تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۳  ، 
کد خبر : ۴۲۷۴۱

اسرائیل؛ هیدروپلیتیک خاورمیانه و مدیریت جنگ و صلح


تاسیس و کارکرد تهدیدآمیز اسرائیل با هدف دامن زدن به منازعات منطقه‌ای از سوی قدرت‌های فرامنطقه‌ای بوده و نه تنها اراده واقعی در این قدرت‌ها ـ که تقریبا همه مراکز، مجامع و سازمان‌های بین‌المللی را در سیطره خود دارند ـ وجود ندارد، بلکه همه مساعی و برنامه‌های آنها برای گسترش منازعات منطقه‌ای با هدف ماندگاری سیطره و سلطه آنان بر ثروت منطقه است.
قدرت‌های مؤسس اسرائیل، می‌کوشند به هر نحوی، کنترل تحولات را در منطقه در دست داشته باشند. از این رو آنها به دنبال نوعی مدیریت جنگ و صلح هستند؛ در واقع نوعی سازش همسو با منافع خود را دنبال می‌کنند و هرگاه ضرورتی دیدند، جنگی را بر منطقه تحمیل می‌کنند. شاهد مهره این سیاست غرب در منطقه، رژیم صهیونیستی است که با کارکرد خویش توانسته غرب را بر منطقه مسلط ساخته و راه هر نوع پیشرفت را بر مردم منطقه مسدود سازد.
از هنگامی ‌که نقطه تاسیس کشوری به نام اسرائیل در اندیشه استعمار نشست (یعنی از همان سال‌های 1890) دریافتند که سرزمین فلسطین، فاقد امکانات و منابع زیرزمینی جهت اسکان چندین میلیون کوچنده یهودی است و این فقدان منابع (به ویژه منابع آبی) اجازه نمی‌دهد که کشور ادعایی صهیونیسم در آن تاسیس شود مگر آن که نیازهای خود را به هر طریق ممکن از همسایگان، تامین کند.
آب به عنوان یک ضرورت غیرقابل چشم‌پوشی از اهمیت ویژه‌ای برای تاسیس و ماندگاری رژیم صهیونیستی برخوردار بوده و هست. لذا از همان زمان و در مقاطع مختلف و به انحای گوناگون، مسئله بررسی و مطالعه پیرامون امکانات آبی در منطقه «هلال خضیب» (لبنان، سوریه، اردن، فلسطین و بخشی از عراق) در دستور کار پروژه صهیونیسم قرار گرفت. به همین دلیل رهبران جنبش صهیونیستی، از گذشته‌های دور، «دولت یهود» را «دولت آب» دانسته‌اند.
تئودور هرتزل یکی از بنیانگذاران صهیونیسم اصرار بر تصرف منابع آبی در منطقه به عنوان یک استراتژی موثر و راهگشا داشت و در سال ۱۸۹۷ در نخستین کنگره جنبش صهیونیسم در شهر بازل سوئیس اعلام کرد: پایه دولت یهود را تا 50سال آینده از شمال به لیتانی در لبنان، گسترش خواهیم داد.
مجله جویش آبزرور در سال ۱۹۷۳ نامه‌ای را از حاییم وایزمن یکی دیگر از رهبران صهیونیسم، مربوط به سال ۱۹۱۹ منتشر ساخت که در آن آمده بود با توجه به جمیع جهات لازم است که مرزهای شمالی دولت یهود، به دشت لیتانی و بلندی‌های جبل الشیخ غربی و جنوبی بپیوندد تا بتوان بر آب‌های اردن مسلط گشت و این منطقه را به تصرف درآورد.
همچنین وایزمن در سال ۱۹۲۰ در نامه‌ای به وزیر امور خارجه وقت دولت انگلیس می‌نویسد: آب، عنصر اساسی برای امنیت و بقای کشور اسرائیل است.
در سال ۱۹۳۸ هوراس منیرگالین و لاودر ملک آب‌شناس و خاک شناس آمریکایی برای انجام تحقیقاتی به منطقه هلال خضیب اعزام شدند. پس از 6سال(1944) نتیجه تحقیقات آنان نشان داد که برای تشکیل کشور اسرائیل، حتما لازم است بر آب‌های لبنان شامل لیتانی، حاصبانی، چشمه وزانی و آب‌های سوریه شامل بانیاس، چشمه‌ دان، رودخانه یرموک و نیز نهر اردن دسترسی و احاطه یافت. آنان معتقد بودند که تمام آینده منطقه در دست کشوری خواهد بود که سلطه خود را بر لیتانی و یرموک و منابع آبی اردن گسترش دهد. به زعم آنان، باید جریان رودخانه اردن از بستر طبیعی آن تغییر و به منطقه ساحلی و از آنجا به صحرای نقب انتقال یابد. همچنین بر آب‌های حاصبانی و بانیاس باید چیره شد. همین ایده مربوط به چیرگی بر آب‌های منطقه‌ای منجر به آن شد که اکنون اسرائیل حدود 45درصد آب مورد نیاز خود را خارج از مرزهای ۱۹۶۷ به دست می‌آورد. سازمان ملل نیز در گزارشی اذعان داشت که اسرائیل 67درصد آب مورد نیاز خود را خارج از مرزهای 1948 تامین می‌کند.
