای تجزیهطلبانه قومی است که به ویژه طی دو سال گذشته، به دلایل مختلف شتاب بیشتری به خود گرفته است. گفته میشود هندیها در تحریک ناسیونالیسم بلوچ در پاکستان نقش دارند و این به دو دلیل عمده است: اولا این که بلوچها در استقلال شبه قاره هند نقش مهمی داشتند و حتی زمانی ماهاتما گاندی بلوچها را قلب هندوستان خواند. دوم این که در قبال حمایت پاکستان از جریانهای تجزیهطلب در کشمیر، هندوستان سعی دارد بلوچها را به عنوان یک قومیت تجزیهطلب تشویق کند.
انترناسیونالیسم اسلامی در پاکستان پدیدهای نسبتا جدید است. البته نفوذ وهابیت در پاکستان قدمت زیادی دارد و به همراه ورود وهابیت به پاکستان، فرقهگرایی نیز در این کشور نضج گرفت. با این حال مسئله کشمیر و جنگ افغانستان نقش مهمی در رادیکالیزه شدن اسلام در پاکستان داشت. این نوع از رادیکالیسم اسلامی که با افکار و عقاید اسامه بن لادن و القاعده آمیزش پیدا کرده است، هندوئیسم، صهیونیسم، و مسیحیت را هدف قرار داده است. حادثه چندی پیش بمبئی که به کشته شدن ۲۰۰ نفر انجامید و نیز مداخله این جریانات در امور داخلی افغانستان که در شکل حمایت آنها از طالبان نمود یافته باعث افزایش فشارها بر ژنرال مشرف جهت محدودسازی آنها شده است.
آمریکا، هندوستان و افغانستان سه کشوری هستند که ژنرال مشرف را در مسیر محدودسازی جریانات رادیکال تحت فشار قرار داده اند. مشکل مشرف این است که اعمال محدودیت علیه جریانهای رادیکال به واکنش منفی آنها علیه خود ژنرال مشرف انجامیده و لذا ژنرال مشرف برای بقای سیاسی خود و حکومتش ناچار شده است محدودیت بیشتری علیه جریانهای رادیکال اعمال کند.
در تحلیل نهایی، اوضاع داخلی پاکستان هم اکنون تحت تأثیر سه جریان قرار گرفته است. ناسیونالیسم قومی که فعلا در شکل تجزیهطلبی قومیت بلوچ جلوهگر شده است، انترناسیونالیسم اسلامی که در قالب گروههای اسلامی رادیکال ازجمله لشگر طیبه نمایان شده است و ملیگرایی مبتنی بر حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی پاکستان که در رفتار دولت این کشور انعکاس یافته است.