رسول سنایی راد
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان، تلاش برای تبلیغ القای وجود وضع فوقالعاده در کشور را خط دشمن دانستند و با انتقاد از تکرار این مطلب از زبان و قلم برخی افراد داخل کشور، فرمودند: هیچ وضع فوقالعادهای در کشور وجود ندارد؛ چرا که صفآرایی دشمنان در مقابل جمهوری اسلامی در تمامی 28 سال گذشته ادامه داشته و ملت بزرگ و مقتدر ایران در تمامی این سالها پیروزی رسیده است و امروز هم همین طور خواهد بود. واقعیت این است که به دنبال اجرای جنگ روانی دشمن در بحبوحه ملت 60 روز و تهدید به تحریم در قطعنامه 1737، متاسفانه برخی اشخاص و قلمها به بازگویی و حتی بزرگنمایی تهدیدات دشمن پرداخته و به القای وضعیت خطرناک فوقالعاده بر آمدند که دقیقاً همان خواسته دشمن یعنی ایجاد هراس و تاثیرگزاری بر روحیه مقاومت مردم در دفاع حقوق و عزت کشور اسلامیمان است چرا که هدف اصلی جنگ اصلی روانی، تضعیف روحیه و اراده ایستادگی حریف و واداشتن وی به انصراف از مقاومت است که البته مردم غیرتمند ما، در راهپیمایی روز 22 بهمن به آن پاسخ دادند. لیکن برخی از سیاسیون یا سیاستبازان، گویا اصرار دارند عقب ماندن خویش از مردم، اشتباه در تحلیلها یا لجبازی سیاسی خود را به نمایش بگذارند که این موارد به چند زمینه و عامل گره خورده است:
گرفتار آمدن به روحیه محافظه کاری و فاصله گرفتن از انقلابیگری و شهامت ایستادگی و بخشی ناشی از گذر عمر و بخشی نیز به خاطر تعلق به دنیا و منافع مادی است.
2- غفلت از ضعفهای دشمن و فراموش نمودن توانمندیهای خودی برای مقابله و ایستادگی که در گذشته با شرایط به مراتب سختتر و آمادگی و توان متفاوتتر به خوبی اثبات شده است.
در دوران دفاع مقدس که صدام حمایت بسیاری از کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی را داشت و نسبت ابزار و تجهیزاتش 7 برابر ما بود. پس از 8 سال مقاومت مردم ما مجبور به عقبنشینی و پذیرش خفت گردیده در مقطع فعلی نیز حزبالله در نبرد 33 روزه ارتش اسطورهای اسرائیل را مجبور به پذیرش شکست نمود.
افتادن به دام فریب و اغوای دشمن که گاه ناشی از اعتماد به ادعای دشمن و باور آن و گاه تسلیم شدند به نظرات مشاوران، همکاران و هم گروههای سیاسی است. که متاسفانه همانقدر که دشمن را بزرگ میبینند به مردم کشور خود را کوچک تصور مینمایند.
4- ترجیح منافع و مطالبات حزبی و گروهی بر مصالح و منافع ملی و استفاده از شرایط برای بهرهگیری در رقابت با جریان سیاسی حاکم که بتواند دولت فعلی را به افراطیگری و عدم بهرهگیری از شیوههای هوشمندانه و مدبرانه متهم سازد.
اتخاذ مواضع مبهم و القا وجود وضعیت حساس و فوقالعاده از سوی هر جریان و بنا به هر دلیلی که باشد، میتواند دشمن را در نیل به هدف اصلی آن، در طراحی جنگ روانی تشدید فضای تهدید کمک نماید.
چنین واقعیتی قبل از آنکه به مردم کشور آسیبی برساند، اعتبار و آبروی این چهرهها قلمها را نزد مردم مخدوش میسازد، چرا که اخبار ناشی از تو خالی بودن فضای تهدید و عدم امکان عملیسازی تهدیدات و عقبنشینی سران کاخ سفید از ادعاها و رو شدن ضعفهای آنان در به راه انداختن یک جنگ دیگر در منطقه نه تنها از سوی کارشناسان خودی بلکه از سوی رسانهها و جریانات سیاسی آمریکایی و متحدان آنان به سرعت انتشار یافته و شوری آش حتی به خان نیز رسیده است، به گونهای که رسانههای غربی، تحرکات نظامی آمریکا را اقدامی صرفاً نمایشی دانسته و وزیر دفاع آمریکا این تهدیدات را روشی برای تاثیرگذاری بر موقعیت ایران برای انجام مذاکره نامیده است. بدیهی است چنین وضعیتی در آینده میتواند قضاوت مردم نسبت به شناخت و تحلیل چهرهها، قلمها و رسانههای حزبی و سیاسی را تحت تاثیر قرار دهد و اگر شائبه همراهی با دشمن منجر نشود، شناخت و درک سیاسی آنان را با سئوال جدی مواجه خواهد ساخت.