با توجه به نیاز روزافزون اسرائیل به منابع آبی، دولت اسرائیل چگونه از مسئله آب به عنوان اهرم مقابله با رقبا و دشمنان خود بهره می‌گیرد و چگونه مشکل بی‌آبی خود را در دایره امنیت ملی حل می‌کند. اگر رژیم صهیونیستی و اعراب بپذیرند که مرزهای ۱۹۴۷ (همان مرزهایی که با مساعی و دخالت آمریکا و انگلیس و تصویب سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۷ ترسیم شد) مرزهای قانونی کشوری به نام اسرائیل باشد، چگونه می‌توان تصور نمود که اسرائیل بتواند برای اندک سالی استمرار داشته باشد. با توجه به نیاز روزافزون سرزمین‌های اشغالی به آب و با توجه به این که اسرائیل بیش از 67درصد آب‌های مورد نیازش را خارج از مرزهای خود (به اذعان سازمان ملل متحد) به دست می‌آورد و شاید عنوان بزرگترین سارق آب برای رفتار این رژیم، عنوانی به حق باشد، چگونه می‌تواند امنیت شهروند خود را حداقل برای درامان ماندن از تشنگی و گردش چرخ صنعت تامین نماید تا چه رسد به احیای کشاورزی!
از همین موضوع مستفاد می‌شود که نمی‌توان انتظار داشت اسرائیل بر مرزهای ۱۹۶۷ باقی مانده و یا به مرزهای 1967 و 1948 بازگردد زیرا در هر صورت این بازگشت به عقب، در کنار ده‌ها ایراد شکلی و محتوایی که برای هویت و ماهیت این رژیم به همراه دارد، نابودی آن را به دلیل بی‌آبی فراهم می‌سازد. همچنین ماندن بر سر مرزهای 1967 نیز خیالی بیش نیست؛ لذا در معادله برخورد کشورهای اسلامی‌ با رژیم صهیونیستی و آمریکا، به یقین دل بستن به عقب‌نشینی یا ماندگاری این رژیم به مرزهای امروزی نیز خوابی بیش نیست.
بنابراین با توجه به فقدان منابع آب کافی در سه بخش کشاورزی، صنعتی و مصرف خانگی، بعید به نظر می‌رسد که اسرائیل حاضر شود در اثر صلح با کشورهای همجوار، سرزمین‌های اشغال شده در سال‌های گذشته را به آنان بازگرداند زیرا در این صورت این رژیم از 67درصد آب‌های مصرفی فعلی خود محروم می‌شود و این به معنی یک فاجعه بزرگ امنیتی جهت ماندگاری این رژیم است.
نکته دیگر آن که چنانچه گزینه‌های موجود فراروی دولت صهیونیستی در جهت مهار شکل آب را برشماریم، به مواردی قابل تامل برمی‌خوریم:
۱ ـ اولین راه مهار بحران بی‌آبی اسرائیل، ماندگاری در سرزمین‌های فعلی و حتی گسترش آنها در مناطق جدید است که در بالا به آن اشاره شد.
۲ ـ اولین راه‌حل پیشروی این رژیم، استفاده از دستگاه‌های آب شیرین کن است که این شیوه هم به دلایلی چند عملی نمی‌باشد (از جمله هزینه بسیار بالای آن، فقدان مزیت نسبی برای کشاورزی، فقدان املاح کانی برای مصرف خانگی و غیره. علاوه بر این، دستگاه‌های آب شیرین‌کن هر لحظه ممکن است مورد تهاجم قرار گیرد و حتی مدیریت و نگهداری و تعمیرات چنین دستگاه‌هایی مزیت نسبی استفاده از آنها را برای درازمدت و در حد وسیع، به شدت کاهش می‌دهد).
۳ ـ راه‌حل سوم، واردات آب توسط تانکرهای بزرگ از کشورهایی نظیر ترکیه است که شرایط منطقه اجازه استفاده مناسب از این راه‌حل را نیز نمی‌دهد.
