حمید داود آبادی
طی چند سال اخیر رسانههای صهیونیستی مشخص شدن سرنوشت چهار گروگان ایرانی را منوط به ارایه خبری از«ران آراد» کردهاند. در این باره که وی کیست و کجاست، تاکنون مطلب جامعی منتشر نشده است.
روز بیست و سوم مهرماه سال 1365 ساعت 3 بعدازظهر چندین فروند هواپیمای جنگی اف ـ 4 که از پایگاه هوایی داخل خاک فلسطین اشغالی برخاسته بودند، برای بمباران مواضع نیروهای فلسطینی و لبنانی در منطقه اشرفیه در جنوبشرقی شهر صیدا و همینطور اردوگاه آوارگان فلسطینی «المیه ومیه» به حریم هوایی لبنان تجاوز کردند.
با شدت گرفتن بمباران خانههای کوچک و ضعیف آوارگان ضدهواییهای متعلق به گروههای مبارز به مقابله با این تهاجم هوایی که کشته و زخمی شدن زنان و کودکان را به همراه داشت پرداختند.
در آن میان جوانی فلسطینی که یک قبضه موشک ضد هوایی (از نوعی که به دنبال حرارت هواپیما میرود) بر دوش خویش داشت پس از نشانه روی و شلیک به موقع موفق شد یکی از هواپیماهای فانتوم را هدف قرار دهد.
پس از آنکه هواپیما مورد اصابت موشک قرارگرفت دو سرنشین آن سراسیمه و به سرعت دکمه پرتاب صندلی را فشار دادند که با انفجاری خفیف از داخل هواپیما به بیرون پرتاب شدند. به دنبال سقوط هواپیما خلبان و کمکاش بوسیله چتر نجات در دو منطقه جداگانه در داخل خاک لبنان فرود آمدند.
هلیکوپترهای جنگی رژیم صهیونیستی که مشغول گشتزنی نزدیک آنجا بودند پس از اخذ دستور به سرعت به محل فرود یکی از خلبانها شتافتند و توانستند او را قبل از اینکه به دست نیروهای مبارز بیفتد سوار کرده و از مهلکه نجات دهند.
به محض سقوط هواپیما و انفجار آن تلاش نیروهای شبه نظامی لبنانی و فلسطینی که از بمباران خانه و کاشانه خویش عصبانی بودند برای ردگیری و دستگیری خلبانان آن آغاز شد.
«ران آراد» 28 ساله که در یک باغ فرود آمد بر اثر شدت ضربه وارده آرنج دست چپش شکست و دقایقی بعد نیروهای گروه «مقاومت مومنه» به رهبری «مصطفی دیرانی» منشعب از «سازمان امل» که در یکی از روستاهای اطراف به نام «زغداریا» مستقر بودند، سر رسیدند و زودتر از فلسطینیها او را به اسارت خود درآوردند. برحسب اتفاق محلی که آراد در آنجا فرود آمده بود خط تماس جنگ داخلی امل و سازمانهای فلسطینی بود.
3 ساعت بعد، آراد که از شکستگی دست رنج میبرد سوار بر اتومبیلی شخصی در حالی که چند ماشین دیگر حامل نیروهای مسلح او را اسکورت میکردند از صیدا به طرف بیروت حرکت داده شد. در طی مسیر دژبانیها و پستهای بازرسی گروههای مختلف مسلح از جمله ارتش لبنان قرار داشتند. ماشین حامل آراد قبل از رسیدن به یکی از این پستها سعی کرد تا با روشن و خاموش کردن چراغهای جلو بفهماند که مجروح دارد و نمیتواند بایستد. ولی نیروهای ارتش به سمت کاروان در حال عبور شلیک کردند اما به کسی آسیبی نرسید.
دقایقی بعد در «افران الرمیله» (نانفروشی رمیله) که همه خودروهای کاروان اسکورت به هم ملحق شدند برای رعایت جوانب امنیتی آراد را در خودرویی دیگر قرار گرفت و به سمت بیروت حرکت داده شد.
سازمان امل، در اولین روزها مدعی شد که رزمندگانش موفق شدهاند هواپیمای جنگی اسرائیلی را ساقط کنند و خلبان آن را به اسارت در آورند ولی سازمان فلسطینی «فتح» (گروه ابونضال) این ادعا را رد کرد و گفت: ما هواپیمای اسرائیلی را با موشک زدیم ولی چون خلبان آن در نزدیکی خطوط نیروهای امل فرود آمد توانستند او را اسیر کنند.
از همان روز به بعد رژیم صهیونیستی ـ که برای حفظ روحیه نیروهای مسلح و به خصوص خلبانانش اهمیت بسیاری قائل است و همواره سعی دارد تا از هر عملی که باعث تضعیف روحیه جنگی و جنایتکار آنان شود جلوگیری کند ـ پیدا کردن و کسب خبر از ران آراد را بهانه بسیاری از جنایاتش قرار داد.
در نیمه شب 6 مردادماه سال 1368 هلیکوپتری متعلق به ارتش اسراییل در محوطهای باز در مرکز شهر «جبشیت» در جنوب لبنان فرود آمد و در میان ترس و اضطراب مردم نیروهای کماندویی ویژه به آپارتمانی که درآن نزدیکی قرار داشت هجوم بردند و پس از شکستن در ورودی طبقه دوم ساختمان در میان وحشت زن و فرزندان اقدام به ربودن حجتالسلام شیخ عبدالکریم عبید امام جمعه جبشیت نموده و پس از انتقال او به هلیکوپتر با سرعت هرچه تمامتر به داخل فلسطین اشغالی پرواز کردند.
بهانه اسراییل برای این آدمربایی جنایتکارانه این بود که مدعی شدند شیخ عبید دستور نقل و انتقال آراد را داده است.
چند سال بعد در نیمه شب 3 خرداد 1373 مصطفی دیرانی در حالی که در جمع خانواده خود خفته بود با صدای هلیکوپترهایی که بر تپهای نزدیک روستای قصر نبا در دره بقاع فرود آمده بودند از خواب پرید ولی تا بخواهد اسلحه کمری را از زیر بالش خود بردارد با عکسالعمل کماندوهای «تیپ ویژه گولانی» ـ که وظیفه اصلیشان اینگونه آدمرباییها بود ـ بر بالین خود روبهرو شد و در میان بهت و وحشت زن و فرزندانش به داخل هلیکوپتر منتقل شد و از آنجا به پایگاهی نظامی در فلسطین اشغالی منتقل شد. در آن میان برادر وی از پنجره خانهشان که مقابل خانه مصطفی بود با تفنگ شکاری اقدام به تیراندازی به سمت صهیونیستها کرد که با پاسخ شدید آنان روبهرو شد ولی به کسی آسیبی نرسید.
پس از چند سال که از آدمرباییهای رژیم صهیونیستی میگذشت سرانجام در خردادماه سال 1379 دادگاهی نظامی و در حصاری از نیروهای امنیتی برای رسیدگی به پرونده عبید و دیرانی تشکیل شد.
در این فاصله اخبار متناقضی از سرنوشت آراد منتشرمیشد. خردادماه سال 1373 روزنامه «نداءالوطن» چاپ بیروت بدون اشاره به زمان و مکانی خاص نوشت:
«ران آراد» به هنگام فرار از محل بازداشت خود از سوی نگهبانانش هدف شلیک قرارگرفته و کشته شده است.
این روزنامه در ادامه نوشت:
«آراد هنگامی که در اسارت عناصر منشعب از سازمان امل به رهبری مصطفی دیرانی بود به قتل رسیده است».
شهریور سال 1375 رادیو رژیم صهیونیستی به نقل از روزنامه اسرائیلی یدیعوت آهارونوت اعلام کرد:«هرگونه اطلاعات در مورد دیپلماتهای ایرانی ربوده شده در لبنان میتواند اطلاعات متقابلی در مورد ران آراد به همراه داشته باشد».
اشاره میشود «احمد متوسلیان»، «سیدمحسن موسوی»، «تقی رستگار مقدم» و «کاظم اخوان» علیرغم برخورداری از مصونیت دیپلماتیک 14 تیرماه سال 1361 در پست بازرسی فلانژیستها در شمال بیروت معروف به حاجز برباره به اسارت درآمدند که از آن تاریخ به بعد هیچ خبر موثقی از سرنوشت آنان به دست نیامده است. رژیم صهیونیستی همواره به دنبال گره زدن اخبار و اطلاعات ماجرای ران آراد با گروگانهای ایرانی است. مجله « نیستان» چاپ تهران نیز در شماره فروردین ماه سال 1376 خود مدعی شد که ران آراد در اسارت سوریه به سر میبرد.
اسرائیل همواره تلاش دارد تا اینگونه وانمود کند که آراد توسط حزبالله لبنان ربوده شده و در اختیار ایران است. ولی حزبالله نیز در مقابل هرگونه ارتباط خود را با این قضیه رد کرده است و دلیل صحت این مطلب نیز این است که اگر خلبان اسرائیلی در دست حزبالله بود این حزب به راحتی میتوانست بر سر این خلبان معامله کرده و بهای گزافی از اسرائیل طلب کند کما اینکه در گذشته نیز شاهد بودهایم درازای تکههای بدن چند سرباز متجاوز اسرائیلی حزبالله توانست صدها تن از اسرای خود را از چنگال این رژیم آزاد کند.
شیخ عبدالکریم عبید از مسئولین حزبالله در جنوب لبنان که در اسارت به سر میبرد خرداد ماه سال 1379 در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی معاریو ضمن تاکید بر اینکه هیچ ارتباطی با اسارت خلبان اسرائیل ندارد و عبید بیجهت ربوده شده است،گفت: «آراد گروگان حزبالله نبوده و به همین دلیل امیدی برای آزادی او از طریق ربودن من وجود ندارد بلکه برعکس این امر ممکن است اوضاع را پیچیدهتر کند».
مصطفی دیرانی نیز روز پنج شنبه 19 خردادماه 1379 در مصاحبه با همین روزنامه گفت:«من نمیدانم آراد زنده است یا مرده و نمیدانم او در حال حاضر کجاست ولی به نظر من تا وقتی مرگش ثابت نشود زنده است».
دیرانی درباره وضعیت آراد در اولین ساعات اسارت گفت:«اولین بار که او را دیدم پس ازسقوط هواپیمایش بود. چند ساعت بعد او به خانه من در بیروت منتقل شد. من به او لباس و غذا دادم و او با پسر من که درآن موقع دو سال و نیم بود بازی کرد».
دیرانی همچنین تحویل خلبان اسرائیلی به عوامل ایران در بعلبک در مقابل سیصد هزار دلار را تکذیب کرد و درباره گمشدن آراد گفت:«ارتش اسرائیل به منطقه «میدون»در دره بقاع حمله کرد و دهها تن کشته و زخمی از مردم عادی برجای گذاشت. نگهبانان آراد که از نیروهای امل بودند برای جویا شدن از احوال نزدیکانشان او را ترک کردند و پس از بازگشت متوجه شدند که آراد نیست و پیدایش نکردند».
دیرانی مدعی شده که بعدا شنیده است یک گروه ایرانی از ترس اینکه اسرائیل عملیات تهاجمی برای نجات آراد انجام دهد خلبان اسرائیلی را از مخفیگاه سازمان امل ربودهاند. وی برای ادعای خود هیچ دلیل و مدرک مستندی ارایه نداده است. البته این امر می تواند عکس العملی در برابر خبر کشته شدن ران آراد توسط نیروهای سازمان امل باشد و اینکه خود را از این اتهام مبرا کند.
هر آنچه هست نشان از آن دارد که رژیم صهیونیستی برای یافتن ران آراد اهمیت قائل شده و حتی دست به آدمربایی آشکار زده است و همواره در برابر اذهان و افکار جهانی جنایت کار جنگی خود را که تنها برای ریختن بمب بر سر مردم بیگناه به لبنان تجاوز کرده بود( و البته بار اولش نبود که خانه و کاشانه مردم لبنان را بمباران می کرد) مفقودی مظلوم جلوه می دهد و اینگونه تبلیغ می کند که ایران وی را ربوده و نگهداری می کند. ولی تا به امروز سازمانهای اطلاعاتی عریض و طویل اسرائیل « موساد» و امریکا «سیا» هیچ سند موثقی بر این ادعای خود ارایه ندادهاند.
24 مهرماه سال 1377 روزنامه البیان چاپ امارات خبر داد که یک گروه اسرائیلی به سرپرستی شین برادر ران آراد بدنبال جمع آوری یک میلیون امضاء توسط پست الکترونیکی هستند تا به این وسیله از سید محمد خاتمی رئیس جمهوری اسلامی ایران بخواهند که ایران برادرش را آزاد کند!
چندی پیش نیزخبرگزاریها از قول رابط آلمانی میان حزبالله لبنان و اسرائیل برای تبادل اسرایشان نوشتند که هم چهار گروگان ایرانی و هم ران آراد کشته شدهاند و موضوع آنها از پرونده تبادل اسرا خارج شده است.
این امر با مخالفت خانواده های گروگانهای ایرانی روبرو شد، چرا که هیچ سند موثقی مبنی بر شهادت آنان ارایه نشده است.