هادی جرقوئیان
دارفور مشهورترین منطقه آفریقا در چند سال اخیر است؛ به این موضوع شک نکنید. امروز دیگر تمامی مردم جهان، دارفور را میشناسند و دستکم «یک بار» نام آن را شنیدهاند؛ حتی ایرانیان نیز که شناخت بسیار کمی از آفریقا دارند، استثنای این قاعده نیستند.
اوضاع دارفور وخیمتر و نگرانی در چهره سیاستمداران نمایانتر شده است، نه برای مردم، که به خاطر محبوبیت خویش نزد افکار عمومی. تنها دلیل زنده ماندن جریان دارفور، فعالیت خبرنگاران و روزنامهنگاران است؛ اگر ایشان واقعیت هولناک این منطقه را روایت نکنند، حقیقت دارفور برای همیشه مدفون باقی خواهد ماند.
بحران سودان و چاد
بخشی از مشکلات آوارگان دارفور به درگیریهای 2 کشور چاد و سودان مربوط است، براین اساس، بررسی مختصری از حوادث اخیر در پی میآید.
سودان و چاد، دو همسایه آفریقایی محسوب میشوند که در چند سال گذشته، مجادلات فراوانی با یکدیگر داشتهاند. آغاز اصلی این درگیریها به سال 2005 میلادی باز میگردد زمانی که 2 گروه شورشی جدید به نامهای «RDL» و «SCUD» علیه دولت مرکزی چاد اعلام موجودیت کردند. از همان ابتدا اچاد، حکومت سودان را به طرفداری و حمایت از این گروهها متهم کرد، اما سودان نپذیرفت.
فعالیت شورشیان چاد ادامه یافت و دولت مرکزی این کشور را با مشکلات فراوانی روبرو ساخت. در برخی موارد، درگیریهای شدیدی میان شورشیان و دولت چاد پدید آمد که از آن جمله میتوان مجادلات شهر «آدره» (Adre) را نام برد. در این درگیریها، شورشیان شکست خورده و خسارات زیادی متحمل شدند. بیشک مهمترین کابوس دولت «ادریس دبی» (رئیسجمهوری چاد) در آخرین روزهای سال گذشته میلادی رخ داد. اواخر دسامبر SCUD , RDL با 6 گروه دیگر از شورشیان چاد متحد شده و جنبش «UFDC» را بوجود آوردند، رهبری جنبش تازه تاسیس به «محمدنور» رئیس سابق RDL رسید. پس از آن، حکومت چاد علیه سودان اعلان جنگ کرد زیرا معتقد بود رژیم سودان، حامی اصلی شورشیان چاد است. از سوی دیگر، سودان با خویشتنداری زیرکانه، جنگ را رد کرد.
با بحرانیتر شدن روابط سودان و چاد، جامعه جهانی و در راس آنها«اتحادیه آفریقا» وارد قضیه شد. رهبران آفریقا که از شروع جنگی تازه در هراس بودند، تلاشهای خود را برای متقاعد ساختن رئیسان جمهوری چاد و سودان جهت برقراری دوباره روابط دوستانه افزایش دادند. براین اساس، در8 فوریه سال کنونی میلادی پیمان صلحی در شهر طرابلس لیبی به امضای ادریس دبی( رئیس جمهور چاد) و «حسن عمرالبشیر» (رئیس جمهوری سودان ) رسید. مطابق این پیمان، روابط سیاسی دو کشور از سر گرفته شد و سودان و چاد بر اجرای تمامی مواد صلحنامه تأکید کردند.