۴ ـ راه‌حل دیگری که صیهونیست‌ها به شدت به آن دل بسته‌اند و روش عملی آنها نشان می‌دهد که این گزینه را گزینه‌ای قابل دسترسی می‌دانند، انتقال آب از طریق ترکیه و کردستان عراق به اردن و سرزمین‌های اشغالی فلسطین است.
رژیم صهیونیستی با انتخاب این راه‌حل، درصدد است اهداف ذیل را تحقق بخشد:
ـ مشکل آب را در داخل خود حل نماید.
ـ از آب به عنوان اهرم فشار برای همگرایی کشورهای منطقه با خود سود جوید.
ـ موقعیت خود را در منطقه تثبیت و نهادینه کند.
در راستای این راه‌حل، اسرائیل ایجاد خط لوله انتقال آب از کشور ترکیه، سوریه و سپس سرزمین‌های اشغالی را در دستور کار خود قرار داده است و برای تحقق چنین طرحی مدت‌هاست که در رسانه‌های غربی و متمایل به اسرائیل، کشورهای منطقه را تشویق به ورود به یک دوره همگرایی منطقه‌ای با سرآغازی چون آب می‌کنند.
پیش از آن که موضوع انتقال آب از ترکیه پیش کشیده شود، رسانه‌های غربی و صهیونیستی به طور مفصل در مورد هزینه‌های بالای شیرین‌سازی آب دریا و خشک شدن سفره‌های زیرزمینی آب در دو کشور سوریه و اردن، بحران بی‌آبی را تا آنجا حاد و شدید ساختند که امر بر اهل فن نیز مشتبه می‌شود.
در واقع اسرائیل حدیث درد بی‌آبی خود را در قالب درد کشورهای همسایه زمزمه می‌کند و طوری وانمود می‌سازد که گویی خطر بی‌آبی، تنها همسایگان این رژیم را تهدید می‌کند.
اما اگر اسرائیل از سرقت آب از سه کشور سوریه، لبنان و اردن دست بردارد و فرصت‌های بهره‌وری و بهره‌برداری از آب‌های جاری در این کشورها را از آنها سلب سازد، این کشورها تا سالیان دراز می‌توانند مشکلات آب خود را مرتفع سازند؛ حال آن که با تهدیدات پیوسته این کشورها از سوی اسرائیل بر هزینه‌های دفاعی و امنیتی آنها هر روز افزوده می‌شود که در صورت نبود این تهدیدات، این بودجه‌ها می‌توانست صرف بهینه‌سازی استفاده از منابع آبی موجود شود. از سوی دیگر رژیم صهیونیستی می‌کوشد با دست آویز قراردادن دلسوزی برای بحران آب از این کشورها به یک همگرایی اقتصادی دست یابد و در نتیجه، کم کم آرزویی را که قریب 60 سال جنگ و کمک‌های فراوان آمریکا به آن نرسیده طی مدت کوتاه به بهانه آب به آن دست یابد.
در کنار این دلسوزی‌های فریبنده، رژیم صهیونیستی با تهدید کشورهای منطقه هرگز اجازه مدیریت بهره‌برداری از آب‌های منطقه را به آنها نمی‌دهد (حمله نظامی ‌به فونداسیون سد الوحده سوریه در این راستا ارزیابی می‌شود. همچنین پروژه‌های سوریه در تغییر جریان آب رود حاصبانی نیز با حمله هوایی اسرائیل متوقف شده است).
یکی از اهداف حمله اسرائیل به لبنان که به جنگی 33روزه مشهود شد، در کنار اهداف دیگری که دنبال می‌کند، سلطه بر منابع آبی جنوب لبنان بوده است؛ چه اصرار این رژیم در تسلط بر منطقه لیتانی از طریق قطعنامه 1701 و حضور نیروهای یونیفل در این منطقه، تلاشی در همین زمینه است.
از دیگر طرح‌های بزرگ رژیم صهیونیستی، انتقال آب پس از تجزیه عراق با همکاری آمریکا از منطقه کردستان به اردن و فلسطین است.
با اجرای این طرح، ضمن این که کانون بحران جدیدی در منطقه‌ایجاد می‌شود و کشورهای مقدم و توانمند در عرصه مقابله با زیاده‌خواهی‌های غرب و اسرائیل را با چالش‌های امنیتی فراوانی روبه رو می‌سازد، آب مورد نیاز خود را نیز تامین می‌کند و با انتقال آن به کشورهای دیگر اسلامی، زمینه همگرایی اقتصادی را با خود فراهم می‌سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات