نویسنده: ولید نویهض
مترجم: سیدمحسن ساری
انتقاد تند رئیس جمهور ولادیمیر پوتین از سیاست آمریکا که در سخنرانی وی در کنفرانس امنیتی مونیخ مطرح گردید، با شگفتی دور از انتظاری از سوی واشنگتن مواجه شد. سخنگوی «کاخ سفید» دهشت و در عین حال ناامیدی خود را از سخن رییسجمهور پوتین ابراز داشت. سخنگوی کاخ سفید در مورد سخنان پوتین نه فقط توضیحی نداده بلکه فقط به ابراز تعجب از آنچه که پوتین گفته اکتفا کرد اگر چه باید به این نکته اعتراف کرد که سخنان پوتین هرگز پیچیده و پر ابهام نبود.
پوتین در سخنرانی خود نکات مشخصی را عنوان کرد که یا صحیح است یا غلط . پوتین بر سیاست خارجی آمریکا ملاحظاتی را عنوان کرد و گفت که واشنگتن به روابط بینالملل احترام نمیگذارد و به تنهایی تصمیم میگیرد و در جهان را به سوی نوعی از تنش و درگیری میکشاند پوتین در ادامه گفت: اقدامات یکجانبه آمریکا مشکلات جهان را دو چندان کرده و دولت آمریکا را به رها ساختن «ابر قدرتی» فراخواند. پوتین به ایالات متحده آمریکا نسبت به خطر آفرین بودن این شیوه هشدار داده و آن کشور به مشارکت و احترام به منافه دیگران و بر کنده شدن از یک جانبهگری و روی آمدن به تعددگرایی فراخواند.
سخن پوتین در مونیخ در وقت مناسب ایراد شد و در واقع به یک مشکل اساسی در روابط بینالملل اشاره کرد. پوتین بحران نیافرید بلکه اجزای این بحران را مشخص کرد. او از اصرار بینالملل پرده بر نداشت بلکه به سیاستی به وضوح اشاره کرد که مشکلات جهان را دو چندان کرده است.
سخنگوی کاخ سفید، سخنان پوتین را در مورد ملالت قرار داده ولی دلایل این ملالت را به وضوح روشن نکرد. آیا سخنان پوتین غلط بوده صحیح آن کدام است؟ این همان چیزی است که سخنگوی کاخ سفید از پاسخگویی به آن طفره رفت. عدم پاسخگویی به سخنان پوتین بدان معناست که او کاملا به هدف شلیک کرده و اجزای مشکلات و منابع آن را کاملاً درست مشخص کرده است.
حال این پرسش مطرح است. چرا پوتین این سخنان را در یک کنفرانس امنیتی بینالمللی که یک رییسجمهور روسی از سال 1962 تا کنون برای اولین بار در آن شرکت میکند، مطرح ساخت؟ در پاسخ باید گفت که مناسب مهم بوده و مکان نیز اهمیت ویژهای داشت و سخنان مطرح شده نیز بسیار مهم بودهاند.
رییسجمهور پوتین بی شک خواستار آن بود که در چار چوب سیاستی که آمریکا در دهه اخیر اتخاذ کرده، واکنش مناسبی نشان دهد. آیا سخنان یاد شده اعتراضی عمومی به سیاست عمومی آمریکا بود و یا این هدف و اعتراض به یک سیاست خاص آمریکا بوده و به کاشتن موشکهای بالیستیکی در اروپا (لهستان – رومانی و چک ) که امنیت روسیه را تهدید میکند، مرتبط میشد؟ آیا پوتین در سخنان خود آگاهانه خواستار مطرح ساختن یک جانبهنگری آمریکا در آغاز نخستین سفر خود به عربستان سعودی بود؟ البته باید گفت دیدار به عربستان سعودی به مثابه شکافته شدن سیاست مهم راهبردی از نظر اقتصادی و سیاسی است و انتظار میرود که در معیارهای تجار و فرهنگی بسیار موفقیتآفرین باشد. در ادامه باید این پرسش را نیز مطرح ساخت: آیا این سخنان، واکنش غیرمستقیم به لشکرکشی دریایی و زمینی امریکاست که با هدف تقویت موقعیت خود در عراق و منطقه خلیج (فارس) صورت میپذیرد؟
هر سه احتمال فوق، درست میباشند و در واقع نمایانگر حساسیت روسیه به سیاست یکجانبهنگری ایالات متحده آمریکا و احترام نگذاشتن به منافع و حتی به حضور دیگر نیروهای بینالمللی است.
برای رسیدن به مفهوم سخنان پوتین سه احتمال فوق نمیتواند کافی به نظر رسند. زیرا سخنان پوتین بسیار محکم بوده و سیاستهای کلی آمریکا را شامل شد و به انتقاد آن در مناطق معینی مختص نگردید.