درحالی که همگان تصور پایان درگیریها را داشتند، اوضاع به گونه ای دیگر رقم خورد. 14 آوریل سال 2006، رئیس جمهوری چاد بار دیگر قطع روابط کشورش با سودان را اعلام کرد. رئیس جمهوری چاد اضافه کرد: این تصمیم به دنبال ادامه حمایتهای حکومت سودان از شورشیان چاد است. حادترشدن درگیریهای سودان و چاد به این خاطر بود که شورشیان UFDC ، پس از صلح چاد و سودان هم به پیشرویهای خود در خاک چاد ادامه دادند و فعالیتهای وسیعتری علیه دولت دوریس دبی تدارک دیدند. قدرت شورشیان به حدی افزایش پیدا کرد که در اوایل آوریل، به نزدیکی شهر«انجامنا» پایتخت چاد رسیدند. سپس درگیریهای اعضای UFDC و ارتش چاد در داخل پایتخت ادامه یافت. دولت چاد پس از این حملات، اجساد کشته شدگان و شورشیان زخمی را مقابل پارلمان به معرض دید عموم گذاشت تا نشانگر شکست شورشیان UFDC باشد. بنابر آمار غیررسمی، در این درگیریها حدود 250 تن کشته و صدها نفر زخمی شدند. به دنبال حملات شورشیان به پایتخت چاد، عده ای از افسران نظامی از ارتش چاد جدا و به شورشیان UFDC ملحق شدند. جدایی افسران عالی رتبه ارتش، ضربه مهلکی به دولت چاد بود.
چاد بازهم حکومت سودان را به طراحی این حمله برای شورشیان متهم کرد و دولت آن کشور مدعی شد تجهیزات نظامی را دولتمردان سودانی دراختیارUFDC قراردادند. به همین دلیل چاد درصدد تلافی برآمد و انگشت خود را بر نقطه ضعف سودان گذاشت: دارفور. دولت چاد در بیانیهای اعلام کرد: سودان جوانان منطقه دارفور را به زور استخدام میکند تا از ایشان در حملات آینده شورشیان علیه «انجامنا» استفاده کند. به همین خاطر، حکومت چاد از جامعه جهانی خواست مکانی تازه جهت اسکان آوارگان دارفور بیابند. حدود 200 هزار پناهنده از دارفور در کشور چاد مستقر هستند که به دلیل وقایع جاری در دارفور، زندگی خود را رها کرده و آواره شدهاند. اکنون دولت چاد تا پایان ماه ژوئن آینده به آوارگان سودانی فرصت داده تا خاک چاد را ترک کنند. به بیان ساده قربانی دعوای سودان و چاد، آوارگان دارفوری هستند.
آوارگان سودانی
خانههای ویران، درگیریهای شدید و مردم «آواره» اینجا دارفور است. اختلافات شورشیان دارفور با دولت سودان، ( مثل همیشه ) مردم بی گناه را قربانی کرده است. از آنجا که این درگیریها همچنان ادامه دارد، اوضاع زندگی هر روز بدتر از دیروز است. در برخی مناطق دارفور، درگیریها اینقدر شدید است که امدادگران بینالمللی جرات نزدیک شدن به آنجا را ندارند. « کوفی عنان » دبیرکل سازمان ملل، در زمستان گذشته گزارش نسبتا مفصلی از بازدید خود از دارفور به اعضای سازمان ارائه داد. براساس این گزارش، جمعیت دارفور حدود 6میلیون نفراست که از این تعداد، 1 میلیون هنوز در اردوگاه زندگی میکنند. زندگی در اردوگاههای دارفور به حدی مصیبت بار است که سازمان ملل متحد، عدم توانایی خود در برچیدن این اردوگاهها را شکست خویش قلمداد میکند.
از طرف دیگر در گزارش دبیرکل آمده است بحران دارفور( از آغاز تا امروز) 2 میلیون آواره به جاگذاشته است. مردمی که باوجود عدم دخالتشان در درگیری شورشیان با رژیم سودان، تاوان سنگینی پرداختند. برخی از آوارگان وقتی خانه و شغل خود را از دست رفته دیده و مجبور به ترک آنها شدند، به ناچار به یکی از جناحهای درگیر پیوستند تا«شاید» امیدی برای آینده خود و خانوادهشان بیابند. هنگامی که مردم عادی بیطرفی اتخاذ کردند، از هر 2 جناح ( دولت و شورشیان) مورد تعرض قرارگرفته و متضرر شدند: اما درصورت پیوستن به یکی از طرفین درگیر، دست کم خیال خود را از بابت یک جناح، آسوده میبینند.
