زری یک صفت نسبی منسوب به زر است، یعنی ساخته شده از زرین و طلائی، بنابراین زریبافی عبارت است از پارچههای زربفت، پارچههایی که پودهایی که پودهای آن طلاست.1
زریبافی و مخملبافی از صنایع دستی و هنرهای ظریفی است که از دیرباز در کشور ما رواج بسیار داشته است. با اینکه تاریخ پیدایش زریبافی به طور دقیق معلوم نیست ولی آنچه از نوشتههای پیشینیان و نظرات مورخان نتیجه گرفته میشود این است که حدود 2000 سال قبل محصولات ابریشمی و بافندگی ایران در آسیا و اروپا اعتبار خاصی داشته و بهترین پارچههای زری و مخمل و انواع دیگر آن به دست هنرمندان با ذوق ایرانی بافته شده است. اگرچه بافندگی از صنایعی است که همیشه در ایران مقامی ارجمند داشته، ولی بعضی از محققین معتقدند که از پارهای جهات این صنعت در زمان سلجوقیان به منتهای درجه خود رسیده و اگرچه شاید بیش از 50 تکه از پارچههای این دوره در دست نباشد اما همین تعداد کم نیز نقشها و طرحهای متعدد را نشان میدهد. در زمان استیلای مغول بار دیگر هنرهای باستانی ایران قوس نزولی پیمود. دوره صفویه عصر طلایی هنر بافندگی در ایران است. پارچهبافی این زمان همچون بافتن قالی و قالیچه نمونهای است از صبر و حوصله و استادی بافندگان آن. پارچههایی که در این دوره در کارگاههای یزد و کرمان و کاشان و اصفهان بافته میشد، سه نوع بود: پارچههای ابریشمی ساده، پارچههای ابریشمی زربفت که همان زری است و مخملهای ابریشمی. این نوع پارچهها جنبه مصرف عام نداشت و معمولا برای لباس بزرگان به کار میرفت و به سبب زیبایی و ارزشی که داشت اغلب از طرف دولتمردان صفوی به عنوان هدیه و خلعت برای بزرگان سایر کشورهای جهان فرستاده میشد. تزئینات و نقوش این پارچهها بیشتر عبارت بود از اشکال انسان و تصویر حیوانات و پرندگان و گل و گیاه و گاه مناظری از داستانهای رزمی و بزمی ایران. چون بافتن اینگونه مناظر به سبب طرحهای پیچیده و رنگهای گوناگون محتاج به تغییر و تبدیل بیشمار دوک و شانه در دستگاه بافت است، از این رو مستلزم مهارت خاصی بود. در زمان صفویه با حمایتی که از هنر بافندگی میشد بافت پارچههای زربفت گرانبها توسعه یافت. علاوه بر کارگاههای بافندگی که در کاشان و یزد بود در اصفهان نیز کارگاههای زریبافی و مخملبافی تأسیس شد و استادان ماهری را برای تهیه پارچههای گرانبها به اصفهان دعوت کردند. پارچههای دوره صفویه که نمونههایی از آنها خوشبختانه موجود است خصوصیات بافندگی آن عصر را به خوبی نشان میدهد و این خصوصیات عبارتست از رنگهای الوان و نقش صور و اشکال اشخاص و گیاهان به صورت طبیعی و حقیقی. تشویق و حمایتهای این دوره از تاریخ هنر بافندگی باعث شد که هنرمندان بزرگی در این رشته به وجود آیند و بافت پارچههای زری و مخمل را تا حد هنر نقاشی و دیگر هنرها بالا ببرند. یکی از برجستهترین اساتید این فن ظریف خواجه غیاثالدین علی نقشبند است که چهرههای شاخص هنر بافندگی در ایران به شمار میرود. غیاث هنرمندی شایسته بود که با تمام جان به هنر خویش عشق میورزید و چنان در نقاشی بر روی مقوا برای تهیه نقوش پارچه مهارت داشت که او را غیاث نقشبند مینامیدند. بعد از دوران صفویه و با تغییرات تدریجی که در نوع و فرم لباس پدید آمد مصرف زری به تدریج متروک شد و برای تزئین و تجمل منازل مورد استفاده قرار گرفت و این امر تا زمان قاجاریه، همچنان ادامه داشت. در زمان سلطنت فتحعلیشاه قاجار استاد هنرمند و چیرهدستی به نام آقا محمدتقی نقشبند (جد استاد حبیبالله طریقی استاد نامی زریبافی در قرن حاضر) که در شهر کاشان میزیست و این هنر را از اجداد خود آموخته بود بار دیگر به احیای بافت پارچههای زربفت و گرانبها اهتمام ورزید. زریهایش مورد توجه بزرگان و اهل فن و هنر آن زمان بود و رفته رفته این هنر مجدداً اعتبار خود را بازیافت و به همت هنرمندان دیگر و فرزندان وی ارزش و اعتبار جهانی خود را به دست آورد. 2