سخن اصلی این است که روسیه پس از گذشت مدتی حدود 15 سال غیبت در صحنههای بینالمللی قصد دارد که جایگاه گذشته خود را باز یابد. اصل سخن در این است که برداشت کلی مسکو این است که احساس میکند سیاست فعلی آمریکا موجب گردیده که در سطح بینالملل خللی ایجاد شود و ضعف در روابط بینالملل این معنا را میدهد که آمریکا وارد مرحلهای شده است که آغاز دوره عدم سیطره این کشور بر امور بینالمللی است و درماندگی در تثبیت سلطه یعنی پذیرفتن نیروی دیگر است و آماده شدن برای آغاز مذاکره با او و بازنگری بسیاری از پروندههاست.
تهاجم معکوس
بنابراین میتوان گفت که سخنان پوتین فقط ملاحظاتی انتقادی که در قالب یک مقاله مطبوعاتی و یا پژوهش یک استاد دانشگاه و یا گزارش صادره از سوی پژوهشکده و یا یک ارزیابی جامعهشناسی و یا سیاسی نیست؛ این سخنان از سوی رییس جمهور کشور بزرگ ایراد شده که در کمتر از دو دهه گذشته در تصویب سیاستهای جهانی یک ابر قدرت بود.
این سخنان از نظر مفهوم و مقاصد جدید و تازه نیستند و بارها و بارها از سوی روزنامهنگاران و نویسندگان و آگاهان سیاسی و سیاستمداران در آمریکا و اروپا و آسیا و خاورمیانه، تکرار شده است.
نکته جدید این است که رییس جمهور پوتین آن را بیان داشتند و شاید این همان دلیل اصلی باشد که سخنگوی کاخ سفید رابر آن داشت که فقط به سکوت و تعجب کردن اکتفا کند.
معمولاً این گونه سخنان میان رؤسای جمهور کشورهای بزرگ به صورت علنی گفته نمیشود و بیان این سخنان به طور آشکارا نشان دهنده این امر است که تنش میان طرفین به حدی رسیده است که امکان و بیان آن با واژههای پر ابهام و سیاستمدارانه وجود ندارد.
سخنان پوتین گام برداشتن در مسیر درست است و میتوان آن را به مثابه آغاز تهاجمی معکوس از سوی مسکو تلقی کرد زیرا این کشور برا ی مدتی طولانی در بسیاری از میادین و صحنهها غایب بود.
روسیه دهها جایگاه را از دست داده و در جایگاههای بسیار دیگری از حقوق خود تنازل کرده و اهمیت خود را از دست داده بود و دیگر آن کشوری که میبایست در معادلات جهانی نقشی تعیینکننده داشته باشد، نبود آمریکا در مقابل، دهها جایگاه را به دست آورد و در دهها مورد دیگر حقوق دیگران را غصب کرده و نیروهای نظامی خود را برای تحمیل ابهت خود و شکستن بال کشورهای مخالف خود به کار گرفت و دربسیاری از تصمیم گیریها یکجانبه اقدام میکرد و وجود دیگران و منافع آنها را به هیچ میانگاشت.
آیا پوتین با این سخنرانی خود در مونیخ خواستار آن بود که به ایالات متحده آمریکا بگوید «دیگر بس است؟» شاید این پرسشی پیشی جستن بر امور باشد، ولی منظر بینالمللی حاکی از وجود تغییراتی است که بازگشت «دومین جنگ سرد » نمایانگر است.
این سخنان به مثابه یک ابر در آسمان صاف نیست که پس از مدتی کوتاه محو شود. بلکه آغاز بنیانگذاری نوعی از موازنه قوای بینالمللی بر اساس تعددگرایی است و بر سیاستهای آمریکا و رفتارهای یکجانبهنگر آمریکا حالتی شبه نظارت ایجاد میکند و این مورد در منطقه حساسی همچون خاورمیانه میتواند علنیتر از جاهای دیگر باشد.
جهان در حال حاضر به اینگونه سخنان نیازمند است و در انتظار ظهور کشورهای قدرتمندی است که تاب و توان مسئولیت را داشته باشند.
مواردی که در سخنان پوتین به عنوان نشده در واقع میتواند آغازی برای واکنش نشان دادن در برابر سیاست زور مدارانه و غوغاگرانه باشد. کشورهای عربی و اسلامی و نیروهای آزاد در جهان در برابر سیاستهای زورمندانه و غوغاگرانه بهای سنگینی پرداختهاند و اکنون زمان آن فرا رسیده که برای این سیاست حد و مرزی قایل شد.