از سوی دیگر، « کوفی عنان» از فاجعه ای دیگر در دارفور خبر داد. 3 میلیون نفر( نیمی از جمعیت دارفور) وابسته به کمکهای بینالمللی برای مواد غذایی و سایر نیازهای اساسی خود هستند. علاوه برآن ، کمکهای غذایی و مالی جامعه جهانی هم برای تامین کلیه نیازهای مردم دارفور کافی نیست. به عبارتی 3 میلیون نفر در دارفور با «مرگ» میجنگند.
مصائب دارفور به اینجا ختم نمیشود. پس از تصمیم شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر جایگزینی نیروهای حافظ صلح این سازمان به جای نظامیان اتحادیه آفریقا در دارفور، اعتراضها بالا گرفت. تا پیش از این تصمیم، 7 هزار پلیس و ناظران نظامی از سوی اتحادیه آفریقا، مسئولیت برقراری امنیت و آرامش دارفور را برعهده داشتند. رهبران آفریقایی معتقد بودند(و هستند) که دخالت بیگانگان در حل مشکلات قاره سیاه و نیز بحران دارفور، نه تنها اوضاع را سامان نمیدهد بلکه وخیمتر هم میسازد.
از این رو، با هرگونه جایگزینی نیروهای سازمان ملل به جای سربازان اتحادیه آفریقا مخالف بودند. دولت سودان هم از نظرات رهبران آفریقایی حمایت کرده و اجازه استقرار نیروهای سازمان ملل در دارفور را نمیدهد. با پافشاری جامعه بینالملل و شورای امنیت به تصمیم خود، وضعیت نیروهای نظامی حافظ صلح در دارفور، همچنان بلاتکلیف مانده است و این بلاتکلیفی، تاثیر سوئی بر زندگی مردم دارفور داشته است. اما به نظر نمیرسد اتحادیه آفریقا قصد مقاومت در برابر نهاد قدرتمند شورای امنیت را در سر داشته باشد و دیر یا زود، دارفور را به صلحبانان سازمان ملل تحویل خواهد داد.
شاید تمام اخباری که ذکر شد از معضلات دارفور بود، اما در روزهای اخیر خبرهای امیدوارکنندهای نیز شنیده میشود.شورای امنیت سازمان ملل درابتدای آوریل امسال، با یک ضربالاجل، به دولت و شورشیان سودان تا پایان این ماه(آوریل) فرصت داد به درگیریهای دارفور خاتمه داده و به یک توافق قطعی دست یابند. به دنبال آن، اتحادیه آفریقا نیز ضربالاجل شورای امنیت را تایید کرد. با این اوصاف،سرپیچی از مهلت تعیین شده برای شورشیان و رژیم سودان بسیار سخت است.
سرانجام در آخرین لحظات مهلت، اتفاقات مهمی به وقوع پیوست: دولت سودان اعلام کرد طرح اتحادیه آفریقا برای برقراری صلح در دارفور را پذیرفته است. هر چند بسیاری از کارشناسان معتقدند دولت سودان برای جلوگیری از افزایش فشارها و نیز تحریمهای بینالمللی علیه این کشور آفریقایی، به طور یکجانبه طرح را پذیرفت اما بازهم چنین عملی، قدمی در جهت برقراری آرامش در دارفور محسوب میشود.
از سوی دیگر ، شورشیان دارفور برای پذیرش طرح صلح، دچار شک و تردید شده بودند، به طوریکه یک فرصت 48 ساعته برای تمدید مذاکرات درخواست کردند تا بتوانند نظر نهایی خود را برای پذیرش یا عدم قبول طرح صلح دارفور اعلام کنند. آخرین خبرها تا لحظه نگارش این نوشتار، حاکی از آن است که گروه اصلی شورشیان پیمان صلح را امضاء کرده اما برخی از گروههای کوچک شورشی، قطعنامه صلح را نپذیرفتهاند.