در این هنر پارچههایی با نقش و نگارهای سنتی و تار و پودهایی از ابریشم و گلابتون با دستگاههای کاملاً سنتی دستی بافته میشود مواد اولیه این صنعت ابریشم طبیعی است مراحل بافت زریبافی شامل نقشهبندی، چلهکشی، گذراندن ابریشم از وردها و شانهها است. دستگاه زریبافی نیز معمولا ابزار و آلات چوبی است که به سبک قدیمی و ساده ساخته میشود. هنر زریبافی سابقه تاریخی و طولانی دارد. مورخین و پژوهشگران مینویسند هخامنشیان در استفاده از پارچه های لطیف و لباسهای فاخر پیشقدم بوده و پرده های الوان ایرانی که با نخهای گلابتون بافته شده بودند در دنیا مشهور و معروف بودهاند به طوری که میان رومیان همه ساله مبالغی برای زری های ایرانی خرج میکردهاند. از دوران ساسانیان پارچه های زربفت بسیار زیبا در موزهها و کلیساهای اروپا موجود است. پس از اسلام و بخصوص در عصر سلاجقه نقوش اسلامی با ساسانی تلفیق و استفاده خط کوفی در حاشیه پارچهها رواج یافت. در دوران مغول این هنر دچار زوال شد، اما باروی کارآمدن تیموریان مجددا مورد توجه قرارگرفت. در دوران صفویان و بخصوص بعد از پایتختی اصفهان زریبافی نیز مانند سایر هنرها مورد حمایت جدی قرارگرفت و بهترین استادان به اصفهان دعوت شدند. این استادکاران در کارگاههای مجهزی که کارگاه شاهی نامیده میشدند به تربیت شاگردان و تولید پارچههای زری بسیار زیبا مشغول شدند. بزودی این کارگاهها گسترش یافتند و در شهرهای یزد و کاشان و بقیه نقاط نیز کارگاههای شاهی افتتاح شدند در این دوره زریبافی با طرحهای گوناگون و رنگهای متنوع به بالاترین سطح رسید و نقوش بسیار زیبایی از تصاویر حیوانات، پرندگان، گل و گیاه ، درختان مخصوصا درخت سرو، گل و مرغ اسلیمی و ختائی بر پارچههای زربفت بافته شدند و بافتهها نیز با خطوط نسخ و نستعلیق تزئین شدند و با آنها مقابر و اماکن مقدسه پوشانده شدند. در دوران صفویه پارچههای زربفت و زریهای ایران به صورت صادرات، هدیه به سلاطین و رهبران و سفرا و به صورتهای دیگر به کشورهای اروپائی راه یافتند و این هنر ایرانی طرفداران و خریداران بسیاری به دست آورد. پس از صفویه به دلیل تقلید از غرب هنر زریبافی مورد بیمهری واقع شد اما در سال 1309 کارگاهی توسط دولت وقت و به اهتمام استاد حسین طاهرزاده بهزاد و به ریاست استاد حبیب الله طریقی تاسیس شد. درحال حاضر کارگاه زریبافی میراث فرهنگی و کارگاه زریبافی و گلابتون سازی هنرستان هنرهای زیبای اصفهان به حیات خود ادامه میدهند. امروز از استادکاران این هنر نیز مانند هنر قلمکار برای تدریس در دانشگاه استفاده میشود و استادان این صنعت تجربیات گرانبار خود را به دانشجویان منتقل میکنند. از استادان این هنر در اصفهان میتوان از مرحوم پورعطار و مرحوم پورنقشبند نام برد. از استادانی که در قید حیات هستند نیز استاد مهدی شمسعلی در اصفهان از مهمترین زریبافان ایران است. 3
استاد مهدی شمسعلی 54 ساله از معدود استادان زریبافی ایران، با سابقه 45 ساله در کارگاه زریبافی اصفهان مشغول به کار است و نزدیک به 30سال تجربه آموزش در هنرستان هنرهای زیبا را دارد.
او بافت زریبافی را از پدر خود به ارث گرفته و به فرزند خویش نیز انتقال داده است. زریبافی از هنرهای شایسته ایست که جایگاهی بس عظیم و در خور توجه در میان منسوجات کهن ایران دارد. از دیگر هنرمندان این رشته میتوان از مرحوم حاج مهدی پورنقشبند، مرحوم محمدعلی امین الرعایا، حسن شمسعلی ، یدالله پورعطا، حاج وهاب پورنقشبند و احمدژاله یار و ذبیح الله احمدی یاد کرد،اما در اصفهان مهدی شمسعلی همپای خلقبافتههای بیهمتای زری، با تدریس و انتقال محفوظات، دانش هنریاش را به نسل تازه انتقال میدهد.
استاد مهدی شمسعلی درسال1329 در شهر اصفهان متولد شد. در ده سالگی با حاج مهدی پورنقشبند که از اقوام مادریش بود آشنا شد و پس از ترک تحصیل به شاگردی ایشان درآمد. او میگوید که بیشتر از طریق نگاه کردن کار را آموخته و دستهای استاد را به دقت در هنگام خلق نقشها مرور میکرده است. شمسعلی میگوید:«کارگاه استاد در منزل مسکونی خود قرار داشت و در حیاط خانه حوضی وجود داشت که پارچهها را برای مدتی درآن میانداخت تا کهنه به نظر آید» شمسعلی پس از چندی برای مطالبات و کمک خرج به بازار رفت. بعد از انجام خدمت سربازی به دعوت حاج مهدی پورنقشبند که کلاسهای زریبافی هنرستان هنرهای زیبای اصفهان را بنیان گذاشته بود به استخدام آنجا در آمد. درسال1351 با استاد حسن فولادگر آشنا شد و گلابتون را نیز از ایشان بخوبی آموخت.
گلابتون از ترکیب طلا، نقره و ابریشم ساخته میشود. ساخت این نخ از مواد اولیهای است که شامل هشتاد درصد نقره خالص،3درصدطلای خالص و17درصدابریشم طبیعی است. از قدیمالایام پارچه های زربفت برای تن پوش عیان، امرا و شاهان و درباریان به کار میرفت و بدلیل هزینه سنگین خرید آن و پائین بودن قدرت خرید عامه مردم این طبقات از به کارگیری و استفاده این نوع از منسوجات محروم بودند کما اینکه هم اکنون نیز فقط اشخاص متمول قادر به خریداری پارچههای زریبافی شده هستند.در هنر ارزشمند گلابتون سازی در اصفهان مرحوم استاد حسن فولادگر و همچنین فرزند هنرمند وی استاد عباسعلی فولادگر سهم عمده ای در حفظ و ترقی این هنر داشتند و مهدی شمسعلی نیز بهرهمند از دانش و هنر حسن فولادگر در هنر نفیس گلابتون دوزی شد. و در طی نزدیک به نیم قرن کار در کارگاه زریبافی و گلابتون براساس آنچه از استادان خویش آموخت، به خلق آثار تازه و تدریس پرداخت و هم اکنون نیز که سازمان میراث فرهنگی اصفهان، اقدام به مرمت حمام تاریخی شاه کرده تا این حمام به کارگاه اصلی میراث فرهنگی تبدیل شود، شمسعلی استاد کارگاه زریبافی شده است. زریبافی یکی از صنایع پارچهبافی قدیم است و درحال حاضر فقط دو کارگاه در استان اصفهان و یک کارگاه در تهران مشغول به بافت این نوع پارچه هستند. حالا تنها ذبیح الله احمدی و مهدی شمسعلی زریباف در اصفهان، یکی دو نفر در تهران، حاجی یاالله در کاشان، مخمل سنتی میبافند و متشکر هم در کاشان کار میکند. پارچه زری به هنگام بافت،پشت و رو بافته میشود. در واقع پشت پارچه مقابل دید بافنده قراردارد. بافت ساده از نقش جداست. در بافت ساده ممکن است در هر رج چندین رنگ وجود داشته باشد بافنده با فشار پدال ورودی را که تارهای آن رنگ بدان متصل است، بالا میآورد و دهانه تارهای مربوط به آن رنگ باز میشود در این حالت دهانه سایر تارها بسته است. بافنده با عبور دادن ماکو از دهانه،پود را ازمیان تارها عبور میدهد.در قسمتهایی که نقش وجود دارد، بافنده با فشار پدال ژاکارد (یا گوشواره کشی) تارهای مربوط به آن نقش را بالا میکشد و با عبور ماکو نقش مربوطه را میبافد.4
آثار زریبافی، مورد توجه و علاقه خارجیان و سیاحان بوده و به همین جهت تا سالهای پیش از انقلاب از آثار جالب زری و مخمل به سلاطین و روسای جمهور و شخصیتهای بزرگ خارجی اهدا میشد و اکنون نیز هر چند سال یک بار با تعویض پرده حرم بیت الله الاحرام و ضریح ائمه اطهار (ع) در شهرها و کشورهای دیگر اسلامی، این تحفه ایرانی به دینار مینماید و خودنمایی میکند. مراحل رنگرزی ابریشم و روشهای آن با رنگهای نباتی مهمترین عامل به وجود آوردن زیبایی پرشکوه و دلپذیر زریهای ایران است. رنگها معمولا از گیاهان گرفته میشوند و ماده رنگ کننده آنها از ریشه یا تنه درختان، برگها، گلها، میوهها یا پوست آنها است. به عنوان مثال رنگهای طبیعی که مورد استفاده بوده در اطلاعات کامل آنها در دسترس است عبارتند از ریشه رناس، برگ حنا، زعفران، قرمزدانه، پوست گردو، ریشه توت ، زردچوبه، نیل و... اکنون تولید زری، چه در تهران و چه در اصفهان،جنبه حمایت و حفظ هنرهای ملی را دارد و از نقطه نظر اقتصادی تاکنون بهرهای نداشته است.
مسلم آن است که زریبافی هنر پرهزینه و پر خرجی است. نخ گلابتون آن باید از هند و خارج از ایران وارد شود و کشورمان به رغم پیشینه و سابقه بیش از دو هزار ساله خود در این هنرپردازی هنوز قادر به تولید آن به اندازه کافی نیست.
مسئولان سازمان میراث فرهنگی کشور خود اذعان دارند که علاقهمندان جوانی که مشتاقند به پژوهشکده بیایند و در این حوزهها کار کنند،کم نیستند، اما سازمان مزبور آمادگی پذیرش آنها را ندارد. ساختمان میراث فرهنگی واقع در خیابان آزادی به منظور استفاده پژوهشکده هنرهای سنتی ساخته شده و قرار بود به طور کلی دراختیار این بخش قرار بگیرد، اما هر بار به دلایلی تحویل آن به این پژوهشکده عقب میافتد. اکنون در پژوهشکده سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور بیشتر از دو سه دستگاه زریبافی موجود نیست. بودجه چهل میلیون تومانی آن هم حتی هزینههای روزانه و حقوق و مزایای هنرمندان و کارمندان پژوهشکده را پوشش نمیدهد و این واقعیت تلخ وجود دارد که این هنر دو هزار ساله ایرانی بازماندگانش را یکی یکی از دست میدهد.5
با این حال چشم امید به همین چند استاد باقی مانده از جمله مهدی شمسعلی است که با مداومت و پایداری در انتقال هنر نفیس خویش، بخشی از گنجینه و میراث هنرهای ملی ایرانی را به نسل بعد از خویش انتقال دهند و از زوال و نابودی آن جلوگیری کنند. مهدی شمسعلی که هم اکنون ریاست کارگاه زریبافی هنرستان هنرهای زیبای اصفهان را برعهده دارد،به خوبی به این نقش خویش آگاه است و در کنار تدریس ، به خلق آثار یگانه و فاخرزریبافی و گلابتون نیز میپردازد. از آثار شاخص این استاد میتوان به کار مشترکی با استاد امین الرعایا اشاره کرد که نقشی از سر در قیصریه اصفهان با ششصد شیلیت است. این اثر شاخص درسال54 بافته شد و هم اکنون در موزه هنرستان هنرهای زیبای اصفهان نگهداری میشود.
مهدی شمسعلی درباره هنر خویش میگوید:«یک نویسنده کتاب مینویسد، نقاش نقاشی میکند، هر کس در رشته خود چیزی ماندگار دارد، آثار هنرمندان هنرهای سنتی ازجمله آثار من نیز ممکن است سالها بعد در معرض نمایش بینندگان قرارگیرد و همین ماندگاری مرا بس است».